فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۱۴۱ تا ۱۰٬۱۶۰ مورد از کل ۱۸٬۰۶۵ مورد.
انقلاب در نمایی نو: ارائه مدلی تحلیلی برای انقلاب اسلامی
حوزههای تخصصی:
پاسخ صحیح و جامع به پرسش از انقلاب، کدام پاسخ است؟ پاسخی که همه انقلاب را خلاصه در اقتصاد می کند؟ یا پاسخی که تفسیری روان شناسانه از انقلاب ارائه می دهد؟ یا شاید آن دسته از پاسخ های جامعه شناسانه؟ و یا... اگر پاسخ های تک عاملی و تک بعدی را پاسخ های جامعی ندانیم، که نمی دانیم؛ ضرورت پاسخی جامع را بیش تر احساس خواهیم کرد پاسخ جامع قطعا از نگاهی جامع بر می خیزد. «انقلابی به نام دین» را بیش تر و بهتر از هر نگاه دیگری، نگاه دینی می تواند تفسیر و تحلیل نماید. دین امری جامع است و نگاه دینی لاجرم نیز. آیا می توان بر مبنای این نگاه، مدلی تحلیلی برای انقلاب اسلامی فراهم آورد؟ و بر این اساس پاسخی جامع و متناسب به پرسش از انقلاب اسلامی داد؟ متن حاضر که حاصل قلم حجت الاسلام والمسلمین کتابی می باشد، تلاشی است در این راستا.
سخن سبک زندگی
رابطه ی دینداری و علم گرایی زنان: مطالعه موردی دانشجویان زن دوره دکتری دانشگاه شیراز
حوزههای تخصصی:
به دلیل حضور چشمگیر زنان در عرصه های علمی کشور و با توجه به هم رایی جامعه شناسان بر دیندار بودن بیش تر زنان نسبت به مردان و نقش مهمی که آن ها در آینده ی علمی کشور ایفا خواهند کرد، در این پژوهش به دنبال فهم رابطه ی دینداری دانشجویان زن دوره ی دکتری دانشگاه شیراز با علم گرایی آن ها هستیم. جامعه ی آماری این پژوهش را، تمامی دانشجویان زن مشغول به تحصیل در دوره ی دکتری که شامل 199 نفر می شود، تشکیل می دهند، در این پژوهش تمام شماری صورت گرفته و به تمامی دانشجویان برای جمع آوری داده ها مراجعه شده است. روش پیمایش به عنوان روش پژوهش مورد نظر این مطالعه و پرسشنامه به عنوان ابزار جمع آوری داده ها مورد استفاده قرار گرفت. چارچوب نظری مورد استفاده در این پژوهش نظریه ی ماکس وبر در باب تمایز میان علم و دین است. نتایج توصیفی نشان می دهد که بیش از شصت درصد پاسخگویان از میزان دینداری، متوسطی برخوردارند و میان دینداری پاسخگویان به عنوان متغیر مستقل با گرایش علمی، معدل لیسانس و فوق لیسانس به عنوان بخشی از متغیر وابسته رابطه ی معکوس و منفی وجود دارد، درحالی که این رابطه بین فعالیت علمی و دینداری رابطه ای مثبت و مستقیم است
رابطه وضعیت های هویت و مهارت های ارتباطی در دانش آموزان دبیرستانی عشایری و شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه وضعیت های هویت و مهارت های ارتباطی در دانش آموزان دختر و پسر دبیرستانی عشایری و شهری مستقر در شیراز انجام شد. نمونه ای مشتمل بر 371 دانش آموز دوره متوسطه شهری و عشایری که به شیوه نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده بودند، دو پرسشنامه مهارت های ارتباطی و وضعیت های هویت را تکمیل کردند. برای تلخیص و تحلیل داده ها، علاوه بر روشهای آماری توصیفی، از روش آماری تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده شد. به طور کلی نتایج حاکی از آن بود که وضعیت هویتی پیشرفته در کلیه گروه های مورد پژوهش، به طور مثبت پیش بینی کننده مهارت های ارتباطی می باشد. همچنین وضعیت هویتی آشفته به صورت منفی مهارت های ارتباطی در دانش آموزان شهری را پیش بینی می کند، اما پیش بینی کننده مهارت های ارتباطی در دانش آموزان عشایری نیست. علاوه بر آن، وضعیت هویتی آشفته، به صورت منفی پیش بینی کننده مهارت های ارتباطی در پسران می باشد اما قادر به پیش بینی مهارت های ارتباطی در دختران نیست. علاوه بر موارد مذکور، رابطه وضعیت های هویت با خرده مهارت های ارتباطی نیز در گروه های مورد پژوهش، بررسی شده است. یافته ها با توجه به تحقیقات پیشین به بحث گذاشته شده اند و پیشنهاداتی برای انجام پژوهش های بیشتر در این زمینه مطرح شده است.
بررسی رابطه بین میزان اعتماد در محیط مدرسه و میزان همکاری دبیران در مدارس متوسطه
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، بررسی رابطه بین میزان اعتماد در محیط مدرسه و میزان همکاری دبیران در مدارس متوسطه شهر ساری در سال تحصیلی 86-1385 است. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری این تحقیق متشکل از کلیه مدیران و دبیران ناحیه 1و2 مدارس متوسطه دولتی شهر ساری است. در پژوهش حاضر، جهت گردآوری داده ها از ابزار پرسشنامه دوقسمتی 1- اعتماد و 2- همکاری استفاده شده است.
روایی آزمون، با توجه به استفاده از این پرسشنامه در مطالعات انجام شده قبلی، مورد تایید قرار گرفته است. علاوه برآن پرسشنامه در اختیار عده ای از اساتید صاحب نظر در زمینه روانشناسی و علوم تربیتی قرار گرفت و آنها نیز روایی پرسشنامه رامورد تایید قرار دادند و ضریب پایایی آن توسط آلفای کرونباخ برای پرسشنامه اعتماد 869/. و برای پرسشنامه همکاری 904/. محاسبه شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار SPSS و از روش های آماری در سطح توصیفی و استنباطی استفاده شد.
بررسی فرضیه ها نشان داد که بین میزان اعتماد و همکاری دبیران با مدیران براساس جنسیت و نیز براساس میزان سابقه خدمت رابطه معناداری وجود ندارد.
تحلیلی بر رویکردهای روایی در پژوهش کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دهه های اخیر، رویکرد کیفی به قلمرو پژوهش های علوم انسانی و علوم تربیتی وارد و به آن توجه شده است. از مسائل اصلی این نوع پژوهش، معیار یا معیارهایی است که نتایج این پژوهشها را قابل اعتماد میسازد. یکی از معیارهای مطرح در این میان، روایی تحقیقات کیفی است که موضوعی حیاتی و چالش بر انگیز است. در این مقاله، محققان با بهره گیری از شیوة توصیفی و تحلیلی و با بررسی ادبیات مربوط به تحقیقات کیفی، سه رویکرد عمده به مفهوم روایی را مطرح و روش های دستیابی به روایی در این سه رویکرد را بررسی کرده اند. این سه رویکرد عبارت است از: رویکرد سنتی، کل نگر و رویکرد هدف - روایی که به زعم نویسندگان، رویکرد کل نگر بر دو رویکرد دیگر برتری داشته، میتواند مسئلة روایی در پژوهش های کیفی را حل کند.
بررسی رابطه جهانی شدن فرهنگی و عرفی شدن فردی با تأکید بر نقش عوامل زمینه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مروری بر نظریه های عرفی شدن نشان می دهد که این تئوری ها کمتر به تأثیر مناسبات فزاینده جهانی بر عرفی شدن مردم جهان پرداخته اند. با توجه به این مطلب، این مقاله کوشیده است رابطه جهانی شدن فرهنگی و عرفی شدن مردم کشورهای جهان را با توجه به متغیرهای زمینه ای اثرگذار بر این رابطه مورد بررسی قرار دهد. این متغیرهای زمینه ای عبارت اند از: سنت های مذهبی غیر اسلامی، سطح توسعه یافتگی، تنوعات قومی، زبانی و مذهبی. نتایج مطالعه حاضر نشان داد که جهانی شدن فرهنگی رابطه مستقیم و مثبتی با عرفی شدن مردم جهان دارد. البته با در نظر گرفتن سهم کنترلی سایر متغیرهای منتج از نظریه های رقیب (نظریه نوسازی و نظریه بازارهای مذهبی) این اثر به میزان قابل توجهی کاهش یافت. یافته های دیگر مطالعه حاکی از آن بود که اثر جهانی شدن فرهنگی در کشورهای اسلامی، اثری غیر عرفی کننده و در کشورهای غیراسلامی اثری عرفی ساز از خود نشان می-دهد. هم چنین مشخص گردید که جهانی شدن فرهنگی در کشورهایی که از نظر قومی متنوع می باشند، به نسبت کشورهایی که از نظر قومی همگون هستند، اثر عرفی کننده بیشتری دارد. مطالعه حاضر با یافته خلاف انتظاری نیز روبه رو گردید. یافته های مطالعه نشان داد که جهانی شدن فرهنگی کاملاً مخالف انتظارات نظری مطالعه، در جوامعی که از نظر مذهبی همگون می باشند، اثر عرفی ساز بسیار بیشتری به نسبت جوامع ناهمگون مذهبی دارد.
گردشگری و توسعه پایدار: ضرورت جاری سازی محیطی در سیاست های توسعه گردشگری(مقاله علمی وزارت علوم)
اثربخشی برنامه آموزشی رفتارهای سالم در نگرش دانشجویان نسبت به سوء مصرف مواد مخدر و کاهش آسیب پذیری نسبت به اعتیاد
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی برنامه آموزشی رفتارهای سالم در نگرش دانشجویان نسبت به سوء مصرف مواد مخدر وکاهش آسیب پذیری نسبت به اعتیاد انجام شد. روش: طرح پژوهش شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. از میان جامعه آماری که دانشجویان ساکن در خوابگاههاى دانشگاه شهیدبهشتی در سال تحصیلی 1389-1388 بودند، تعداد 60 نفر به عنوان گروه نمونه انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایشی و گواه تقسیم شدند. مقیاس های نگرش نسبت به سو ء مصرف مواد و آسیب پذیری نسبت به اعتیاد برای ارزیابی مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که تفاوت معناداری بین گروه آزمایش و گواه در نمره کلی نگرش و حیطه هاى شناختی، عاطفی، رفتاری و عمومی نسبت به مواد مخدر و خرده مقیاس های آزمون اعتیادپذیری وجود دارد. نتیجه گیری: آموزش رفتارهای سالم موجب تقویت نگرش منفی نسبت به سوء مصرف مواد و کاهش سطح اعتیادپذیری می شود.
«کار» و کارگر: بازتاب مسائل کارگری در نشریه کار
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی مدیریت مدیریت سازمانی و منابع انسانی مدیریت منابع انسانی
- حوزههای تخصصی تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی پهلوی دوم اقتصادی
- حوزههای تخصصی تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی انقلاب اسلامی سیاسی
- حوزههای تخصصی اقتصاد اقتصاد خرد اقتصاد جمعیت و اقتصاد کار ارتباط بین مدیران_کارگران،اتحادیه های تجاری و چانه زنی های جمعی سایر
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی کار و شغل
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی اقتصادی
- حوزههای تخصصی هنر و معماری هنرهای زیبا هنرهای تجسمی طراحی، نقاشی ایران و اسلام نقاشان
آداب و آیین مراسم کشتی گیله مردی در فرهنگ گیلان
حوزههای تخصصی:
شش راه افزایش موفقیت درمان اعتیاد
حوزههای تخصصی:
عوامل محافظت کننده در برابر اعتیاد
حوزههای تخصصی:
رهیافتی تحلیلی بر بزهکاری و اعتیاد
حوزههای تخصصی:
روستا نشینی شهری و بحران محیطی(مورد: رباط کریم)
حوزههای تخصصی:
نواحی کلانشهری ایران بر اثر مهاجرت های روستایی- شهری رشد سریعی را تجربه کرده است. روند رشد کلانشهر ها موجب جذب جمعیت روستاهای پیرامون مراکز شهری شده و به ظهور حوزه تازه ای انجامیده است که تعلق فضایی مشخصی ندارد؛ نه شهر به شمار می آی د و نه خصوصیات اصیل روستایی دارد . این پدیده به روستا نشینی شهری موسوم است. روستا نشینی شهری به گسترش بحرانهای محیطی، اقتصادی و اجتماعی میانجامد. هدف اصلی تحقیق حاضر ، بررسی روستا نشینی شهری و عواقب آن است. این عواقب به عنوان بحران محیطی تلقی شده ، بعضی از آنها به این شرح است: - بحران کمی و کیفی آب؛ - تخریب فضای سبز و اراضی کشاورزی؛ - ایجاد ناامنی اجتماعی واقتصادی. ناحیه مورد مطالعه این تحقیق را روستاهای شهرستان رباط کریم تشکیل می دهد. این شهرستان در جنوب غربی استان تهران واقع شده است . دادههای مورد نیاز از طریق مشاهده پدیده های محلی، گفتگو با اعضای شوراهای اسلامی روستاها ٬ تکمیل پرسشنامه در روستاهای نمونه و مرکز بهداشت روستایی و برخی اسناد به دست آمده است. داده های جمع آوری شده از طریق مطالعه مقایسه ای، آمار توصیفی و آزمون های آماری( رگرسیون ٬ فریدمن ٬ T- student و روش لیکرت) تجزیه و تحلیل شده است. نتیجه نشان می دهد که در نظام های متمرکز سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، مادر شهرهای ملی به محل جذب جمعیت مهاجر اقصی نقاط کشور تبدیل می شود. در این شهرها، بر اثر ارائه خدمات و فرصت های شغلی جاذبه جمعیتی ایجاد می شود. بر اثر بالا بودن قیمت زمین و هزینه مسکن در مادرشهرو گسترش وسایل حمل و نقل عمومی و خصوصی، روستاهای پیرامونی محل تمرکز اقشار کم درآمد اجتماعی می شود؛ دسترسی آنان به خدمات از نظر کیفی تنزل می یابد و نا امنی طبیعی ( بحران آب و زیست- محیطی) ناامنی اقتصادی، (بیکاری و تمرکز فقر) و نا امنی اجتماعی (کجرورهای اجتماعی) به عنوان بحران های محیطی بروز می نماید.
رویکرد آمایشی در تحلیل نظام شهری با تاکید بر مفهوم مناطق همگن و اداری
حوزههای تخصصی:
در مجامع علمی و کارشناسی آمایش سرزمین، همواره تحلیل های متعدد و متضادی در خصوص ویژگیهای نظام شهری مناطق صورت گرفته است و نتایج ارایه شده به دلایلی نظیر تعریف مناطق بر اساس محدوده های اداری وسیاسی و یا استفاده صرف از مدلها و تکنیک ها بدون توجه به کاربرد منطقه ای آنها، دارای تفاوتهای اساسی و متضاد بوده و تصمیم گیری مناسب را برای مدیران و برنامه ریزان دچار مشکل ساخته است. هدف اصلی این مقاله، مقایسه تاثیر انتخاب محدوده های جغرافیایی در استخراج نتایج متفاوت در تحلیل های آمایشی ازمنطقه است. این مقاله موضوع انتظام فضایی شهرها را در دو منطقه آذربایجان، شامل: استانهای آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی و اردبیل به عنوان یک منطقه همگن از یک طرف و استان آذربایجان شرقی به عنوان یک منطقه سیاسی و اداری از طرف دیگر بررسی نموده است. نتایج نشان دهنده تفاوت بسیار زیاد ویژگیهای نظام شهری بین منطقه همگن و منطقه سیاسی اداری است. با انتخاب استان آذربایجان شرقی به عنوان یک منطقه، الگوی نخست شهری وضعیت فوق برتری را نشان می دهد، ولی با انتخاب منطقه همگن آذربایجان، الگوی نخست شهری به وضعیت برتری مطلوب تغییر پیدا می کند که نشان دهنده وضعیت مطلوب برای منطقه است. در این مقاله، به ضرورت توجه جدی به تعریف علمی منطقه در مطالعات توسعه شهری و منطقه ای اشاره شده است.