درخت حوزه‌های تخصصی

جامعه شناسی

ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸۱ تا ۲۰۰ مورد از کل ۱۸٬۰۶۵ مورد.
۱۸۱.

بررسی دستگاه ایدئولوژیک دولت پهلوی اول در نظام تربیت معلم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۶۸
این مقاله به بررسی دستگاه ایدئولوژیک دولت پهلوی اول در نظام تربیت معلم می پردازد. یکی از نهادهایی که در دوره پهلوی اول مورد توجه قرار گرفت و به اصلاح، نوسازی و گسترش آن اقدام شد نظام تربیت معلم بود. این پژوهش در پی پاسخ به این دو سئوال است: دستگاه ایدئولوژیک دولت پهلوی اول در نظام تربیت معلم چگونه بود؟  دستگاه ایدئولوژیک دولت پهلوی اول در نظام تربیت معلم چگونه عمل می کرد؟  ادعای این مقاله این است که سیاست دولت پهلوی اول در نظام تربیت معلم، ایدئولوژی ملی گرایانه با هدف تثبیت و تعمیق اندیشه شاه پرستی بود. روش پژوهش در این مقاله از نوع روش های تاریخی است. روش جمع آوری شواهد، روش اسنادی است و روش تحلیل شواهد، روش تحلیل تاریخی است. با بررسی اسناد تاریخی بر جای مانده از نظام تربیت معلم دوره پهلوی اول می توان ایدئولوژی ملی گرایانه مبتنی بر شاه پرستی را در نظام تربیت معلم نشان داد. دولت پهلوی اول از طریق سه راهبرد: برپایی تشکیلات پیش آهنگی، برنامه درسی دانشسراهای تربیت معلم و  تاسیس آموزشگاه پرورش افکار در پی تثبیت ایدئولوژی ملی گرایی مبتنی بر شاه پرستی در نظام تربیت معلم بود.    
۱۸۲.

ساخت و اعتبار یابی پرسش نامه تجربه زیسته تفکر انتقادی دانشجویان: مورد مطالعه دانشجویان دانشگاه اصفهان و دانشگاه علوم پزشکی اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۲۹
این مقاله بخش کمّی از نتایج یک پژوهش ترکیبی است که به روش اکتشافی متوالی (کیفی – کمّی) انجام شده است. هدف از تحقیق بررسی تجربهزیسته دانشجویان در تفکر انتقادی در دانشگاه اصفهان و دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال تحصیلی 1402-1403 بود. در مرحله کمّی، روش پژوهش از نوع پیمایشی (توصیفی و غیرآزمایشی) است و از تحلیل همبستگی و تکنیک تحلیل عاملی برای تحلیل داده ها استفاده شد. حجم نمونه برابر با 435 نفر به دست آمد که بر مبنای چهار متغیر دانشگاه، دانشکده، مقطع تحصیلی و جنسیت به تناسب توزیع شد. شیوه نمونه گیری سهمیه ای بود. ابزار اولیه شامل 50 آیتم و پنج عامل اصلی شامل زیست شرافتمندانه و مسئولانه، مواجهه چندگانه، اندیشیدن به فراسو، دوگانه هزینه-پاداش و نابودگری سازمانی بود که بر اساس تحلیل کیفی طراحی و در مرحله کمّی ارزیابی و تحلیل شدند. درمرحله کمّی از ساختار عاملی نهایی هفت عامل مشتمل بر 37 آیتم استخراج شد. دوعامل جدید شامل سازمان محافظه کار و مرجعیت غیرانتقادی به ترتیب از نابودگری سازمانی و مواجهه چندگانه نشئت گرفت. بارهای عاملی به دست آمده برای شش عامل بارگذاری شده بر روی تجربه زیسته دانشجویان در تفکر انتقادی (همه عوامل به جز سازمان محافظه کار) بالاتر از مقدار 60/0 به دست آمده است که حاکی از اهمیت بالای هر یک از این ابعاد در برآورد نمره نهایی هریک از افراد مطالعه شده است. ساختار سلسله مراتبی مقیاس تجربه زیسته دانشجویان در تفکر انتقادی نیز تحلیل و تأیید . نتایج پژوهش حاضر تلاشی برای توسعه ابزارهای جدید برای ارزیابی تفکر انتقادی در محیط های آموزشی به شمار می رود.
۱۸۳.

مطالعه تطبیقی کنش های اجتماعی ماکس وبر و ویژگی های کنش کارآفرینانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۲۵
هدف پژوهش: این مقاله به مقایسه کنش کارآفرینانه با چهار نوع کنش اجتماعی و کنش اقتصادی از دیدگاه ماکس وبر[1] پرداخته است. در این راستا، ابتدا ویژگی های کنش های اجتماعی شامل کنش عقلانی معطوف به هدف، عقلانی معطوف به ارزش، عاطفی و سنتی بررسی شد و سپس تفاوت ها و شباهت های این کنش ها با کنش کارآفرینانه مورد تحلیل قرار گرفت. روش پژوهش: این تحقیق به روش تحلیلی-توصیفی انجام شده و داده ها از طریق بررسی و تحلیل ادبیات و مستندات موجود در حوزه کنش های اجتماعی وبر جمع آوری شده اند. یافته ها: پیافته های ژوهش نشان داد که کنش کارآفرینانه از جنبه عقلانی و هدفمند شباهت هایی با کنش های عقلانی معطوف به هدف و اقتصادی دارد، اما از جنبه های عاطفی و سنتی تفاوت های چشمگیری را نشان می دهد. نتایج پژوهش نشان دادهاست که در مقایسه با کنش عقلانی معطوف به هدف، کنش کارآفرینانه به محیط های نامطمئن و تغییرات اجتماعی توجه بیشتری دارد و به فرآیند تکراری متکی نیست. در مقایسه با کنش عقلانی معطوف به ارزش، کنش کارآفرینانه هدف های متعدد را انتخاب کرده و پیامدهای آن ها را با توجه به نیازهای بازار و مشتریان ارزیابی می کند. همچنین، در مقایسه با کنش عاطفی، کنش کارآفرینانه به ارزیابی منطقی و اطلاعاتی وابسته است و برخلاف کنش سنتی که مبتنی بر عادات است، بر نوآوری و خلاقیت تأکید دارد. نتیجه گیری: براساس یافته ها می توان نتیجه گرفت کنش کارآفرینانه با ویژگی های عقلانی و هدفمند به برخی از انواع کنش های وبر شباهت دارد، اگرچه تفاوت های قابل توجهی با سایر انواع کنش ها، به ویژه کنش های عاطفی و سنتی دارد.
۱۸۴.

طراحی الگوی روابط بین عوامل موثر بر ارتقاء تاب آوری جامعه در شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۰ تعداد دانلود : ۲۵۴
تاب آوری به عنوان توانایی بازگشت به شرایط اولیه، استفاده هوشمندانه از منابع، شبکه ها و ساختارهای پشتیبان تعریف می شود. این موضوع باعث ایجاد مفهومی از تاب آوری شده که به طور گسترده توسط محققانی که ناسازگاری های مفهومی در تحلیل تاب آوری و پتانسیل آن برای توجیه نظریه های خاص را برجسته می کنند، مورد انتقاد قرار گرفته است؛ بنابراین گنجاندن پایه های اجتماعی تاب آوری در چارچوب مفهومی آن برای پویایی لازم است. بر همین اساس، هدف این مقاله طراحی الگوی روابط بین عوامل مؤثر بر ارتقاء تاب آوری جامعه در شهر تبریز بوده است. روش تحقیق توصیفی- علّی بوده است. جامعه آماری این پژوهش شامل دو بخش خبرگان و کلیه شهروندان شهر تبریز بوده است. در این پژوهش 12 نفر از خبرگان در بخش اول مشارکت داشته و 384 نفر از شهروندان بر اساس دهک های درآمدی در بخش دوم پژوهش به پرسشنامه ها پاسخ داده اند. برای گردآوری داده ها از دو پرسشنامه استفاده شده است. برای تجزیه وتحلیل داده ها از مدل سازی ساختاری تفسیری و مدل سازی مسیری ساختاری بهره گرفته شده است. یافته های بخش مدل سازی ساختاری تفسیری نشان می دهد که عوامل مؤثر بر ارتقاء تاب آوری جامعه در پنج سطح قرار می گیرد که هر سطح دارای روابط مستقیم و غیرمستقیم با سطوح دیگر است. در این بین عوامل اقتصادی، تأثیرگذارترین عامل و ظرفیت یادگیری، تأثیرپذیرترین عامل در الگوی طراحی شده بوده است. همچنین آزمون الگوی طراحی شده، نشان دهنده روایی و پایایی مناسب الگو و تأیید روابط مستقیم و غیرمستقیم عوامل مؤثر بر ارتقاء تاب آوری جامعه در شهر تبریز بر اساس داده های تجربی بوده است.
۱۸۵.

تبیین جامعه شناختی اثرات احساس ناامنی بر مشارکت اجتماعی در میان روستاییان کردستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۱۶۴
هدف مطالعه حاضر «بررسی شناخت تأثیر احساس امنیت اجتماعی بر مشارکت اجتماعی روستاییان استان کردستان » می باشد که با بهره گیری از نظریه های مرتبط با موضوع پژوهش، تأثیر احساس امنیت اجتماعی در دو بُعد عینی و ذهنی بر مشارکت اجتماعی در دو سطح رسمی و غیر رسمی تبیین شده است. روش تحقیق کمی، به لحاظ هدف کاربردی، به لحاظ زمانی مقطعی که با استفاده از پیمایش و تکنیک پرسشنامه انجام شد. جامعه مورد مطالعه، کلیه ساکنین روستاهای سقز، بانه، مریوان و سروآباد که طی سال 1402-1401 بر اساس سرشماری 1395 در مجموع 222174 نفر و حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران، ۳۸۴ نفر محاسبه شد. نمونه گیری بر اساس طبقه بندی و تعداد نمونه ها بر اساس سهم جمعیتی در هر روستا پرسشنامه ها به شکل تصادفی بین آن ها توزیع شد. تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS ، پردازش، تجزیه و تحلیل آماری اطلاعات با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی(جداول توزیع فراوانی، آزمون های همبستگی، رگرسیون چند متغیری و تحلیل مسیر) انجام شد. یافته ها نشان داد سهم هر یک از ابعاد ذهنی و عینی احساس امنیت اجتماعی بر مشارکت اجتماعی به ترتیب اثر عبارت انداز: وضعیت سیاسی، ارتباط انسانی، اعتماد اجتماعی، وضعیت انتظامی، پایبندی مذهبی، عملکرد رسانه، احساس آرامش، تعلق و دلبستگی مکانی، وضعیت فرهنگی، وضعیت محل سکونت، پایگاه اجتماعی– اقتصادی، آگاهی از حقوق فردی. لذا مجموعه متغیرهای مستقل قادرند تغییرات متغیر وابسته را تبیین نمایند. نتایج نشان داد ابعاد عینی نسبت به ابعاد ذهنی احساس امنیت اجتماعی نزد روستاییان غرب استان کردستان اثر گذارتر و از اولویت بیشتری برخوردار است.
۱۸۶.

عوامل مؤثر بر ایدئال های فرزندآوری جوانان گروه های قومی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۴ تعداد دانلود : ۱۸۴
قومیت به عنوان یکی از زمینه های فرهنگی که رفتار فرزندآوری در آن شکل می گیرد، جایگاه اساسی در مطالعات باروری در جوامع چند قومیتی نظیر ایران دارد. این مطالعه با هدف بررسی نگرش جوانان گروه های قومی ایران به فرزندآوری در سال 1398 و با تحلیل ثانوییه داده های پیمایش ملی نگرش جوانان به ازدواج و تشکیل خانواده به تبیین موضوع پرداخته است. جامعیه آماری شامل جوانان 18 تا 34 سال مجرد کشور در سال 1398 بوده و با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، با نمونه ای با حجم 3021 نفر مصاحبه شده است. بیشتر جوانان ایرانی 18 تا 34ساله تمایل زیادی به ایدئال دوفرزندی (1/47درصد) دارند. در میان گروه های قومی مختلف در ایران، جوانان بلوچی با میانگین تعداد ایدئال 45/2 فرزند، بیشترین تمایل به فرزندآوری و جوانان ترک با میانگین تعداد ایدئال 77/1 فرزند کمترین تمایل به فرزندآوری را داشته اند. تفاوت معناداری در ایدئال های فرزندآوری جوانان فارس با جوانان ترک و بلوچ دیده می شود و وضعیت شغلی و میزان دینداری از متغیرهای مهمی هستند که بر ایدئال های فرزندآوری جوانان اثرگذار هستند؛ بنابراین، قومیت به عنوان سازه ای اجتماعی و فرهنگی نقش تعیین کننده ای در شکل گیری رفتارهای فرزندآوری در سیاست های جوانی جمعیت در کشور خواهد داشت.
۱۸۷.

آینده پژوهی بررسی مُد؛ ترکیب فرهنگ مادی و آگاهی اجتماعی: مطالعه موردی شهر آران و بیدگل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۴۷
پژوهش حاضر با تمرکز بر آینده‌پژوهی ترکیب فرهنگ مادی و آگاهی اجتماعی در شهر آران و بیدگل، به بررسی چگونگی تعامل این دو عنصر در شکل‌دهی به آینده این شهرستان در زمینه صنعت مُد می‌پردازد. فرهنگ مادی آران و بیدگل، شامل صنایع دستی مانند قالیبافی، زیرساخت‌های صنعتی، سایر ملزومات مربوط به صنعت مُد و آگاهی اجتماعی آن، متأثر از ارزش‌های مذهبی، ارتباط با طبیعت و هویت محلی است. تحلیل آینده مد به شناسایی روندها، نیازهای بازار و نوآوری‌ها کمک می‌کند و به شرکت‌ها در تصمیم‌گیری راهبردی یاری می‌رساند. در این پژوهش، پس از مرور پیشینه و مصاحبه با نه نفر از نخبگان، ۱۸ عامل اصلی به‌عنوان تأثیرگذارترین عوامل در صنعت مُد پایدار شناسایی شدند. با استفاده از نرم‌افزار میک‌مک، تحلیل ساختاری عوامل انجام و پیشران‌های اصلی مشخص و رتبه‌بندی شدند. سپس این پیشران‌ها وارد نرم‌افزار سناریو ویزارد شده و چهار فرانامه (مطلوب، نسبتاً مطلوب، بحرانی و فاجعه) به‌دست آمد. درنهایت، با تحلیل ارزش سازگاری فرانامه مطلوب، پنج متغیر کلیدی به‌عنوان پیشران‌های اصلی شناسایی شدند که عبارت‌اند از: توجه به سلائق مصرف‌کنندگان، تبلیغات برای کالاهای با محتوای برتر، استفاده از محصولات سبز و دارای نشان استاندارد، بهبود کارایی در تولید، و پیشرفت فناوری مهندسی. این پژوهش راهکاری برای سیاست‌گذاران و جامعه محلی ارائه می‌دهد تا با ترکیب فرهنگ مادی و آگاهی اجتماعی، آینده‌ای پایدار و همسو با هویت محلی و سازگار با محیط زیست و درنهایت صنعت مُد پایدار را رقم زنند.
۱۸۸.

واکاوی جامعه شناختی روایات صوفیان در تذکرة الاولیاء عطار(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۰۷
جامعه شناسی ادبیات، مطالعه علمی محت وای اث ر ادب ی و ماهیت آن در پیوند با دیگر جنبه های زندگی اجتم اعی اس ت. تذکرهالاولیا یکی از آثار بزرگ نثر فارسی است که روایات صوفیان یا شرح داستان هایی از زندگی شخصیت های تاریخی مشایخ صوفیه است که می تواند بازتابی از گرایش های فرهنگی، اجتماعی زمان نویسنده را نشان دهد. دوره ای که عطار در آن می زیست هرچند دوران شکوفایی علم و ادب نام گرفت اما به سبب عوامل گوناگون ازجمله، کثرت حوادث، درگیری ها، فقر، تعصبات مذهبی، حملات پیاپی به نیشابور و فساد سلاطین به یکی از دشوارترین و جانگدازترین دوران تاریخی مبدل شد. با سیر در تذکره الاولیاء و در روایات مشایخ و تصویری که از آن ها ارائه شده است، شرایط سیاسی، افتصادی و اجتماعی زمان عطار مجال ظهور یافته اند، درواقع تصویری که او از مشایخ صوفیه ترسیم می کند، نقطه مقابل تباهیها و اختناق و فساد حاکم بر اجتماع روزگار عطار است. این پژوهش به شیوه کتابخانه ای و با روش پژوهش توصیفی - تحلیلی به بررسی این تآثیر می پردازد تا به پیام ها و پیامدهای این آثار و هم تأثیرپذیری و تأثیرگذاری آن ها بر یکدیگر در فضای اجتماعی آن دوران پرداخته شود.
۱۸۹.

بررسی تحلیلی رابطه جامعه و دین در اندیشه امیل دورکیم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۵۳
درباره ی منشأ دین نظریه های مختلفی از جمله «جان گرایی» و «طبیعت گرایی» وجود دارد که دورکیم در سومین اثر مهم و معروف خود، «صور بنیانی حیات دینی» آنها را بررسی و رد می کند. پژوهش حاضر از نوع تحقیقات بنیادی و ابزار گردآوری اطلاعات در آن، منابع دست اول کتابخانه ای است. هدف این پژوهش بررسی نظریه ی دورکیم در باب منشأ دین است. در این پژوهش سعی بر آن است تا با رویکردی تحلیلی-توصیفی نقاط قوت و ضعف نظریه ی دورکیم درباره ی دین، بررسی و بیان شوند. نتایج پژوهش نشان می دهند که از تبیین دورکیم درباره ی منشأ دین، انتقادات فراوانی شده است و این انتقادها را می توان به چهار دسته ی روش شناختی، کارکردگرایانه، نظری-مردمنگارانه و پسااستعماری تقسیم کرد. دورکیم در بررسی خاستگاه دین به سراغ بدوی ترین قبایل یعنی قبایل استرالیایی و آیین توتم پرستی می رود و تلاش می کند تا ثابت کند؛ منشأ دین، چیزی جز جامعه نیست. تعلق خاطر شدید دورکیم به جامعه باعث شده است تا از هر پدیده ای، نتیجه ای اجتماعی بگیرد و همه چیز را محصول جامعه بداند.
۱۹۰.

بازخوانی علم مدنی طوسی؛ راهی به سوی فهم لایه ای و چند بعدی از امر اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۴۷
هدف: این مقاله در پی بازخوانی علم مدنی حکیم نصیرالدین طوسی و گشودن راهی به سوی فهم امر اجتماعی است. روش: روش این مقاله توصیفی-تحلیلی است. یافته ها: در اندیشیه خواجه طوسی، علم مدنی در ذیل حکمت عملی به اعمال آگاهانه و ارادی انسان می پردازد. از این رو برحسب مبدأ کنش انسانی می توان قائل به انواع سه گانیه علم مدنی شد. اگر محقق به کنش هایی توجه کند که مبدأ و منشأ آن ها ذات و طبیعت انسان باشد، محصول معرفتی او «علم مدنی حِکمی» است که همیشه ثابت است که از روش برهان پیروی و لاییه زیرین معرفت اجتماعی را تولید می کند. اگر مبدأ کنش ها وضع انبیا و امامان باشد، «علم مدنی شرعی» شکل می گیرد و روش آن اجتهادی است. اما اگر کنش های انسان ناشی از وضع و قرارداد اجتماعی باشد، مطالعیه آن در صلاحیت «علم مدنی خطابی» است که مقصود از آن نگاه واقع گرایانه به حقایق تاریخی و دستیابی به مصالح، منافع و دفع شرور است. نتیجه گیری: با توجه به الگوی علم شناختی حکیم طوسی، «امر اجتماعی» به مثابیه هستی اعتباری، برحسب مبدأ کنش انسان دارای دو لاییه ثابت و متغیر است و دانش اجتماعی نیز امری فرایندی و محصول حرکت در بین این لایه ها است؛ بنابراین برای مطالعه و تبیین لایه های امر اجتماعی می توان انواع سه گانه ای از علم مدنی را صورت بندی کرد.
۱۹۱.

تحلیل جامعه شناختی گفتمان نواندیشی دینی در ایران: مطالعه موردی؛ علی شریعتی، آیت الله طالقاتی و مهندس بازرگان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۱۳۱
نتایج تحلیل جامعه شناختی گفتمان نواندیشی دینی نشان داد این دوره، با تعدد و تکثر جریان های فکری و خرده گفتمان های معارض با نظم مستقر که مبتنی بر گفتمان توسعه ای آمرانه و گذشته گرا بود، شناخته می شود. آنها نه فقط با هژمونی گفتمان باستان گرای مستقر که در پی دین زدایی از عرصه حیات اجتماعی بود، بلکه با طیفی از اندیشه های مارکسیست، ناسیونالیست و لیبرال مواجه بودند. این گفتمان های رقیب، در میان طبقات متوسط شهری و تحصیل کردگان و حتی جامعه کارگر صنعتی که محصول توسعه فزاینده در نتیجه ی درآمدهای سرشار نفتی بود؛ از اقبال برخوردار بودند. در چنین شرایطی وجه غالب نواندیشی آنان؛ نواندیشی راهبرداندیشانه است و اگر چه می توان نمونه هایی از بازاندیشی در معرفت دینی همچون مقوله اجتهاد و شورا را در اندیشه علی شریعتی و آیت الله طالقانی بازشناخت، با این حال مصادیق فراخوانی شخصیت ها و مفاهیم دینی به منظور غیریت سازی و اسطوره سازی از گفتمانی، که اسلام زنده و پویا و مبارز را در مرکزیت صورتبندی گفتمانی خود قرار داده بود؛ در آثار آنها برجسته تر است. در شرایط رقابت گفتمانی و تعدد جریان های فکری، نواندیشان دینی در این دوره از کوشش معرفت اندیشانه در دین به سمت راهبرداندیشی برای رقابت بر سر استقرار نظام دانایی دین و معرفت دینی میل کرده اند و ضمن غیریت سازی از نظام مستقر و رقابت بر سر دال های تهی همچون عدالت و آزادی با خرده گفتمان های قدرتمند مارکسیستی و لیبرالیستی و تلاش برای تثبیت آنها در نظم گفتمانی خود، به غیریت سازی از قرائت سنتی از اسلام پرداخته اند.
۱۹۲.

تبیین شاخص های فرهنگی و اجتماعی مؤثر برتوسعه گردشگری در شهر های صنعتی( مورد مطالعه شهر عسلویه)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۱۶۹
در این پژوهش به ابعاد فرهنگی و اجتماعی بومی منطقه عسلویه پرداخته خواهد شد. روش گردآوری داده ها توصیفی-پیمایشی است. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ای است. جامعه آماری در این پژوهش شامل کل کارشناسان حوزه گردشگری شهر عسلویه و... می باشد. دامنه سنی از 18 سال تا 60 سال بوده برابر با 5742 نفر می-باشد که حجم نمونه برابر با 360 نفر به صورت احتمالی ساده به عنوان جامعه آماری . در این پژوهش از پرسشنامه ابعاد فرهنگی توسعه گردشگری جوادیان (1392) و پرسشنامه ابعاد اجتماعی توسعه گردشگری بنتا و همکاران (2012) و شارپلی و تلفر (1391) استفاده شد که روایی پرسشنامه ها از طریق روایی همگرا و پایایی پرسشنامه ها از طریق آلفای کرونباخ تعیین شد که بیشتر از 0.7 بود. آزمون فرضیه های پژوهش با استفاده از نرم افزارهای SPSS 26 و Smart PLS 4 انجام شد و نتایجش نشان داد که شاخص های فرهنگی و اجتماعی بر توسعه صنعت گردشگری در شهر عسلویه تاثیر معناداری دارد و میزان این اثر بخشی برابر با 87.8 درصد می باشد و تمامی ابعاد توسعه تحت تاثیر ابعاد فرهنگی شامل ادیان و آیین ها، ادبیات و ... ابعاد اجتماعی شهر عسلویه شامل کیفیت زندگی، امکانات و تسهیلات و... اجتماعی تحقیق حاضر می باشد و درتقویت و توسعه گردشگری فرهنگی و اجتماعی در این شهر تاثیر معنی داری دارند.
۱۹۳.

برساخت اجتماعی مرزنشینی و توسعه نیافتگی در مناطق مرزی سردشت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۱
هدف: مرزنشینی به عنوان یکی از پدیده های پیچیده فضایی–اجتماعی، همواره در ادبیات توسعه با دوگانه «فرصت–تهدید» تحلیل شده است. در نگاه آرمانی، مرز می تواند بستر تعاملات اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی و عاملی برای پیوند مناطق پیرامونی با جریان های توسعه باشد؛ با این حال، تجربه زیسته بسیاری از جوامع مرزی در ایران نشان می دهد که مرز نه تنها به فرصت توسعه تبدیل نشده، بلکه خود به سازوکاری فعال در بازتولید فقر، نابرابری و توسعه نیافتگی بدل شده است. پژوهش حاضر با تمرکز بر شهرستان مرزی سردشت، در پی بازسازی و تفسیر معنای مرزنشینی به عنوان بستر عدم توسعه از منظر خود مرزنشینان است و می کوشد نشان دهد که چگونه سیاست ها، ساختارها و نظام های معنایی مسلط، مرز را از یک ظرفیت بالقوه به تله ای ساختاری برای توسعه تبدیل کرده اند. هدف اصلی این پژوهش، فهم تجربه زیسته مرزنشینان سردشت و واکاوی چگونگی برساخت اجتماعی مرزنشینی در پیوند با فرآیندهای توسعه نیافتگی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است. به طور مشخص، تحقیق در پی پاسخ به این پرسش محوری است که چگونه موقعیت مرزی، در تعامل با سیاست های مرکزگرا و نگاه امنیتی، به تخریب ساختارهای معیشتی، فرسایش سرمایه انسانی و شکل گیری نظام های معنایی مبتنی بر طرد، نابرابری و «ما–آن ها» منجر شده است. در این راستا، پژوهش تلاش دارد فراتر از تبیین های صرفاً ساختاری یا اقتصادی، به لایه های تفسیری، هویتی و فرهنگی مرزنشینی بپردازد و نقش کنشگران محلی را در معنا بخشی به تجربه مرزی برجسته سازد. روش: این مطالعه در چارچوب پارادایم تفسیری و با تکیه بر رهیافت برساخت گرایی اجتماعی انجام شده و از روش کیفی قوم نگاری بهره گرفته است. انتخاب روش قوم نگاری، به دلیل تأکید آن بر فهم عمیق معانی، تجربه ها و زیست جهان کنشگران اجتماعی، امکان دسترسی به لایه های پنهان و زمینه مند پدیده مرزنشینی را فراهم کرده است. میدان پژوهش، مناطق مرزی شهرستان سردشت بوده و داده ها از طریق مشاهده مشارکتی، مصاحبه های عمیق نیمه ساخت یافته و یادداشت برداری میدانی گردآوری شده اند. جامعه مشارکت کنندگان شامل ۱۸ نفر از مطلعین محلی (از جمله دهیاران، معلمان، کسبه، اعضای شوراها، فعالان مرزی و افراد درگیر در فعالیت های معیشتی مرز) است که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و شبکه ای انتخاب شده اند. مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافته و داده ها با رویکرد تحلیل قوم نگارانه در چهار مرحله ساماندهی، کدگذاری اولیه، توسعه مقوله ها و استخراج مضامین محوری تحلیل شده اند. برای افزایش اعتبار پژوهش، از راهبردهایی چون مشاهده طولانی مدت، مثلث سازی داده ها، کنترل توسط اعضا و مستندسازی دقیق مسیر تحلیل استفاده شده است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که مرزنشینان سردشت وضعیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود را در مقایسه با مناطق مرکزی کشور به مثابه وضعیتی نابرابر، محروم و محصول تبعیض ساختاری و سیاست های مرکزگرا تفسیر می کنند. در سطح معیشتی، مرز به جای ایجاد اشتغال پایدار، به گسترش «اقتصاد لحظه ای» و فعالیت های ناپایدار و پرریسک مانند کولبری انجامیده است. این نوع معیشت، نه تنها امنیت اقتصادی را تأمین نمی کند، بلکه با تخریب کرامت انسانی، افزایش آسیب های جسمی و روانی و وابستگی دائمی به شرایط متغیر مرزی همراه است. هم زمان، ظرفیت های بومی منطقه در حوزه هایی چون کشاورزی، باغداری و گردشگری، به دلیل فقدان زیرساخت، سرمایه گذاری و حمایت نهادی، تضعیف یا بلااستفاده مانده اند. در سطح اجتماعی، نتایج حاکی از فرسایش شدید سرمایه انسانی و اجتماعی است. مهاجرت گسترده نیروی کار و نخبگان، کاهش انگیزه تحصیل، تضعیف همبستگی اجتماعی و گسترش فردگرایی، از پیامدهای مستقیم انسداد فرصت های پایدار در منطقه محسوب می شوند. جایگزینی ریش سفیدان و مرجعیت های محلی با افراد نوکیسه و رانتی، به بحران مشروعیت و بی اعتمادی اجتماعی دامن زده و توان جامعه برای کنش جمعی و مطالبه گری را تضعیف کرده است. افزون بر این، تجربه تاریخی جنگ، ناامنی و فشارهای معیشتی، به فرسودگی روانی، پرخاشگری و تنش در روابط اجتماعی و خانوادگی انجامیده است. در بعد شناختی و فرهنگی، مرزنشینان از فقر معرفتی، ضعف نظام آموزشی و سلطه نگاه امنیتی بر سیاست گذاری ها سخن می گویند. این وضعیت، به شکل گیری احساس بی تأثیری، بی تفاوتی و سلب اعتماد نسبت به نهادهای دولتی منجر شده است. هم زمان، مرزنشینان با معنا بخشی دوباره به تجربه های محرومیت و حاشیه بودن، نوعی تمایز نمادین میان «ما»ی مرزنشین و «آن ها»ی مرکزنشین ایجاد می کنند. در این فرآیند، مرز از یک خط جغرافیایی فراتر رفته و به نمادی هویتی، فرهنگی و سیاسی بدل می شود که بازنمایی «دیگری بودن» و طردشدگی را تقویت می کند. نتیجه: در م
۱۹۴.

پریشانی روان شناختی سالمندان ایرانی و عوامل مرتبط با آن در دوران همه گیری کووید-19(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۳
زمینه و هدف: همه گیری کووید-19 با تغییر در کیفیت و سبک زندگی، اختلال در عملکرد نهادهای اجتماعی و همچنین چالش های متعدد اقتصادی و اجتماعی و بهداشتی همراه بود. در این راستا، این مقاله به بررسی پریشانی روان شناختی سالمندان و عوامل مرتبط با آن در ایران در بستر کووید-19 پرداخت. روش و داده ها : در این مطالعه از داده های پیمایش ملّی تأثیرات اقتصادی، اجتماعی، جمعیتی و سلامت روان کووید-19 که در زمستان  1399 اجرا شده، استفاده شده است. تعداد نمونه مورد بررسی در این پیمایش 2489 سالمند 60 ساله و بالاتر بوده است که به شیوه نمونه گیری احتمالی چندمرحله ای انتخاب شدند و اطلاعات با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته و به روش تلفنی از آن ها گردآوری شد. یافته ها: نتایج نشان داد نیمی از سالمندانی به سبب ایجاد شرایط تنش زای همه گیری کووید-19 اضطراب را تجربه نموده اند. احساس ناآرامی و بی قراری، و احساس افسردگی و غمگینی به ترتیب در رده های دوم و سوم مؤلفه پریشانی روان شناختی در بین سالمندان قرار دارد. نتایج تحلیل چندمتغیره نشان داد با کنترل متغیرهای اقتصادی-اجتماعی و جمعیتی مورد بررسی، کووید-19بیشترین رابطه و اثرگذاری با پریشانی روان شناختی سالمندان داشته است. بحث و نتیجه گیری: مواجهه با موقعیت های تنش زای روانی همچون کووید-19 تأثیر قابل توجهی در اختلال در سلامت روان سالمندان دارد. به منظور کاهش مخاطرات اجتماعی و سلامت روان سالمندان ناشی از همه گیری کووید-19، کاهش تبعیض سنی و افزایش حمایت اجتماعی به ویژه از گروه های آسیب پذیر سالمندان پیشنهاد می شود. پیام اصلی: همه گیری کووید-19، علمکرد ساختارهای حمایتی و سلامت روانی یکی از آسیب پذیرترین گروه های اجتماعی، یعنی سالمندان، را در ایران به چالش کشید و با گسستن پیوندهای اجتماعی، تنش و پریشانی روان شناختی گسترده ای را برای آنان به همراه داشت. با این اوصاف، بازنگری در سیاست های حمایتی و افزایش حمایت اجتماعی از سالمندان امری ضروری است.
۱۹۵.

ارائه الگوی نقش اساتید دانشگاه در تربیت جوانان در راستای تحقق تمدن نوین اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۲
در شرایط کنونی، نیاز به تربیت جوانان توانمند، متعهد و تمدن­ساز به‌عنوان اصلی­ترین سرمایه­های انقلاب اسلامی، یکی از دغدغه­های کلیدی نظام آموزشی است. با توجه به ضعف­های موجود در الگوی تربیتی دانشگاه‌ها (ازجمله تمرکز صرف بر آموزش­های نظری و بی­توجهی نسبی به ابعاد اخلاقی و هویتی)، این پژوهش به ارائه الگوی نقش اساتید دانشگاه در تربیت جوانان در راستای تحقق تمدن نوین اسلامی بر پایه مبانی بیانیه گام دوم انقلاب می­پردازد. بیانیه گام دوم انقلاب، به‌عنوان سندی راهبردی، بر اهمیت تربیت نیروی انسانی متعهد و متخصص تأکید دارد و دانشگاه‌ها به‌عنوان مراکز تربیت نیروی انسانی متعهد و متخصص، نقش کلیدی در پرورش نسل جوان دارند. دراین‌راستا، اساتید به‌عنوان الگوهای علمی و اخلاقی تأثیر به‌سزایی دارند. این پژوهش با روش مروری نظام­مند و با روش نمونه­گیری هدفمند، منابع معتبر (شامل مقالات علمی، اسناد بالادستی و کتب مرتبط) را از پایگاه­های داخلی و خارجی (مانند: Noormags، SID و Science Direct) با کلیدواژه­های نقش اساتید، تربیت جوانان، تمدن نوین اسلامی و بیانیه گام دوم انقلاب گردآوری و تحلیل کرده است. یافته­ها نشان می­دهد اساتید دانشگاه در شش نقش الگویی، هدایت­گری، معرفت­افزایی، هویت­بخشی، مسئولیت­پذیری و تربیت سایبری تأثیرگذارند و مواجهه با چالش­هایی مانند کاهش تعامل استاد ـ دانشجو، ضعف نظام انگیزشی اساتید و موانع فرهنگی، نیازمند راهکارهایی چون تغییر ساختار ارزیابی اساتید، تقویت مهارت­های تربیتی آنان و استفاده از ظرفیت­های فرهنگی دانشگاه است. این مطالعه بر این نکته تأکید دارد که تحقق تمدن نوین اسلامی بدون بازتعریف نقش اساتید در تربیت همه­جانبه جوانان ممکن نخواهد بود.
۱۹۶.

موانع ساختاری- تاریخی تحکیم و تداوم دولت نو پدید مشرروطه (واکاوی شرایط امتناع تداوم دولت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۹
این نوشتار با بهره گیری از روش جامعه شناسی تاریخی به دنبال شناسایی علل و زمینه های ساختاری و تاریخی موجبه تکوین بی ثباتی های سیاسی و در هم کنش این زمینه و شرایط در تداوم ناپذیری و فروپاشی دولت نوپدید مشروطه بوده است. نتایج حاصل از موردپژوهی تاریخی این دوره نشان می دهد که ماهیت دولت و جامعه [جامعه پراکنده و چندشکافی و دولتی ضعیف و فاقد ظرفیت نهادی] و نبود توازن قدرت بین آنها، رابطه نامتقارن بین دولت - جامعه با نظام جهانی و به عبارتی ادغام نابرابر و قرار داشتن در موقعیت حاشیه ای نظام جهانی، تضاد [منافع و ایدئولوژیک] بین نهادها و نیروهای اجتماعی با یکدیگر و با دولت نوپدید، انقیاد دولت و منازعات پایان ناپذیر این نهادها و نیروها درون دولت و تعمیم این منازعات درون جامعه، با تقویت شکاف های اجتماعی و سیاسی شدن آنها، ممانعت از تکوین دولتی واجد ظرفیت نهادی، گرفتار ساختن دولت با بحران های فراگیر و تعمیق شکاف آن با جامعه، شرایط و فرصتهای مکفی برای بروز تعارضات اجتماعی و تضادهای سیاسی و تکوین و تداوم وقایعی نامتعارف، عمدتاً خشونت آمیز و خارج از چارچوب های نهادی که به شکل متداولی ساختار و نهادها، قواعد، بازیگران و سیاست های حکومتی دولت نوپدید مشروطه را با چالش و دگرگونی مواجه می ساخت را فراهم نمودند.
۱۹۷.

معرفی کتاب: توسعه روستایی در ایران، ۲۰۲۰-۱۹۶۰دکتر مصطفی ازکیا(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۷۰
دستنوشته به معرفی کتاب جدید توسعه روستایی در ایران که توسط دکتر ازکیا به رشته تجریر درآمده و انتشارات راتلج آن را چاپ کرده است، می پردازد.
۱۹۸.

دگردیسی فرش از یک ابژه ی هنری به یک سوژه ی مفهومی: مطالعه ای جامعه شناسانه پیرامون تغییر کارکرد فرش دستباف در جامعه معاصر.(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۱
هنر فرش دستباف در تاریخ خود همواره دارای دو وجه کاربردی و زیبایی شناسانه بوده و کارکردهای متعددی در حوزه های مختلف اجتماعی ایفا کرده است. با این حال در دوران معاصر، این هنر با دگرگونی های عملکردی و معنایی مواجه شده که آن را از یک هنر کاربردی-زیبا به هنری صرفاً زیبایی شناسانه در جایگاه واقعی Art تبدیل کرده است. در نتیجه، فرش دستباف بازتابی فراتر از کاربرد سنتی خود یافته و در قالب هنر مفهومی (کانسپچوآل آرت ) در جامعه معاصر بازنمایی می شود. پرسش اصلی پژوهش آن است که از منظر جامعه شناسی فرهنگی، چه عواملی در تغییر جایگاه و کارکرد فرش دستباف و تبدیل آن به یک سوژه مفهومی مؤثرند؟ پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر تحلیل محتوای کیفی انجام شده است. چارچوب نظری پژوهش، جامعه شناسی فرهنگی است و با تکیه بر شاخص های این رویکرد به تحلیل الگوهای مفهومی فرش دستباف پرداخته شده است. نمونه های مورد مطالعه به صورت هدفمند شامل 8 مورد از آثار مجموعه هنری نامیرا، تولید هنرمند معاصر محسن موسوی سیرت است. بر اساس این سِگمنت هنری می توان به بررسی فرش به عنوان یک سوژه مفهومی پرداخت و آن را به این حوزه تعمیم داد. جمع آوری اطلاعات بر اساس منابع مکتوب، منابع تصویری و در جهت شناسایی عوامل مؤثر بر تغییر کارکرد فرش دستباف در جامعه معاصر ایران، با 13 نفر از خبرگان در این حوزه مصاحبه نیمه ساختاریافته صورت پذیرفته است. یافته ها نشان می دهد که مؤلفه های هویت، تکنولوژی، قدرت، نهادها، تقابل و مقاومت فرهنگی، و نوآوری و تغییرات فرهنگی به عنوان شش عامل اصلی از منظر جامعه شناسی فرهنگی بر تغییر کارکرد فرش دستباف تأثیرگذارند. این عوامل می توانند در سطوح جمعی و فردی، نقش کلیدی در بازتعریف فرش دستباف به عنوان یک سوژه مفهومی ایفا کنند. استفاده آگاهانه از این عوامل توسط کنشگران این حوزه، می تواند به ارتقای جایگاه جهانی این هنر بینجامد
۱۹۹.

هویت اجتماعیِ نوجوانان در بستر خانواده چگونه شکل می گیرد؟: تبیین نقش انسجام خانواده، نشخوار فکری و سبک های دلبستگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۴۹
زمینه و هدف: هویت اجتماعیِ نوجوانان در پیوندی پویا با ساختار و انسجام خانواده شکل می گیرد؛ جایی که الگوهای ارتباطی، حمایت عاطفی و تجربه تعلق، زمینه ساز فرایندهای هویت یابی می شوند. در این میان، نشخوار فکری و سبک های دلبستگی به عنوان سازه های روانی- اجتماعی، بر نحوه مواجهه نوجوان با چالش های رشد و تثبیت موقعیت هویتی او در میدان روابط خانوادگی و در سطح اجتماعی اثرگذارند. روش و داده ها : این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی به روش تحلیل مسیر بود. جامعه آماری شامل نوجوانان 12 تا 18 ساله شهر یزد در سال 1402 بود که تعداد 307 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند و به پرسشنامه های سبک های هویت، انسجام خانواده، سبک های دلبستگی و نشخوار فکری پاسخ دادند. داده ها با روش های همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر تحلیل شد. یافته ها: در این پژوهش سبک دلبستگی ایمن بر سبک های هویت هنجاری و هویت اطلاعاتی، اثر معنی داری داشت. همچنین تأثیر مستقیم سبک دلبستگی اجتنابی بر سبک هویت اطلاعاتی و تأثیر مستقیم سبک دلبستگی دوسوگرا بر سبک های هویتی هنجاری و اطلاعاتی معنی دار بود. تأثیر مستقیم نشخوار فکری بر سبک های هویت، معنی دار نبود. اثر میانجی انسجام خانواده در رابطه بین سبک های دلبستگی ایمن و دوسوگرا و نشخوار فکری با سبک های هویت، معنی دار بود ولی اثر میانجی انسجام خانواده در رابطه بین سبک دلبستگی اجتنابی با سبک های هویت، معنی دار نبود. بحث و نتیجه گیری: براساس یافته ها، تعامل میان انسجام خانواده، نشخوار فکری و سبک های دلبستگی، نقش معناداری در شکل گیری هویت اجتماعی نوجوانان دارد. نتایج مؤید آن است که انسجام خانواده می تواند به منزله نوعی "سرمایه اجتماعی" عمل کرده و از طریق گسترش دسترسی نوجوان به حمایت های عاطفی، منابع ارتباطی و الگوهای مشارکت اجتماعی، جایگاه هویتی او را در میدان های مختلف اجتماعی تقویت کند. پیام اصلی: این پژوهش نشان می دهد که انسجام خانواده به عنوان یک عامل میانجی در شکل گیری هویت نوجوانان عمل می کند. کاربست نتایج پژوهش در سطح سیاست گذاری اجتماعی می تواند به طراحی برنامه های حمایتی خانواده محور، تقویت پیوند مدرسه–خانواده و ارتقای فرصت های مشارکت اجتماعی نوجوانان در جامعه کمک کند. همچنین، مدل پیشنهادی پژوهش حاضر می تواند به روان شناسان، مددکاران اجتماعی  و مشاوران خانواده در طراحی مداخلات پیشگیرانه و توانمندساز برای ارتقای هویت مثبت، تقویت انسجام خانوادگی و کاهش سبک های دلبستگی آسیب زا و الگوهای نشخوار فکری در نوجوانان کمک کند. 
۲۰۰.

کنترل اجتماعی بر پایه محبت؛ بررسی نظریه محبت عدالت خواجه نصیر و نقش آن در کنترل اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۳۷
این پژوهش با تحلیل محتوای کیفی آثار خواجه نصیر و منابع مرتبط، به بررسی نظریه محبت-عدالت خواجه نصیرالدین طوسی و کاربردهای آن در کنترل اجتماعی می پردازد. خواجه نصیر با ترکیب هوشمندانه محبت به عنوان مکانیسم درونی کنترل و عدالت به عنوان سازوکار بیرونی، الگویی جامع برای تنظیم روابط اجتماعی ارائه کرده است. نظریه محبت-عدالت خواجه نه تنها نظم و ثبات را تضمین می کند، بلکه با کاهش اتکا به اجبار و تأکید بر پیوندهای انسانی، به ایجاد جامعه ای متعادل و هماهنگ کمک می کند. به تعبیر دیگر، محبت به عنوان مکانیسم درونی کنترل، نیروی خودجوشی است که از طریق روابط عاطفی و به شکل ارگانیک، همبستگی اجتماعی را محقق می کند؛ درحالی که عدالت به عنوان سازوکار بیرونی، ضامن نظم ساختاری جامعه است. این نظریه با توجه به تأکید هم زمان بر ابعاد عاطفی و ساختاری کنترل اجتماعی و نیز انعطاف پذیری فرهنگی می تواند به عنوان چارچوبی بومی برای تحلیل و طراحی نظام های کنترل اجتماعی در جوامع اسلامی مورد استفاده قرار گیرد. پژوهش حاضر نشان می دهد این نظریه قابلیت زیادی برای پاسخگویی به چالش های معاصر در زمینه کنترل اجتماعی دارد و کاربردهای عملی آن می تواند در مسائل اجتماعی مانند کاهش کج روی، تقویت سرمایه اجتماعی، و مدیریت تعارضات مورد بررسی و استفاده قرار گیرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان