ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۳۴۱ تا ۱۰٬۳۶۰ مورد از کل ۱۵٬۳۱۰ مورد.
۱۰۳۴۴.

مبانی نظری رویکرد تحلیل اقتصادی حقوق(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی حقوق کلیات فلسفه حقوق
  2. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه حقوق
تعداد بازدید : ۹۹۸۵ تعداد دانلود : ۵۰۷۰
تحلیل اقتصادی حقوق (یا حقوق و اقتصاد) در ایران علم نوپایی است و هنوز مفهوم و جایگاه آن برای حقوقدانان و اقتصاددانان ایرانی روشن نیست. نویسنده در این مقاله سعی دارد نمایی کلی از این علم جدید ارائه نماید و در این راستا به سیر شکل گیری و تحول این علم می پردازد و ارتباط آن را با دیگر رویکردهای اقتصادی به حقوق تبیین می کند. در ادامه مکتب واقع گرایی حقوق به عنوان خاستگاه فکری این نگرش و الگوی رفتاری انسان معقول به عنوان مبنای تحلیل رفتار افراد درمقابل قواعد حقوقی معرفی شده است. نهایتا کارایی به عنوان عنصر اصلی تحلیل اقتصادی و هدف ایجاد قواعد حقوقی معرفی و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.
۱۰۳۵۰.

ملاحظاتی نقادانه درباره ی دو مفهوم علم دینی و علم بومی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۵ تعداد دانلود : ۳۲۴
مقاله حاضر متشکل از سه بخش اصلی است. در بخش نخست با بهره گیری از شماری از تفکیک های فلسفی، منطقی و تجربی، دیدگاه های پوزیتیویستی و هرمنیوتیستی درباره علم و فناوری که طی دو قرن اخیر از دامنه تأثیر زیادی برخوردار بوده اند مورد نقادی قرار می گیرند. از رهگذر این نقادی توضیح داده می شود که برخلاف نظر پوزیتویست ها، اولاً همه علوم به فیزیک و ریاضی قابل تحویل نیستند و ثانیاً علم و فناوری از سنخ واحدی به شمار نمی آیند؛ و برخلاف نظر هرمنیوتیست ها، اولاً علوم انسانی و اجتماعی تافته ای به کلی جدا بافته از علوم فیزیکی و زیستی نیستند و ثانیاً فناوری برخلاف علم فاقد ذات و جوهر (در اصطلاح فلسفی) است.در بخش دوم با استفاده از نتایج به دست آمده در نخستین بخش به توضیح این نکته پرداخته می شود که علم و فناوری علی رغم ارتباط بسیار نزدیکی که با یکدیگر دارند، از جهات مهمی از هم متمایزند. همین تمایزهای اساسی منجر به آن می شود که محصول تکاپوهای علمی واجد خصلت کلیت و عمومیت باشد، حال آنکه فرآورده های تکنولوژیک رنگ ظرف و زمینه های محلی را به خود می گیرند. به همین منوال، در حالی که در علوم کوشش می شود تا از تأثیرات ناشی از نظام های ارزشی و/ یا ایدئولوژیک تا حد امکان احتراز شود، در حوزه فناوری آموزه های حاصل از ارزش ها از اهمیت بسیار برخوردارند.در سومین و آخرین بخش مقاله با ارائه توضیحات بیشتر درباره شباهت ها و تفاوت های علوم انسانی و اجتماعی با علوم فیزیکی و زیستی، بر این نکته تأکید می شود که علوم انسانی و اجتماعی با علوم فیزیکی و زیستی، بر این نکته تأکید می شود که علوم انسانی و اجتماعی دارای خصلتی دوگانه اند: این علوم از یکسو «علم» محسوب می شوند و از سوی دیگر «فناوری» به شمار می آیند. این خصلت دوگانه موجب می شود که امکان عام تولید فناوری های انسانی – اجتماعی ای بومی و حتی دینی موجود باشد. اما این نکه در عین حال در بردارنده دو نتیجه بسیار مهم است. نخست آنکه «علم دینی» یا «علم بومی» مفاهیمی سازگار نیستند. دیگر آنکه استفاده از امکان عامل تولید «فناوری های انسانی – اجتماعی بومی و یا احیاناً دینی» به منظور دستیابی به محصولات و فرآورده های خاص، نیازمند شناخت دقیق از ظرفیت ها و استعدادهای محیط ها و زمینه های معین است و در غیاب این درک دقیق، این احتمال قوت می یابد که کوشش هایی که در این قلمرو صورت می گیرد و سرمایه گذاری هایی که به انجام می رسد، ضایع و تباه گردد، یا نتایج نامطلوب و خلاف انتظار ببار آورد.
۱۰۳۵۱.

نسبت عقل و وحی (نگاهی به فلسفه فیلون اسکندرانی)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۸ تعداد دانلود : ۳۹۲
در خصوص نسبت عقل و وحی و به عبارت دیگر، فلسفه و دین مطالب بسیاری گفته شده است تا جایی که برخی آن را بحث محوری قرون وسطی دانسته اند. اندیشمندان ادیان ابراهیمی با توجه به نسبتی که میان عقل و وحی قائل شده اند، در خصوص وجود یا عدم فلسفه دینی به طور عام و فلسفه ی یهودی، مسیحی یا اسلامی به طور خاص نظرات گوناگونی ابراز داشته اند. برخی به تمایز کامل عقل و وحی حکم رانده اند و هیچ گونه ربط و نسبتی میان آن دو قائل نیستند و جمعی دیگر عقل و به تبع آن فلسفه را به هیچ گرفته اند و معتقدند با وجود وحی و متون مقدس هیچ نیازی به فلسفه نیست. بدیهی است از نظر آنان نیز هیچ گونه ارتباطی میان عقل و وحی برقرار نیست و در نتیجه صحبت از فلسفه دینی بی معنا خواهد بود. به واقع برخی تنها سر در گرو حکمت یونانیات دارند و حکمت ایمانیان را به حساب نمی آورند، جمعی دیگر تنها به حکمت ایمانیان و آنچه از طریق دین و شریعت آمده است بسنده و فلسفه و فیلسوفان را همواره تحقیر می کنند. در این بین کم نیستند اندیشمندانی که در صدد جمع و تلفیق آن دو برآمده اند. قرون وسطی مملو از چنین افرادی است و فیلون اسکندرانی را به حق می توان پیش قراول آنان دانست.
۱۰۳۵۲.

Morality and Literature (Charles Dickens and his English Contemporaries)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۵ تعداد دانلود : ۳۲۲
Examiningg the lilemry works of Charls Diceens, William Makepmce Thacktrqy, George Elliot and Thomas Harq)•, the a11thor produces a momic of the Victorimr morality in 19th centery E11gla11d. The author comes to tbe concluion that the Viaorian age was not as pnritan as it is usually imagined and tlu moral problems that bumankind deals with in the cosrse of its developmml art in their e.mnce 1111iverso/, though not identical. Thry differ in their individual forms produced lry the individual periods ofhuman history
۱۰۳۵۳.

Faith, Hope and Doubt

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۳ تعداد دانلود : ۲۹۴
For many religious people there is a problem of doubting various creedal statements contained in their religions. Often propositional beliefs are looked upon as a necessary, though not sufficient, condition, for salvation. This causes great anxiety in doubters and raises the question of the importance of belief in religion and in life in general. It is a question that has been neglected in philosophy of religion and Christian theology. In this paper I shall explore the question of the importance of belief as a religious attitude and suggest that there is at least one other attitude which may be adequate for religious faith even in the absence of belief, that attitude being hope. I shall develop a concept of faith as hope as an alternative to the usual notion that makes propositional belief that God exists a necessary condition for faith, as Plantinga implies in the quotation above. For simplicity’s sake I shall concentrate on the most important proposition in Western religious creeds, that which states that God exists (defined broadly as a benevolent, supreme Being, who is responsible for the creation of the universe), but the analysis could be applied mutatis mutandis to many other important propositions in religion (e.g., the Incarnation and the doctrine of the Trinity). I am not sure how these ideas fit into Islamic thought, but I offer up my paper to stimulate discussion between Christian and Islamic philosophy on the subjects of faith and doubt.
۱۰۳۵۷.

پیدایش جهان از منظر افلاطون

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۰۰ تعداد دانلود : ۱۳۴۰
«چگونگی پیدایش جهان» یکی از مسائل مهمی است که ذهن بشر را از دیرزمان به خود مشغولداشته. افلاطون به عنوان یکی از فیلسوفان بزرگ، به بررسی این مسئله پرداخته است. وی در رساله تیمائوس درباره نحوه پیدایش جهان، در ضمن ده مرحله پیدایش جهان را تبیین کرده است. از منظر افلاطون، آفرینش جهان به معنای خلق از عدم نیست، بلکه به معنای نظم و هماهنگیبخشیدن به اشیای پراکنده و درهم آمیخته است. افزون بر این، افلاطون طرح و برنامه جهان را بهوالاترین خدا و صانع یا همان دمیورگ نسبت میدهد. افلاطون در تبیین چگونگی پیدایش جهان،نخست الگویی ارائه میکند. این الگو بر اعداد ریاضی و اشکال هندسی مبتنی است. وی برای اینکار، فارغ از هرگونه تجربه ای و صرفا بر اساس تفکر و نسبت سنجی، نظریه پردازی کرده است. ازاین رو، طرح افلاطون تبیینی ماتقدّم و پیشینی محسوب میشود.
۱۰۳۵۸.

قاعده «ذوات الاسباب» در منطق در یک نگاه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۱۴ تعداد دانلود : ۸۸۱
برخی از منطق دانان، مانند شیخ الرئیس، محقق طوسی، صدرالمتألّهین و علّامه طباطبائی پس ازتقسیم برهان به «لمّی» و «انّی مطلق» و «دلیل»، متعرّض قاعده «ذوات الاسباب» شده و مدعیشده اند: چیزی که دارای سبب نیست باید بیّن باشد، وگرنه اصلاً با قیاس برهانی معلوم نمیشود.اگر مفاد قاعده مزبور پذیرفته شود، لازمه آن نامعتبر دانستن برهان های «انّی مطلق» و «دلیل» است.ظاهر عبارات این دسته از منطق دانان آن است که یقینیات یا باید از اوّلیات باشند و یا از راه علت(برهان لمّی) معلوم شده باشند. از سوی دیگر، شیخ الرئیس و علّامه طباطبائی با صراحت تمام،نوعی از برهان انّی را معطی یقین میدانند. به هر حال، مهم استدلالی است که به سود قاعده اقامهمیشود. به نظر نویسنده استدلال ارائه شده مضمون قاعده را به اثبات نمیرساند، و به علاوه، اگرمضمون قاعده پذیرفته شود، اولین قربانی آن خود قاعده خواهد بود؛ زیرا استدلالی که بر این قاعدهاقامه شده از نوع برهان لمّی نیست. بنابراین، باید پذیرفت که طرح قاعده «ذوات الاسباب» برایمحدود کردن اعتبار برهان های انّی است، نه برای بیاعتبار کردن آن.
۱۰۳۵۹.

مسئله معیار؛ چالش ها و رهیافت ها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۷۶ تعداد دانلود : ۸۲۲
داشتن معیار برای تشخیص صدق از کذب، و معرفت از غیر معرفت، همواره از مهم ترین مسائل در حوزه معرفت شناسی بوده است. به استناد همین مسئله، برخی درصدد انتخاب گزینه های نسبیت و شکّاکیت برآمده اند. از این رو، فیلسوفانی کوشیده اند تا به تنسیق و تدوین آن بپردازند. یکی از مهم ترین مسائل در این باب، آن است که آیا معیار یا معیارهایی برای ارزیابی وجود دارند یا نه؟ اگر وجود دارند، این معیار یا معیارها کدامند؟ در خط مقدّم این نزاع، نسبیت گرایان و شکّاکان قرار دارند که منکر وجود معیار مطلق برای ارزیابی هستند. اما اندیشمندانی که نسبیت و شکّاکیت را معقول نمیدانند، به وجود معیار و یا معیارهایی باور دارند. دستاویز دیگر برای شکّاکیت، نحوه دستیابی به این معیارهاست که آیا باید جزئیگرا بود یا روش گرا؟ آنچه در این مسئله میتواند قابل دفاع باشد، جزئیگرایی است. به اعتقاد حکمای مسلمان، حتی اگر نتوان نحوه دستیابی به آن را تبیین کرد، بازهم مجالی برای شکّاکیت فراهم نمیشود.
۱۰۳۶۰.

حکمت و تزکیه نفس و رابطه آنها در حکمت متعالیه

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۱۰ تعداد دانلود : ۱۱۷۹
حکمت بر اساس تقسیم آن بر پایه قوای نفس، دو شاخه نظری و عملی را شامل میشود. حکما از دیرباز، بر همراه بودن تحصیل و تکمیل این دو شاخه برای تحقّق تعریف و معنای «حکمت» تأکید داشته اند. ملّاصدرا نیز همچون سایر حکما، به این همگامی تصریح و بر آن تأکید کرده است. اما حکمت عملی به لحاظ داشتن مایه های کاربردی و عملی برای تکمیل و تعالی نفس، با تزکیه نفس ملازم است. و چون غایت حکمت، تکمیل نفوس است، بنابراین، تزکیه نفس با حکمت، تعریف آن، و غایت آن ارتباط تنگاتنگی دارد. نوشته حاضر به بررسی این ارتباط از نظر ملّاصدرا میپردازد و سعی کرده است با توجه به مبانی و مطالب حکمت متعالیه، حقیقت حکمت و ارتباط آن با ایمان و تزکیه نفس را تشریح و تصویر کند، نکاتی درباره غایات حکمت ذکر نماید و سپس به بررسی تفصیلی رابطه دوسویه غایات حکمت و تزکیه نفس بپردازد و از این طریق، این نکات را اثبات کند: 1. دغدغه اصلی ملّاصدرا در تعریف و «ارائه حکمت متعالیه»، کمال نفس و تزکیه آن بوده است. 2. غایات حکمت، که ملّاصدرا و دیگران از آنها به «غایت» تعبیر نموده اند، در حقیقت، غایات و نتایج عملی و هستیشناختی هستند، نه غایات علم شناختی و روش شناختی. 3. حکمت عامل اصلی تزکیه صحیح نفس، و تزکیه نفس نیز عامل اصلی فهم صحیح مسائل فلسفی است. 4. تزکیه نفس در شکل گیری مفهوم، تعریف، مصداق و غایات این جهانی حکمت، نقش بسیار اساسی دارد و بررسی جامع موارد وابستگی فهم مسائل حکمت بدان ضروری به نظر میرسد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان