کاهش اشتباهات انسانی و ارتقای سطح یادگیری در سازمان ها، مستلزم تبادل یا تسهیم دانش و اطلاعات به طور مستمر می باشد. مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش عوامل سه گانه اعتماد، روابط متقابل بین فردی و توانمندی مدیر بر نگرش و رفتار مبتنی بر تسهیم دانش پرستاران انجام گرفته است . نوع تحقیق ،مقطعی بوده و به روش تصادفی ساده 66 پرستار بیمارستان 17 شهریور در شهر مشهد، به عنوان نمونه آماری انتخاب گردیده است. از پرسشنامه برای جمع آوری دادهها استفاده شد و برای آزمون فرضیه ها در قالب معادلات ساختاری از روش حداقل مربعات جزئی با نرم افزار PLS استفاده به عمل آمد. مدل ساختاری نشان داد که عوامل سه گانه اعتماد، روابط متقابل بین فردی و توانمندی مدیر، بر تغییرات رفتار مبتنی بر تسهیم دانش به طور معنی داراثر می گذارد و نگرش نسبت به تسهیم دانش نیز متغیر میانجی می باشد.نتایج به دست آمده از یافته ها نشان داده است : اعتماد متقابل بر ترغیب همکاری و تبادل اطلاعات بین پرستاران اثر می گذارد و جلب مشارکت، ابراز قدردانی و اطلاع رسانی به پرستاران از سوی مدیران، زمینه را برای ایجاد فضای یادگیری جمعی فراهم می سازد.
در این مقاله به اولویت بندی هفت عامل موثر بر عملکرد شرکت های تولیدی با استفاده از روش حذف و جابجایی گزینه ها[1] پرداخته شده است. هفت عامل ورودی در سازمان های تولیدی که در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفته اند عبارتند از: مدیریت، منابع انسانی، مواد، روش، پول، بازار و ماشین آلات. جامعه آماری این تحقیق صنایع ماشین سازی تبریزکار است که شامل 50 نفر نیروی انس انی می باشد. به دلیل محدود بودن جامعه آماری همه اعضای آن مورد مطالعه قرار گرفته و از نمونه گیری استفاده نشده است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که عوامل مدیریت و ماشین آلات از نظر اهمیت در اولویت اول قرار دارند. منابع انسانی و روش از اولویت دوم برخوردارند و مواد، پول و بازار نیز در رتبه سوم اهمیت قرار دارند.
در این پژوهش بحث گزینش کارکنان در چارچوب الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت مورد بررسی قرار گرفته، متغیرهای مؤثر بر آن شناسایی شده و در نهایت الگویی برای شناخت ابعاد و سازوکار اثر این عوامل طراحی شده و برازش آن مورد ارزیابی قرار گرفته است. جامعه ی آماری پژوهش، کارکنان و مدیران پنج دانشگاه: جامع امام حسین(ع)، شهید بهشتی، تربیت مدرس، دانشگاه تهران و تربیت معلم تهران بوده است. مدل استخراج شده از ادبیات موضوع، ازطریق مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار Lisrel مورد سنجش قرار گرفت. یافته های پژوهش، الگوی استخراج شده را تأیید نمود و نشان داد که دو عامل توجه به مؤلفه های عقیدتی و همچنین توانمندی های کاری و اخلاقی در گزینش، تأثیر معنا داری بر صلاحیت کارکنان در احراز شغل شان داشته اند. همچنین متغیر صلاحیت کارکنان در احراز شغل شان نیز به عنوان متغیر میانجی، تأثیر معنا داری بر دو متغیر وابسته ی الگو، یعنی پذیرش شغل و خودکنترلی داشته است. انجام این تحقیق نشان داد که به طور کلی در جامعه ی ما دو عامل پذیرش شغل و خودکنترلی که از مهم ترین آرمان های منابع انسانی در هر سامانه می باشند، تحت تأثیر توجه به مؤلفه هایی مانند: صلاحیت اخلاقی، سیاسی، اعتقادی، خانوادگی و البته تخصصی است.
هدف از پژوهش حاضر شناسایی عوامل به وجود آورنده سکوت سازمانی در بین کارکنان دانشگاه بود. برای نیل به این هدف از مطالعه موردی استفاده شد که در ابتدا داده های کیفی، سپس بر اساس یافته های آن، داده های کمّی گردآوری و تحلیل شدند. جامعه آماری این پژوهش کارکنان دانشگاه محقق اردبیلی با جمعیت 354 نفر بود. در مرحله کمّی از طریق نمونه گیری خوشه ای تعداد 153 نفر برای نمونه گیری برآورد شدند. در بخش کیفی با استفاده از نمونه گیری هدفمند تعداد 11 نفر انتخاب و با آن ها مصاحبه های عمیق صورت گرفت. ابزار گردآوری داده ها در بخش کمّی پرسشنامه محقق ساخته بود که ضریب آلفای کرونباخ آن 92/0 محاسبه گردید. ابزار پژوهش در بخش کیفی مصاحبه بدون ساختار بود که از روش سه بعدی نگری و بازخورد مشارکت کننده برای اعتبار یابی آن استفاده شد. به منظور تحلیل داده های کمّی از مدل معادلات ساختاری با نرم افزار PLS و در بخش کیفی از تحلیل محتوای استقرایی مبتنی بر کدگذاری باز استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که عوامل سازمانی مانند ساختار سازمان، فرهنگ سازمان، عکس العمل منفی از جانب مدیران و سبک رهبری و عوامل فردی مانند ترس از دست دادن شغل، نوع شخصیت فرد و عدم تعهد کارمند جزء دلایلی هستند که موجب سکوت افراد در سازمان شده اند. یافته های دیگر پژوهش نیز نشان داد که ازنظر کارکنان عکس العمل منفی از جانب مدیران بیشترین تأثیر را در سکوت سازمانی دارد.
یکی از عوارض صنعتی شدن افزایش روز افزون تعداد وتنوع حوادث شغلی می باشد ضمن تاثیر بر شاخص های اقتصادی،ضایعات انسانی نیز به همراه خواهدداشت. از طرفی تنها راه مقابله با این پدیده اجرای برنامه های پیشگیری می باشد واز آنجایی که اجرای برنامه های آموزشی متناسب برای اصلاح رفتارهای افراد درنتیجه ی کسب شده در تغییر و تثبیت رفتارها و کاهش بروز و شیوع حوادث تاثیر دارد بایستی از آموزش هایی که براساس نیازهای ذهنی کارکنان طراحی شده اند به عنوان یک عنصر پیشگیری کننده استفاده نمود. تحقیق حاضر توصیفی-تحلیلی و از نوع مقطعی است.جامعه مورد مطالعه 38 نفر از کارگران پیمانکاران یک پروژه صنعتی احداث کارخانه سیمان بوده اند که به دو گروه حادثه دیده و حادثه ندیده تقسیم شده اند. داده ها توسط پرسش نامه، مشاهده و بررسی شرح حال افراد گردآوری گردید
نتایج مطالعه نشان داد که بیشترین واحد های مورد پژوهش در گروه سنی 20-29 سال-31/73درصد از حادثه دیدگان و41/68درصد از حادثه ندیدگان قرار دارند .براساس یافته های این تحقیق بین آگاهی و عملکرد در هر دو گروه حادثه دیده و حادثه ندیده ارتباط مستقیم معنی دار وجود داشت . همچنین بین میزان آگاهی وعملکرد در گروه حادثه دیده با میزان آگاهی و عملکرد در گروه حادثه ندیده تفاوت معنی داری وجود داشت. با توجه به نتایج پژوهش می توان چنین نتیجه گیری کردکه آموزش وبالابردن آگاهی نکته اصلی در افزایش بازدهی، عملکرد و کاهش حوادث می باشد و افزایش راندمان آموزشی نوعی صرفه جویی در هزینه ها و افزایش بهره وری را به همراه خواهد داشت
هوش هیجانی"" و ""دنیل گلمن"" دو واژه ی همسان و به هم پیوسته اند. دنیل گلمن، روانشناس زبده ی امریکایی توانست نظریه ی ""هوش"" یا بهره ی هوشی را که سالیان دراز مورد استفاده بود، تغییر داده و آن را به زندگی اجتماعی و حرفه ای و عادی بیاورد و با ""هوش هیجانی"" نامگذاری کند.
دنیل گلمن با همه ی اعتبار دانشگاهی اش، سالها در مجلات غیرتخصصی و عمومی نظیر سایکولوژی تودی (Psychology Today) و نیویورک تایمز قلم زد و از این رو بیش و پیش از مجامع علمی، مردم عادی و مدیران و کارشناسان از نظریه اش و کاربردهای آن آگاه شدند.
آموزش کارکنان اغلب جهت پذیرش قوانین دولتی یا کاهش هزینه های بیمه یا موضوع تشویق آنان در مسیر اتخاذ رفتارهای ایمن انجام می گیرد وبا هدفمند است تا این که براساس قوانین تصویب شده مدیریت بخواهیم صلاحیت او را تقویت کنیم
چنین رویکردی به نیروی کاری آگاه وماهر نیازمند است تا بتواند در زمینه ایمنی وبهداشت تقابل مستقیمی با مدیریت برقرارکند خوشبختانه مدل های بین المللی زیادی برای آموزش کارکنان ومشارکت وسیع در کوشش ها ی سلامت و ایمنی محیط های کار وجود دارد که بیشتر برنامه های جدید آموزش اصولا از طریق کمک مالی دولت ، سرمایه0اتحادیه ها با مشارکت کارفرما اجرا می گردندآموزش مشارکتی کارگر در انجمن های کشوری که برابر جوامع مختلف کارگری طراحی شده اند. فلسفه این آموزش بر اساس قواعد آموزش در سطح بزرگسال است وبرداشتی از فلسفه توانمند سازی در آموزش همگانی است