قبل از پاسخ گویی به نقد مقاله، مقدمتا «لازم است به چند نکته اساسی اشاره شود. این نویسندگان از نقد ارایه شده به مقاله خود به دلایل گوناگون استقبال می کنند. اول از همه این که، امیدواریم این سرآغازی برای نقدهای سازنده در علوم اجتماعی باشد. در صورتی که نقدها با انگیزه پیشرفت علمی انجام شود، عملا می توانند، به عنوان نوعی کنترل کیفیت در تولید علم، نقشی سازنده ایفا نمایند. ضمنا امیدواریم نقد علمی به همراه خود فرهنگ لازم برای رشد اجتماع علمی را برای علوم اجتماعی در ایران به تدریج به ارمغان آورد.
دوم این که منتقد محترم، گر چه سعی نموده به روش علمی و موشکافانه انتقادات خود را بیان نماید، اما به دفعات از آستانه شکیبایی علمی خود به سرعت عبور کرده و مکرر صحبت از «عدم اعتبار نتایج تحقیق نموده است».! بهتر بود این منتقد مکرر پرش در نتیجه گیری زودرس انجام نمی داد!
مساله «کیستی انسان» از دغدغه های حیاتی ذهنی و عینی است که از سپیده دمان فرهنگ و تاریخ بشر همواره به گونه های مختلف، ذهن بشر را به خود مشغول داشته و وی را به تلاش برای پاسخ دادن به گزاره های استفاهمی «من کیستم؟» و «ما کیستیم؟» واداشته است؛ تلاشی که در نهایت به تکوین و تکامل مفهوم «هویت» و «خود» انجامید. این مفهوم در فرایند تحولات تاریخ اجتماعی – فرهنگی و در بسترهای مناسبات سیاسی – اقتصادی دست خوش دگرگونی شد و در سه قالب عمده هویت گذشته یا سنتی، هویت حال یا مدرن و هویت آینده یا پسامدرن سربرآورد. نخستین قالب هویتی، اساسا پیکره ای واحد، یکدست و شخصی بود و دغدغه های هویت «من» فردی انسان ها را با تکیه بر گفتمان ها و روایت های کلان برآورده می ساخت. دومین گونه هویتی، ناظر بر تغییرات مناسبات زمانی – مکانی موجود بوده و هویت حال یا موجود را در بستر تحولات دوران مدرن به منزله هویتی جمعی – و نه شخصی – مورد لحاظ قرار می داد. سومین قالب هویتی، ناظر به سوژه ها و کارگزارانی بود که در وضعیتی مبهم، ناپایدار و پراکنده و سیال به سر می بردند؛ طبعا هویت موردنظر نیز به منزله کیفیتی ناپایدار، متکثر، چندگانه و متحول تلقی می شد، چیزی که بعضا به هویت پسامدرن موسوم گردید.
به منظور مقایسه چهار حالت هویت سردرگم، زود هنگام، مهلت خواه و کسب شده در سه گروه عرب، بختیاری و غیرعرب و غیربختیاری، آزمون تجدید نظر شده هویت بنیون و آدامز (امیدیان 128:1382) به 347 دانش آموز دختر و پسر داده شد. این دانش آموزان به صورت تصادفی از 8 شهرستان استان خوزستان انتخاب شدند. 78 نفر آنها عرب، 105 نفر بختیاری و 164 نفر از سایر گروه ها بودند. نتایج در رابطه با مقایسه نمره های هویت نشان داد که تفاوت آزمودنی ها در هویت کسب شده معنی دار نیست ولی آزمودنی های عرب در حالتهای هویت سردرگم و زودهنگام، از بختیاری ها و گروه غیرعرب و غیربختیاری بیشتر بودند. در حالت هویت مهلت خواه دانش آموزان عرب زبان و بختیاری ها از گروه سوم نمره بیشتری کسب کردند. در بعد اعتقادی گروه عرب زبان در هویت زود هنگام بر دو گروه دیگر برتری داشتند. در حالت مهلت خواه، در بعد اعتقادی گروه عرب فقط بر گروه غیرعرب و غیربختیاری برتری داشت و با گروه بختیاری تفاوت معنی داری نداشت. در بعد روابط بین فردی نتایج مشابهی به دست آمد. در حوزه هویت ملی دانش آموزان بختیاری از نظر هویت زود هنگام و مهلت خواه بر گروه سوم برتری داشتند. نتایج با توجه به دیدگاه مارسیا (1966) و پینی (1992) مورد بحث قرار گرفت.
پژوهش حاضر به منظور بررسی تاثیر برخورد مناسب معلم بر سبک مقابله ای بد رفتاری (A) و ضد اقتدار (B) دانش آموزان در پایه چهارم و پنجم ابتدایی ناحیه 3 تبریز انجام یافته است. در این پژوهش 28 نفر از دانش آموزانی که دارای سبک های مقابله ای B و A بودند با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب گردیدند. از آزمون شناسایی سبک های مقابله ای B و A برای تعیین دانش آموزانِ دارای سبک مقابله ای مزبور و از آزمون ریون کودکان به منظور سنجش هوش این دانش آموزان استفاده گردید. هدف استفاده از آزمون ریون، کنترل متغیر هوش در دانش آموزان مذکور بود. نتایج حاصل نشان دادند که: برخورد مناسب معلم به طور معنادار می تواند بد رفتاری (سبک A) و رفتارهای ضد اقتدار (سبک B) دانش آموزان را در کلاس درس کاهش دهد. بنابراین، برخورد مطلوب معلم در کلاس از عوامل بسیار مهم و تعیین کننده در چگونگی رفتار کلاسی دانش آموزان است. بر مبنای یافته های این تحقیق، پیشنهادهایی برای معلمان و دست اندرکاران ارائه شده است.
به منظور بررسی اثر انتظارات معلمان دوره راهنمایی شهرستان سنندج بر نحوه ارزشیابی از دروس علوم اجتماعی و تجربی دانش آموزان دختر و پسر، طرح آزمایشی پس آزمون با گروه گواه با سه عامل (موقعیت های ایجاد انتظار، جنسیت معلمان و جنسیت دانش آموزان) به صورت یک طرح 2*2*3 به مورد اجرا گذاشته شد. در این پژوهش از 120 معلم زن و مرد مدارس دوره راهنمایی در درس های علوم تجربی و علوم اجتماعی جهت نمره گذاری 80 برگه امتحانی دانش آموزان دختر و پسر در 12 موقعیت آزمایشی برای آزمون فرضیه های تحقیق و پاسخگویی به سؤالات پژوهشی استفاده شد. یافته ها از تاثیر کلی اثر انتظار معلمان حمایت می کرد، اما در مورد تعامل جنسیت معلمان با جنسیت دانش آموزان، انتظارات ایجاد شده در موقعیت های سه گانه آزمایشی (انتظارات مثبت، انتظارات منفی، بدون اثر انتظار) تغییر معناداری در نحوه ی ارزشیابی معلمان از دانش آموزان به وجود نیاورد.
پژوهش حاضر با هدف بررسی تعیین تقیدات مذهبی در سازگاری زناشویی انجام شده است. از آن جایی که اعتقادات دینی و تقیدات مذهبی بر تمامی ابعاد زندگی انسان و از جمله روابط خانوادگی اثرگذار است و با توجه به این که در شرایط کنونی استحکام ارزش های دینی در خانواده یکی از اهداف جامعه اسلامی ما است، لذا پژوهش در این زمینه ضروری است. در این پژوهش تعداد 1320 نفر (660 زوج) ساکن استان تهران با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند. این پژوهش از نوع توصیفی ـ همبستگی است. اطلاعات مورد نیاز در زمینه میزان تقیدات مذهبی از طریق پرسشنامه محقق ساخته و نیز اطلاعات مربوط به سازگاری زناشویی از طریق آزمون رضایت زناشویی انریچ جمع آوری شد. جهت بررسی نقش تقیدات مذهبی در سازگاری زناشویی از روش آماری تحلیل واریانس یک طرفه بهره گرفته شد. نتایج نشان داد که میزان سازگاری زناشویی در بین افرادی که تقیدات مذهبی زیادی دارند به طور معنی داری بیش از کسانی است که دارای تقیدات مذهبی کم هستند. بر این اساس میزان سازگاری زناشویی در بین افراد دارای تقیدات مذهبی خیلی زیاد، بیشترین حد و در بین افراد دارای تقیدات مذهبی کم، کمترین میزان را دارد
هدف اصلی این پژوهش، بررسی عوامل موثر بر شادمانی دانش آموزان مدارس راهنمایی پسرانه شهر اصفهان از نظر مدیران و مربیان پرورشی بود. به منظور محدود کردن مساله، صرفا عوامل روان شناختی، اجتماعی و اقتصادی مورد بررسی قرار گرفت. برای دستیابی به هدف پژوهش از بین مدیران و مربیان پرورشی شهر اصفهان تعداد ...