ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۵٬۰۴۱ تا ۱۵٬۰۶۰ مورد از کل ۱۵٬۳۱۰ مورد.
۱۵۰۴۱.

Technology: From Serving the Teacher to Aspiring to Ruling; Is It Possible?(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۰
A proper understanding of the teacher's status in the context of technology, especially new technologies such as artificial intelligence, requires an analysis of the philosophy of evolution of technology (nature and aims of technological developments) on the one hand and its relationship with the pedagogy and teacher on the other. In other words, the teacher's activity as a main factor in pedagogy has been a function of the philosophy of technological developments throughout history, and a proper understanding of this activity also requires a precise understanding of the nature and aims of technological developments. Accordingly, here we first refer to the stages of technological evolution and its meaning and functions, and then we discuss the impact of these stages of evolution on the role and activity of the teacher in the pedagogical process. The question that this article wants to answer is whether artificial intelligence, as the last stage of technological evolution that wants to replace the teacher in pedagogy, can replace it or not, and if not, what is the solution for the teacher and artificial intelligence to be able to function simultaneously?
۱۵۰۴۲.

دریاهای مینوی در فلسفه ایرانشهری و عرفان اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۴۷
ابوریحان بیرونی در کتاب الصیدنه وقتی می خواهد ضعف زبان پارسی را در مقایسه با زبان تازی یادآور شود می گوید که زبان پارسی صرفاً به درد قصه گویی های شبانه و داستان سرایی کردن برای پادشاهان می خورد، و نه برای طرح مباحث و مسائل دقیق علمی و فلسفی. یکی از زنده ترین و پرتحرّک ترین تعبیرات اشاری که هم در زبان پارسی میانه و هم در دوره جدید در میان فلاسفه و عرفای ایرانی رایج بوده است تعبیر «دریا» است. این نام که در زبان پارسی معمولی به معنای شناخته شده به کار می رفته، نزد حکما و عرفای ایرانی برای اشاره به چیزهای مینوی و صفات اهورائی وهمچنین ضدّ آنها یعنی صفات اهریمنی به کار رفته است. البته در دوره پیش از اسلام، حکمای ایرانی دریا را برای نامیدن کلیّاتی که در عالم مینو وجود دارند و افلاطون و افلاطونیان آنها را مثل می نامند به کار می برده اند و در دوره اسلامی عرفای ما عمدتاَ آن را برای اشاره به صفات الهی یا حالات و مقامات نفسانی و کمالات و رذائل اخلاقی در نظر گرفته اند. در این مقاله که در دو بخش تنظیم شده است، ابتدا سعی خواهیم کرد معنایی را که در زبان پارسی میانه، به خصوص در کتاب دینکرد ششم برای «دریا» در نظر داشته اند بررسی کنیم و سپس کارکرد این کلمه را در آثار و سخنان عرفای پارسی زبان، از بایزید بسطامی و ابوالحسن خرقانی گرفته تا نویسندگان و شعرایی چون رشیدالدین میبدی و فریدالدین عطار بررسی نماییم.
۱۵۰۴۳.

مطالعه تطبیقی رابطه جنگ با مفهوم از خودگذشتگی در اندیشه ماکس شلر و کارل اشمیت(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۸
هدف این نوشتار تحلیل و تطبیق نسبت مفهوم «از خودگذشتگی» با جنگ در آرای ماکس شلر و کارل اشمیت است. در اندیشه سیاسی اشمیت جنگ به عنوان افراطی ترین ابزار سیاسی، امکانی را آشکار می کند که زیربنای هر ایده سیاسی است یعنی تمایز دوست و دشمن. در حالی که در دیدگاه شلر جنگ بزرگ ترین رویدادی اخلاقی است که حقیقت روحانی انسان را نمایان می-کند. در فلسفه شلر ایثار برای در آغوش گرفتن جنگ، در حقیقت پذیرفتن زندگی به مثابه یک نیروی پویا و سازنده است. اگر این گونه به موضوع جنگ نگاه کنیم فداکاری در جنگ به گشایش راهی به سوی امر متعالی بدل می شود. در واقع برای هر دو متفکر آن چیزی که جنگ را از دیگر رقابت ها در زندگی متمایز می کند «از خودگذشتگی» در میدان نبرد است. لذا تفاوتی ندارد که این فداکاری در میدان نبرد براساس ارزش های والای اخلاقی باشد و یا دفاع از هویت سرزمینی. براساس همین تشابهات و تمایزات، در این نوشتار تلاش می کنیم با روش توصیفی-تحلیلی به تبیین آرای این دو متفکر در این زمینه بپردازیم و در نهایت این دو دیدگاه را با یکدیگر تطبیق دهیم.
۱۵۰۴۴.

فاعلیت الهی در رویارویی با شرور طبیعی، از دیدگاه ملاصدرا و الهی دانان پویشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۷۱
مسئله شرّ، کارزار مهمی برای ادیان توحیدی است؛ زیرا اگر خداوند علم بی کران، قدرت مطلق و خیرمحض است، چرا از پیدایش شرور در آفرینش خویش، جلوگیری نکرده است؟ الهی دانان پویشی با نفی فاعلیت تام، علم پیشین و قدرت مطلق الهی تلاش می کنند به این پرسش پاسخ دهند. به باور ایشان تنها فعل خداوند در عالم، قراردادن امکانات در موجودات و هدایت گری آنها به سوی نظم و هماهنگی و اهداف الهی است. اما موجودات برپایه خلاقیت و اختیار خود، مسیر فعلیتشان را انتخاب می کنند و خداوند توانایی الزام آنها را در جهت نظم و هماهنگی ندارد. اکنون اگر انتخاب موجودات به سویی که خداوند به آن ترغیب می کند، نباشد، شرور طبیعی در عالم به وجود می آید. لذا مسئولیت شرور طبیعی در عالم به عهده خداوند نیست و شرور منافی خیریت خداوند نیست. اما ملاصدرا با فرض علم پیشین و قدرت مطلق الهی، فاعلیت بالتجلی خداوند را اثبات کرده و شرور طبیعی را منافی خیریت و قدرت مطلق الهی نمی داند. او متعلق جعل را وجود دانسته و درنتیجه شرور که از سنخ امور عدمی هستند را متعلق جعل الهی نمی داند. همچنین شرور را لازمه ذاتی عالم طبیعت دانسته و بیان می کند نفی شرور از عالم طبیعت یا مستلزم اجتماع نقیضین است و یا مستلزم عدم عالم طبیعت. بنابراین شرور طبیعی لازمه عالم طبیعت است و منافاتی با فاعلیت تام و وجوب ذاتی خداوند ندارد. این نوشتار با روش تحلیلی- انتقادی دیدگاه الهی دانان پویشی را برپایه ناسازگاری درونی آن و نیزدیدگاه های صدرا نقد کرده و پاسخ ملاصدرا را سازگار با مبانی فلسفی او می داند.
۱۵۰۴۵.

دلالت های تجربه گرایی اجتماعی سولومون درباره شبه علم: بررسی مورد لیسنکوئیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۶۸
بررسی نمونه های شبه علم نشان می دهد در بسیاری از موارد، افرادی که مبدع شبه علم بوده و آن را توسعه می دهند، خود دارای اعتبار علمی هستند. به همین سبب، در مباحث اخیر به تمایز شبه علم از اموری مثل علم نابالغ و علم بد توجه شده است. در این مقاله با لحاظ کردن این تفاوت به این پرسش می پردازیم که چه چیز شبه علم را از اختلاف ِنظرهای علمی معمول یا ثمربخش متمایز می کند؟ برای پاسخ به این پرسش از نظریه تجربه گرایی اجتماعی سولومون و مدل بردارهای تصمیم استفاده می کنیم. در مدل پیشنهادی سولومون، بردارهای تصمیم شامل اموری اجتماعی، سیاسی، نظری، و تجربی می شوند که در مقیاس اجتماعی، شرایط را برای پذیرش یک نظریه مساعد یا نامساعد می کنند. سولومون با استفاده از این بردارها اختلاف نظر علمی را تحلیل کرده و چارچوبی هنجاری برای آن ارائه می دهد. طبق این چارچوب، اختلاف نظر علمی در شرایطی سودمند است که تلاش های پژوهشی دانشمندان بین نظریه های بدیل، در تناسب با میزان موفقیت های تجربی این نظریه ها توزیع شده باشد. با به کار بستن این مدل بر روی مورد لیسنکوئیسم (مناقشه میان ژنتیک دانان و لیسنکوئیست های حامی وراثت صفات اکتسابی در شوروی سابق)، دلالت های این مدل در تحلیل نسبت شبه علم با اختلاف نظر علمی ثمربخش تشریح شده و نقاط قوت و امتیاز آن مورد بررسی قرار می گیرد.
۱۵۰۴۶.

Examining the Einstein-Bergson Controversy about Time Considering the Time-Energy Uncertainty Principle(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۴۳
This paper revisits the famous 1922 debate between Einstein and Bergson on the nature of time, outlining its central philosophical and scientific points of contention and re-evaluating them in light of developments in quantum physics. Einstein’s conception of time is that of an objective, measurable, and relative dimension within a static four-dimensional “block universe.” In contrast, Bergson conceives of time (durée) as a qualitative, continuous, and creative flow of consciousness that resists reduction to quantitative measurement. The emergence of quantum mechanics, particularly the Heisenberg time–energy uncertainty principle, introduces new complexities that challenge this dichotomy. Quantum features of time, such as intrinsic uncertainty, the indeterminacy of precise moments, and the relational role of the observer, undermine the deterministic framework of classical and relativistic physics and appear, at least superficially, to resonate with Bergson’s critique of spatialized, discrete conceptions of time. However, a closer examination reveals that quantum time remains a quantitative, physical construct distinct from Bergson’s qualitative durée. Drawing upon modern theories such as loop quantum gravity (as articulated by Carlo Rovelli and Lee Smolin) and the insights of contemporary philosophers, this study argues that neither a purely physical nor a purely philosophical approach can, in isolation, account for the multifaceted nature of time. Rather, a comprehensive understanding requires a synthesis of both, recognizing them as complementary perspectives on a single underlying reality.
۱۵۰۴۷.

مشاوره روانی به مثابه تکنولوژی: تحلیل انتقادی و بازسازی از منظر برگمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۹
در جوامع معاصر، تنوع روزافزون نیازها و چالش های زندگی روزمره، مراجعه به مشاوران روان شناس را به پدیده ای فراگیر بدل کرده است. در این مقاله، درمان شناختی-رفتاری (CBT) به عنوان رایج ترین شیوه در جلسات مشاوره و روان درمانی، به مثابه نوعی تکنولوژی روانشناختی و با رویکردی فلسفی تحلیل و نقد می شود. مطابق تحلیلِ صورت گرفته، این چارچوب نظری جدید افق هایی برای فهم بهتر CBT فراهم می آورد و رهیافت هایی برای اصلاح و ارتقای آن پیش می نهد. با اتکا به چارچوب نظری آلبرت برگمان، فیلسوف تکنولوژی، نشان داده می شود که CBT با الگوی «پارادایم دستگاه» همسوست؛ رویکردی استانداردشده که علیرغم کارایی ساختاریافته، به کاهش عمق تجربه انسانی، بی توجهی به زمینه های اجتماعی-فرهنگی و تقلیل رابطه درمانی به تعاملی مکانیکی می انجامد. سپس با بهره گیری از مفهوم «اشیاء و فعالیت های کانونیِ» برگمان، راهکارهایی برای اصلاح CBT در این پژوهش پیشنهاد می شود، از جمله تقویت رابطه درمانی اصیل از طریق همدلی و مشارکت فعال، تلفیق تمرینات ذهن آگاهی برای غنای تجربه زیسته، به کارگیری CBT گروهی برای احیای پیوندهای اجتماعی و طراحی ابزارهای دیجیتال مبتنی بر تعامل معنادار. این تحولات CBT را از ابزاری صرفاً فنی و مبتنی بر عقلانیت ابزاری به فعالیتی کانونی تبدیل می کند که همزمان با کاهش علائم، به غنای روابط انسانی در خانواده و جامعه یاری می رساند. در نهایت، مقاله با اشاره به محدودیت های رویکرد برگمان، ضرورت تلفیق آن با نظریه های پساپدیدارشناسی دان آید و نظریه انتقادی تکنولوژی اندرو فینبرگ را برای پوشش ابعاد فرهنگی و زمینه ای در روان درمانی معاصر مورد تأکید قرار می دهد.
۱۵۰۴۸.

واکاوی اراده ی حق تعالی و اراده ی انسان در اندیشه نیکولاس مالبرانش و امام فخر رازی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۲
بحث از اسماء و صفات خداوند یکی از مسائل مهم فلسفی و کلامی در اندیشه ی فیلسوفانِ دین غربی و متکلمین اسلامی است و یکی از صفاتی که از دیرباز تاکنون ذهن این اندیشمندان را به خود معطوف داشته صفت اراده ی خداوند و اراده ی انسان است، حال با واکاوی اندیشه ی کلامی نیکولاس مالبرانش(از فیلسوفان دکارتی) و امام فخر رازی(از متکلمین اشاعره) قرابت خاصی یافت می شود، به گونه ای که مقارنه گرایی (اکازیونالیزم)و نظریه کسب که همان نفی رابطه علیّت و نشاندن اراده و فعل خدا به جای آن است از دستاوردهای مهم این دو مکتب فلسفی کلامی می تواند باشد. این مقاله در نظر دارد با روش کتابخانه ای و به شیوه تحلیلی و توصیفی و با اخذ ساختار فلسفی و کلامی نیکولاس مالبرانش و امام فخر رازی با ساحت های مثل علیّت، رابطه نفس و بدن،معرفت انسان،اختیار انسان که زمینه های مناسبی برای مطالعه ی مقارنه گرایی است این قرابت را عرضه کند.
۱۵۰۴۹.

Hegelian Influence on Inferentialism, Plausibility and Limitations(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۳۶
The aim of this paper is to examine both the potential and limitations of Hegelianism in contemporary epistemology. To achieve this, the paper first explores Robert Brandom's interpretation of Phenomenology of Spirit in his 2019 work, Spirit of Trust. In this context, Hegel is positioned as a precursor to the holistic, historical, and social dimensions of belief, as well as a critic of the empiricist intuitions prevalent in modernity, aligning with the framework of American inferentialism. This section demonstrates that it is possible to discuss the constitution of concepts without invoking sensations or immediate knowledge. The paper then turns to the reception of Brandom’s proposal by scholars such as Richard Rorty and Slavoj Žižek, who concurs that Brandom falls short in maintaining a radical stance toward empiricism, and highlight the ethical and political challenges inherent in Brandom’s neo-Hegelian inferentialism. In this section, it becomes evident that Brandom’s concept of the Hegelian absolute and his notion of remembrance cannot be reconciled with a conception of reality as negative and contingent, a view that assumes progressiveness—something Žižek, in contrast, succeeds in recognizing within Hegel's philosophy.
۱۵۰۵۰.

بررسی هستی شناسی ابن سینا با رویکرد به نظریه معاصر استعاره(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۴۷
این مقاله با تکیه بر نظریه استعاره مفهومی، به تحلیل هستی شناسی ابن سینا از منظر معناشناسی شناختی می پردازد. نظریه استعاره مفهومی بر این اصل استوار است که مفاهیم انتزاعی، به واسطه نگاشت های نظام مند از حوزه های ملموس و تجربی فهم پذیر می شوند. پژوهش حاضر نشان می دهد که ابن سینا نیز برای تبیین مفاهیمی چون وجود، ماهیت، امکان و علیت، از ساختارهای استعاری بهره می گیرد که در قالب زبان فلسفی و اصطلاحات خاص خود ظاهر شده اند. مقاله با روش تحلیلی توصیفی، پنج استعاره بنیادین را در متون فلسفی ابن سینا شناسایی و تحلیل می کند: «وجود، نمای ساختمان است»، «امکان، ترازو است»، «وجود، دارایی است»، «وجود، ظرف است» و «وجود، نور است» و نشان می دهد که نظام هستی شناختی ابن سینا بر بنیاد نگاشت های مفهومی منسجم استوار است. این پژوهش نشان می دهد که استعاره ها در فلسفه اسلامی، فراتر از کاربردهای زبانی، ابزاری شناختی برای تبیین ساختار مفهومی اندیشه فلسفی محسوب می شوند.
۱۵۰۵۱.

The Political Philosophy of Artificial Intelligence(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۶۶
This paper examines the political philosophy of Artificial Intelligence (AI) through three distinct approaches: optimistic positivist scientism, critical middle ground, and phenomenological pessimism. The central issue addressed is the ethical and political implications of AI, specifically how it influences governance, social structures, and human autonomy. The research questions explore how AI can be understood in terms of its potential and risks, how different political philosophies interpret its role, and what governance models can mitigate its negative consequences. The methodology adopted is a comparative analysis of key thinkers and their contributions to the debate on AI. The framework includes positivist, critical theory, and phenomenological perspectives, with a focus on how these paradigms inform the understanding of technology and its societal impact. Key theorists discussed include Francis Bacon, Karl Marx, Yuval Harari, Jürgen Habermas, Martin Heidegger, and Hannah Arendt, each offering a unique viewpoint on the nature of AI and its implications for governance and human existence. The findings highlight three divergent views: the optimistic positivist approach sees AI as a tool for progress, advocating for technological innovation and global governance; the critical middle ground emphasizes ethical oversight and regulation to prevent social inequality; and the phenomenological pessimism warns of AI’s potential to undermine human freedom and autonomy, leading to a dystopian, technocratic society. The study concludes that while AI offers significant potential for improving human life, it also raises profound challenges that require careful regulation, ethical consideration, and a commitment to preserving democratic freedoms.
۱۵۰۵۲.

واکاوی همکنش قصد متکلم با ناخودآگاه و سایه های معنایی در تفاسیر ارزش افزایانه قصدگرا از متون(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۴
امروزه توجه به مقصود ماتن مهمترین هدف است؛ اما از دخالت ناخودآگاه در سایه های معنایی و فرایند خوانش متن نمی توان، غفلت ورزید. مقاله حاضر که به شیوه توصیفی-تحلیلی انجام گرفته است می کوشد به بررسی نقش پرکاربردترین قسم ازانواع همراهی قصد متکلم با سایه های معنایی در حوزه ناخودآگاه به منظور دستیابی به تفاسیر ارزش افزایانه قصدگرا بپردازد. در این سبک تفسیری از آنجایی که معنا در فراشد تعامل ناخودآگاه ماتن، متن و مفسّر تولید می شود دیگر ادعای جزمیت معنا نمی توان نمود و تفاسیری موسع از متن ارائه خواهد شد اما در تمامی متون این امکان وجود ندارد و باید قائل به تفصیل شد؛ به این معنا که در مورد ماتن زمینی از آنجایی که ماتن بر معانی احتمالی که در اثر خوانش به دست می آیند تسلطی ندارد، این امکان وجود دارد که معانی برداشت شده با دخالت ناخودآگاه مفسر خارج از دامنه معانی مقصود ماتن باشد و خللی به خوانش متن وارد نسازد ، اما در بحث ماتن آسمانی که به واسطه علم محاطی خویش بر تمامی احتمالات معنایی متن تسلط دارد نمی توان قائل به امکان فهم بهتر از ماتن شد اما دخالت ناخودآگاه مفسر در تفسیر اجتناب ناپذیراست.
۱۵۰۵۳.

واکنشی صدرایی به ایده بازگشت الهیاتی با تأکید بر مسئله فعل خاص الهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۴۹
از آنجا که تلاش اندیشمندان حوزه الهیات طبیعت در مساله فاعلیت خاص خداوند، همچنان به ارائه تبیین رضایت بخش توفیق نیافته است، برخی خواستار توجه به عناصر فلسفی الهیات طبیعی شده اند و ایده بازگشت از الهیات طبیعت به الهیات طبیعی را مد نظر قرار داده اند. پذیرش نوعی عدم تعین ریشه ای در بنیان همه تغییرات طبیعی، اساس اندیشه سیلوا یکی از مدافعان ایده بازگشت الهیاتی، در مقابل تبیینات مبتنی بر نظریات علمی (نظریات الهیات طبیعت همچون تئوری کوانتوم و نظریه آشوب) در پاسخ به مساله فعل خاص الهی است. او با بهره گیری از مفهوم علت مادی و پذیرش ماده به عنوان یکی از اجزاء هستی شناسانه ی اشیاء طبیعی، معتقد است این امکان، برای شیء وجود دارد که نسبت به پذیرش صور از مبادی گوناگون، منفعل باشد. وجود فاعل های طبیعی هیچ گاه مانع از آن نیستند که فاعل فراطبیعی، صورتی جدید در طبیعت، محقق کند. این امر که به فعل ابداعی و بی قاعده خداوند در عالم طبیعت، منجر می شود، در اندیشه صدرایی، با توجه به مسائلی چون، رابطه اتحادی ماده و صورت و نفی کون و فساد و نیز حرکت جوهری، جایگاهی ندارد. علاوه بر آن، با نفی فاعلیت خاص از خداوند و مجردات تام، فاعلیت نفس کلیه در عالم طبیعت، مبنای اندیشه صدرا و واکنشی در پاسخ به این مسئله می شود. علی رغم برخی وجوه مثبت، همچون رفع مشکل ارتباط زمانی فراطبیعت با طبیعت و رفع شکاف متافیزیکی میان آن دو و نیز بی نیازی از نظریه افلاک در توجیه تغییرات طبیعی، ابهام در ساز و کار فاعلیت نفس کلیه، روشن نبودن رابطه فعل این نفس با ماده پیشین حوادث، و تعارض آن با بحث صفات الهی، دلایل عدم ارائه تبیینی رضایت بخش در این خصوص می باشد.
۱۵۰۵۴.

تحلیل نسبت نقد و نبوغ در قلمرو مطالعات علوم انسانی(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۳۳
 تحلیل نسبت نقد با نبوغ در حوزه علوم انسانی از جمله مسائل قابل توجه در مجموعه مطالعات نقدپژوهی است که تاکنون مدنظر قرار نگرفته است. پرسش اصلی مقاله پیش رو این است که چه فعالیت ها یا رفتارهایی، آن هم ناظر به امر نقد، می تواند به تقویت نبوغ در حوزه مطالعات علوم انسانی منجر شود؟ و آیا می توان از نبوغ، مسیری به سمت نقد در قلمرو علوم انسانی باز نمود و راهبرد و راهکارهای نقد علمی در این حوزه را ارتقا بخشید؟ مقاله در اینجا از مفهومی با عنوان «نبوغ انتقادی» یاد می کند و برای این منظور، پس از گذر بر مفهوم نقد و نبوغ و ارائه وجوهی از تحلیل فلسفی و مؤلفه های پیرامونی آنها، از یازده راهکار یا بستر علمی– اجتماعی یاد شده است: نقش مواجهه انتقادی، پرسش گری، قدرت حدس، ذهن تجریدی کل نگر، رویکرد روشمند، نظم منطقی و ذهنی، تغییر زاویه نگاه به مسئله، منبع الهام، خروج از سنت های علمی رایج، اتکا بر خود، و نیز فضای اجتماعی خلاق. نویسنده در پایان نتیجه می گیرد که تحول در علوم انسانی بدون برقراری نوعی نسبت خلاق میان نقد با نبوغ، شدنی نیست.
۱۵۰۵۵.

Hegel After Heidegger(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۳۱
Martin Heidegger claimed that German Idealism, especially the thought of Hegel, had brought to light a deficiency in the entire rationalist tradition of philosophy, which, when exposed as clearly as Hegel had, meant that the tradition could no longer credibly continue. He went on to argue that the implications of this deficiency had spread far beyond academic philosophy, were manifest in the daily life of the modern West, contributing to a historical world dominated by the technological predation of nature, conformism, thoughtlessness and a degraded cultural life. The tradition, he said, had “culminated” in the thought of Hegel; that is, the deficiency and its implications had finally become clearest in his system. The question raised in this article is whether Heidegger meant to charge that Hegel had simply neglected a question (“the meaning of being”) which he should have raised, or whether that neglect renders suspect the many other issues Hegel raises.
۱۵۰۵۶.

"استقراء جدید" علیه رئالیسم علمی و همتای آن در حوزه فلسفه: ارزیابی پاسخ میزراحی به استقرای بدبینانه استنفورد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۶۰
طبق استدلال کایل استنفورد علیه رئالیسم علمی، مشهور به "استقراء جدید"، دانشمندان پیشین عاجز از تصوّر بدیل های نظریه های علمی منتخب خود بوده اند، و لذا دانشمندان کنونی نیز عاجز از تصوّر بدیل های نظریه های خود هستند. بنابراین، نظریه های علمی کنونی (که حاصل غفلت از چنین بدیل هایی اند) قابل باور نیستند. موتی میزراحی در پاسخ به استنفورد استدلال می کند که چون این رویکرد عیناً قابل تعمیم به فلاسفه و نظریه های فلسفی نیز می باشد، استدلال استنفورد خودمبطل است. زیرا به موازات مسئله بدیل های تصوّرنشده مسئله مشابهی نیز در حوزه فلسفه خواهدبود به نام "ایرادهای تصوّرنشده": فلاسفه پیشین عاجز از تصوّر ایرادهای مُهلِک نظریه های فلسفی منتخب خود بوده اند، و لذا فلاسفه کنونی نیز عاجز از تصور ایرادات مُهلِک نظریه های خود هستند. بنابراین، نظریه های فلسفی کنونی (که حاصل غفلت از چنین ایراداتی اند) قابل باور نیستند. پس، استدلال استنفورد نیز، که یک دیدگاه فلسفی است، قابل باور نمی باشد. در این مقاله، ضمن تبیین استراتژی میزراحی، به بررسی و ارزیابی انسجام و کارآمدی چنین استراتژی می پردازیم. هدف ما ارزیابی این است که آیا پاسخ میزراحی حقیقتاً می تواند در مقابل نقدهای احتمالی دوام آورده و به نحو قابل قبولی استدلال استنفورد علیه رئالیسم علمی را متوقف سازد؟ استدلالات و نتایج این پژوهش از پاسخ مثبت به چنین سوالی پشتیبانی می نمایند.
۱۵۰۵۷.

A Reflection on Iran’s Current Philosophy of Education(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۳۷
The present article seeks to critically examine the process through which philosophy of education emerged in modern Iran. Philosophy of education may be approached either implicitly or explicitly. This study primarily focuses on the explicit form of philosophy of education as an academic discipline, while also briefly considering its implicit forms—both before and after the establishment of the Dār al-Funūn—in order to shed light on the background that made the explicit discipline possible. The method employed is historical and philosophical analysis. The findings indicate that, due to the country’s overall backwardness, not only the implicit philosophy of education during the period of modernization but also the emergence of its explicit academic form by its founders developed in a state of intellectual passivity toward modern Western philosophies of education. The major orientations in Iranian philosophy of education have stemmed from three Western sources—German, Swiss, and American. The German orientation was introduced by Mohammad-Bāgher Hushyar; the Swiss orientation by Gholām-Hossein Shokuhi; and the American orientation by Ali Shari ‘atmadari. Without committing a fallacy of anachronism, these founders’ views are criticized. It may nonetheless be argued that their passive orientation prevented them from a critical engagement with the Westen perspectives and thus hindered the development of a philosophy of education suited to Iran’s own context. It appears that such an effort must proceed critically at the center of a triangle whose three sides consist of Iranian culture, Islamic culture, and modern culture. For my part, I have sought to contribute to this endeavor by offering a critique of pragmatist and constructivist approaches and, at the same time, by advancing an interpretation of Islamic culture grounded in an account of human agency. This approach to human agency leads—ontologically, epistemologically, and anthropologically—to a form of constructive realism, and axiologically to transformative traditionalism. Based on its own conceptual space, it places certain educational guidelines at the forefront, such as the notion of asymmetric interaction, which is distinct from both the traditional teacher-centered view and the modern learner-centered view.
۱۵۰۵۸.

نقش بدن در شکل گیری حالات نفسانی و دلالت های روان شناختی آن بر اساس آموزه های دینی(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۴۳
یکی از مباحث علم النفس، مسئله تأثیر متقابل نفس و بدن نسبت به یکدیگر است. با وجود مباحث فلسفی فراوان، این موضوع کمتر از منظر آموزه های دینی بحث شده است. در این مقاله، با مراجعه به متون دینی، مسئله تأثیر بدن و امور بدنی بر نفس به روش توصیفی و تحلیلی بررسی شده است. هدف از این پژوهش، تبیین و تحلیل تأثیرات بدن بر نفس و حالات نفسانی است. بدن براساس اوضاع و احوالی که در آن قرار می گیرد، به اشکال مختلف بر نفس نیز تأثیر می گذارد. کیفیت این تأثیرات به صورت تمهیدی، تثبیتی، فیزیولوژیکی و اقتضایی برای نفس است. بدن در این نقش ها، زمینه ساز شکل گیری حالات و صفات نفسانی است. هیئت های بدنی، افعالی بدنی، وضعیت بدن، تغذیه بدن اموری هستند که اولاً و بالذات مربوط به بدن هستند، اما به جهت ارتباط وثیق نفس با بدن، هر یک به تناسب نوع عمل، آثار خاصی بر نفس دارند. تبیین این مسئله، در برخی از مسائل روان شناسی از جمله روش روان شناسی، مبحث شخصیت، یادگیری و حافظه و اختلالات روانی دلالت هایی دارد.
۱۵۰۵۹.

رئالیسم انتقادی لوکاچ و جایگاه هنر تحت لوای ایده های طبقه بورژوا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۴۲
دستگاه فکری بورژوایی به شدت انسجام گریز و از هم گسیخته است و این عدم انسجام، تنها یکی از پیامدهای سرمایه داری و روابط مبتنی بر روابط کالایی و بت انگاری آن است. از همین رو از نظر لوکاچ علی رغم تسلط ایده های طبقه بورژوا، تنها پرولتاریا است که به جهت جایگاه ویژه اجتماعی اش، توانایی شناخت کلیت سیستم را دارد و می تواند به مثابه سوژه انقلاب عمل کند. در این دستگاه فکری هنر جایگاهی شناخت شناسانه دارد و رئالیسم انتقادی نیز به مثابه برجسته ترین نظریه هنری لوکاچ، صرفا در این فرایند خود آگاهی پرولتاریا و انکشاف لحظه انقلاب قابل معنا است. نویسنده رئالیست که بازتاب دهنده تمامیت و فرهنگ جوامع بورژوایی است، همان سوژه پرولتاریا است که روند به خودآگاهی رسیدن را طی می کند و با خلق آثار زیبا و بازتاب واقع گرایانه تمامیت، پرولتاریا را جهت انکشاف و فهم تضادهای جوامع سرمایه داری و همچنین درک جایگاه خود در مقام نیروی اجتماعی یاری می رساند. در این پژوهش با گردآوری اطلاعات و داده های کتابخانه ای و با روش توصیفی – تحلیلی، به این سوال پاسخ داده ایم اگر ایده های مسلط، ایده های طبقه بورژوا است، پرولتاریا چگونه می تواند به شناخت کلی برسد و دست به تغییر و تحول مناسبات بزند؟ همچنین نویسندگانی که متعلق به طبقه بورژوا هستند چگونه به درک و شناخت کلیت نایل شده اند؟ در حالی که از نظر لوکاچ شناخت کلیت برای این طبقه ناممکن است.
۱۵۰۶۰.

Design as a School of Ethics: A Hegelian Approach to Moral Life in Designers(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۹
This article interprets design not merely as a technical activity but as a site for the realization of ethical life in Hegel’s sense. Its theoretical framework builds on Hegel’s tripartite ethical model, right (recht), morality (moralität), and ethical Life (sittlichkeit), to show how design experience, when situated in institutional roles, mediation of value tensions, and practices of mutual recognition, contributes to the actualization of freedom and responsibility in the social sphere. Methodologically, the study adopts an interpretive–analytical approach, drawing on a close reading of Hegel’s Philosophy of Right and major commentaries, brought into dialogue with contemporary literature on design ethics. Findings indicate that the legal and institutional structuring of design, while necessary as the formal ground of freedom, remains insufficient unless complemented by the internalization of responsibility at the individual level and its further embedding within social and professional institutions. Only through this progression can design approach what Hegel conceptualized as “freedom realized in the world of human institutions.” The analysis further reveals that ethical tensions, arising from conflicting stakeholder demands or gaps between individual ideals and institutional realities, are not peripheral but constitutive drivers of moral reflection in design practice. Yet the same institutional structures that enable recognition and accountability may also impose constraints that limit the scope of freedom’s realization. The study concludes that design can serve as a formative arena of ethical life, where freedom, duty, and mutual recognition are historically and socially shaped and reinterpreted. This reframing provides a conceptual foundation for future research on how design experience both reflects and shapes moral life within diverse institutional contexts.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان