فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۶۸۱ تا ۸٬۷۰۰ مورد از کل ۱۸٬۰۶۵ مورد.
بررسی کیفیت بصری سیما و منظر شهری ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مجموعه ای از عناصر طبیعی و مصنوع اعم از کالبد و فضاهای شهر، انسان ها، رفتارها و فعّالیّت های آن ها و ... آیینه ی تمام نمای ویژگی های تاریخی فرهنگی اقتصادی و طبیعی هر شهر هستند. منظر و سیمای یک شهر مطلوب با قابلیت تأثیرگذاری بر ادراک شهروندان از تجربهی زندگی شهری در تحقق آن شهر مطلوب نقش عمده ای دارد .
نابسامانی و آشفتگی سیمای شهری در ابعاد و لایه های مختلف آن بر روحیات و رفتارهای شهروندان تأثیر قابل توجهی می گذارد، سبب تنزل کیفیت محیطی میگردد؛ و نارضایتی شهروندان نسبت به شهر و عدم تلاش برای بهبود وضعیت آن را رقم می زند .
یکی از تأثیرگذارترین مسایل در مورد ارتقای کیفیت سیمای شهری مدیریت شهری است. در مدیریت شهری علاوه بر ارایه ی راه کارهای اجتماعی و فرهنگی و سیاستگذاری، از طریق وضع قوانین و ضوابطی ناظر بر ارتقای کیفی منظر شهری و هدایت طرح های توسعه، زمینه های اولیهی تغییر و تحول در اوضاع نابسامان کنونی فراهم می آید.
در این نوشتار سعی شده در مرحله ی اول مفاهیم سیمای شهری و عوامل تأثیر گذار بر سیما و منظر شهری به شیوه ی کتابخانه ای و تحلیلی مورد بررسی قرار گیرد ؛ پس از آن، این عوامل به صورت خاص و به شکل مطالعات میدانی در بارهی شهر ایلام مورد نقد و بررسی قرار گیرد .
زاگرس مرکزی و مسیرهای ارتباطی منطقه ای - محلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این تحقیق، مطالعه، بررسی و معرفی مسیرهای ارتباطی است که از دوران گذشته مورد استفاده ی ساکنان منطقه ی زاگرس مرکزی، به ویژه کوچ نشینان قرار گرفته است. در گذشته، مطالعات جغرافیایی نسبتاً جامعی در زمینه ی معرفی مسیرهای ارتباطی منطقه صورت گرفته است؛ ولی در این پژوهش با رویکردی نو مطالعات باستان شناسی و مردم شناسی نیز انجام گرفته است. این مقاله در پی آن است که: آیا این مسیرهای ارتباطی از دوران گذشته تا کنون دچار تغییر و تحوّل شده اند یا نه؟ بنابراین، به عوامل شکل دهنده ی این مسیرهای ارتباطی و نقش و اهمیت راه های مذکور در برقراری ارتباطات منطقه ای و محلی پرداخته شده است. مطالعات و بررسی های جغرافیایی، باستان شناسی و مردم شناسی نشان می دهد که با وجود رشته کوه های بلند و صعب العبور منطقه ی زاگرس مرکزی می گذرد، حداقل از عصر مفرغ تاکنون راه های ارتباطی متعددی درون این حوزه شکل گرفته است. در شکل گیری این مسیرهای ارتباطی، جغرافیای فیزیکی منطقه نقش اصلی را ایفا نموده است. شرایط کوهستانی منطقه موجب شده که گروه های انسانی در امتداد مسیرهای خاصی حرکت نمایند و به نظر می رسد که در امتداد این مسیرها تغییرات چندانی رخ نداده است؛ به گونه ای که امروزه همین مسیرها مورد استفاده ی برخی از مردم منطقه به ویژه عشایر قرار می گیرند.
نگاهی به عناصر بومی در شعر امروز شاعران ایلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مشخصه های فرهنگی جوامع کهن که خاصیت ماندگاری طولانی دارد و کمتر در معرض زوال قرار می گیرد، مقوله ی شعر و شاعری است. با توجه به ذوق و قریحه ی ذاتی زاگرس نشینان و سابقه ی کهن منطقه، شعر در میان مردم ایلام جایگاه ویژه ای دارد؛ چرا که آنان شعر را به مثابه ی میراثی نیاکانی حفظ کرده اند و معمولاً از آن در بسیاری از جنبه های زندگی خود بهره می گیرند.
از آن جا که شعر فارسی استان ایلام به ویژه طی چند دهه اخیر، ظرفیت های بالای خود را نشان داده و در همین راستای مجموعه ی شعرها و شاعران مطرح و برجسته ای را به قلمرو گسترده ی ادبیات کشور معرفی نموده است؛ این پژوهش می کوشد با استفاده از نظریه ی عناصر شعری محمدرضا شفیعی کدکنی در دوران شعر فارسی و دریچه ی عناصر بومی به کار گرفته شده توسط این شاعران، به شعر این استان نگاهی تحلیلی بیافکند. شفیعی کدکنی در این نظریه، شعر را در پنج حوزه ی عاطفه، تخیل، زبان، آهنگ و شکل مورد بررسی و مطالعه قرار داده است. این بررسی که برروی حدود دوازده مجموعه انجام گرفته است، نشان می دهد که شاعران امروز ایلامی از عناصر بومی در اشعار خویش در حوزه های یاد شده، بهره برده اند؛ اما عنصر عاطفه رنگ و بویی بومی تر دارد.
ادبیات نمایشی مهاجرت ایرانیان ساکن در استرالیا: تحلیل پسااستعماری نمایشنامه در آینه، اثر محمد عیدانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، نمایشنامه در آینه ، اثر محمد عیدانی، نمایشنامه نویس تحسین شده ایرانی ساکن استرالیا، به عنوان نماینده ادبیات نمایشی مهاجرت ایرانیان ساکن در استرالیا، با رویکردی پسااستعماری بررسی شد. نمایشنامه، به عنوان یک اثر ادبی و هنری، می تواند وسیله ای برای نمایش و شناخت تجربیات مهاجران و همچنین افزایش آگاهی از وضعیت مهاجران در کشورهای مهاجر پذیر باشد. این پژوهش از رویکرد نقد و تحلیل ادبی پسااستعماری بهره برده است، زیرا مفاهیم پراکندگی قومی، تبعید، و مهاجرت، سه مفهوم محوری اندیشه پسااستعماری است و گونه های مختلف ادبیات تبعید، پراکندگی قومی، و مهاجرت، به شیوه ای وسیع در نقد ادبی پسااستعماری مورد تدقیق قرار گرفته است. این مقاله، نخستین پژوهش درباره ادبیات نمایشی ایرانیان ساکن استرالیا است و از منظر نقد ادبی تحلیلی موشکافانه از لایه های پنهان یک متن ادبی متعلق به ادبیات نمایشی مهاجرت ایرانیان پسااستعماری ارائه می دهد.
نقد و بررسی دیدگاه های مربوط به خطبه ی هشتادم نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع نقصان عقل زنان در خطبه ی هشتادم نهج البلاغه، گر چه ضعف سندی دارد، امّا با توجه به تکرار مضمون آن در نامه ی چهاردهم نهج البلاغه، محل تأمل و تعمق است. در شرح خطبه ی مذکور، دیدگاه های متفاوتی وجود دارد. دغدغه ی نگارندگان در این نوشتار آن است که ضمن نقد و بررسی دیدگاه های مختلف در این باره، روشن سازند که نظریه ی نقصان عقل ذاتی زنان در راستای فرهنگ قرآنی هیچ مستند مهمی ندارد، بلکه با تعمق در برخی از آیات قرآن کریم، به نظر می رسد علی رغم تفاوت های فراوانی که در خلقت زنان و مردان وجود دارد، زنان در عقل ذاتی هیچ نقصانی نسبت به مردان ندارند؛ از این رو نمی توان انگاره ی نادرست نقصان عقل ذاتی زنان را به کلام مولی علی (ع) مستند کرد. بر پایه ی گفتار وحی که گویای مهجوریت و مظلومیت زنان عصر جاهلیت بوده و حکایت از زنده به گور کردن دختران، به ارث بردن زنان و... دارد، برداشت نقصان عقل اکتسابی زنان آن عصر از کلام حضرت علی (ع) منطقی و عاقلانه به نظر می رسد. زدودن آن همه مهجوریت و محرومیت، گذر زمان و هدایت هادیان به حق را می طلبید و هدف حضرت علی (ع) در توجه دادن افکار جامعه به این نوع نقصان، تنها آسیب شناسی اجتماع و در نتیجه هدایت افکار جامعه به سمت اصلاح آن بوده است و نشانگر این واقعیت است که ضعف رشد عقلی و علمی زنان در هر عصری، موضع دقتّ و احتیاط است و سعی در اصلاح و رفع نقاط مشکل و ضعف مورد تأکید آموزه های دینی است.
روش شناسی نظریة اجتماعی امیل دورکیم(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
دغدغة اساسی امیل دورکیم هم بستگی اجتماعی است. بر این اساس، بیشتر نظریات او به نحوی حول این مسئلة اصلی می چرخد. نظریات او آبشخور روش شناسی ای است که طبق آن هستی استقلالی و شیء انگاری واقعیت های اجتماعی با نگاه تماماً سکولاریستی در مقام هستی شناسی، و به تبع آن یک سان انگاری علوم دقیقة طبیعی و انسانی در مقام معرفت شناسی و تقلیل ماهیت انسان به هویت اجتماعی و منفعل در نظر گرفتن کنشگران اجتماعی در برابر ساختارهای اجتماعی در مقام انسان شناسی، از جمله مهم ترین مبانی معرفتی این نظریه به شمار می آیند. همین مبانی معرفتی است که پذیرش این نظریه را در نگاه روش شناسی حکمت نوصدرایی با مشکل روبه رو می سازد؛ روش شناسی ای که بر اساس تشکیک در هستی، هستی های ماورای طبیعی علاوه بر هستی های مادی در مقام هستی شناسی، روش وحیانی، شهودی و عقلانی علاوه بر روش تجربی و بنابراین جمع میان تبیین تجربی و عقلی، تفسیر و انتقاد در مقام معرفت شناسی و نفس مجرد انسانی و هویت های لایتغیر و ثابت او علاوه بر هویت های اجتماعی متغیر در مقام انسان شناسی از مهم ترین مبانی معرفتی آن محسوب می شوند. همین ناسازگاری و رویارویی دو روش شناسی است که دقت بیشتری را در به کارگیری این نظریه در فرایند بازسازی علم مدرن و بازخوانی علم دینی می طلبد.
سیاست علمی در ایران پس از انقلاب اسلامی ( با تأکید بر علوم انسانی در اسناد بالا دستی)(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
با ورود دانش نوپای سیاست گذاری به ایران، تلاش برای کاربست آن در حوزه های مختلفی که در آنها امکان سیاست گذاری هست، آغاز شده است. از جملة این حوزه ها، حوزة علم است. این مقاله به سیاست های علمی پس از انقلاب اسلامی در بخش علم با تأکید بر علوم انسانی می پردازد و درصدد پاسخ به این پرسش است که پس از شکل گیری نظام اسلامی در ایران، در سیاست های تدوین یافته در زمینة علم (انسانی)، به چه اموری توجه شده است؛ سیاست علمی چه تغییراتی را پشت سر گذارده و از چه الگویی تبعیت می کند. روش تحقیق با توجه به تأکیدی که بر اسناد بالادستی وجود دارد تحلیل محتوا و در مواردی به تحلیل گفتمان است و نتیجة تحقیق رشد تدریجی توجه به علم طی سال های پس از انقلاب و استفاده از الگوهای متنوع در سیاست گذاری، و غلبة حاکمیت سیاست تبعی در نگاه به علم (انسانی ) است.
بازنمایی روابط عفیفانة مرد و زن در سینمای ایران (مطالعة موردی فیلم دربارة الی)(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی مطالعات زنان زن در اسلام حجاب و عفاف
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی فرهنگ
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی دین
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی فقه و اصول فقه فقه زن و خانواده فقه زنان حضور زن در اجتماع و سیاست و مساله حجاب
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی ارتباطات مطالعات سینمایی، موسیقی و بصری مطالعات سینمایی
نوع روابط زن و مرد و مرزبندی در تعاملات این دو جنس، تأثیری تعیین کننده بر روح و روان فرد، استحکام خانواده و رشد و پیشرفت جامعه دارد. حال اگر رسانة تأثیرگذاری چون سینما، برخلاف دین و فطرت، به پایه گذاری اخلاق جنسی ویژ ه ای در جامعه مبادرت ورزد که حریم های میان زن و مرد شکسته شود، اثر مخربی بر تفکر و رفتار مخاطب خواهد گذاشت که به سادگی جبران پذیر نیست. این مقاله به دنبال آن است تا با نگاهی جامع به آیات و روایات مربوط به روابط میان دو جنس نامحرم، مؤلفه های روابط عفیفانه را استخراج کند و سپس با تحلیل نشانه شناختی فیلم سینمایی «دربارة الی» که یکی از تولیدات فکری دهة هشتاد سینمای ایران است، نوع بازنمایی این فیلم از روابط زن و مرد نامحرم و میزان انطباق یا فاصلة آن با آموزه های اسلامی را بررسی کند. طبق این بررسی مشخص می شود که فیلم با به کارگیری رمزهای اجتماعی و فنی، نوعی از روابط زن و مرد را بازنمایی کرده که هیچ شباهتی به ملاک های عفاف اسلامی ندارد. مفاهیم ایدئولوژیک فیلم، مفاهیمی اباحه گرانه و حیازداست.
مکتب فرانکفورت (نظریة انتقادی) ارزیابی انتقادی مبانی نظری (فلسفی)(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
مکتب «فرانکفورت» (نظریة «انتقادی» به عنوان مبنای اصلی آن) بخشی از یک جنبش فکری، موسوم به «مارکسیسم غربی» و برآمده از شرایط خاصی است که در پی تفاسیر مجدّد از نظریة مارکس درباره جوامع سرمایه داری و انتقاد از جامعة نوین و نظام های گوناگون معرفتی مانند اثبات گرایی است. در این نوشته، تلاش بر آن است که ضمن معرفی نظریة «انتقادی» و زمینه های اجتماعی و نظری (معرفتی) شکل گیری آن، به مبانی نظری (فلسفی) این نظریه با توجه به نسل اول نظریه پردازان مشهور آن (همچون هورکهایمر، آدورنو، مارکوزه و فروم) بپردازد و ضمن توضیح هستی شناسی، معرفت شناسی، انسان شناسی و روش شناسی آن، به بررسی و ارزیابی مبانی آن همت گمارد.
هالیوود و توطئة اسلام هراسی با شگرد نفوذ در ناخودآگاه(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
ظلم ستیزی دین اسلام و دفاع از حقوق مستضعفان، همواره برای غرب هزینه های سنگینی داشته است. طی سال های اخیر، که متأثر از انقلاب اسلامی ایران، موج بیداری اسلامی در جهان ایجاد گردیده، به صورت مضاعف وجود اسلام برای مستکبران جهانی غیرقابل تحمل شده است. ازاین رو، استکبار جهانی سعی کرده تا از راه های گوناگون، به ویژه از طریق سینما و صنعت فیلم و با محوریت سینمای جهان گستر « هالیوود»، ضرباتی بر اعتبار و جایگاه قدسی این دین آسمانی و هویت مسلمانان وارد کند. هالیوود با تمرکز بر ضمیر ناخودآگاه و شرطی سازی ذهن، ذائقة مخاطبان را به پذیرش باور ها، ارزش ها و آرمان های مطلوب خود، به عنوان گفتمان غالب، و مخدوش ساختن آموزه ها و ایدئولوژی های ناهمسو با منافع استکبار جهانی، ترغیب و تشویق می کند. موضوع این نوشتار برجسته ساختن خصومت بیش از صد سالة آمریکا با اسلام و مسلمانان، از طریق سینمای هالیوود با استفاده از شرطی سازی منفی اذ هان مخاطبان جهانی و نفوذ تدریجی در ناخودآگاه آنهاست. این مهم با روش نشانه شناسی و تحلیل محتوای مجموعه ای از فیلم های شناخته شده و پرآوازة منتخب در حوزه اسلام ستیزی صورت گرفته است. در این نوشتار، به شیوة استفاده عملی هالیوود از فن «تداعی معانی» و «شرطی سازی» در ایجاد اسلام هراسی، بیشتر توجه شده است.
تدوین الگوی هوش پلیس شایسته
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: موفقیت کارکنان یک سازمان به عوامل مختلفی از جمله هوش کارکنان، بستگی دارد. با وجود تحقیقات متعدد در این زمینه، هنوز الگوی کاملاً مشخص و قطعی در زمینه هوش هیجانی پلیس شایسته طراحی نشده است که با کمک آن متولیان جذب و استخدام، تربیت و آموزش نیروی انسانی بتوانند فعالیت های خود را جهت دهی کنند؛ لذا هدف اساسی تحقیق حاضر طراحی الگوی هوشی پلیس شایسته در رسته های مأموریتی ناجا بوده است. روش : جامعه تحقیق شامل کلیه کارکنان رسته های تخصصی ناجا است که با استفاده از نظر فرماندهان ، کارکنان موفق مشخص و از بین آنها، 548 نفر در رسته های مذکور بطور تصادفی طبقه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. به منظور تعیین ویژگی های هوشی پلیس شایسته ضمن مطالعه ادبیات از دیدگاه و نظرات تعدادی ازخبرگان ناجا و کارشناسان و اساتید به حجم 10 و 103 نفر بهره گرفته شد و پرسشنامه طراحی شد. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت و روش، ترکیبی از تحقیق کمی (توصیفی – پیمایشی) و کیفی (اکتشافی) بوده است. یافته ها و نتایج: یافته های تحقیق از طریق بررسی ادبیات نظری و دیدگاه خبرگان حاکی از 27 مولفه هوشی برای پلیس موفق است که مهم ترین آنها هوش و فراست، تاب آوری، ادب حسن سلوک، ارتباط مؤثر، همراهی با دیگران، خلاقیت و غیره است. که اکثر مولفه های آن در موفقیت پلیس موثر بود. اهمیت این مولفه ها در رسته های مرزی ، انتظامی، آگاهی و اطلاعات بیشتر از راهور بود. و طبق میانگین حاصل از نمونه، نقش این عوامل هوشی در موفقیت افسران رسته مرزی از انتظامی، در رسته انتظامی از آگاهی و در آگاهی از اطلاعات بیشتر است. این موضوع با توجه به اینکه ترتیب رسته های مذکور به شیوه ای است که رسته های بالاتر دارای بعد نظامی و انتظامی بیشتر هستند قابل اهمیت و تعمق است.
سبک های پردازش حسی زوجین و میزان رضایتمندی زناشویی آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال نهم پاییز ۱۳۹۲ شماره ۳۵
279-298
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسى رابطه سبک هاى پردازش حسى با رضایتمندى زناشویى پرداخته است. نمونه پژوهش شامل 136 زوج (272 نفر) ساکن شهر تهران بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش عبارتند از پروفاىل پردازش حسى نوجوان بزرگسال (براون و دان، 2002). فرم 40 سؤالى مقیاس رضایتمندى زناشویى انریچ، هنجار شده براى جامعه ایرانى (عسگرى، بهمنى و تمدنى، 1385). داده های پژوهش با روش همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که سبک جست وجوگرى حسى در زنان و مردان با رضایتمندی زناشویی آن ها و همسران شان رابطه مثبت معنادار دارد و سبک هاى پردازش حسى ثبت پایین، اجتناب گری حسی و حساسیت پذیری حسی در زنان و مردان با رضایتمندی زناشویی آن ها و همسران شان رابطه منفى معنادار دارد. نتایج حاصل از بررسى رابطه احتمالی فاصله نمرات زوجین در هر سبک پردازش حسی با رضایتمندی زناشویی آن ها، نشان داد فاصله نمرات زن و شوهر در جست وجوگری حسی و اجتناب گری حسی با رضایتمندی زناشویی مردان رابطه مثبت معنادار دارد و فاصله نمرات زن و شوهر در ثبت پایین با رضایتمندی زناشویی زنان و مردان رابطه منفى معنادار دارد.
تأثیر آموزش مهارت های مدیریت خشم در کاهش خشونت خانوادگی و بهبود رضایت زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال نهم پاییز ۱۳۹۲ شماره ۳۵
299-310
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور تعیین اثر بخشی آموزش مهارت های مدیریت خشم در کاهش خشونت خانوادگی و بهبود رضایت زناشویی زنان خانه دار در شهر تهران انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی است و برای انجام آن از بین زنان مراجعه کننده به خانه سلامت در منطقه 2 تهران، 34 آزمودنی به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در گروه های آزمایش و کنترل جایگزین شدند. داده ها با استفاده از پرسش نامه های رضایت زناشویی انریچ و خشونت CTS2 در مراحل قبل و بعد از مداخلات و پیگیری جمع آوری شد و به وسیله تحلیل کوواریانس تحلیل شدند. یافته های پژوهش نشان داد که آموزش مهارت های مدیریت خشم می تواند خشونت خانوادگی را در زنان خانه دار به طور معنادار کاهشداده و رضایت زناشویی آنان را افزایش دهد. افزون بر این، تحلیل داده ها در مرحله پیگیری نشان داد که اثر مداخلات ماندگار بوده است. نتایج این پژوهش شواهدی را پیشنهاد می کند که آموزش مهارت های مدیریت خشم روش مناسبی برای کاهش خشونت خانوادگی و در نتیجه بهبود رضایت زناشویی می باشد. آموزش مهارت های مدیریت خشم احتمالا از طریق تقویت مهارت های رفتاری تنظیم و تغییر کرده و ایجاد هیجانات خوشایند به زنان کمک می کند که خشونت خودشان را کاهش دهند، در اثر این تغییرات مطلوب رفتاری و هیجانی رضایت زناشویی زنان خانه دار بهبود یافت.
رابطه ادراک از سبک های فرزندپروری با ابعاد کمال گرایی دانش آموزان دختر شهر بیرجند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال نهم زمستان ۱۳۹۲ شماره ۳۶
439-450
حوزههای تخصصی:
یکی از عوامل پیش بینی کننده کمال گرایی در فرزندان به شیوه تربیتی خانواده ها و سطح انتظاراتی که آن ها از فرزندان شان دارند برمی گردد. هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش ادراک از سبک های فرزندپروری با ابعاد کمال گرایی است. روش پژوهش از نوع همبستگی بود. 161 دانش-آموز دختر به شیوه خوشه ای چندمرحله ای از مدارس متوسطه شهر بیرجند انتخاب شدند.از مقیاس های ادراک شیوه فرزند پروری والدین (POPS) و ابعاد کمال گرایی (MPS) برای سنجش متغیرهای پژوهش استفاده شد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان دادند که از میان سبک های فرزندپروری تنها درگیری و گرمی مادر رابطه منفیِ معناداری با کمال گرایی جامعه-مدار دارند. در نتیجه گرم تر شدن روابط مادر با فرزند و هم چنین درگیر شدن مادر در فعالیت-های مختلف فرزندان باعث خواهد شد کمال گرایی جامعه مدار در آن ها کاهش یابد. لذا سبک درگیری و گرمی مادر نقش مهمی در پیش بینی کمال گرایی جامعه مدار ایفا می کند.
بررسی تطبیقی نظرات اعضای هیات علمی و دانشجویان پیرامون برنامه درسی آموزش علوم مبتنی بر مؤلفه های ماهیت علم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی مقاله حاضر، مقایسه نظرات أعضای هیات علمی و دانشجویان رشته های علوم پایه دانشگاه های اصفهان و صنعتی اصفهان در مورد برنامه ی درسی آموزش علوم، مبتنی بر ویژگی های اساسی ماهیت علم بوده است. بدین منظور از جامعه ی آماری که شامل همه أعضای هیات علمی و دانشجویان رشته های فیزیک، شیمی، زیست شناسی و زمین شناسی وگرایش های مرتبط در دو دانشگاه می گردید، 352 نفر شامل 75 نفر عضو هیات علمی و 277 نفر دانشجو به عنوان نمونه آماری در این پژوهش شرکت کرده اند. روش پژوهش از نوع توصیفی – پیمایشی و ابزار پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته سنجش دیدگاه أعضای هیات علمی و دانشجویان بوده است. جنبه های اصلی مورد سنجش ماهیت علم در این ابزار عبارت بوده اند از موقتی بودن علم، مبنای تجربی علم، خلاقیت در علم، نقش ذهنیت در علم، تأثیر مسائل اجتماعی و فرهنگی بر علم، نقش مشاهده و استنتاج و نقش نظریه و قانون علمی. این مؤلفه ها در چهار عنصر اساسی برنامه درسی یعنی هدف ها، محتوا، اجرا و ارزشیابی و در دو وضعیت موجود و مطلوب بررسی شده اند. ضریب آلفای کرونباخ برای این مقیاس سنجش برابر 81/0 محاسبه گردیده است. نتایج نشان داده اند که در وضعیت موجود، تنها در عنصر محتوای برنامه درسی، تفاوت معنی داری بین نظرات أعضای هیات علمی و دانشجویان دیده می شود و در سایر عناصر، این تفاوت معنی دار نیست. در وضعیت مطلوب، در تمامی عناصر چهارگانه یعنی هدف ها، محتوا، اجرا و ارزشیابی، تفاوت معنی داری بین نظرات دو گروه وجود دارد.
ارزیابی عملکرد و رتبه بندی گروه های آموزشی دانشگاه با استفاده از روش تحلیل پوششی داده ها(DEA): بررسی موردی در یکی از دانشگاه های دولتی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دنیای رقابتی امروزی، همه سازمان هاخواستار استفاده بهینه از امکانات و ظرفیت های موجود در بخش های مختلف می باشند. بنابراین وجود مدلی به منظور ارایه بازخورد در راستای بهبود عملکرد بخش های مختلف سازمان هاو دستیابی به ابزاری جهت برآوردن این نیاز مدیران، بسیار ضروری و منطقی به نظر می رسد. با توجه به اهمیت موضوع، دراین مقاله با استفاده از روش تحلیل پوششی داده ها (DEA) کارایی گروه های آموزشی دانشگاه، در چهار بعد کمّیت آموزشی، کیفیت آموزشی، فعالیت پژوهشی و خدمات علمی براساس 9 سناریوی مطرح شده، ارزیابی شده اند. در واقع با طراحی این سناریوها دلایل اصلی و منشأ کارامدی و ناکارامدی هر یک از گروه های آموزشی و درجه ی تأثیر این عوامل مورد تحلیل وارزیابی قرارگرفتند. نتایج بررسی بر اساس طرح ها نشان می دهد که گروه های آموزشی مربوط به DMU1، DMU4، ، DMU6، ، DMU8، DMU9، DMU11، DMU13، DMU16، DMU22، DMU26، DMU33 با توجه به چهار بعد موردنظر کمترین کارایی(ناکارا) را داشته اند .همچنین یافته ها نشان می دهد که در بین بعدهای مورد بررسی، اکثر گروه ها، در بعد پژوهشی و خدماتی دارای ضعف عملکرد بوده اند.
مسأله اشتغال دانش آموختگان آموزش عالی و ضرورت توجه به مهارت های اشتغال زای بازار کار در طرح آمایش آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اطلاعات حاصل از آمایش سرزمین، که با تأکید بر مناطق و پیمایش دقیق آنها حاصل می شود، نقشه جامعی است که توانایی ها، قابلیت ها، فرصت ها و نقاط ضعف هر منطقه را به نمایش می گذارد. به دلیل اهمیت این مسأله برنامه ریزان آموزش عالی کشور بایستی در برنامه ریزهای خود به یافته های حاصل از آمایش توجه بیشتری داشته باشند و به خصوص به اهمیت واحد منطقه در برنامه ریزی خود واقف باشند. علاوه بر این، آموزش عالی ایران در دو دهه گذشته با موضوعات و برخی چالش های دیگری نیز مواجه شده است. حضور گسترده زنان در دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی، افزایش تعداد دانشجویان و گسترش کمی دانشگاه ها بدون توجه به ظرفیت های موجود و توان و بافت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی هر منطقه و در نتیجه وجود خیل عظیم دانش آموختگان بیکار از جمله موضوعات و چالش هایی هستند که نظام آموزش عالی ایران امروزه با آنان روبروست. به دلیل اهمیت مسائل ذکر شده، در این مقاله سعی شده تا با روش تحلیلی - توصیفی به مباحثی هم چون ضرورت برنامه ریزی درسی مبتنی بر مهارت های اشتغال زای بازار کار و نیازهای اجتماعی و اقتصادی در آموزش عالی و اهمیت توجه به مهارت هایی نظیر کار گروهی، حل مسأله، مهارت ارتباطی و ... در برنامه درسی مراکز آموزش عالی کشور و هم چنین به مقایسه سازی کشورهای موفق، نیمه موفق و سطح پایین آموزش عالی به انضمام نرخ اشتغال در فعالیت های اقتصادی در محیط های مختلف جغرافیایی جهان نیز پرداخته شود. علاوه بر این، در این مقاله سعی شد تا به فرصت ها و چالش های اشتغال زایی آموزش عالی در محیط ها و مناطق مختلف جغرافیایی کشور نیز اشاره شود. هم چنین، با توجه به تقاضای روز افزون زنان برای ورود به دانشگاه در این نوشته سعی شده تا با نگاه جنسیتی به طرح آمایش آموزش عالی به مهارت های خاصی که زنان برای ورود به صنعت و بازار کار به آن نیاز دارند، نیز پرداخته شود.
آموزش عالی در میانه تعارض های شغل گرایی جدید و حرفه گرایی مدنی و مردم مدار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آموزش عالی در جامعه معاصر از سوی دو گرایش متعارض به سوی شغل گرایی و حرفه گرایی کشیده می شود. این مقاله با تفکیک مفاهیم حرفه و شغل به بررسی ریشه های شغل گرایی و حرفه گرایی در دوران مدرن و نسبت آن ها با آموزش عالی می پردازد. پس ازاین مرور مفهومی، تأثیر تحولات دهه های پایانی قرن بیستم بر پیدایش دو مفهوم شغل گرایی و حرفه گرایی بررسی می شود. هدف این مقاله واکاوی در ابعاد مختلف حرفه گرایی جدید و بررسی پیامدهای این مفهوم در سازمان اجتماعی و محتوای معرفتی حرفه ها در آینده نزدیک است. به این دلیل مفاهیم حرفه گرایی جدید و سیاست حرفه گرایی و انواع مدل های مرتبط با آن مطرح می شوند و سرانجام مدل چهاروجهی و تعاملی حرفه گرایی به بحث گذاشته می شود. نتیجه گیری نهائی مقاله بر اهمیت حرفه گرایی جدید در برابر شکل گرایی جدید تأکید دارد. شکل گرایی جدید تحت تأثیر ضرورت های تازه، آموزش را با تهدید گسترش رویه های مکانیکی، فایده گرایی و کمیت گرایی صرف و دانش آموختگان را نیز با تهدید گسترش رویکردهای غیر انتقادی، تک ساحتی و تکنسین مآبی مواجه ساخته است که نتیجه آن فراموش کردن علم و حرفه به مثابه مجموعه ای از ارزش های شخصی، میان شخصی، اجتماعی و سیاسی است. این مقاله برای پاسخ گوئی به نیازهای چندگانه و ازجمله ایجاد توازن بین کار و زندگی، فرهنگ و دانش، اصلاح برنامه های آموزشی در سطوح مختلف ازجمله آموزش عالی را برای ترکیب دو جریان آموزش عمومی با تأکید بر ارزش های انسان گرایانه و مدنی و آموزش حرفه ای با تأکید بر ارزش های شغلی را ضروری می داند. موضوع پایانی مقاله ارائه راهبردهای خاص به منظور گسترش حرفه گرایی جدید، به ویژه در رشته های علوم انسانی و با تأکید بر تقویت رابطه حرفه ها با مردم می باشد.
مدل جریان دانش در ارتباط دانشگاه و صنعت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رفع مشکلات در ارتباط کارآمد میان دانشگاه و صنعت سال هاست که محققین را به مطالعه و ارائه راه کارها سوق داده است. راه کارهای ارائه شده در یکی از دسته های راه کارهای مبتنی بر رهیافت عمل گرا، رهیافت نهادگرا و رهیافت ماهیت گرا قرار می گیرند. از آنجائی که تمامی این راه کارها در پی انتقال دانش لازم از دانشگاه به صنعت هستند، لذا یک راه کار موفق می بایست از یک سو از هر سه رهیافت مذکور پشتیبانی کند و از سوی دیگر مبتنی بر روش ها و راه کارهای مدیریت دانش باشد. در این مقاله، ابتدا ده مدل مختلف جریان دانش که طی سال های گذشته ارائه شده اند جهت به کارگیری در ارتباط دانشگاه و صنعت بررسی و مقایسه شده اند. نتیجه مقایسه نشان می دهد که هیچ یک از مدل های جریان دانش موجود نمی توانند تمامی رهیافت ها را در نظر بگیرند. لذا در این مقاله ابتدا یک چارچوب مفهومی مدل سازی جریان دانش ارائه شده است که با استفاده از آن می توان یک نگرش جامع به مدل سازی جریان دانش داشت. این چارچوب یک ماتریس شش در شش است که سطرهای آن منظرهای مختلف فرا سازمان، سازمان، گروه، نقش، افراد و ماشین هستند و ستون های آن جنبه های چرا، چه چیز، چه کس، چطور، چه وقت و کجا هستند. سپس با استفاده از این چارچوب مدل جریان دانش در ارتباط دانشگاه و صنعت طراحی شده است که مبتنی بر بازارهای دانشی بوده و نهادهای مختلف دانشگاهی و صنعتی را به همراه یک نهاد تحت عنوان نهاد نظارت و پشتیبانی از جریان های دانشی در نظر می گیرد. در این مدل بیست وهفت نوع جریان دانش تبیین شده اند که رخداد آن ها به معنای وقوع یک معامله دانشی است که طرفین آن فروشنده و خریدار بسته دانشی هستند که بسته به نحوه آغاز جریان دانش در یک مناقصه یا مزایده شرکت می کنند.