فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۲۲۱ تا ۶٬۲۴۰ مورد از کل ۱۵٬۳۱۰ مورد.
اَوتارَه، آموزه ای در حال تحوّل و تکامل در منابع هندویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هر آموزه دینی در بستری که در آن به وجود می آید، مراحلی را پشت سرگذاشته، گاهی از شکل مفهومی بسیط، به سمت تعالیم پیچیده فلسفی سیر می کند. در سنّت هندویی نیز آموزة «اوتاره» از کهن ترین منابع آن یعنی وداها سیر خود را شروع کرده و در نهایت، در پورانه های بزرگ، به شکل نهایی و تکامل یافته خود رسیده و به عنوان نظریه ای در باب نحوه ظهور خداوند، در خدمت نظام خداشناسی هندویی و جهت دهی به چندگانه پرستی موجود در این آیین قرار گرفته است. در این نوشتار، با عنایت به مفهوم ابتدایی این آموزه و نیز بررسی خاستگاه آن، صورت تکامل یافته آن در ویشنو پورانه و بهاگوتَه پورانه بررسی شده است. مرور فقرات این پورانه ها نشان می دهد که این آموزه در این متون، علاوه بر اینکه بر تجسّدهای چندگانه ویشنو اطلاق شده، در شکل تکامل یافته خود، به ظهور برهمن در چهرة خدایان متکثّر اصلی و فرعی و نیز فیضان انرژی الهی بر تمامی موجودات عالم نیز تفسیر شده است.
پرونده: آغاز و انجام خودباوری (به باور دکتر مجتهدی علت ضعف علمی دانشجویان فلسفه نبود روحیه خودباوری در آن هاست)
حوزههای تخصصی:
نقش فطرت در اثبات مبدأ در منظومة معرفتی حکیم شاه¬آبادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آیت الله میرزا محمدعلی شاه آبادی، از بنیانگذاران نظریة فطرت در قرن اخیر به شمار میرود. رهیافت شاهآبادی به نظریه فطرت، درون دینی و احیاناً آمیخته با رویکرد ذوقی و عرفانی است. در عین حال، برخی از نظریهپردازیهای وی از پشتوانه فلسفی و عقلانی برخوردار است. شاهآبادی، با تمسّک به مقتضیّات فطرت انسانی، از طرق متعدّدی به اثبات خداوند و صفات کمالی او پرداخته است. تمسّک به فطرت عشق به کمال مطلق، فطرت افتقار، فطرت امکان، فطرت انقیاد، فطرت خوفیّه، فطرت امید، فطرت حبّ اصل و بغض نقص، از جمله طرقی است که شاهآبادی بدین منظور پیموده است. اساس دو برهان فطرت افتقار و فطرت امکان، به ترتیب، میراثی صدرایی و سینوی است که شاهآبادی با بیانی جدید، آن را ارائه کرده اما دیگر موارد، از نوآوریهای حکیم شاهآبادی محسوب میشود. به نظر میرسد که بعضی از براهین شاهآبادی، همچون برهان فطرت انقیاد، فطرت خوف و فطرت حبّ اصل و بغض نقص، از حیث صغروی، در گفتمان عقلانی و فلسفی قابل دفاع نیست؛ اما بعضی، همچون برهان فطرت عشق و فطرت امید، قابل اتکا بوده و مورد تمسّک برخی حکمای متأخّر قرار گرفته است.
در باب باز تولد
نسبت سنجی اخلاق پولسی و اخلاق فضیلت ارسطویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی یونانِ باستان و روم سقراط تا ارسطو ارسطو (384-322 ق.م)
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه اخلاق
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه تطبیقی
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی قرون وسطی
مسئله اخلاق نزد ارسطو و پولس، پاسخ به این پرسش است که چگونه باید بود؟ و نه، چه باید کرد؟ موضوع در هر دو اخلاق، فضایل هستند و نه اعمال. در نتیجه، اخلاق در هر دو، از مجموعه قواعد و اصول رفتاری، به پرداختن به خویشتن بدل می شود. با این حال، اختلاف مبانی پولس و ارسطو، امکان یکسانی این دو متفکر را در سامان دهی ن ظریة اخ لاقی واحدی فروکاهد. شالوده اخلاق پولس بر پایه سه اصل ایمان، امید و عشق است. ارسطو بر فضایل چهارگانة عدالت، حکمت، شجاعت و عفت تأکید دارد که هریک پیامدهای معرفت شناختی چندی را در حوزه اخلاق ب ه دنبال دارد. ثانیاً، تأکید بر ن قش فیض در سعادت انسان، در اخلاق پولس از یک سو و تعریف متفاوت فضیلت و تکیه بر نقش معرفت شناسانه حکمت عملی در اخ لاق ارسطو از سوی دیگر، این تفاوت را بارزتر می سازد. به رغم تأثیر پولس از فرهنگ یونانی در شکل دهی الهیاتش، وی کاملاً مستقل از اخلاق فضیلت ارسطو، مبانی اخلاقی خویش را ساماندهی کرده است. تعریف اخلاق فضیلت نزد ارسطو، بررسی مختصات کلی اخلاق پولس و بازخوانی سه اصل مذکور در رسالات وی و شرح و بسط تمایز آن با اخلاق ارسطو، از جمله موضوعاتی است که این پژوهش بدان پرداخته است.
ظرفیت سنجی منطق فازی و پلورالیسم دینی در تبیین مفهوم «ایمان» در قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادیان مختلف واژه «ایمان» را در حوزه های گوناگونی به کار برده اند و این تنوع و گوناگونی باعث شده است که اذهان موحدان و سایر طبقات در خصوص تعریف و تبیین ماهیت «ایمان» به تکاپو واداشته شود. در آیات متعددی از آخرین کتاب آسمانی و معجزه جاویدان اسلام؛ قرآن کریم، واژه «ایمان» آورده شده است که بررسی تطبیقی این آیات با یکدیگر، مشخص می سازد که مفهوم ایمان، مفهومی مشکک است و حاکی از شرایط و ویژگی های متفاوت می باشد. کشف منطق قرآن در این حوزه، نه تنها باعث تبیین مفهوم این واژه می شود بلکه پیامدهای بسیار مهمی در تعیین مصادیق «مؤمنین» و جایگاه آنان در جامعه اسلامی دارد. با توجه به این که بکارگیری منطق فازی و پلورالیسم در تبیین منطق قرآن کریم در این زمینه، منجر به دو نتیجه کاملاً مختلف می شود، ضرورت چنین گزینشی مشخص می گردد.
از آنجا که در فرهنگ قرآن مفهوم «ایمان»، متضمن درجات و مراتب مختلفی می باشد، به خدمت گرفتن منطق فازی باعث می شود که ضمن رهایی از دام رویکرد نسبی گرایانه پلورالیسم، بتوان از تنگناهای رویکرد انعطاف ناپذیر انحصارگرایان مذهبی به سلامت عبور کرد و با معیار قراردادن شمول گرایی دینی مورد نظر علامه طباطبایی و امام خمینی، از افراط و تفریط نجات پیدا کرد و بر این اساس «افراد جامعه» را با توجه به کسب حداقل هایی، در جرگه ایمان آورندگان و اهل نجات به شمار آورد.
مردم سالاری و بی ثباتی سیاسی
منبع:
کیان ۱۳۷۴ شماره ۲۴
حوزههای تخصصی:
پوپر و آگاهی
منبع:
کیان ۱۳۷۶ شماره ۴۰
حوزههای تخصصی:
دین و دولت در جست وجوی اقتدار و مشروعیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بحث در باب رابطة دین و سیاست یا دین و دولت، دیرزمانی است که در محافل سیاسی و علمی غرب، و به دنبال آن در نزد برخی از روشنفکران جوامع اسلامی مطرح است و به زمانة حاضر محدود نمی شود. در این نوشتار نشان داده خواهد شد که: الف) در طول تاریخ تفکر غرب از یک سو، حاکمان سیاسی برای حفظ اقتدار خود نیازمند کسب مشروعیت دینی بوده اند و از این رو به غلبه بر دین یا دست کم تعامل با آن روی آورده اند، و از سوی دیگر، متولیان امور دینی و ارباب کلیسا همواره در پی کسب اقتدار سیاسی دولت یا غلبه بر آن برآمده اند؛ ب) باید میان گوهر دین، به عنوان امری آسمانی و مقدس و متولیان امور دینی یا ارباب کلیسا تمییز نهاد و نباید ناتوانی آنان در تشکیل حکومت دینی موفق را که ناشی از آلوده شدن آنان به فساد و دنیاطلبی و ثروت اندوزی بوده است، ...
تقابل فرهنگی از دیدگاه پست مدرن
حوزههای تخصصی:
فلسفه مادی و اصالت طبیعت (در کتاب اندیشه های میرزا آقاخان)
منبع:
وحید تیر ۱۳۴۷ شماره ۵۵
حوزههای تخصصی:
جایگاه معرفتی علت از منظر ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ابن سینا با توجه به ویژگیهای معرفتی قاعده «ذوات الاسباب» مدعی است علم یقینی به امور سبب دار فقط از راه علم به علل آنها بدست میآید. براساس این، ظاهراً طرح دیگر راههای محتمل شناخت، از جمله برهانهای «انّی مطلق» و «دلیل» نامعتبر است. اما او تصریح میکند که هرگاه حد وسط و ثبوت اکبر بر اصغر دو لازمِ حد اصغر باشند، امکان اقامه نوعی برهان انّی یقین آور وجود دارد. بدین لحاظ تأکید بر نقش معرفتی علت، نافی هر نوع معرفت یقینی از غیر طریق علت نیست. همچنین وی تعقل جزئی بنحو کلی را نیز ادراک از راه اسباب و علل دانسته و آن را مفید کلیت و یقین معرفی میکند. از سوی دیگر، بعقیده ابن سینا، علم به علت مستلزم تحقق علم بالفعل به معلول نیست. او برای انتقال از علم بالقوه به علم بالفعل دو شرط قائل میشود: نخست آنکه، رابطه لزومی علت و معلول باید بر سبیل وضع و حمل و بشکل قضیه بیان شود و دیگر آنکه در برهان، علاوه بر علم به علت، علوم دیگری باید ضمیمه شوند، تا نتیجه یقینی حاصل شود. مقاله حاضر نقش معرفتی علت در مباحث مختلف فلسفه ابن سینا را بررسی میکند.
بررسی انتقادی دیدگاه فرگه در باب وجود محمولی در پرتو حکمت صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرگه با تشبیه گزاره های وجودی به گزاره های عددی به این نتیجه می رسد که وجود محمولی درجة دوم و صرفاً قابل حمل بر مفاهیم است، نه اشیاء. استدلال وی، با ابتنای بر ثبوت شیء لشیء بودن گزاره های وجودی، این است که اگر وجود بر اشخاص به منزلة یک محمول و ویژگی درجة اول حمل شود، گزاره های وجودی موجبه، همان گو و سالبة آن ها خودشکن خواهد شد. بر این اساس، وی گزاره هایی همچون «سقراط وجود دارد» را درست ساخت نمی داند و در تلاش برای ارائة شکل صحیح آن، به صورت نمادین، وجود را به جایگاه سور منتقل می کند. با معیار قرار دادن دیدگاه ملاصدرا روشن می شود که برخلاف گمان فرگه، اولاً اصل در گزاره های وجودی، شخصیه بودن است و ثانیاً مفاد گزاره های وجودی، ثبوت الشیء است نه ثبوت شیء لشیء و ثالثاً، اینکه از پیش فرض های قول به این همان بودن این گزاره ها اصالت وجود است که فرگه منکر آن است.
فلسفه کنیز کلامست
حوزههای تخصصی: