فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۸۶۱ تا ۱۰٬۸۸۰ مورد از کل ۱۵٬۳۱۰ مورد.
بحث تطبیقی اگزیستانسیالیسم غربی و اصالت الوجود در فلسفه اسلامی (مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی دوره معاصر (قرون 20 و 21) فلسفه قاره ای اگزیستانسیالیسم
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه تطبیقی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مکتب های فلسفی حکمت متعالیه
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی هستی شناسی مباحث وجود
چرا محافظه کار نیستم؟
معناشناسی فلسفی و علم اصول(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن زمستان ۱۳۸۵ شماره ۲۸
حوزههای تخصصی:
پاسکال، ایمان و عقلانیت
اسپینوزا و تفسیر متون دینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اسپینوزا از نخستین اندیشمندانی است که در دوره جدید،نگاه تازه ای در تفسیر متون دینی داشته است و می توان او را از پایه گذاران علم تفسیر بر مبانی تجدد به شمار آورد.اسپیوزا در نوشته های مختلف و از جمله به طور مستقل در فصل هفتم از کتاب «دین و دولت»به این بحث پرداخته است ؛این نوشتار در صدد بیان دیدگاه او در این زمینه است.
معرفت شناسی ژنتیک (تکوینی) در دیدگاه پیاژه
منبع:
فصلنامه حکمت و فلسفه ۱۳۸۵ شماره ۵
7 - 22
حوزههای تخصصی:
معرفت شناسی ژنتیک (تکوینی) پیاژه، دست کم تحت تأثیر چهار منبع بوده است: فلسفه کانت، ساخت گرایی ریاضی بورباکی، زیست شناسی، و سیبرنتیک. تأثیر کانت را می توان در توسل پیاژه به سوژه معرفتی و طرح واره های ذهنی پیشینی آن که داده های حسی را سازمان می دهند ملاحظه نمود. تأثیر ساخت گرایی ریاضی، به نحوی پیاژه را به نادیده گرفتن سوژه فردی و تأکید بر سوژه معرفتی به منزله یک صورت بندی انتزاعی کشاند. تأثیر زیست شناسی را می توان در مفهوم سازگاری با محیط دشوار، مشتمل بر جذب و انطباق، ریشه یابی کرد. سرانجام، تأثیر سیبرنتیک را می توان در تأکید اکید پیاژه بر خود تنظیم کنندگی ملاحظه نمود که منجر به سازمان دهی مجدد دانش بر حسب پسخوراند می شود. به طور کلی، پیاژه، معرفت شناسی ژنتیک را به منزله یک معرفت شناسی علمی در نظر می گیرد که با سازو کارهای تحول دانش سر و کار دارد و روش آن، نه تحلیل فلسفی یا تأمل، بلکه تحقیق پذیری تجربی است. هرچند پیاژه به طور اکید از سازگاری به منزله کلیدی برای حل و فصل مسئله رابطه دانش – واقعیت استفاده می کند، در عین حال، به مفهوم مطابقت با واقعیت نیز توسل می جوید. اما تکیه صرف او به پسخوراندهای منفی مانع از آن می شود که او بتواند این مسئله را به نحو مناسبی حل و فصل کند. این در واقع، پاشنه آشیل معرفت شناسی پیاژه است. این از آن رو است که پسخوراندها تنها حاکی از (عدم) کفایت ساختارهای دانشی فرد است، نه (عدم) مطابقت آن با واقعیت. این نشان دهنده نیاز معرفت شناسی ژنتیک به دیدگاه واقع گرایی و مفهوم کلیدی آن یعنی مطابقت با واقعیت است. مطابقت را نمی توان و نباید به کفایت فروکاست، هرچند که کفایت، از جمله قرائن مطابقت با واقعیت و البته تنها یکی از آنها است.
Plato and Innatism
منبع:
فصلنامه حکمت و فلسفه ۱۳۸۵ شماره ۷
85 - 98
حوزههای تخصصی:
Plato 1s doctrine of recollection is often identified witb innatism, and he is said to be an innatist. The present pape0 alongside J,vifh e:x:plaining this doctrine and other related doctrines in Plato's epistemology, argues that the doctrine of recollection is not necessarily the same as innatism. It is a matter of fact that, in Plato's epistemology1 perception and intellectual epistemic activi01 plqy a crucial role in the acquisition of kn01vledge.
Phenomenology and Post-Modernity
منبع:
فصلنامه حکمت و فلسفه ۱۳۸۵ شماره ۷
125 - 138
حوزههای تخصصی:
The challenge to re-think Post-Modernity opens up if we see modernity in the light ef the phenomenological reduction. 5uspending belief in the central tenets of Modern Philosopf?y discloses that the so-called post• modernist pbilosopby mere!J extends the earlier projec: The failure o] calculative reason trumpeted by po-mo thinkers need not result in the end of the proiect ef rationality. Rather, rethinking the philosophic tradition in a radical fashion leads to greater inclusion ef other perspectives andfaculties and more possibilities far reasoning together in the search for truth.
پارادکس تصوف نزد اساتید و شاگردان ملاصدرا
حوزههای تخصصی:
در آثار ملاصدرا دونحو تلقی و برخورد با تصوف وجود داردکه خلاف عادت(پارادکس)می نماید.وی از طرفی در ردو انکار تصوف سخن میگوید و آن را تخطئه می کند،و از طرف دیگر از آن دفاع می کند.این امرتنها منحصر به ملاصدرا نیست بلکه از اوصاف دوره صفویه است که تصوف حقیقی رایج(که آن را می توان تصوف صفوی نامید)درقیاس با تصوف حقیقی (تصوف علوی)رد می شود،چنان که در آثار بسیاری دیگر از عالمان ،عارفان وفیلسوفان آن عصر در ایران،از جمله اساتید وشاگردان ملاصدرا نیز مشهود است. این گونه تلقی حاصل تحولی است که در دوره صفویه در فهم تصوف و نیز تشیع ایجادشده و اثر آن تاکنون درتاریخ ایران برجای مانده است.آنچه در این مقال می آید،شرح و بررسی این مطلب و ،به ویژه،موضع ملاصدرا و بعضی استادان و شاگردان وی در این باب است،ولی پیش از آن باید مقدماتی تاریخی را ذکر کنیم.
مفهوم صدق از دیدگاه ویتگنشتاین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی دوره معاصر (قرون 20 و 21) فلسفه تحلیلی آباء فلسفه تحلیلی
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی دوره معاصر (قرون 20 و 21) فلسفه تحلیلی عبور از پوزیتیویسم منطقی
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه زبان
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق منطق فلسفه منطق نظریه های صدق
قانون طبیعی و نقش آن در فلسفه حقوق یونان باستان
حوزههای تخصصی:
سه ملالت مدرنیته
منبع:
علامه ۱۳۸۵ شماره ۱۲