تحقیقات تطبیقی- تاریخی، نوعاً با موردهای خیلی کمی روبه رو هستند. بدین خاطر برای آزمون مدعای علّی شان با معضل متغیرهای زیاد و N کوچک مواجه اند. این مشکل به خصوص هنگامی که مسئله آزمون فرضیات رقیب به میان می آید، مشکلی بنیادین محسوب می شود. در پاسخ به این مشکل، برخی پژوهشگران تطبیقی- تاریخی روش های توافق و اختلاف استوارت میل را به کارگرفته اند تا علیّت را بر اساس تعداد کوچکی از موردها استنباط و فرضیات رقیب را آزمون نمایند. در صورتی که این روش ها، حتی هنگامی که به عنوان روش های حذفی به کار می روند، برای تحلیل تطبیقی- تاریخی رویه ای منسوخ و نامناسب هستند؛ چون نمی توانند:1) رویکردی احتمال گرایانه را به کار گیرند؛2) از پس خطای اندازه گیری داده ها برآیند؛3) تحلیل چندمتغیری را به کار ببرند؛4) اثرات تعاملی را در توضیح پدیده ها به کار گیرند. جای تعجب ندارد که خود میل نیز تأکید نموده است که روش هایش برای اکثر تحقیقات اجتماعی نامناسب می باشند. ثانیاً به نظر می رسد این روش ها از غلبه بر مشکل اصلی تحقیقات تطبیقی- تاریخی، یعنی «متغیرهای زیاد و N کوچک» که آزمون فرضیات علّی رقیب را غیر ممکن می سازد، خیلی دور افتاده باشند چه رسد به این که راه حلی برای آن باشند.
ززمینه و هدف : تحقیقات متعددی درباره ی رابطه ی اینترنت و انزوای اجتماعی در بین گروههای گوناگون و بر اساس روش های متفاوت انجام شده است از این رو هدف از پژوهش حاضر به کار گیری روش فراتحلیل به منظور تحلیل وترکیب نتایج مطالعات صورت گرفته پیرامون ارتباط میان اینترنت انزوای اجتماعی است . روش شناسی : به منظور انجام فراتحلیل حاضر 12 پژوهش مرتبط که در سال های 1380تا 1395 و با هدف ارزیابی ارتباط میان اینترنت و انزوای اجتماعی انجام و در فصلنامه های معتبر داخلی به چاپ رسیده بودند انتخاب شدند. پ.در گام نخست ارزیابی پژوهش های منتخب مفروضات همگنی و خطای انتشار مورد بررسی قرار گرفتند که یافته ها حکایت از ناهمگنی اندازه ی اثر و عدم سوگیری انتشار مطالعات مورد بررسی داشت.در مرحله ی دوم ضریب اندازه اثر و نقش تعدیل کنندگی متغیر جنسیت با به کارگیری نسخه ی دوم نرم افزار CMA مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته ها: یافته ها نشان دادند اندازه ی اثر یا ضریب تاثیر اینترنت بر انزوای اجتماعی معادل (214/0) است که بر حسب نظام تفسیری کوهن این میزان تاثیری در حد کم ارزیابی می شود . همچنین با در نظر گرفتن جنسیت به عنوان متغیر تعدیل کننده این ضریب برای مردان (539/0) بالاتر از زنان (246/0) ارزیابی شد. نتیجه گیری : در مجموع نتایج پژوهش نشان داد که اینترنت بر انزوای اجتماعی اثر گذار است . واژه های کلیدی : اینترنت ، انزوای اجتماعی ، جنسیت ، اندازه ی اثر ، فراتحلیل.
"انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 در شرایطی به پیروزی رسید که در کشور حاکمیت چندگانه ایجاد شده بود و گروه های مختلفی می توانستند حاکمیت جامعه را به دست گیرند. ارتش شاهنشاهی یکی از گروه هایی بود که فرصت تسلط بر اوضاع متشنج آن زمان را داشت. در مقاله حاضر بر آن هستیم تا علل اعلان بی طرفی ارتش را در آن موقعیت حساس بررسی کنیم. این امر مستلزم بررسی ساختار دستگاه سرکوب رژیم پهلوی است. در این مقاله،اعلام بی طرفی ارتش به عنوان یکی از شاخص های ضعف دستگاه و رابطه آن با مواردی از قبیل تمرد نظامیان، فرار نظامیان از پادگان ها، اعلام همبستگی نظامیان با امام و … مورد بررسی قرار می گیرد. بر اساس نتایج حاصل از این تحقیق، علل و عوامل عمده ضعف دستگاه سرکوب رژیم عبارتست از:
1.ساختار فرماندهی متمرکز و متکی به فرد حاکم بر دستگاه که عملا موجب انفعال سیاسی دستگاه در حضور شاه و از هم گسیختگی دستگاه در شرایط عدم حضور شاه می شود.این گسیختگی به وسیله انقلابیون تشدید و موجب ضعف دستگاه سرکوب شد.
2. تغییر نقش ارتش شاهنشاهی از نقش حافظ امنیت ملی و داخلی به عامل سیاست بین المللی و ژاندارم منطقه ای-که خود تابعی از رابطه ایران و آمریکا بود-که نتیجه آن عدم توانایی تسلط بر اوضاع متشنج داخلی و کنترل انقلاب شد."
حکمروایی خوب در واقع رهیافتی تطبیقی در برنامه ریزی و مدیریت منابع در قلمرو سرزمین (کشور، منطقه، شهر، روستا، و مانند اینها) برای دستیابی به توسعه پایدار به شمار می آید که از طریق رفتار و قاعده مند و نهادینه شدن پاسخگویی، مشارکت مردمی، شفافیت، قانونمندی، مسئولیت پذیری، اجماع و مانند اینها دست یافتنی است. به همین دلیل حکمروایی خوب روستایی چنین تعریف شده است: فرایند کنش و واکنش متقابل مسئولان و برنامه ریزان در سطح کلان تا خرد است، برای اجتماعات محلی با مردمی که از برنامه های توسعه ای متأثر می شوند. در ایران، به ویژه در مناطق روستایی، فرایند تعامل دولت و ملت در مدیریت های توسعه از شکل گیری نظام دولت ملت، به خصوص از دوره مشروطیت به این سو مشاهده می شود. این تعامل توسعه ای در دوره های مختلف تاریخی با تحولات اندیشه ای توسعه و برنامه ریزی در ایران نیز متفاوت است؛ به طوری که پارادایم حاکم توسعه پایدار روستایی در سپهر علوم جغرافیایی و برنامه ریزی و مدیریت، از مدیریت توسعه ای به حکمروایی توسعه ای تغییر جهت داده است. با این توصیف، مقاله حاضر در پی پاسخگویی به این پرسش است که: ""آیا با تحقق بخشی رهیافت حکمروایی خوب در مناطق روستایی، توسعه پایدار روستایی محقق می شود؟"" برای پاسخگویی به این پرسش از روش توصیفی تحلیلی به شیوه کتابخانه ای و پیمایشی استفاده شده است. نتایج آزمون های آماری و کیفی نشان می دهند که رهیافت حکمروایی خوب روستایی می تواند به چالش مدیریتی توسعه روستایی در ایران پاسخی درخور دهد و توسعه پایدار روستایی را سرعت بخشد.
پژوهش حاضر با هدف مطالعهی عوامل مرتبط با ساختار توزیع قدرت در خانواده انجام شده است. این پژوهش با استفاده از رویهی پیمایش و پرسشنامه در شهر شیراز، انجام پذیرفته است و جمعیت نمونه 600 نفر از زنان که از طریق نمونهگیری طبقهبندی سهمیهای انتخاب شدند. چارچوب نظری این مطالعه نظریه منابع است. ساختار قدرت سه بعد دارد: میزان مشارکت در حوزههای تصمیمگیری، ساخت روابط قدرت و شیوهی اعمال قدرت. واکاوی داده ها با استفاده از فن رگرسیون تک متغیره، F تست و T تست نشانگر آن است که ارتباط بین دو متغیر مستقل سن زن زمان ازدواج و محل اقامت آنان بر ساختار قدرت و ابعاد آن معنادار نیست همچنین مدت ازدواج زنان بر حوزههای تصمیمگیری و شیوهی اعمال قدرت تاثیر گذار است. بین دو متغیر مستقل فاصله سنی و تحصیلات دانشگاهی و بعد میزان مشارکت در حوزههای تصمیمگیری ارتباط معنیداری وجود دارد و همچنین بین شیوه اعمال قدرت در خانواده و وضعیت اشتغال زن ارتباطی معنادار وجود دارد.
نقش خانواده در شکل دهی به گرایش های دینی فرزندان همواره مورد توجه نظریه پردازان و محققان حوزه دین بوده است. از این گذشته، هردو نهاد دین و خانواده در جامعه ایران دست خوش تغییرات محسوس و قابل اعتنایی شده اند، این دو امر تحقیق حاضر را بر آن داشت تا با هدف شناخت نقش خانواده در ممانعت یا تعدیل گرایش جوانان به اشکال جدید دینداری از یک سو و نیز کمک به فهم رابطه بین تغییرات دین و خانواده از سوی دیگر این پرسش را مطرح کند که آیا بین میزان و نوع دین داری جوانان با سرمایه اجتماعی خانواده آنها رابطه هست؟ یافته های تحقیق حاضر که با روش پیمایشی بین نمونه 380 نفری از جوانان سه منطقه شهر تهران به دست آمده است نشان می دهد که پاسخ به این سؤال مثبت است. بدین ترتیب، در حالی که بین سرمایه ساختاری خانواده با میزان دینداری رابطه ای برقرار نیست، بعد فرآیندی سرمایه خانوادگی و چهار مؤلفه اصلی آن با میزان و انواع دینداری رابطه دارند، در بین ابعاد اصلی دینداری، صرفاً دینداری مناسک گرا با سرمایه اجتماعی خانواده و ابعاد آن رابطه دارد. در بین ابعاد سرمایه خانوادگی، مشارکت و ارتباط خانوادگی بیشترین همبستگی را با میزان دینداری دارد. این تحقیق به طور کلی بر اهمیت تعاملات و انسجام روابط خانوادگی بر افزایش دینداری جوانان و کاهش گرایش آنها به اشکال غیر سنتی دینداری تأکید دارد و آن را به منزله فرصتی می داند که بدین منظور در اختیار سیاست گذاران و مجریان امور فرهنگی کشور قرار دارد
"مهم ترین پرسش در زمینه روش شناسی علوم اجتماعی یگانگی یا دو گانگی روش این علوم با روش علوم فیزیکی بوده است. یکی از روایت های متمایل به دو گانگی روش شناختی، روش استدلال در علوم اجتماعی را برهان طبیعی می شمارد. برهان طبیعی جایگاهی میان روش اقناع عرفی و روش اثبات قانون وار دارد و بیش از فرمالیسم و زبان مصنوعی به زبان طبیعی متکی است. گفته می شود که علوم اجتماعی در چنین فضایی تحمل ابطال گرایی و قانون وارگی را ندارد. این مدعا، احتمالا، در علم سیاست، و مردم شناسی کمتر از جامعه شناسی، و اقتصاد مناقشه برانگیز است، اما در هر حال، هسته سخت مدعای مورد نظر، عموم علوم انسانی و اجتماعی را فرو می پوشد. نظریه مورد بحث متکی بر ایده دو گانگی بنیادین روش علوم انسانی و غیر علوم انسانی است. مقاله حاضر در مقام شرح و تفسیر این ایده، مبانی، مدلولات و نتایج آن و اشاره ای انتقادی به آن است. در قالب یک تحلیل فلسفی و یک روش مقایسه ای، از این ایده دفاع خواهم کرد که دوانگاری سخت کیش، در برابر کثرت گرایی روشی که منکر نوعی وحدت جنس بعید علم نباشد، قابل دفاع نیست.
"
این مقاله به بررسی ارتباط میزان تقید مردان به باورهای دینی و ویژگیهای جمعیت شناختی با میزان خشونت علیه زنان در شهر یاسوج پرداخته است. روش پژوهش، پیمایشی، جامعه آماری پژوهش را تمام زنان متأهل 54 15 ساله شهر یاسوج تشکیل داده است که در زمان پژوهش حداقل یک سال از ازدواج آنها گذشته باشد. داده های پژوهش از طریق پرسشنامه و با شیوه نمونه گیری چند مرحله ای طبقه بندی شده تصادفی از یک نمونه 400 نفری از جامعه آماری به دست آمده است. نتایج پژوهش نشان داد که بین مدت زمان ازدواج زوجین با میزان خشونت شوهران علیه زنان رابطه ای معنادار نیست، اما از سویی دیگر، بین تعداد فرزندان و میزان تقید شوهر به باورهای دینی با میزان خشونت شوهران علیه زنان رابطه معنادار هست. نتیجه گیری اساسی پژوهش این است که با افزایش میزان تقید شوهر به باورهای دینی از میزان خشونت علیه زنان کاسته می شود.
پژوهش حاضر، با هدف مقایسه رابطه بین عوامل فرهنگی و مسؤولیت پذیری انجام گرفته است. این تحقیق به روش پیمایشی انجام و اطلاعات آن از طریق پرسشنامه جمع آوری شده است. جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه نوجوانان 18-14 سال شهرهای بانه و قروه است که با استفاده از جدول لین و خطای 4 درصد 598 نفر برآورد شدند و در نهایت نمونه مورد نظر، با روش مطبق خوشه ای انتخاب شدند. نتایج به دست آمده از این پژوهش، حاکی از آن است که مسؤولیت پذیری با دینداری و ابعاد مختلف آن (اعتقادی، تجربی، مناسکی، پیامدی) و میزان استفاده از رسانه های مختلف، تحصیلات مادر، قومیت، نوع شهر(بانه/ قروه) و نوع مذهب (شیعه/ سنی) رابطه معنا دار داشته، با جنسیت (زن/ مرد) و تحصیلات پدر رابطه معناداری ندارد.
" مسئله مشارکت سیاسى مسئله اى است که در جامعه ما، به ویژه پس از پیروزى انقلاب اسلامى، از جایگاه خاصى برخوردار شده است، به نحوى که برخى از سطوح آن، به ویژه رفتار راى دهى، همواره مورد حمایت و تاکید نظام سیاسى قرار دارد و تبلیغات سیاسى گسترده اى براى آن صورت مى پذیرد. در این میان، وسایل ارتباط جمعى به عنوان مهم ترین مجراى ارتباط سیاسى جامعه مى توانند نقش تعیین کننده اى در افزایش یا کاهش میزان مشارکت سیاسى ایفا کنند. بر این اساس، پژوهشى با هدف بررسى تاثیر رسانه هاى همگانى بر میزان مشارکت سیاسى در ایران به انجام رسید. براى این کار از جامعه آمارى تهرانیان بالاى نوزده سال نمونه اى 430 نفره انتخاب گردید و داده هاى لازم از طریق پرسش نامه جمع آورى شد و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته هاى این مطالعه نشان داد که وسایل ارتباط جمعى در بلندمدت و به طور غیرمستقیم از طریق عواملى همچون فرهنگ سیاسى، اثربخشى سیاسى و انگیزه هاى سیاسى بر مشارکت سیاسى تاثیر مى گذارند. علاوه بر این، شدت تاثیر هر یک از رسانه ها (تلویزیون، رادیو، روزنامه، و ...) متفاوت است و حتى در مواردى، جهت تاثیر آن ها نیز متفاوت است، به نحوى که برخى از آن ها شرکت در فعالیت هاى سیاسى را ترغیب و برخى دیگر بى تفاوتى سیاسى را تشویق مى کنند.
"