فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۱٬۴۶۱ تا ۱۱٬۴۸۰ مورد از کل ۱۸٬۰۶۵ مورد.
نقدی بر رویکرد توسعه از دیدگاه ولفگانگ ساکس
حوزههای تخصصی:
فراتحلیل رابطه سرمایه فرهنگی و سبک زندگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ظهور جامعه مصرفی ازطریق زیادشدن کالاهای مادی و دموکراتیزه شدن مصرف، سبب انتخابی شدن زندگی روزمره می شود. در این شرایط در حوزه هویت، یکی از مؤلفه های اساسی فعالیت روزمره، انتخاب هایی است که به طور عادی انجام می دهیم. نوگرایی، فرد را با تنوع پیچیده ای از انتخاب های ممکن رودررو می کند؛ ولی به او در گزینش هایی که باید به عمل آورد، کمک چندانی نمی کند. این امر پیامدهای گوناگونی دارد؛ یکی از این پیامدها اهمیت یافتن سبک زندگی و راهبرد های مؤثر بر آن است؛ ازاین رو، هدف این پژوهش فراتحلیل رابطه میان متغیر سرمایه فرهنگی و سبک زندگی است. فراتحلیل حاضر با استفاده از 8 پژوهش مرتبط انجام شده است که با روش پیمایش و به کارگیری ابزار پرسش نامه در جوامع آماری متفاوت برحسب سنجه های پایا به انجام رسیده اند. در گام نخست، مفروضات همگنی و نداشتن سوگیری انتشار بررسی شدند. یافته ها بیانگر ناهمگنی اندازه اثر و نداشتن سوگیری انتشار مطالعات بررسی شده بودند. در مرحله دوم، ضریب اندازه اثر و نقش تعدیل کنندگی متغیرهای جنسیت، وضعیت تأهل و قومیت با به کارگیری نسخه دوم نرم افزارCMA ارزیابی شدند. یافته ها نشان دادند اندازه اثر سرمایه فرهنگی و سبک زندگی معادل 28/0 است که برحسب نظام تفسیری کوهن، در حدی متوسط ارزیابی می شود. همچنین، قومیت، متغیر تعدیل گر در نظر گرفته شد و ضریب اثر برای اقوام کرد 37/0، مازنی 29/0، فارس 28/0، ترک 27/0 و عرب 24/0 به دست آمد. برای متغیر تعدیل گر جنسیت زن 33/0 و مرد 23/0 و برای متغیر تعدیل گر تأهل، افراد مجرد 34/0 و متأهل 23/0 ارزیابی شدند. در مجموع، نتایج نشان دادند سرمایه فرهنگی با تعدیل گری قومیت، جنسیت و تأهل، تأثیر متفاوتی بر سبک زندگی دارد.
Designing and Validating a Talent Management Model for Primary School Principals in Zanjan(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The aim of this study was to design a talent management model for primary school principals in Zanjan. Methodology: The method of the present study was a combination (qualitative and quantitative) and in terms of purpose it was an applied research. The statistical population of the qualitative section was experts who were theoretically familiar with the concept of talent management and based on purposive sampling, 17 of them were interviewed until theoretical saturation. The statistical population in the quantitative part was all primary school principals in Zanjan province (1079 people) in the academic year 2018-19 that according to Krejcie and Morgan table, 283 people were selected by stratified random sampling method. Qualitative research tools were interviews and in the quantitative part, a researcher-made questionnaire was developed based on qualitative results. The validity of qualitative results was obtained by reviewing the codings and using the agreement coefficient between the coders and for the questionnaire with face validity and reliability by Cronbach's alpha test (0.88). For the analysis of qualitative data, the method of basic theory and open, axial and selective coding were used, and for a small part of the structural equations in Amos software version 24. Findings: Qualitative data analysis identified 63 concepts and 10 central themes (environmental, cultural, motivational, educational, human resource management, personal characteristics, regulatory, communication, organizational, managerial and structural factors) that the theme Selective research also obtained effective factors on talent management. The results of structural equations also showed that organizational factors with factor load (0.85), educational (0.83) and cultural (0.80) were more important and in general, the proposed model had a good fit. Conclusion: Improving talent management requires attention to various factors that the education system by investing in organizational, educational and cultural factors can help improve the talent management of managers.
نقش فرهنگ «در دنیای ما بعد صنعت»
حوزههای تخصصی:
مهاجرت در داخل آفریقا
الگوهای مصرف سالمندان: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه افراد با ورود به دوره سالمندی تغییرات بسیاری در زندگی شان احساس می کنند. یکی از این بسترهای تحولی ناظر بر ساختار مصرف و سبک زندگی آنان است؛ این نوشتار با رویکردی پدیدارشناختی به دنبال درک تجارب زیسته سالمندان از این مقوله است. بر این مبنا، ابتدا با طرح ملاحظات نظری، با روش نمونه گیری مبتنی بر هدف و در نظر داشتن اشباع اطلاعاتی، مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته را میان 21 نفر از سالمندان شهر کرمان به اجرا گذارده است. سپس با اهتمام به روش کلایزی مضامین اصلی«مصرف تجسدی» با 2 درون مایه فرعی تر رژیم های مصرف، مصرف پوشاک و مضمون اصلی «مصرف فرهنگی» با درون مایه های مصرف هنری، مصرف فراغتی و سبک گذران دینی، تحلیل یافته ها پیگیری شده است. یافته ها و مفاهیم مشترک در تجربه سالمندان نشان می دهد که ما با یافته های ناهمسازی رو به رو هستیم. مصرف سالمندان، از سویی متأثر از ساختارهای حاکم بر فرهنگ جامعه و انتظارات متفاوت از سالمندان، شرایط جسمانی و عدم استطاعت مالی است و ازدیگر سو، بر بنیادهای منزلت یابی و مصارف عامیانه استوار است.
نقد «سنت و مدرنیسم»
منبع:
کتاب ماه ۱۳۷۷ شماره ۸
حوزههای تخصصی:
سه نگاه مکمل در شناخت آسیبهای اجتماعی
منبع:
کتاب ماه ۱۳۸۳ شماره ۷۹
حوزههای تخصصی:
سنجش میزان رفاه اجتماعی خانوارها در نواحی روستایی مطالعة موردی: شهرستان زَهَک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تغییر در سطح رفاه و شرایط زندگی در سکونتگاه های انسانی، به ویژه در مناطق محروم و حاشیه ای که ازلحاظ سطح رفاه و شاخص های توسعه با انواع چالش ها و مشکلات مواجه اند، بیش از هر چیز مطالعه و سنجش میزان رفاه اجتماعی را ضروری می سازد. پژوهش حاضر با هدف مطالعه و سنجش میزان رفاه اجتماعی در نواحی روستایی شهرستان زَهَک (استان سیستان و بلوچستان) که از مناطق محروم جنوب شرق کشور به شمار می آید، پرداخته است. روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و پیمایشی (تکمیل پرسشنامه) است. جامعة آماری تحقیق را کلیة ساکنان روستایی شهرستان زهک تشکیل می دهند. حجم نمونه 329 سرپرست خانوار ساکن در 30 روستای نمونه است، که ازطریق فرمول کوکران به دست آمده است. در تجزیه و تحلیل اطلاعات، از آزمون های آماری در محیط نرم افزار SPSS استفاده شده است. نتایج نشان می دهند که میزان رفاه اجتماعی در نمونه انتخابی ازلحاظ کلیه شاخص های اقتصادی و اجتماعی با ارزش میانگین 76/2، کمتر از حد متوسط و ضعیف است و وضعیت رفاهی روستاهای منطقه بیش از همه در زمینه های اوقات فراغت، رضایت از زندگی و درآمد و اشتغال با مشکل مواجه است.
مدل روششناختی مطالعة سبک زندگی اسلامی(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
برای مطالعه سبک زندگی با رویکرد اسلامی و استنباط وضعیت مطلوب آن، باید از قرآن استفاده کرد. به خصوص استنباطی که درصدد است به تولید نظریهای در باب سبک زندگی اسلامی بیانجامد، یعنی استنباط مدل مطالعه سبک زندگی اسلامی با استفاده از قرآن در مقام گردآوری، ساخت مدلمفهومی، نظریهپردازی،... بیشتر نیاز به استفاده از آیات قرآن دارند. اما از چه روشی میتوان در مقام نظریهپردازی از قرآن استفاده کرد؟ به عبارت دیگر مدل روششناختی مطالعه قرآن برای رسیدن به نظریة سبک زندگی اسلامی کدام است؟ برای پاسخگویی به این سؤال بین سه روش تفسیر موضوعی، تحلیل محتوا و مدلسازی ترکیب شده است که به مدل ترکیبی روششناختی یا «روش مدلسازی بر اساس منابع دینی» نامگذاری شده است. این تحقیق درصدد است ضمن توضیح هر یک از این سه روش، به مدلی ترکیبی برای نظریهپردازی در باب سبک زندگی اسلامی از قرآن دست یابد.
گوی راهیک
حوزههای تخصصی:
پژوهش عملیِ مشارکتی به منزلة رویکرد آموزشی توانمندساز(تجربة مرکز دوستدار کودک مشتاق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دانش جامعه شناسی مدرسه فضایی اجتماعی مبتنی بر روابط قدرت نابرابر تعریف می شود که در آن دانش آموزان به لحاظ سلسله مراتب قدرت در پایین ترین سطح قرار دارند. پیامد قدرت نداشتن برای گروهی از دانش آموزان ترک تحصیل، افت تحصیلی، بی رغبتی به حضور در مدرسه، و انواع خشونت هاست که نوعی واکنش درمقابل وضعیت موجود است.
سه پدیده اصلی بر حضور کودکان در مدرسه اثر دارد که عبارت اند از: شنیده شدن صدای آنان، توانمندسازی ومشارکت آنان. برای تحقق سه اصل مزبور در مدرسه ها روش پژوهشی عملی مشارکتی پیشنهاد شده است که اجرای آن در مراحل ""نگاه کنید، فکر کنید و عمل کنید""، امکان شنیده شدن بیشتر صدای دانش آموزان وتوانمندسازی افزون تر و مشارکت بیشتر آنا ن را فراهم می آورد.
این مقاله تجربة اجرای این روش رویکرد آموزشی را در مرکز دوستدار کودک مشتاق گزارش کرده است. این مرکز از سال 1385 به مثابة پروژة آموزشی، پژوهشی و اطلاع رسانی برای سوادآموزی به کودکان بازمانده از تحصیل توسط انجمن دوستداران کودک کرمان در شهر کرمان راه اندازی شده است.
نتایج نشان داد برای ایجاد زمینة حضور مؤثر کودکان در فضای اجتماعی مدرسه، روش پژوهش عملی مشارکتی مفید و کارساز است.
بررسی اثربخشی مراکز آموزش از راه دور شهر بندرعباس در سال 1390(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی مراکز آموزش از راه دور از دیدگاه مدیران و مسئولان این مراکز در شهر بندرعباس در سال 1390 انجام گرفت. اثربخشی فعالیت های آموزشی بر اساس مصوبات مؤسسه دستیابی به اهداف آموزش از راه دور مانند: دستیابی به هدف های تقویت توان و بنیه علمی دانش آموزان، ایجاد زمینه برای غنی سازی اطلاعات علمی دانش آموزان، تسهیل ارتباط علمی پژوهشی، جلوگیری از ترک تحصیل فراگیران، الگویی برای جامعیت بخشی به نظام آموزش و پرورش، تثبیت آموزش علمی و بومی و ترویج فرهنگ صحیح استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات تعریف شده است. پرسشنامه این پژوهش شامل 82 سؤال است که برمبنای 8 سؤال اصلی تحقیق دسته بندی شده است. جامعه آماری شامل تمام مدیران مراکز آموزش از راه دور شهر بندرعباس بوده و نمونه آماری مدیران نیز به علت محدود بودن،برابر با جامعه آماری 30 نفر بوده است. از این رو، برای تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده از آمار توصیفی (درصد، میانگین و انحراف استاندارد) استفاده شده است. تحقیق نشان می دهد که میزان دستیابی به اهداف در اجرای بخشی از برنامه های مصوب مؤسسه با توجه به عدم آشنایی کامل عوامل اجرایی، با نقص هایی همراه بوده است که نظارت، کنترل و فرهنگ سازی در این زمینه می تواند به رفع نقص ها کمک کند. همچنین نامناسب بودن زیرساخت های فناوری اطلاعات و ارتباطات در کشور، به عنوان عاملی اساسی در کاهش اثربخشی این مراکز به شمار می آید.
معتمد الدوله ها
بررسی عوامل خوددرمانبخش تعارضات زوجین در مبانی روابط چهارگانه انسانی (ارتباط با خدا، خود، هستی و دیگران) از نگاه جوادی آملی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش تلاش شد تا عوامل خوددرمانبخش تعارضات زناشویی با تأکید بر آرای جوادی آملی مورد بحث و تحلیل قرار گیرد. جامعه آماری در این پژوهش تمام کتابهای جوادی آملی (54 کتاب) است که از سال 1376 تا سال 1393 به چاپ رسیده است. محور تمامی آثار جوادی آملی با توجه به شناخت انسان (انسانشناسی) است. در این پژوهش در واقع جامعه پژوهش همان نمونه پژوهش است. واژه های کلیدی که جستجوها بر اساس آنها صورت گرفته، عبارت است از: خوددرمانبخش، عملکرد سالم، اختلاف، تعارض، سلامت، زوج و ازدواج. به این ترتیب با توجه به برداشت محقق، عوامل خوددرمانبخش از متون انسانشناسی جوادی آملی استخراج گردید. آن گاه ویژگیهای استخراج شده در چهار مقوله تقسیم بندی شد و پس از این مرحله ، مضامین استخراج شده به تأیید سه نفر از متخصصان رسید؛ بدین ترتیب نیت مؤلف (جوادی آملی) از طریق روش تحلیل محتوا تأیید و نهایی، و افقهای مؤلف مشخص شد؛ ضمن اینکه عوامل خوددرمانبخش و افق مؤلف ، پس از استخراج و مورد تأیید قرار گرفتن توسط سه نفر از متخصصان، مورد تأیید جوادی آملی نیز قرار گرفت. به طور کلی می توان گفت باور و اعتقادات دینی باعث تقویت نیروی درون شخصی و بین شخصی زوجین می شود و آنان به این ترتیب می توانند بر مشکلات و تعارضات خود فائق آیند. اگر زوجین بتوانند با کمک عوامل خوددرمانبخش بحث شده، مشکل یا تعارضی را که برایشان پیش می آید، حل کنند و با دیدگاهی مثبت به موقعیت بنگرند، موجبات بقا و استحکام خانواده را فراهم می آورند. ازدواج سالم به معنای حضور عوامل مهم درون شخصی، بین شخصی و اعتقادات دینی است که در این پژوهش به بررسی آنها پرداخته شد.