ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴٬۷۸۱ تا ۱۴٬۸۰۰ مورد از کل ۱۵٬۳۱۰ مورد.
۱۴۷۸۱.

بررسی تطبیقی طبیعت مشترک و ابعاد معرفت شناختی و زبان شناختی آن در آراء فلسفه زبانی ابن سینا و جان دانژ اسکوتوس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۲۴
هدف این پژوهش بررسی تطبیقی طبیعت مشترک و ابعاد معرفت شناختی و زبان شناختی آن از دیدگاه ابن سینا و اسکوتوس است. بر اساس منابع موجود، ابن سینا و اسکوتوس طبیعت مشترک را نه کلی و جزئی، نه واحد و نه کثیر، بلکه ماهیت محضی می دانند که پیشینی و بی تفاوت است. این ماهیت محض به صورت وجود خارجی، وجود عقلی و وجود زبانی متعیّن می شود. هم چنین، آنان معتقدند مفاهیمی مانند کلیت، فردیت، وحدت و کثرت مفاهیمی عقلی هستند که در نفس انسان شکل می گیرند. البته، اسکوتوس ماهیت مشترک را کمتر از واحد می داند و از این حیث دیدگاه او با دیدگاه ابن سینا تفاوت دارد. از نظر اسکوتوس، از انواع وجود عقلی مانند خیالات فردی، تصورات کلی و تصدیقات عقلی، تصورات کلی بعنوان بازنمود عقلی طبیعت مشترک در قالب تصدیق یا تعریف انتزاعی درمی آید. در منطق سینوی، تصور کلی در قالب الفاظ کلی پنجگانه و تعریف به حد در قالب گزاره های ذاتی کامل و ناقص صورتبندی می شود. از دیدگاه اسکوتوس نیز مفاهیم کلی در قالب الفاظ انتزاعی یا حقیقی و تصدیق انتزاعی به صورت گزاره انتزاعی یا حقیقی صورتبندی می شود.
۱۴۷۸۲.

بررسی نقش جو سازمانی و رضایت شغلی با سلامت روان معلمان دوره ی ابتدایی شهرستان دیواندره

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۶۵
هدف اصلی این پژوهش بررسی نقش جو سازمانی و رضایت شغلی با سلامت روان معلمان دوره ی ابتدایی شهرستان دیواندره می باشد. روش تحقیق حاضر توصیفی از نوع همبستگی است و از نظر هدف جزء تحقیقات کاربردی است. جامعه آماری در این تحقیق شامل کلیه معلمان دوره ی ابتدایی شهرستان دیواندره به تعداد 439 نفر می باشد. با استفاده از جدول مورگان و روش نمونه گیری در دسترس تعداد 205 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه جو سازمانی سوسمان و دیپ (1989)، پرسشنامه رضایت شغلی مینه سوتا (1989) و پرسشنامه سلامت روان گلدنبرگ (1972) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نسخه 3 نرم افزار اسمارت پی ال اس برای تدوین مدل معادلات ساختاری و اس پی اس اس نسخه 26 برای سایر تحلیل ها استفاده شد سطح معنی داری آزمون در این تحقیق 05/0 =α در نظر گرفته شد. تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد بین جو سازمانی و رضایت شغلی با سلامت روان رابطه معناداری وجود دارد. بررسی فرضیه های فرعی تحقیق نشان داد بین وضوح و توافق اهداف سازمان، وضوح و توافق نقش، رضایت از پاداش های سازمان، رضایت و توافق بر روی رویه ها، نظام پرداخت، نوع شغل، فرصت های پیشرفت، سبک رهبری با سلامت روان رابطه معناداری وجود دارد. همچنین نتایج تحقیق نشان داد بین اثربخشی ارتباطات، جو سازمانی و شرایط فیزیکی با سلامت روان رابطه وجود ندارد.
۱۴۷۸۳.

نگاهی به مسئله تحدید علم از شبهِ علم، از منظر معرفت شناسی اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۲۶
مسئله بازشناسی علم از شبهِ علم که به مسئله تحدید (demarcation) مشهور است، از جمله مسائل نظری و کاربردی مهم در فلسفه علم است. چالش های پیش روی حل مسئله تحدید به دو دسته چالش های مربوط به تعریف ملاک، و چالش های مربوط به کاربست ملاک تقسیم می شوند. درحالی که غالب مباحث شکل گرفته راجع به مسئله تحدید بر چالش های تعریف ملاک متمرکز شده اند، این مقاله به یکی از چالش های مربوط به کاربست ملاک تحدید می پردازد. «تعیین مرجع صاحب صلاحیت» برای داوری راجع به علمی یا شبهِ علم بودن موارد مظنون به شبهِ علم، از جمله این چالش ها است. با توجه به گوناگونی نمونه های شبهِ علم، بغرنج ترین حالت تمییز علم و شبهِ علم در مواردی مرزی رخ می دهد که در آن ادعاهای مظنون توسط افرادی با اعتبار علمی مطرح می شوند. در این موارد حتی اگر ملاک روشنی برای تمیز علم از شبه علم داشته باشیم، اینکه چطور بر اساس این ملاک باید درباره علمی بودن یا نبودن یک دیدگاه داوری کرد و چه کسی صلاحیت این داوری را دارد، چالشی دشوار است. در معرفت شناسی اجتماعی چنین مواردی مصداقی از مسئله «اختلاف نظر بین متخصصین» به حساب می آیند. در این مقاله تلاش می شود با اتکا بر راهکارهای این مسئله در معرفت شناسی اجتماعی و تکمیل آنها با ایده «تقسیم کار معرفتی» راهکارهایی برای غلبه بر این چالش پیشنهاد شود.
۱۴۷۸۴.

رورتی و «اضطراب دکارتی» ظرفیت انتقادی دیدگاه اجتماعی- سیاسی ریچارد رورتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۰۶
طبق دیدگاه رورتی، هیچ مرجعی به نام حقیقت، برای سنجشِ ارزش های اجتماعی وجود ندارد؛ رویه های مستقر در جامعه مبتنی بر هیچ حقیقتی نیستند بلکه محصولِ پویای گفتگو، اجماع، و توافقِ آزادانه اعضای جامعه اند. امیدواری رورتی به اینکه می توان بدون توسل به حقیقت و صرفاً از طریق گفتگوی آزاد و گشوده، معیاری برای سنجش ارزش های اجتماعی فراهم ساخت، انتقادات بسیاری را برانگیخته است. محوری ترین بخش این انتقادات، مطابق با آنچه ریچارد برنشتاین «اضطراب دکارتی» می خواند، از این نگرانی حکایت دارد که اگر حقیقت وجود نداشته باشد، پس همه چیز مجاز خواهد بود. به عبارت دیگر، از نظر بسیاری از منتقدان، موضع رورتی در برابر حقیقت، و انکار بنیان های ثابتِ باور و تعهدات اجتماعی از سوی او، ناگزیر به این معناست که ما هیچ معیار قابل اتکایی برای به نقد کشیدن باورها و رویه های جاری جامعه در اختیار نخواهیم داشت. هر یک از آنها به طرق مختلف استدلال می کنند که دیدگاه رورتی جامعه را از ظرفیت انتقادی لازم برای ارزیابی ارزش های اجتماعی تهی می سازد. در این مقاله، با رویکردی تحلیلی، در چارچوب این خط انتقادی، دیدگاه رورتی را مورد بررسی قرار می دهیم. درصددیم نشان دهیم که این انتقادات بر اساس سوء برداشت و خوانشی نامنسجمِ از آرای او شکل گرفته اند؛ طبق نتیجه این پژوهش، پراگماتیسمِ سیاسیِ رورتی، نه تنها به معنای انکارِ امکانِ نقدپذیری رویه های جاریِ جامعه نیست، بلکه کوششی است مبتکرانه برای ارائه طرحی از سازه های انتقادیِ غیرحقیقت محور، که متناسب با اندیشه پست مدرن و برای رهایی آن از اضطراب دکارتی طراحی شده است.
۱۴۷۸۵.

بازخوانی رابطه دین و اخلاق در الهیات معتزلی با ملاحظه الهیات مسیحی فیلیپ کویین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۰۹
مقاله پیش رو با تحلیل آراء متفکران اصلی جریان معتزلی در موضوع رابطه ی دین و اخلاق، آراء مورد نظر را با رأی امروزی تر فیلیپ کویین- فیلسوف مسیحی معاصر- مقایسه می کند. ضرورت تحقیق به دامنه ی گسترده و همواره مناقشه برانگیز در بحث از رابطه ی احکام دینی و اخلاقی و بررسی مناسبات دین و اخلاق در حوزه های وجودشناختی، معرفت شناختی و هنجارشناختی باز می گردد. در موضوع مورد بحث، آراء معتزلی را حاوی ملاحظات مقیّد به مناسبات انسانی- عقلانی می یابیم؛ که به سبب همین تعهد پایدار به مبناگرایی اخلاقی، جریانی مستقل را در جهان اسلام و در عالم اندیشه دینی رقم زده اند. در مقابل این رویکردِ مبتنی بر استقلال اخلاق، دیدگاه شبه اشعری فیلپ کویین در عالم مسیحی معاصر قابل طرح است. کویین با طرح وابستگی تام اخلاق به دین، باور مسیحی و خدامحور را به عنوان بستر تکوینِ حیات اخلاقی مفروض می انگارد. اما این باورْ از حیث عملی نارس بوده و قبل از آنْدر تطبیق با شهودات اخلاقی- معرفتی رایج قابل پذیرش نیست.
۱۴۷۸۶.

رئالیسم پس از چرخش زبانی از منظر رورتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۰۵
بنا به نظر رورتی، چرخش زبانی انقلابی بود که می بایست منازعات رئالیستی و ضد رئالیستی را منحل می کرد؛ اما رئالسیم با قدمتی به درازای تاریخ فلسفه از چنان نفوذی برخوردار بود که حتی فیلسوفان زبانی نظیر پوزیتویست های منطقی که موضع خود را علناً در برابر متافیزیک می دانستند، نتوانستند به طور کامل از چنگ آن خلاصی یابند. این امر به دلیل مبنا قرار گرفتن نظریه مطابقت صدق و روی دیگر این سکّه، یعنی نظریه بازنمایی در فلسفه زبان فیلسوفان تحلیلی بود. رورتی با تمسک به فیلسوفانی که این دو نظریه یادشده را به نفع وحدت سوژه ابژه کنار می گذارند، درصدد استدلال برای اولیّه بودن مفهوم صدق و نیز وابسته بودن آن به خود زبان، نه چیز فرا زبانی، برمی آید؛ از این رو، زمانی که صدق به خود زبان بازگشت، دیگر جایی برای واقعیتی خارج از زبان نمی ماند که کاربر زبان برای دست یابی به حقیقت مجبور به بازنمایی آن باشد. در نهایت، هدف او این است که نشان دهد کاربر زبان همواره در تماس مستقیم با جهان خارج به عنوان یکی از شرایط علّی ایجاد بازی های زبانی ما است و نه به عنوان تبیین گر و توجیه کننده گزاره های تکین زبان ما؛ بنابراین، رورتی با کنار گذاشتن مرزهای زبان و تمام دوگانه ها، فلسفه زبان خالصی را مجاز می داند که رئالیسم در آن محکوم به انحلال است.
۱۴۷۸۷.

طبیعت گرایی زیست شناختی؛ بررسی دیدگاه جان سرل درباره رابطه ذهن و بدن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۶۱
مسئله پژوهش حاضر نوع رابطه میان ذهن و بدن از دیدگاه جان سرل است. از نظر سرل، این مسئله راه حل نسبتاً ساده ای دارد؛ «طبیعت گرایی زیست شناختی» نامی است که سرل به راه حل خود برای این مسئله داده است. بر اساس این نظریه، پدیده های ذهنی همچون آگاهی، احساسات، افکار و امیال 1. اموری واقعی اند 2. معلول فرآیندهای نوروفیزیولوژیکی درون مغزند 3. درون خود مغز بوده و ویژگی مغز محسوب می شوند و 4. نسبت به بدن نوعی علیت دارند و موجب رفتارهایی خاص در انسان می گردند. روش تحقیق در مقام گردآوری، کتابخانه ای و اسنادی و در مقام داوری، تحلیلی عقلی است. یافته های تحقیق نشان می دهد نظریه سرل گرچه نسبت به برخی دیدگاه ها پیشرفت قابل توجهی محسوب می شود، اما در نهایت در دامان فیزیکالیسم قرار گرفته و همه مشکلات فیزیکالیسم دامنگیر آن است.
۱۴۷۸۸.

تبیین و نقد دیدگاه کیت وارد درباره مسأله شر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۹۲
کیت وارد یکی از فلاسفه دین است که موضوع خدا و رابطه اش با جهان و شرور موجود در آن را بررسی کرده است. او در تبیین دیدگاه خود، ابتدا مفهوم خدا را بررسی می کند که وجودش ضروری است. وصف ضروری خدا که البته قدرتمند و خیرخواه محض است، مستلزم آفریدن جهان از عدم است که با انجام این عمل، به جهان ارزش و زیبایی می بخشد؛ جهانی که موجودات آن باید مستقل و نامتعیّن باشند. اما لازمه این اوصاف جهان، یعنی آزادی و استقلال، وجود شرور در آن است؛ به این معنا که چنین جهانی نمی تواند فاقد امکان شرور و درد و رنج باشد. البته، او باور دارد در جهان دیگر (حیات پسین)، انسان ها به سعادت جاودانه می رسند و شرور از بین می روند. انتقادهایی بر دیدگاه کیت وارد وجود دارند؛ اینکه خدای قادر و خیرخواه نباید شرور را تجویز کند و استقلال جهان نیازی به رنج ندارد و خداوند می تواند جهانی مستقل و عاری از رنج بیافریند. حتی اگر استقلال برای جهان بااهمیت باشد، ارزش این همه رنج را ندارد و اگر موجودات جهان واجد استقلال کمتری بودند، بهتر بود.
۱۴۷۸۹.

Western Buddha And Eastern Superman(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۶۶
The profundity of an idea, philosophy, or doctrine is often revealed by how it is accepted or rejected by others. Buddhist philosophy demonstrates this dynamic in its reception in the West. There are several illuminating perspectives on how Nietzsche interpreted Buddha, and on how these interpretations were received in both the West and the East. The claim that Nietzsche misinterpreted Buddha—similar to the way Schopenhauer and others interpreted Indian philosophical traditions—often overshadows Nietzsche’s more sympathetic engagement with Buddhism. However, the questions that concerned both thinkers cannot be fully addressed or resolved within a single generation, nor can we easily simplify their shared concerns. This paper focuses on critics’ portrayals of Nietzsche as having misinterpreted Buddha. Amidst various philosophical and existential issues, the paper seeks to foster a degree of sympathy for Nietzsche, and thus for Buddha as well, by exploring their concepts of ‘impermanence’ in relation to suffering and the relief from suffering. The shared element is the imperative ‘to overcome’: for Nietzsche, this concerns humanity; for Buddha, it concerns the self. The underlying hypothesis is that Gautama Buddha may be seen as Nietzsche’s Overman (Übermensch).
۱۴۷۹۰.

منطق هگل: تفسیر متافیزیکی یا غیرمتافیزیکی؟(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۹۳
منطق هگل تاکنون به شیوه های مختلف و متفاوتی تفسیر شده است که آن ها را به طور کلی می توان به دو نوع مواجهه ی متافیزیکی و غیرمتافیزیکی تقسیم کرد. در این مقاله، ما ابتدا خواهیم کوشید با تکیه بر آن چه خود هگل در باب منطق خویش بیان کرده است، طرح کلی هدفی را که وی در منطق خود دنبال می کند ترسیم کنیم، سپس با ارائه ی شرحی از دیدگاه های تفسیری دو تن از برجسته ترین مفسران هگل، یعنی رابرت پیپین و استفن هولگیت، که اولی مدافع تفسیر غیرمتافیزیکی و دیگری از طرف داران تفسیر متافیزیکی است، وجوه افتراق این دو رویکرد تفسیری را روشن سازیم. در گام نهایی نیز خواهیم کوشید که با تکیه بر تاکید مصرانه ی هگل بر تفکر نظام مند و پر رنگ تر ساختن حلقه ی ارتباطی میان پدیدارشناسی روح و منطق، نشان دهیم که کدام یک از این دو رویکرد تفسیری، به نحو بهتری می تواند طرح فلسفی مورد نظر هگل را تبیین کند.
۱۴۷۹۱.

تحلیل دیدگاه ابن تیمیه در باب انکار آیه ولایت و نقد آن براساس منابع اهل سنت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۸۴
این پژوهش به تحلیل دیدگاه ابن تیمیه در انکار آیه ولایت و نقد آن بر اساس منابع اهل سنت می پردازد. مسئله تحقیق، بررسی تفسیر ابن تیمیه از این آیه به عنوان ولایت عمومی مؤمنان و رد ارتباط آن با ولایت علی بن ابیطالب× است که با روش توصیفی تحلیلی و با استناد به منابع روایی، تاریخی و تفسیری اهل سنت به بررسی تفسیر ابن تیمیه و ارزیابی ادعاهای او می پردازد. یافته های تحقیق نشان می دهند که ابن تیمیه با تکیه بر ظاهرگرایی قرآن و نادیده گرفتن قرائن تاریخی و روایات متواتر، تفسیر خاص آیه را رد می کند. این رویکرد با اجماع علمای اهل سنت که آیه را در شأن علی× می دانند، در تضاد است. همچنین، ادعای ابن تیمیه درباره جعلی بودن روایات مرتبط، با احادیثی که در منابع معتبر اهل سنت بیان شده است ناسازگار است. نتیجه پژوهش حاکی از آن است که دیدگاه ابن تیمیه تحت تأثیر شرایط سیاسی فقهی زمان خود بوده و با روایات اهل سنت همخوانی ندارد.
۱۴۷۹۲.

ترسیم نظام نئوتئوکراسی تشکیکی (حاکمیت الهیِ نوینِ تشکیکی) بر اساس آراء شناخت شناسانه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۱۶
انگاره اقتدارگرایی الهی (تئوکراسی) در قرون وسطی با سرپوشی برای سعادت بشری تحت لوای حاکمیت پاپ شکل گرفت. ماحصل غایی این تفکر به حاشیه راندن دین در عرصه حکمرانی، طرح دموکراسی به عنوان دیدگاه رقیب و در نهایت رشد تفکر تجربی از علم گردید. این درحالیست که فلسفه ملاصدرا به عنوان منظومه ای منسجم، آبستن دیدگاهی بدیع از علم است که در این نوشتار از آن تحت عنوان «علم اشتدادی» یاد می شود. در این دیدگاه با لحاظ کردن طیفی مشکک از علم و طرح مبانی تناظر مراتب هستی با علم، تناظر انسان با حقیقت، مطلق گرایی اشتدادی، هم ترازی علم با سعادت می توان به غائله تجربی خواندن علم خاتمه داد. بر اساس آراء شناخت شناسانه وی از علم نبی به عنوان خلیفه خدا مجری قوانین وحیانی در گستره جامعه است. این امر زمینه سازی دیدگاهی تحت عنوان «نئوتئوکراسی تشکیکی» (حاکمیتِ نوینِ الهی تشکیکی) را فراهم می آورد که در قالب ارسال رسل به نحو مشکک به مدیریت جامعه می پردازد که تبلورجایگاه دین و فرستاده الهی در اداره حکومت است. همچنین ماحصل دیدگاه نئوتئوکراسی تشکیکی، برخی وجوه مدنی را مرتبط با علم وجودی روشن میکند که عبارتست از: تلائم نسبت علم سیاست و دین، کنشگری آراء مردم در نظام مدنی و ارتباط منسجم ساحت علم و دین. لذا در این نوشتار با رویکرد توصیفی-تحلیلی، برآیند دیدگاه ملاصدرا در عرصه حاکمیت سیاسی مورد مداقه قرار می گیرد.
۱۴۷۹۳.

نظریه حقوقی ابن سینا چیست؟ واکاوی نظرات حقوقی بوعلی سینا برآمده از رساله تدابیر المنازل أو سیاسات الأهلیه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۱۶
رساله تدابیر المنازل أو سیاسات الأهلیه که آن را به عنوان کتاب السیاسه نیز می خوانند، منزلگاه حکمت منزلی ابن سینا در نظام فکری سینوی است. ابن سینا مباحث مربوط به تدبیر منزل را در این رساله بیان کرده است که از جمله آن ها مباحث حقوقی می باشد که می توان آن را «نظریه حقوقی ابن سینا» خواند. 1. بحث از حقوق طبیعی؛ 2. بحث از حقوق زنان؛ 3. بحث از حقوق کودکان؛ 4. بحث از حقوق کارکنان همان چیزی است که دلالت بر مسائل حقوقی می کند و فلسفه حقوق سینوی را تشکیل می دهد. بررسی این مبانی می تواند پرسش «آیا نظریه حقوقی در نظام فکری ابن سینا یافت می گردد؟» را پاسخ دهد. تبیین و سپس بررسی نظرات بوعلی سینا همان چیزی است که گفتار حاضر را تشکیل داده است تا به این پرسش پاسخ دهیم و در نهایت نیز نظریه حقوقی سینوی یا همان فلسفه حقوق ابن سینا را از دل این تبیین و بررسی استنباط کنیم.
۱۴۷۹۴.

واکاوی تأثیر جنسیت دراستکمال و سعادت نفس از منظر ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۱۵
هدف از این مقاله بررسی تأثیر جنسیت در استکمال و سعادت نفس از منظر ملاصدرا باروش تحلیل آثار فلسفی اوست. بحث از جنسیت مورد دغدغه ملاصدرا نبوده است و تنها مواردی که در آثار وی به مباحث جنسیت اشاراتی غیر مستقیم دارد بحث جایگاه ذکورت در نفس و یا ذکر زنان د ربرخی مباحث به عنوان نمونه و شاهد مثال است. اما قواعد علم النفس فلسفی حکمت متعالیه ، مجال خوبی را در جهت تبیین تأثیر جنسیت در نفس و مباحث پیرامون آن از جمله استکمال و سعادت پیش می نهد. وی استکمال نفس را در گرو کمال عقل اعم از نظری و عملی می داند و سعادت انسان در گرو رسیدن به غایت عقل نظری است. بررسی قواعد حکمت متعالیه از جمله حرکت جوهری اشتدادی ، تأثیر و جایگاه بدن در نفس،سیر اشتدادی نفس از ماده به سمت تجرد و تأثیرکسب و تعلیم در اشتداد عقلی ، می تواند محل نظریه پردازی در مورد بحث نوپدید جنسیت باشد. بررسی نشان می دهد به حکم قواعد مذکور،جنسیت در فرایند استکمال نفس، مؤثر است لیکن در مراحل عالی استکمال یعنی وصول نفس به فعلیت تام عقلانی ، همه تعینات از جمله جنسیت محو می شوند .همچنین این حقیقت که نفس در اثر ادراکات متفاوت و اعمال متفاوت ، واجد هویت های متفاوت می شود نشان می دهد جنسیت به عنوان ظرفیتی که تأثیر قابل ملاحظه ای در این تفاوت ها دارد در فرایند استکمال نفس و وصول آن به سعادت، می تواند نقش جدی داشته باشد.
۱۴۷۹۵.

تحلیل اولویت ها، چالش ها و راهکارهای گروه معارف اسلامی از منظر اساتید معارف خراسان جنوبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۷۹
هدف این پژوهش، شناسایی و تحلیل چالش ها، راهکارها و اولویت های گروه معارف اسلامی در دانشگاه های استان خراسان جنوبی از منظر اساتید این گروه است. مطالعه با رویکرد کیفی و از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۱۶ نفر از اساتید گروه معارف اسلامی انجام گرفت. داده های گردآوری شده با روش تحلیل مضمون و استفاده از نرم افزار MAXQDA مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که مهم ترین اولویت های اساتید شامل تبیین گری به ویژه در حوزه انقلاب اسلامی، تسلط علمی، مهارت های ارتباطی، و شایستگی های اخلاقی است. همچنین چالش های شناسایی شده در چهار محور اساتید، دانشجویان، محتوای دروس و برنامه ریزی آموزشی طبقه بندی شدند. از جمله چالش های برجسته می توان به کمبود اعضای هیأت علمی، بی علاقگی دانشجویان، یکنواختی و عدم جذابیت محتوای دروس و تراکم کلاس ها اشاره کرد. در پاسخ به این چالش ها، اساتید بر به روزرسانی محتوا، ارتقای سطح علمی و مهارتی استاد، استفاده از روش های تدریس نوآورانه، و اصلاح ساختارهای سازمانی تأکید داشتند. نتایج این پژوهش می تواند مبنایی برای بازنگری در سیاست گذاری های آموزشی و بهبود کیفیت دروس معارف اسلامی در دانشگاه ها باشد.
۱۴۷۹۶.

بررسی انتقادی دیدگاه ماریا آلوارز در بابِ مثال های نقضِ فرانکفورتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۹۷
مسئله اساسی این پژوهش گزارشِ دیدگاه ماریا آلوارز در بابِ مثال های نقضِ فرانکفورتی و هدف از آن تحلیل انتقادی این دیدگاه براساس نقدِ نظر وی در بابِ سرشت کنش است. مطابق با «اصل امکان های بدیل»، کنشگر الف در قبالِ یک کنش به لحاظ اخلاقی مسئول است، تنها اگر کنشگر الف می توانست به گونه ای دیگر عمل کند. هدف از مثال های نقضِ فرانکفورتی، نشان دادنِ کذب این اصل است. در این مثال ها، کنشگری به تصویر کشیده می شود که با اینکه نمی تواند به گونه ای دیگر عمل کند، امّا همچنان در قبالِ کنش خودْ مسئولیت اخلاقی دارد. آلوارز که یکی از حامیانِ «اصل امکان های بدیل» است، با تکیه بر ضرورتِ وجودِ شرطِ «اجتناب پذیری» در ساختارِ «کنش»، مثال های نقضِ فرانکفورتی را به دلیلِ عدم رعایت این شرط به چالش می کشد. این رویکرد موردِ انتقاد برخی از فیلسوفان معاصر همچون جاستین کِیپس قرار گرفته است. کِیپس با ذکر مثالِ نقض، «اجتناب پذیری» را عنصر ذاتیِ «کنش» نمی داند و بر همین اساس معتقد است می توان مثال نقضِ فرانکفورتی را به گونه ای بازسازی کرد که در برابرِ اِشکال آلوارز مقاوم باشد. بر اساسِ نتایجِ این پژوهش، موضع کِیپس از حمایت شهودیِ قوی تری برخوردار است و در نتیجه باور به آن معقول تر است.
۱۴۷۹۷.

فراتر از دوگانگیِ خدای متافیزیکی و خدای الوهی تأملی درباره امر الوهی در اندیشه هایدگر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۰۴
در این نوشتار می کوشم جایگاه نظام مند امر الوهی در اندیشه هایدگر در نسبت ضروری با تمایز هستی شناختی و خاستگاه آغازین پدیدارشناسی را تبیین کنم. برای این منظور، باید نخست بر دوگانگی ای که هایدگر میان خدای متافیزیکی و خدای الوهی لحاظ می کند غلبه کرد. از یک سو، تلقی هایدگر از خدای متافیزیکی ذاتاً ناظر به تلقی ارسطویی-مدرسی از آرخه به مثابه برترین موجود است و لذا رهیافت سلبی به آرخه را دربرنمی گیرد. از سوی دیگر، هایدگر با تلاش برای بیان ظهور خدا، خود را در یک ایمان گرایی بی نسبت با تمایز هستی شناختی گرفتار می سازد که با ضوابط اندیشه او در تعارض است. نقد این دو دیدگاه، ضرورت فهمی بنیادین تر از امر الوهی را بر حسب تمایز هستی شناختی و خاستگاه ظهور، در رجوعی نامصرح به آرخه افلاطونی فراتر از وجود، به معنای فهمی سلبی از آرخه به مثابه پوشیدگی، غیاب و عدم پدید می آورد.
۱۴۷۹۸.

سخن سردبیر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۶۱
یکی از مزایای تبدیل شدن مجله شناخت به فصلنامه و افزایش شماره های آن در هر سال این است که به ما این امکان را می دهد که برخی از شماره های مجله را به ویژه نامه هایی در موضوعات فلسفی روز اختصاص دهیم. ویژه نامه ای که پیشِ رو دارید به یکی از مباحث مهم فلسفی معاصر پرداخته است: فرافلسفه. فرافلسفه یا همان «فلسفهٔ فلسفه» خودِ فلسفه را موضوعِ پژوهش قرار می دهد و به روش ها، اهداف و جایگاه آن در میان علوم انسانی می اندیشد. در روزگار ما، پرسش های تازه ای در حوزه های معرفت شناسی، اخلاق، فلسفهٔ علم، فلسفهٔ زبان و فلسفهٔ ذهن پدید آمده است؛ پرسش هایی که فلسفه را با چالش های جدید روبه رو ساخته و ضرورت بازاندیشی در خودِ فلسفه را پررنگ تر کرده اند. این ویژه نامه دربرگیرندهٔ هفت مقالهٔ پژوهشی است که هر یک از منظری خاص به این موضوع پرداخته اند: مهندسی مفهومی و برخی چالش های روش شناختی با نقد دو روش مرکزی فلسفهٔ تحلیلی-یعنی روش تحلیل زبانی و روش آزمایش فکری-مهندسی مفهومی را به عنوان رویکردی تازه معرفی و افق های جدیدی برای آن ترسیم می کند. طبیعی گرایی و فرافلسفهٔ زمان رویکردهای طبیعی گرایانه به متافیزیک زمان را نقد کرده و از استقلال متافیزیک در برابر علوم طبیعی دفاع می کند. فرافلسفه و تولید فضا با الهام از اندیشهٔ لوفور، نسبت میان سیاست فضا، شهر مدرن و زندگی روزمرهٔ شهری را بازاندیشی می کند. تقدّم امر سیاسی بر فلسفه؛ رویکرد فرافلسفی در پراگماتیسم رورتی نشان می دهد که رورتی چگونه با بازخوانی فلسفهٔ کلاسیک، بر اولویت امر سیاسی و نقش زبان و همبستگی اجتماعی در بازتعریف کارکرد فلسفه تأکید می کند. برنهادِ تاریخیتِ فلسفه به دسته بندی و ارزیابی تقریرهای مختلف این دیدگاه می پردازد و لوازم معرفت شناختی آن را بررسی می کند. نقدی بر مفهوم ساختار در فرامتافیزیک سایدر به بررسی مفهوم ساختار در تبیین سایدر از واقع گرایی متافیزیکی می پردازد و مشکلات و ابهام های آن را نشان می دهد. طرح واره ای از فرافلسفهٔ هایدگر اندیشهٔ هایدگر را در پرتو الگوهای فرافلسفی مورد توجه قرار داده و نقش او را در شکل گیری شکاف قاره ای–تحلیلی و امکان گفت وگوی دوباره میان این دو سنت بررسی می کند. این تنوع موضوعی نشان می دهد که فرافلسفه، علاوه بر بعد نظری، کارکردی مؤثر برای فهم بهتر جریان های فلسفی تحلیلی و قاره ای و نیز جهت دهی به پژوهش های آینده دارد. امیدوارم این ویژه نامه زمینه ای برای گفت وگوی عمیق تر میان پژوهشگران، به ویژه نسل جوان علاقمند به فلسفه، فراهم آورد. همچنین از همهٔ صاحب نظران دعوت می کنم با نقدها و پیشنهادهای خود ما را در ارتقای علمی و محتوایی مجله یاری دهند. در پایان، از نویسندگان گرامی این شماره، داوران ارجمند و همکاران سخت کوش در هیئت تحریریه صمیمانه سپاسگزاری می کنم. امیدوارم مطالعهٔ این ویژه نامه برای خوانندگان فرهیخته سودمند و الهام بخش باشد.  اصغر واعظی سردبیر مجله علمی شناخت
۱۴۷۹۹.

برون رفت تومیستی از مساله "نجات به مثابه شری طبیعی"(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۹۶
یکی از چالش های الهیات معاصر، شرور طبیعی است. در جستار حاضر، بیان خواهد شد که از آنجا که انسان ها اغلب در پدیدآمدن شرور طبیعی نقشی ندارند، یکی از مصادیق شر طبیعی مساله نجات و سعادت انسان هایی دانست که یا سال ها پیش از ظهور ادیان می زیسته اند و یا به دلایل مختلف از مواجهه با پیام نجات بخش خداوند محروم مانده اند. از این رو، می توان گفت که مساله امکان یا امتناع نجات چنین انسان هایی هم می تواند در زمره مباحث الهیاتی به ویژه الهیات مسیحی قرار گیرد و هم در زمره مباحث فلسفه دین. این مساله با رویکردهای کثرت گرایی و انحصارگرایی در الهیات مسیحی نیز مرتبط می شود. اما براساس الهیات تومیستی، اگرچه خداوند پیام خود را در زمان و مکان خاصی در مسیح متجلی نموده ولی با داشتن تصوری درست از خدا و اوصاف او، درخواهیم یافت که خداوند هرگز، انسان ها را از مواجهه با پیام نجات بخش خود محروم نساخته است.
۱۴۸۰۰.

Averroës and the Inductive Turn: Revealing the Path to Modernity(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۷۷
This article examines a particularly influential development in medieval political philosophy.  This development ensued during the liminal period of the late medieval era’s transition to the modern era.  In the Greco-Islamic tradition of this transition, the Arab philosopher and theologian Averroës (Ibn Rushd) wrote insightful commentaries on the works of logic in Aristotle’s Organon.  From his scholarly studies, Averroës developed a unique approach to advancing the use of inductive logic in dialectical syllogisms.  Among his discoveries, Averroës had identified a rather vague reference in one of Aristotle’s works that suggested the possibility of modifying the logically deductive structure of demonstrative syllogisms.  After further reflection on Aristotle’s reference, Averroës developed the possibility of an “inductive turn” to transform the syllogistic structure of deductive logic into the syllogistic structure of inductive logic.  Averroës contended that an interchange of the major premise with the conclusion of a logically deductive structure of a demonstrative syllogism would result in the transformation of the logically deductive structure into a logically inductive structure and thus into a dialectical syllogism.  By the end of the liminal period, Averroës’s inductive turn had been influential with many scholars in the Latin West, including Christian theologian Thomas Aquinas, analytical philosopher John Buridan in his approaches to understanding science, and the acceptance of the hypothetico-deductive analyses of natural philosophy of Francis Bacon and Thomas Hobbes.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان