"یکی از فماهیم مغالطه آمیز در انسان شناسی عامه مفهوم «قوم» و «مرزهای قومی» است. طی سال های گذشته به دلیل شرایط نوین اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی که ناشی از صنعتی شدن، سودآموزی، مهاجرت و جهانی شدن است، عناصر تشکیل دهنده این مفاهیم دچار دگرگونی شده است و به تحولاتی در مرزهای تفکیک کننده گروه ها و اقشار اجتماعی انجامیده اند.
در این مقاله که نتیجه مطالعه ای انسان شناختی در یکی از مناطق روستایی شمال ایران است، محقق با اتخاذ یک دیدگاه کاربردی در حوزه های انسان شناسی عامه و انسان شناسی عملی، تحولات مرزهای قومی را در بین دو گروه قومی ساکن در این منطقه به معرض نمایش می گذارد. مقاله با طرح چهارچوب نظری موضوع آغاز می شود و پس از تعریف مفاهیم قوم، هویت و مرزهای قومی، تصویری از عناصر تشکیل دهنده هویت که تعیین کننده مرزهای قومی بین این دو گروه است، نشان داده شده، سپس تحولات این عناصر با تاکید بر عوامل اقتصادی – اجتماعی جامعه ایرانی از نیمه دوم قرن بیستم تا دوره معاصر مورد تحلیل و تبیین قرار می گیرد."
بی تفاوتی اجتماعی یکی از آسیبهای فرهنگی جدی جامعه ما در حوزه شهروندی است.یکی از انواع این نوع بی تفاوتی، بی تفاوتی زیست محیطی است.هدف از پژوهش حاضر، تحلیل بی تفاوتی زیست محیطی در میان شهروندان شهر یزد می باشد.روش تحقیق پیمایشی و اطلاعات با ابزار پرسشنامه گردآوری گردید.جامعه آماری این تحقیق ، کلیه افراد بالای 18 سال ساکن یزد و حجم نمونه 390 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب گردیده است. چارچوب نظری با تاکید بر نظریه های محیط گرا انتخاب شد. بعد از جمع آوری اطلاعات، فرضیه های تحقیق در دو سطح توصیفی و استنباطی از طریق نرم افزارهای spss مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج تحقیق نشان داد که بی تفاوتی زیست محیطی تحت تاثیر متغیرهای نگرش زیست محیطی، احساس مسئولیت، دانش زیست محیطی و اثربخشی می باشد و با افزایش این متغیرها، بی تفاوتی زیست محیطی کاهش می یابد. از بین متغیرهای جمعیت شناختی(جنسیت،تاهل،درآمد،سن و تحصیلات)، تنها رابطه متغیر تحصیلات با بی تفاوتی زیست محیطی معنادار می باشد و میانگین بی تفاوتی زیست محیطی افراد با سطح تحصیلات زیر دیپلم بیش از سایرین است. نتیجه تحلیل مسیر نشان می دهد که متغیرهای فوق 26 درصد از تغییرات بی تفاوتی زیست محیطی را تبیین می کنند.
فرهنگ از رایج ترین واژه هایی است که در طول تاریخ برای شکل دادن به تمدن های زنده جهان، تأثیر بنیادی داشته است. امروزه نیز اقشار مختلف مردم؛ به ویژه پژوهشگران و صاحب نظران رشته های علوم انسانی به خوبی آن را می شناسند و هر کدام به شیوه ای خاص از آن بهره می جویند. هدف از تحقیق حاضر، نمایاندن نقش اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان ایلام در رشد و توسعه فرهنگ عمومی است. چون دامنه فعالیت های اداره کل، وسیع است، از میان مناسبت های اولویت دار، موضوعات تکلیفی و ده ها برنامه شاخص دیگر در حوزه فرهنگ و هنر، «فصلنامه علمی – ترویجی فرهنگ ایلام» به عنوان یک رسانه شاخص و تأثیرگذار، برای بازتاب اهداف و تبیین مأموریت های اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان، جهت بررسی و پژوهش انتخاب شد. این پژوهش به روش توصیفی و تحلیلی به انجام رسید. برای گردآوری اطلاعات آن نیز از روش اسنادی و کتابخانه ای استفاده شد. نتیجه بررسی و مطالعه 53 شماره از این نشریه نشان داد که با وجود فراز و فرودهای زیاد، ضمن انعکاس نتایج پژوهش های کاربردی و رویدادهای مهم فرهنگی، در رشد، پیشرفت و تبیین فرهنگ، هنر، آداب و رسوم مردم ایلام نقش ممتازی داشته است. بازتاب 330 مقاله علمی- پژوهشی از استادان دانشگاه ها، محققان و پژوهشگران با موضوعات متنوع فرهنگی، هنری، دینی، سیاسی، اجتماعی، آموزشی، تاریخی، اقتصادی، مدیریتی، ورزشی و ... در میان مسئولان، علاقه مندان و فرهنگ دوستان، محور اساسی رسالت این رسانه چاپی بوده است.
از حدود پنج هزار سال پیش در بخش های مرکزی فلات ایران ، روند گرم و خشک کردن آب و هوا ، کاهش منابع آب و گسترش بیابان ها آغاز شد . طی این دوره ساکنان توانستند به طریق تجربی آموزه های بهداشتی مفیدی را در سبک های معماری مساکن خود بکار گیرند . در این تحقیق به کمک منابع کتابخانه ای و مطالعات میدانی برخی از مهم ترین شاخص های بهداشتی مؤثر در تامین آسایش جسمی و آرامش روانی ساکنان در فضاهای بیرونی و درونی مساکن کهن و نو بررسی و مقایسه شد . اینی مساکن شامل دو گروه مساکن بومی و مساکن جدید در مناطق مرکزی ایران بطور عموم و جنوب شرق کاشان به طور خاص بودند ..
" هویت ملی بهویژه از عصر مشروطه و دستکم برای جامعه و گفتمان روشنفکری معاصر ایران به یک مساله تبدیل شد. مسالهای که برای صادق هدایت با آن شخصیت چندگانه و متفاوت فردی و هنری که خود فرزند عصر مشروطه و در گیرودار فرهنگی چند گانه و برزخ سنت و تجدد بود میتوانست دو وجه داشته باشد؛ یکی فردی و دیگری جمعی.
خویشتنیابی و جستوجوی هویت ملی از طریق هنر و خلق اسطورههای هنری، از دغدغههای اصلیِ این نویسنده و روشنفکر معاصر ایرانی بود. این مقاله، ابعاد تلاش «هدایت» را در این زمینه مورد بررسی قرار میدهد و به دلایل ناکامی آن میپردازد، و این پرسش را که «معنی و غایت زندگی چیست؟» بهعنوان مسالهای فلسفی و معناشناختی برای هدایت معرفی میکند که برای او حل نشده باقی مانده و همین امر کوشش هویتجویانه هدایت را ناکام گذاشته است. "