فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۱٬۳۶۱ تا ۱۱٬۳۸۰ مورد از کل ۱۸٬۰۶۵ مورد.
نخستین کنگره پیشگیری از سوء مصرف مواد
حوزههای تخصصی:
رابطه مولفه های خانوادگی با نگرش به مواد مخدر در بین دانش آموزان مقطع متوسطه شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تعیین رابطه مولفه های خانوادگی با نگرش دانش آموزان به مواد مخدر بوده است. به همین منظور 863 دانش آموز دختر و پسر مقطع متوسطه شهر تهران به روش نمونه گیری خوشه ای طبقه بندی شده انتخاب و به ابزار تحقیق (پرسشنامه نگرش سنج مواد مخدر و مقیاس سنجش مولفه های خانوادگی)، پاسخ دادند. اطلاعات گردآوری شده با استفاده از آزمون های u من ویتنی و ضریب همبستگی اسپیرمن تحلیل شدند. نتایج نشان داد که دانش آموزانی که والدینشان از مواد مخدر استفاده می کردند، نسبت به سایر دانش آموزان نگرش مثبت تری به مواد مخدر داشتند. بین احساس نا ایمنی در کانون خانواده و نگرش دانش آموزان نسبت به مواد مخدر رابطه مثبتی وجود داشت. با افزایش تحصیلات والدین، تصورات غیرواقعی دانش آموزان در مورد خطرات مواد مخدر کاهش یافته و با افزایش تحصیلات پدر نگرش دانش آموزان نسبت به اثرات مواد مخدر منفی تر شده بود. اما افزایش یا کاهش تحصیلات مادر با نگرش دانش آموزان نسبت به مصرف و اثرات مواد مخدر رابطه معناداری نشان نداد. همچنین با افزایش میزان درآمد خانواده، نگرش دانش آموزان به اثرات مواد مخدر منفی تر شده بود، در حالی که بین میزان درآمد خانواده و علاقه دانش آموزان به مصرف مواد و همچنین تصورات غیر واقعی آنها در مورد خطرات مواد مخدر رابطه معناداری مشاهده نشد.
بازسازی معنایی تغییرات خانواده به شیوه نظریه زمینه ای: (مطالعه موردی: ایلات منگور و گورک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی حاضر از رویکرد تفسیرگرایی اجتماعی به بازسازی معنایی تغییرات خانواده در میان ایلات گورک و منگور شهرستان مهاباد از منظر ساکنان آن سامان می پردازد. رویکرد تفسیرگرایی اجتماعی با تاکید بر بینش ساخت گرایاناست که کنشگران اجتماعی نقش اصلی در سـاخت و بازسازی زندگی اجتماعی خود ایفاء کرده و به گونه ای بازاندیشانه و آگاهانه در برابر محیط و تغییرات آن اندیشیده و عمل می کنند. دو ایل مورد بررسی از ایلات مهم ساکن در شهرستان مهاباد بوده و دارای زندگی روستایی هستند. روش شناسی پژوهش حاضر، روش شناسی کیفی است و از روش قوم نگاری و تکنیک مشاهده و مصاحبه عمیق برای انجام عملیات تحقیق استفاده شده است. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات و ارائه نظریه نهایی از روش نظریه زمینه ای (GT) استفاده شده است. یافته های بدست آمده شامل هفت مقوله عمده به این شرح می باشند که عبارتند از: متعین های سـاختاری، خـانواده درون انتظام، ورود عنـاصر نـوسـازی، خـانـواده برون انتظام، توانمندی، تضعیف سنت ها، برون فرهنگ یابی. مقوله هسته این بررسی «گذار نسبی» است که مقولات عمده فوق را در برمی گیرد.
رابطه پایگاه هویت و روابط ولی فرزندی در زنان معتاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه پایگاه هویت و روابط ولی ـ فرزندی در زنان معتاد است. این تحقیق از نوع توصیفی ـ پس رویدادی است. نمونه مورد بررسی شامل 40 نفر از زنان معتاد مراجعه کننده به مراکز توانبخشی معتادین و40 زن غیرمعتاد و همتا با این گروه است. از آزمون گسترش یافته عینی پایگاه هویت من (EOM-EIS2) (مارسیا، 1966) و مقیاس روابط ولی- فرزندی (فاین و همکاران، 1983) به عنوان ابزار جمع آوری داده ها استفاده شد.
تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل تشخیصی گام به گام نشان داد رابطه با پدر، رابطه با مادر و هویت معوق، به ترتیب از بیشتر به کمتر توانایی پیش بینی عضویت افراد در گروه های معتاد و غیرمعتاد را دارند. لذا ارتقاء روابط والدین با فرزندان و کمک به فرزندان در غلبه بر هویت ناپایدار و معوق می تواند به عنوان عوامل محافظت کننده در برابر اعتیاد در نظر گرفته شوند.
بررسی رفتارهای پرخطر در میان نوجوانان راهکارهایی برای پیشگیری از جرم در محیط خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
درک خطرپذیری نوجوان به عنوان اقتضای قابل انتظار این دوره سنی و نه به عنوان رفتاری انحرافی و مجرمانه، امکان شناخت و پیشگیری از بروز جرم را در نوجوانان واقع بینانه تر و عملی تر می سازد. در این تحقیق فرض شده است که بین محیط خانوادگی و شیوه های فرزندپروری و ویژگی های زمینه ای فردی و خانوادگی با خطرپذیری (سیگار کشیدن، مواد مخدر و روان گردان، الکل، رانندگی خطرناک، خطرپذیری جنسی و خشونت) رابطه وجود دارد.
بنابراین از مقیاس های معتبر و هنجار شده در ایران یعنی پرسشنامه های خطرپذیری نوجوانان ایرانی، محیط خانوادگی و دموگرافیک برای سنجش متغیرها استفاده شد. با انتخاب 1204 نفـر از دانش آموزان دبیرستـانی شهر تهران بـا روش نمونه گیری تصادفی متناسب با حجم، فرضیه های فوق آزمون گردید.
بر اساس یافته های این تحقیق میانگین خطرپذیری نوجوانان تحت شیوه تربیتی اقتدارگرا پایین تر و میانگین شیوه تربیتی مسامحه کار بالاتر از سایرین بود. در تعیین خطرپذیری رانندگی خطرناک و دوستی با جنس مخالف، سهم متغیرهای کنترلی بیش از متغیرهای گرمی بود. اما در مؤلفه های خشونت، سیگار، مواد مخدر، الکل و رابطه و رفتار جنسی میزان تعیین کنندگی متغیرهای صمیمیت مثل طرد، تایید و ابراز محبت بر کنترل پیشی گرفته بود. پایه تحصیلی (دوم) و جنسیت (پسر)، در پیش بینی واریانس خطرپذیری دوستی با جنس مخالف و رابطه و رفتار جنسی معنا دار بودند. معدل ترم قبل در تبیین تغییرات خشونت، الکل و دوستی با جنس مخالف سهمی منفی و معنا دار داشت. سطح پایین اقتصادی خانواده در پیش بینی رانندگی خطرناک تاثیری منفی نشان داد.
با شناخت فاکتورهای تاثیرگذار مربوط به خانواده بر خطرپذیری، راهکارهای اجرایی و عملی در سطح خانواده برای کاهش این گونه رفتارها در میان نوجوانان ارائه گردید.
بررسی جامعه شناختی عوامل موثر بر ترس از جرم در میان زنان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه ترس از جرم و عدم احساس امنیت اجتماعی، موضوعی است که بحث امنیت در شهرها را به چالش کشانده و بدین سبب مورد توجه محققین علوم اجتماعی و جرمشناسی قرار گرفته است. بر اساس مطالعات انجام شده در کشورهای غربی، زنان به مراتب بیشتر از مردان از جرم میترسند و حال آنکه کمتر از مردان قربانی جرائم مختلف واقع میشوند. در مقاله حاضر که مبتنی بر یک پژوهش کیفی میباشد، سعی شده تا با استفاده از مصاحبههای عمیق عوامل موثر بر ترس از جرم در میان زنان شهر تهران، شناسایی و مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. یافتههای این پژوهش بر اساس مصاحبههای عمیق با 50 زن 19 تا 55 ساله در شهر تهران به دست آمده و هدف از این تحقیق تبیین و صورتبندی نظری ترس از جرم در میان زنان شهر تهران، با توجه به تجربه زیسته آنها میباشد.
جهانى شدن و آموزش عالى، گسست میان نظریه تا کنش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این جستار که در چارچوب مطالعات مقدماتی برای تدوین برنامه پنجم توسعه بخش آموزش عالی صورت گرفته، تلاش شده است تا با برجسته ساختن مفاهیم و رویکردهای گوناگون بر چالشهایی که جهانی شدن در دو روایت فراروی نظامهای آموزش عالی از جمله نظام آموزش عالی ایران قرار می دهد، راهبردهایی ارائه شود که راهنمایی علمی برای تدوین برنامه توسعه بخش آموزش عالی کشور در برنامه پنجم توسعه باشد. از این رو، نخست برای درک مفهوم پیچیده جهانى شدن که در بخش آموزش عالى از آن به مثابه بین المللى شدن دانشگاهها یاد می شود، فرایند تاریخى آن بررسى شده است. سپس، براى گسترش مفاهیم نظرى به عرصه کنش، آثار و پیامدهاى این پدیده در کشورهاى توسعه یافته، کشورهاى در حال توسعه و نهادهاى بین المللى مورد واکاوى قرار گرفته است. در پایان به منظور کاربردی تر ساختن یافته هاى این پژوهش در عرصه ملى، وضعیت نظام آموزش عالى ایران در فرایند جهانى – بین المللى شدن بر مبناى فراتحلیلى آسیب شناختى مورد مطالعه تطبیقى با دو رویکرد اساسى جامعه دانش و جامعه اطلاعاتى قرار گرفته است.
تحلیلی بر فرهنگ شهروندی در شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"رفتار شهروندان و کیفیت مشارکت آنان در امور جامعه به عنوان یکی از الزامات اساسی سرمایه اجتماعی در هر جامعه و از شاخص های.
توسعه یافتگی جوامع محسوب می شود. فرهنگ شهروندی و عناصر کلیدی آن همواره در طول تاریخ پرفراز و نشیب این مفهوم از طرف متفکران و صاحب نظران علاقمند به مسایل اجتماعی که تمدن و پیشرفت جوامع بشری را در استقرار آن فرهنگ می دانند، از ادوار باستان تاکنون مورد بحث و چالش قرارگرفته است. امروزه تعیین میزان نهادینه شدن فرهنگ شهروندی به منظور تعیین جایگاه خوددر جریان توسعه یافتگی دربستر جهانی شدن ازضروریات دستیابی به شاخصهای توسعه می باشد. در مقاله حاضر با توجه به داده های پژوهشی به دست آمده از مطالعه پیمایشی شهر اصفهان پس از مطالعه تاریخی مفهوم شهروندی و با استفاده از نظریه های گوناگون، به بررسی وضعیت شهروندی و ابعاد مختلف آن در شهر اصفهان و میزان آن در بین شهروندان اصفهانی پرداخته شده است."
گرایش ها و اولویت های ارزشی دانشجویان و رابطه آن با طبقه اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"هر «طبقه اجتماعی»، فرهنگ خاص خود را در فرهنگ کلی جامعه دارد. یکی از عناصر اساسی فرهنگ جامعه «ارزش ها» می باشد. افراد متعلق به طبقه اجتماعی خاص، نظام ارزش خاصی دارند و اولویت های ارزشی آنان با طبقات اجتماعی دیگر متفاوت است. هدف این پژوهش، تعیین میزان و نوع پراکندگی گرایشهای ارزشی و نیز برری رابطه بین گرایشهای ارزشی و طبقه اجتماعی می باشد. نمونه آماری این تحقیق 582 دانشجوی پسر و دختر مقطع کارشناسی در رشته های مختلف دانشگاه آزاد تبریز می باشد که از بین 19052 دانشجوی این دانشگاه با فرمول کوکران و به شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با دانشکده و جنس انتخاب شده است. بر اساس نتایج این پژوهش بطور کلی اولویت های ارزشی دانشجویان به ترتیب میانگین نمرات به دست آمده، ارزش اجتماعی (52.49)، ارزش دینی (52.02)، ارزش نظری (51.98)، ارزش اقتصادی (49.51)، ارزش سیاسی (49.17) و ارزش زیباشناختی (38.91) می باشد. آزمون تک نمونه ای کولموگروف - سیمونف نشان داد که متغیر گرایشهای ارزش دانشجویان تفاوت معنی داری با توزیع نرمال دارد. آزمون ناپارامتری فریدمن نیز تفاوت معنی دار رتبه های گرایشات ارزشی را مشخص کرد. آزمونهای مختلف آماری معنی داری رابطه بین گرایش ارزش دینی و طبقه اجتماعی را بیان کرده است.
"
بررسی عوامل اقتصادی و اجتماعی مرتبط با کیفیت زندگی مردم بیرجند(مقاله علمی وزارت علوم)
"این تحقیق، با رویکرد کمی، به روش پیمایشی و با ابزار پرسشنامه انجام شده است. چارچوب نظری پژوهش، از دو نظریه سلسله مراتب نیازهای مزلو و نظام های بوم شناسی انسانی تشکیل شده که بر اساس مفاهیم عمده آن ها و مطابق با جامعه آماری مورد مطالعه شاخص هایی تدوین و به کار بسته شده است. با استفاده از فرمول کوکران 400 نفر از مردم شهرستان بیرجند به عنوان نمونه انتخاب شده، سپس به شیوه نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای، افراد واقع در سنین بین 15 تا 65 سال مورد مصاحبه قرار گرفتند. فرض محوری تحقیق آن است که کیفیت زندگی موضوعی ذهنی ـ عینی است و خود نیز تحت تاثیر عوامل ذهنی ـ عینی قرار دارد. بر این اساس، رابطه کیفیت زندگی با هر یک از نه متغیر مستقل خاستگاه اجتماعی، وضعیت اشتغال، سطح تحصیلات، مرتبه شغلی، میزان درآمد، میزان بهره مندی از شبکه های حمایت اجتماعی، شیوه جامعه پذیری در خانواده، میزان استفاده از رسانه های همگانی، و نگرش های سنتی / مدرن از طریق نرم افزار آماری spss و با استفاده از آماره های تحلیل واریانس و رگرسیون یک متغیره آزمون شده، نتایج به دست آمده نشان می دهد که کلیه این روابط معنی دار و مستقیم است. همچنین، در تحلیل رگرسیون چندمتغیره، پنج متغیر سطح تحصیلات، شیوه جامعه پذیری در خانواده، میزان استفاده از رسانه های همگانی، مرتبه شغلی، و میزان بهره مندی از شبکه های حمایت اجتماعی وارد معادله شده، بر روی هم 44 درصد از واریانس متغیر وابسته را تبیین می کنند.
"
بررسی رابطه سرمایه اجتماعی شبکه و سلامت روان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
"این پژوهش به بررسی تاثیرات روابط اجتماعی که از آن به عنوان سرمایه اجتماعی شبکه نام برده می شود، بر سلامت روان (جسمانی، اضطراب، کارکرد، افسردگی) می پردازد. مهم ترین عواملی که بر این پدیده تاثیر می گذارند عواملی هستند که روابط اجتماعی را متاثر می کنند (روابط غیررسمی افراد مورد توجه است). بهداشت روان افراد نیز اهمیت فراوان دارد. درصورت وجود سلامت روان افراد قادرند به دور از تعارضات رفتاری عمل کنند، و این روند با وجود سرمایه اجتماعی ممکن می شود. محتوای سرمایه اجتماعی شامل ارزش ها، هنجارها و پیوندهای اجتماعی است که در روابط اجتماعی شکل می گیرد. بدین طریق افراد قابلیت های خود را افزایش می دهند و از حمایت های محیطی و اجتماعی موجود در شبکه های ارتباطی خود برخوردار می شوند.
در این تحقیق، نظریه های مختلف سرمایه اجتماعی را مورد مطالعه قرار می دهیم، به ویژه ی نظریه ولمن در مورد مدل اجتماع رها شده و سلامت روان (نظریه شخصیت سالم).
داده ها با استفاده از ابزار پرسشنامه و با شیوه مصاحبه جمع آوری شد، جامعه آماری کارکنان سازمان آموزش و پرورش شهر ساری است که در سال 87 تعداد آن 4915 نفر بوده است. نمونه ی 300 نفری از طریق نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم استفاده شده است.
سرمایه اجتماعی دارای ویژگی های ساختی، تعاملی و کارکردی است و بُعد کارکردی (حمایت متقابل) مورد سنجش قرار گرفته است. برای سنجش سلامت روان آزمون GHO استفاده شده است. نتایج نشان می دهند که هر چه سرمایه اجتماعی افراد در بُعد کارکردی بیشتر شود، سلامت روانی نیز افزایش می یابد. افراد شاغل و متاهل از سرمایه اجتماعی بالاتر و سلامت روانی بیشتری برخوردارند. زنان انواع زنانه تر حمایت (عاطفی) و مردان انواع مردانه تر حمایت (مالی، عملی، اطلاع رسانی) را فراهم می کنند.
همچنین نحوه ی ادراکات و نگرش های افراد در مورد اعضای شبکه بر سلامت روان آنان مؤثر بوده است."
مولفه های هویت ملی در دیوان عارف قزوینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
همواره از عصر مشروطه به عنوان نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران یاد شده است. در این عصر جامعه ایرانی در ابعاد مختلف دستخوش دگرگونی هایی گردید. در عرصه هویتی نیز دگرگونی هایی در عناصر هویت بخش ایرانی به وجود آمد. زبان و ادبیات فارسی به مانند ادوار پیشین نقش مهمی در بازسازی و تعمیق بخشیدن به هویت ملی ایرانیان در تاریخ معاصر داشته است. مقاله حاضر در صدد است با بهره گیری از روش تحلیل محتوا، میزان توجه به مولفه های هویت ملی را در دیوان عارف قزوینی مورد تحلیل و تبیین قرار دهد. بدین منظور، مولفه های هویت ملی شامل ارزش های ملی، ارزش های دینی و فرهنگ غربی، با بهره مندی از متغیرهایی مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفته اند. یافته های این بررسی نشان می دهد عارف قزوینی در دیوان خود توجه ویژه ای به شاخصه ها و عناصر هویت بخشی ایرانی داشته است. علی رغم دگرگونی های به وجود امده در عناصر هویت بخش ایرانیان در عصر مشروطه، ارزش های ملی جایگاه خویش را در هویت بخشی به ایرانیان حفظ نموده است.
هویت قبیله ای به مثابه واقعیت در نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هویت در منابع و متون اسلامی از جمله نهج البلاغه، موضوعی وسیع و عمیق است. در این کتاب ارزشمند، به هویت قبیله ای به عنوان واقعیت و «سیاست آن گونه که هست»، در ابعاد گوناگونی توجه شده است. هویت و ملاحظات قبیله ای و رقیبان و مخالفان در تصمیم گیری ها و موضع گیری های امام (ع) از جایگاه مهمی برخوردار است؛ زیرا سیاست، ماهیتی کلی ملی دارد و دشمن در یک سوی آن، قرار می گیرد.در این مقاله با تحلیل محتوای گفتار و نوشتار امام (ع) در نهج البلاغه به واکاوی هویت قبیله ای به عنوان رقیب هویت دینی می پردازیم. با ورود اسلام و بعثت پیامبر (ص) هویت قبیله ای در ساختار شبه جزیره عربستان تحت تاثیر هویت دینی، به هویتی حاشیه ای تبدیل شد و با مهار آن، یکی از موانع ساختار دولت سازی پیامبر (ص) از میان برداشته شد و دولت متمرکز پیامبر به وجود آمد؛ اما بعد از رحلت آن حضرت، هویت قبیله ای بار دیگر از حاشیه به متن جامعه وارد، بازتولید و تقویت شد. شکل گیری گرایش های گریز از مرکز از سوی هویت های متعدد قبایل گوناگون یکی از پیامدهای بازگشت هویت قبیله ای به جامعه بود. همین گرایش ها موجب قتل عثمان شد و در واقعیت سازی حوادث دوران پنج ساله خلافت امام علی (ع) و سه جنگ داخلی دوران ایشان نقشی مهم داشت. شدت یافتن این گرایش ها اداره دولت را برای امام علی (ع) دشوار کرد و سرانجام منجر به تشکیل دولت امویان شد. در این مقاله واقعیت هویت قبیله ای توصیف، و واقعیت سازی قبیله ای، تجزیه و تحلیل شده است.
پژوهشی در سنجش عوامل تاثیر گذار بر دیدگاه استفاده کنندگان از فضاهای فراغتی در شهر تهران
حوزههای تخصصی:
دیدگاه های استفاده کنندگان درباره فضای فراغتی، در زمره مهم ترین معیارهای نیاز سنجی و مکان یابی این فضاها است. برنامه ریزی برای این نیاز شهروندان در شهر تهران تنها با بررسی امکانات و محدودیت ها میسر نیست و نظر شهروندان – که برنامه ریزی برای آنها صورت می گیرد – نقشی اساسی در آن ایفا می کند. شرایط متفاوت مردم و گروه های اجتماعی ساکن در شهر خواسته های متفاوتی را به وجود می آورد که باید در هر برنامه ریزی مد نظر قرار گیرد. شناخت دیدگاه ها، ویژگی ها و نیازهای شهروندان می تواند در برنامه ریزی فضاهای فراغتی و تفریحی به برنامه ریزان شهری کمک کند. به نظر می رسد در برنامه ریزی برای ایجاد فضای گذران اوقات فراغت در شهر تهران، به عوامل مؤثر بر دیدگاه ها و نگرش های شهروندان در این باره توجه نمی شود. این عدم توجه را می توان بعد پنهان و یاحلقه مفقوده برنامه ریزی، طراحی و اجرای فضای فراغتی نامید که یا کاملا به فراموشی سپرده می شود و یا به شکلی صوری به آن پرداخته می شود. در مقاله پیوست، دیدگاه های گروهی از شهروندان تهرانی درباره نوع، توزیع، تنوع، نحوه دسترسی و مشکلات استفاده از فضای فراغتی در مناطق نمونه شهر ارزیابی شده است. شایان ذکر است که الگوها و مدل های پیچیده فراوانی برای ارزیابی دیدگاه های شهروندان وجود دارد که پرداختن به آنها هدف این پژوهش نبوده است. مدل ورودی این بررسی مدل رابرتز است. با استفاده از این مدل، در این ارزیابی تاثیر سن، تحصیلات، جنس، میانگین اوقات فراغت و کیفیت خدمات ارائه شده در فضاهای فراغتی در میزان نیاز به این فضاها سنجیده و تلاش شده است نقش «تمایل شهروندان به برقراری ارتباطات اجتماعی » از طریق حضور در این فضاها را در« میزان نیاز به این فضاها» ارزیابی نماید. در پایان نیز مدل جدیدی بر اساس یافته های پژوهش ازائه شده است. پژوهش از نوع پیمایشی است که در سه منطقه شهر تهران انجام شده و در آن از روش ها و پارامترهای متداول ریاضی استفاده برای سنجش عوامل تاثیر گذار بر دیدگاه های شهر وندان در باره فضاهای فراغتی استفاده شده است. همچنین، از پرسشنامه به عنوان ابزار جمع آوری دیدگاه های شهروندان بهره گرفته شده است. نتایج و یافته های این پژوهش حکایت از آن دارد که فضاهای فراغتی مناطق نمونه در سطح نسبتا قابل قبولی قرار ندارند و شهروندان تهرانی، صرف نظر از پایگاه اقتصادی و اجتماعی، برای بهره برداری از امکانات موجود فراغتی شهر با مشکلاتی (از قبیل دشواری دسترسی، گرانی و ...)مواجه هستند. بر این اساس، به نظر می رسد مسؤولان شهری باید برای ارتقا، توزیع مناسب و ایجاد فضاهای جدید اقدامات مؤثری را در برنامه کار خود قرار دهند.
میزان استفاده از مولفه های سازمان یادگیرنده در دانشگاه های دولتی و آزاد اسلامی شهر کرد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مفهوم سازمان یادگیرنده و یادگیری سازمانی در سال های اخیر توجه پژوهشگران و مدیران بسیاری از سازمان ها به ویژه سیستم های آموزشی را به خود معطوف نموده و ایجاد سازمان یادگیرنده یکی از آرمان های سیستم آموزش شده است. از این نظر، حرکت دانشگاههای کشور به سمت تبدیل شدن به سازمانهای یادگیرنده از اهمیت خاصی برخوردار است. در همین ارتباط، پژوهش حاضر در زمینه تعیین میزان استفاده از مولفه های سازمان یادگیرنده در دانشگاه دولتی شهرکرد و دانشگاه آزاد اسلامی شهرکرد بر اساس پنج مولفه قابلیت های فردی، الگوهای ذهنی، آرمان مشترک، یادگیری تیمی و تفکر سیستمی صورت گرفت. روش این پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی بود که نمونه ای 200 نفره به شیوه تصادفی ساده از بین مدیران، اعضای هیات علمی و کارکنان دو دانشگاه مذکور انتخاب گردید. ابزار اندازه گیری را پرسشنامه 40 سوالی تشکیل می داد که پایایی آن از فرمول آلفای کرونباخ برابر 0.85 حاصل گردید. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون t تک متغیره، تحلیل واریانس، آزمون شفه و t هتلینگ استفاده شد. نتایج حاکی از آن بود که میزان استفاده از«قابلیتهای فردی» در دانشگاه آزاد بیش از سطح متوسط و در دانشگاه دولتی در سطح متوسط قرار داشت. میزان استفاده از «الگوهای ذهنی» در هر دو دانشگاه آزاد و دولتی کمتر از سطح متوسط و میزان استفاده از «آرمان مشترک»،«یادگیری تیمی» و «تفکر سیستمی» در دانشگاه آزاد بیش از سطح متوسط و در دانشگاه دولتی کمتر از سطح متوسط برآورد گردید. مقایسه ویژگیهای جمعیت شناختی نشان داد که تفاوت معناداری از نظر میزان استفاده از مولفه های سازمان یادگیرنده بین افراد بر حسب جنسیت در هر دو دانشگاه وجود نداشت. ولی میزان استفاده از الگوهای ذهنی در دانشگاه دولتی در بین اعضای هیات علمی بیشتر از کارمندان و همچنین میزان استفاده از قابلیتهای فردی در بین مدیران و اعضای هیات علمی بیشتر از کارمندان بود.
تحلیل داده های کیفی،رویه ها و مدل ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"روش های متعددی برای تحلیل داده های کیفی وجود دارند که روش تحلیل مردم نگارانه کلاسیک متعارف ترین شکل آن است. با وجود این، در خلال چند دهه اخیر رویه های نوین دیگری ارایه شده است که هر کدام بر نوع خاصی از داده های کیفی متمرکز شده است، کاربرد نرم افزارهای کامپیوتری در تحلیل داده های کیفی از جمله این رویه های جدید است.
توجه و گسترش روزافزون استفاده از روش های کیفی در جامعه دانشگاهی کشور نه تنها مستلزم آشنایی با این روش شناسی و چگونگی طراحی و اجرای آن است، بلکه نیازمند آشنایی با رویه های تحلیلی این روش ها و استفاده از آن ها می باشد. براین اساس، این مقاله ابتدا به معرفی روش تحقیق کیفی، انواع، اصول پارادایمی و داده های آن می پردازد، سپس به شیوه مقایسه ایی مدل ها و رویه های تحلیل داده های کیفی را مورد بررسی قرار می دهد. رویه های مورد بررسی شامل تحلیل تماتیک، تحلیل روایتی، تحلیل پدیدار شناختی، تحلیل محتوای کیفی، تحلیل مکالمه، تحلیل نشانه شناختی، تحلیل گفتمان، تحلیل مردم نگارانه انتقادی و تحلیل داده های مشاهده ای می باشند. در بررسی هر یک از این رویه ها، ضمن پرداختن به اصول، مبانی عملی و نقاط تمرکز آن ها، به برخی مطالعات موردی داخلی مرتبط نیز اشاره شده است."
نقش جنبش جوانان در گذار به دموکراسی: تمهیدات نظری
حوزههای تخصصی:
"در چند دهه اخیر بویژه از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شورو ی، دموکراسی جایگاهی برجسته در میان دیگر شیوه های حکومت در جهان یافته و از همین رو مطالعه فرایند گذار از رژیم های اقتدار گرا به نظام های سیاسی مردم سالار، به یکی از مباحث مهم جامعه شناسی سیاسی معاصر تبدیل شده است . جهانی شدن ارزش های دموکراتیک از یک طرف و تجارب ناشی از تحولات سیاسی اجتماعی بسیاری از کشورها برای استقرار یا تحکیم دموکراسی از طرف دیگر ادبیات علمی
گسترده و مناسبی برای تبیین علمی گذار جوامع به دموکراسی تولید کرده است. همچنین در سال های اخیر نقش جنبش های اجتماعی در سپهر سیاسی اجتماعی جوامع افز ایش و دامنه فعالیت این جنبش ها از سطوح ملی به بین المللی گسترش یافته است. با عنایت به این دو موضوع، این مقاله به دنبال ارائه الگویی نظری در تبیین نقش جنبش های اجتماعی بویژه جنبش جوانان در
گذار به دموکراسی در جوامع مختلف بویژه جوامع در حال توسعه می باشد . این الگو با تکیه بر فاز جدید ادبیات علمی گذار و با بهره گیری از نظریات اندیشمندانی چون کلاوس اوفه، هابرس، لاکلائو و موفه به طور همزمان بر عوامل داخلی و بین المللی و عوامل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تاکید کرده، از این رهگذر نقش جنبش های اجتماعی را در این فرایند برجسته می نماید.
"
یورگن هابرماس: از حقوق، اخلاق و سیاست لیبرالی به سمت قانون و دموکراسی گفتگویی
حوزههای تخصصی:
سنت ستیزی های نوآورانه هابرماس در فلسفه و علوم اجتماعی معاصر (از فلسفه های اجتماعی سیاسی، اخلاق و حقوق گرفته تا جامعه شناسی های سیاسی وفلسفی) که خود آن ها را نوعی بازسازی عقلانی نظریه های کلاسیک و مدرن نام نهاده است؛ بیش از پیش توجه نظریه پردازان معاصر را به نتایج این نوع جامعه شناسی سیاسی فلسفی و فلسفه سیاسی جامعه شناختی، که دارای بار تحلیلی وهنجاری نیز هست، جلب کرده است.
در این میان درخشش دو نظریه کلیدی جامعه شناختی فلسفی هابرماس، کنش ارتباطی و اخلاق گفتگویی، وکاربست و صورت بندی های مکرر آن در تمام و سرتاسر آثار هابرماسی هم چنان سرزنده بوده و لذا در مواضع نظری گوناگون، جامعه شناختی و فلسفی، به دقت هر چه تمام محل بحث های انتقادی فراوانی نیز قرار گرفته است.
در این راستا تمرکز مقاله بر تشریح فشرده نقطه نظرات انتقادی (هابرماس پژوهان) بر طرح تحلیلی– هنجاری است که هابرماس فیلسوف – جامعه شناس، در میان واقعیت بودگی و هنجاریت به منظور کاربست کنش ارتباطی و اخلاق گفتگویی در حوزه بهم پیوسته اجتماع – حقوق – سیاست صورت بندی کرده است؛ و از دل آن راهبردی هنجاری برای شکل دادن به نظم- قانون- دموکراسی گفتگویی بیرون آورده است. نظریه ای که بدیلی رقیب و جایگزین برای جامعه شناسی های فلسفی سیاسی حقوقی لیبرالی است.
در این تشریح انتقادی، مقاله (با مفروض گرفتن حداقل شناخت مخاطبان از نظریه های هابرماس و لذا صرف نظر از توضیح مقدمات بحث) هم زمان متکلف تشریح دو وجهه به هم پیوسته از این نظریه جامعه شناختی فلسفی چندسویه (اخلاقی، اجتماعی، سیاسی، حقوقی) هابرماسی است: نشان دادن امکانات تحلیلی هنجاری / برجسته سازی محدودیت های تحلیلی هنجاری.