بررسی حاضر از رویکرد تفسیرگرایی اجتماعی به بازسازی معنایی تغییرات خانواده در میان ایلات گورک و منگور شهرستان مهاباد از منظر ساکنان آن سامان می پردازد. رویکرد تفسیرگرایی اجتماعی با تاکید بر بینش ساخت گرایاناست که کنشگران اجتماعی نقش اصلی در سـاخت و بازسازی زندگی اجتماعی خود ایفاء کرده و به گونه ای بازاندیشانه و آگاهانه در برابر محیط و تغییرات آن اندیشیده و عمل می کنند. دو ایل مورد بررسی از ایلات مهم ساکن در شهرستان مهاباد بوده و دارای زندگی روستایی هستند. روش شناسی پژوهش حاضر، روش شناسی کیفی است و از روش قوم نگاری و تکنیک مشاهده و مصاحبه عمیق برای انجام عملیات تحقیق استفاده شده است. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات و ارائه نظریه نهایی از روش نظریه زمینه ای (GT) استفاده شده است. یافته های بدست آمده شامل هفت مقوله عمده به این شرح می باشند که عبارتند از: متعین های سـاختاری، خـانواده درون انتظام، ورود عنـاصر نـوسـازی، خـانـواده برون انتظام، توانمندی، تضعیف سنت ها، برون فرهنگ یابی. مقوله هسته این بررسی «گذار نسبی» است که مقولات عمده فوق را در برمی گیرد.
در ایران، کارآفرینی پدیده ای بسیار نو و تحقیقات در این زمینه خصوصا کارآفرینی زنان، بسیار محدود است. علی رغم این که در سال های اخیر تمایل زنان ایرانی به داشتن مشارکت اقتصادی و اجتماعی و خصوصاً تحصیلات عالی افزایش یافته است، استفاده بهینه از مشارکت آنان در امور اقتصادی جامعه میسر نشده است.
یافتن منابع مالی مناسب، دسترسی به اطلاعات، ایجاد تعادل بین کار و خانواده و جلب اعتماد دیگران از مواردی است که در اکثر تحقیقات کارآفرینی به عنوان موانع و مشکلات زنان در راه اندازی کسب و کار مشاهده می شود.
به منظور دریافت شناخت کلی از زنان کارآفرین تحصیل کرده دانشگاهی و کسب و کارهای آنان و شناسایی عوامل مؤثر بر راه اندازی موفق کسب و کارهای کارآفرینانه توسط آنان، تحقیقی وسیع و ملی در جامعه زنان کارآفرین تحصیل کرده دانشگاهی با استفاده از پرسشنامه ای که بدین منظور طراحی و با نظرات خبرگان کارآفرینی و انجام پیش آزمون، اصلاح گردید، انجام شد. این مقاله فقط قسمتی از نتایج این تحقیق که در رابطه با ویژگی های کسب و کارهای زنان و موانع و مشکلات آنان در راه اندازی کسب و کار است، را بیان می کند. این نتایج نشان می دهد علی رغم این که یک سوم کسب و کارهای زنان در زمینه خدمات آموزشی، تحقیق و مشاوره فعال هستند، حدود نیمی از آن ها در زمینه تولید صنعتی و خدمات مرتبط از قبیل حمل و نقل، بسته بندی و تبلیغات فعالیت دارند. همچنین مهم ترین مشکلات زنان کارآفرین تحصیل کرده دانشگاهی را وجود قوانین دست و پاگیر، بوروکراسی اداری، اخذ مجوزها و تامین منابع مالی تشکیل می دهند و مواردی از قبیل تضاد نقش ها، مدیریت کسب و کار و وجود تبعیض ها که از مسائل جنسیتی ناشی می گردند و در ادبیات تحقیق از آن ها به عنوان مشکلات اساسی کسب و کار زنان نام برده شده است، مانع جدی زنان کارآفرین تحصیل کرده دانشگاهی ایران محسوب نمی شوند.
یکی از مفاهیم مفید در تبیین سرمایه اجتماعی، مفهوم «شبکه اعتماد»است، شبکه اجتماعی که بیانگر این مطلب است که افراد بر اساس اعتماد متقابل به یکدیگر؛ از اطلاعات، هنجارها و ارزش های یکسانی در تبادلات فی ما بین خود استفاده می کنند. از این رو اعتماد فی ما بین، نقش زیادی در تسهیل فرایندها و کاهش هزینه های مربوط به این گونه تبادلات دارد. شبکه اعتماد می تواند بین افراد یک گروه و یا بین گروه ها و سازمان های متفاوت به وجود آید. این پژوهش، از حیث هدف کاربردی و از حیث روش،توصیفی(همبستگی)است که شامل کلیه دانشجویان شاهد و ایثارگر مشغول به تحصیل در دانشگاههای دولتی و آزاد اسلامی می باشد و نمونه آماری آن در مجموع شامل 164 نفر دانشجو در دو گروه مذکور می باشد.ابزار اندازه گیری بصورت پرسشنامه ای با 39 گویه می باشد. بر اساس یافته های تحقیق بین میانگین رتبه هر یک از مؤلفه ها در دانشگاههای دولتی و آزاد تفاوت معنی داری وجود دارد به طوریکه در میان دانشجویان ایثار گر و شاهد دانشگاههای دولتی مولفه های صراحت و حسن ظن دارای رتبه اول و دوم بوده ولی برای دانشجویان دانشگاه آزاد مولفه های دگر خواهی و دموکراتیک بودن دارای رتبه اول و دوم می باشد. در تهیه و ارائه فرضیات با توجه به نظریات مطرح شده مرتبط با فرضیه ها پس از شاخص سازی و گویه پردازی و تکمیل پرسشنامه نتایج حاصله از آزمون فرض ها را با نظریات مطرح شده تطبیق داده که کلیه فرضهای پژوهش تایید گردید.
بحران هویت بدون شک مهم ترین آسیب اجتماعی امروز ایران است که علایم آن را می توان در کلیه روابط اجتماعی و کنش های فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و حتی بین المللی امروز ایران به وضوح مشاهده کرد.از این منظر هویت یکی از مقوله های کلان در فرایندهای اجتماعی و فرهنگی محسوب می شود که در یک محیط زمانی (عصر و دوره ای که در آن واقعیم) و مکانی (محدوده جغرافیای زندگی) شکل می گیرد و قوام می یابد. اما آنچه که در این تحقیق از اهمیت برخوردار است آن است که چه عوامل اجتماعی و فرهنگی در دوری گزینی جوانان از الگوهای فرهنگی بومی ،ملی و گرایش به الگوهای فرهنگی غربی موثر بوده است ؟ یا به عبارت دیگر کدام نیازهای فرهنگی و اجتماعی منجر به بحران هویت در بین جوانان به عنوان تاثیر پذیرترین قشر در این فرایند شده است. در این راستا در این مقاله نخست به طرح موضوع پرداخته و ضمن ارایه تعاریفی از هویت ، به انواع آن اشاره نموده و سپس مبانی نظری ، شاخص ها و پیامدهای بحران هویت مطرح و در ادامه ضمن ارایه مدل تحلیلی تحقیق ، اهداف ، سوالات و فرضیه های پژوهش انجام شده معرفی و در خاتمه نتایج حاصله از آزمون فرضیه ها ارایه شده است.
توفیق سیاست های اجتماعی، به ویژه در بعد حمایتی و فقرزدایی زنان، به عنوان یکی از نشان گرهای ادارة مطلوب امور بخش عمومی برای رفع محرومیت و تبعیض در جامعه محسوب می شود. مقاله حاضر با این دیدگاه، به بررسی رابطة بین سیاست های حمایتی و توانمندسازی زنان می پردازد. برای این منظور برنامه های خودکفایی کمیتة امداد در مورد زنان سرپرست خانوار تحت پوشش را با استفاده از روش پژوهش پیمایشی در شهر تهران مورد بررسی قرار داده است. با بهره گیری از ادبیات مربوط، به ویژه مکاتب رفاهی در خصوص پیامد های رفاهی از نوع مداخلات بیرونی، دولتی یا شبه دولتی و غیره، فرض شده که این خدمات با توانمندی افراد تحت پوشش رابطه داشته باشد. با این حال این ارتباط از ماهیت و کمیت خدمات حمایتی و ویژگی های زمینه ای افراد تبعیت خواهد کرد. یافته ها نشان می دهد که خدمات ارائه شده در قالب برنامه های مذکور نقش قابل توجهی در بالابردن خوداتکایی جمعیت نمونه نداشته و فقط محدود به توانمندی آن دسته معدود از زنانی بوده که از خدمات خاصی مانند وام خوداشتغالی و خدمات آموزشی استفاده نموده اند و زمینه های مساعدتری داشته اند. در غالب موارد، این خدمات به استقلال و ر هایی خانوار های مورد بررسی از نیازمندی منتهی نشده است. مقاله دلیل این امر را در مواردی چون میزان اندک خدمات و عدم پوشش گستردة آن ها، فقدان برنامه مشخص و کارآمد برای توانمندسازی زنان و رویکرد سنتی حاکم در ارائة خدمات حمایتی به زنان ذکر می کند.
"هدف از این مطالعه، بررسی و شناخت برخی عوامل جمعیتی، اقتصادی، اجتماعی و روانی موثر بر نگرش والدین نسبت به جامعه پذیری جنسیتی فرزندان می باشد. متغیر وابسته به تحقیق، نگرش والدین نسبت به جامعه پذیری جنسیتی فرزندان است که دارای ابعاد انتظارات، نقش جنسیتی، و علایق می باشد. نظریه های به کار گرفته شده در این مطالعه عبارت اند از: نظریه نگرشی فیش باین و آیزن و نظریه جامعه شناختی فمینیسم لیبرال. داده ها از طریق توزیع پرسشنامه در میان 384 زن و مرد متاهل ساکن در شهر شیراز و از طریق نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده جمع آوری گردید. نتایج نشان داد که با کنترل متغیرهای میزان تقسیم کار والدین، میزان اعتماد به نفس، بعد خانوار و میزان درآمد خانوار، تمام متغیرهای مستقل رابطه معناداری با متغیر وابسته دارند. همچنین متغیرهای مذکور حدود 38 درصد از تغییرات نگرش والدین نسبت به جامعه پذیری جنسیتی فرزندان را تبیین کردند.
"
مقاله حاضربه منظور شناسایی و ارزیابی نگرش زنان نسبت به مالکیت شخصی به عنوان یکی از مهمترین اهرمهای کسب قدرت و تصمیم گیری در درون خانواده تهیه و تدوین گردیده است. نگرش به عنوان نوعی از معرفت که برپایه محاسبات احساسی، عاطفی وشناختی وارزیابی عملکردها شکل می گیرد وطبیعتا در روابط میان اعضای خانواده وحتی ایفای نقش ها موثر می افتد. براین اساس ابتدا ضمن انجام مطالعه مقدماتی ومصاحبه با افراد مطلع وداوران ، وتصحیح پرسشنامه وباکسب نمره روایی 75 درصدی ، از میان جامعه آماری مورد مطالعه، 640 نفر نمونه به روش نمونه گیری خوشه ای ، با نمونه اخذ نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند . آنگاه داده ها واطلاعات مورد نیاز با استفاده از اسناد ومدارک به ویژه تکنیک پرسشنامه جمع آوری ، و نیز از نرم افزارSPSS جهت آزمون های آماری استفاده شد .یافته های تحقیق نشان می دهد که نمره نگرش زنان در شهرستان نوشهر چالوس نسبت به مالکیتَ شخصی در حد بسیار بالایی است . متغیرهایی چون احساس امنیت در زندگی خانوادگی و اجتماعی ، میزان اقتدار ، نوع ارزیابی از مالکیت شخصی ، سطح تحصیلات وموقیعت خانوادگی و شغلی در اخذ نمره بالای نگرش موثر بوده اند.آنچه از تحقیق حاضر به عنوان نتیجه می توان مطرح ساخت این است که عوامل ساختاری وکارکردی برنگرش افراد نسبت به مالکیت تاثیر بسیاری برجای می گذارد ،و هرچه افراد در مناسبات وروابط اقتصادی -اجتماعی بیشتر درگیر شده باشند ، نمره بیشتری نسبت به مالکیت شخصی اخذ می کنند.
هدف این تحقیق بررسی دیدگاه ها، نگرش ها، احساسات، واکنش ها و نیازمندی های افراد مجرد در رابطه با مسائل فردی و اجتماعی است تا علل احتمالی، عوارض و پیامدهای روان شناختی و اجتماعی این پدیده برجسته و راه کارهای مواجهه با آن از منظر شرکت کنندگان در تحقیق بررسی شود.
بدین منظور 10 پسر و 20 دختر (سنین 32 تا 42 سال) با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. جمع آوری اطلاعات با استفاده از پرسشنامه و مصاحبه عمیق فردی صورت گرفت.داده های کلامی، پس از آن که کلمه به کلمه ثبت شدند، مورد تحلیل محتوا قرار گرفتند. تحلیل نتایج به روش کلایزی نشان داد که مهم ترین دلایل مجرد ماندن گروه دختران، کمال گرایی، سخت گیری بیش از حد والدین و پیدا نکردن زوج مناسب، و در پسران عمدتاً مشکلات اقتصادی و تردید در تصمیم گیری برای انتخاب بوده است. در مجموع افراد مجرد از وضعیت خود راضی نبوده و احساس شکست روانی، ضعف جسمانی و احساس طرد شدگی و عدم پذیرش داشته اند. آن ها در واکنش به نگرش های جامعه رفتارهای مختلف و متناقضی بروز می دادند که مورد بحث قرار گرفته اند.
مسئله روزافزون روابط جنسی فرازناشویی به عنوان یکی از عوامل آسیب زا در ساختار و ثبات خانواده، توجه بسیاری از متخصصان و پژوهشگران را به خود جلب کرده است. این پژوهش از میان عوامل متعدد روانی ـ اجتماعی مؤثر در این زمینه به بررسی سبک دلبستگی و روابط جنسی فرازناشویی در میان زنان پرداخته است. به منظور رسیدن به اهداف پژوهش ابتدا 55 نفر از زنان متاهلی که به علت داشتن روابط نامشروع در مرکز مبـارزه بـا مفاسد اجتماعی شهر تهران بازداشت شده بودند، با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. گروه کنترل نیز شامل 70 نفر از زنانی که روابط فرازناشویی نداشتند، با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند.
هر دو گروه پرسشنامه سبک دلبستگی بزرگسالان هازان و شیور را پر کردند. برای تجزیه و تحلیل داده ها علاوه بر محاسبه فراوانی، درصد فراوانی، میانگین و نمودارهای مربوطه، از آزمون خی دو و ضریب فای و کرایمر استفاده شد.
نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که بین سبک دلبستگی ناایمن و روابط فرازناشویی رابطه وجود دارد (01/0P<) و زنانی که سبک دلبستگی ناایمن خصوصاً سبک ناایمن اجتنابی دارند رابطه فرازناشویی بیشتری دارند (05/0P<). علاوه بر این مشخص شد که بین میزان تحصیلات و روابط فرازناشویی رابطه وجود دارد. به این معنی که میزان روابط فرازناشویی در میان زنان با تحصیلات پایین بیشتر است (01/0P<).
بهداشت باروری یکی از ضرورت ها و پیش نیازهای رسیدن به توسعه پایدار در جوامع کنونی به شمار می رود. از همین رو در سال های اخیر جامعه جهانی به مسئله بهداشت باروری توجه ویژه ای نشان داده است. یکی از مهم ترین نشست ها در این خصوص کنفرانس بین المللی قاهره در مورد جمعیت و توسعه است که در سال 1994 تشکیل شد و در آن برنامـهعمل کشورها در خصوص موضوعات مربوط به جمعیت و توسعه تدوین گردید پس از آن برخی کشورها در جهت رشد استانداردهای بهداشت باروری تلاش های زیادی انجام داده اند. با این وجود امروز تفاوت های قابل توجهی بین کشورهای مختلف جهان از حیث میزان بهداشت باروری وجود دارد. هدف این مقاله اولاً معرفی ابعاد مختلف بهداشت باروری و نمایش وضعیت مناطق مختلف جهان در خصوص شاخص های مختلف بهداشت باروری و ثانیاً بررسی مهم ترین متغیرهای اثرگذار بر آن می باشد. در این تحقیق از روش تحلیل ثانویه استفاده شده است. داده ها از گزارش بهداشت باروری (2006) و مجموعه شاخص های پایداری زیست محیطی گرفته شد ه اند. نمونه تحقیق شامل 167 کشور از مناطق مختلف جهـان که اطلاعـات آن هـا در خصوص معر ف های بهداشت باروری موجود بود، می باشد. یافته ها نشان می دهند که تفاوت معناداری در میزان بهداشت باروری بین مناطق مختلف دنیا وجود دارد، به این صورت که این میزان در کشورهای اروپای غربی و آمریکای شمالی بیشتر از مناطق دیگر دنیاست. هم چنین کمترین میزان بهداشت باروری در بین کشورهای آفریقا و بعد آسیا یافت می شود. هم چنین در تبیین عوامل مؤثر بر بهداشت باروری نشان داده شده است که با وجود متغیرهای اقتصادی مثل درآمد سرانه کشورها، تاثیر متغیرهای فرهنگی و به خصوص شاخص آموزش به مراتب بیشتر است.