با وجود اینکه سیگار، ماده ای زیان آور برای سلامتی انسان شناخته شده است، مصرف آن در میان جوانان روبه افزایش است. این پژوهش به دنبال شناسایی و فهم بسترهای تسهیل کننده مصرف سیگار در میان دانشجویان است. در پژوهش حاضر از روش شناسی کیفی و راهبرد نظریه زمینه ای استفاده شد. جامعه آماری را دانشجویان پسر خوابگاهی دانشگاه یزد تشکیل می دهند. مصاحبه شوندگان به شیوه غیرتصادفی و هدفمند با تعداد 38 انتخاب شدند. بعد از تحلیل داده ها در چارچوب کدگذاری نظری، هشت مقولة اصلی و یک مقولة نهایی استخراج شد. این مقولات شامل مشکلات خانوادگی زمینه ساز، سیگار، نمادی برای غم و اعتراض، ترم اول: ترمی مخاطره انگیز، فشار هنجاری، شرایط زمینه ساز خوابگاه، خودنمایی و تمایزخواهی، مخاطره واکنش منفی و طرد و به حاشیه رفتن درس است. ""بازنمایی تجربه مصرف سیگار"" به عنوان مقوله نهایی انتخاب و در پایان، مدل پارادایمی مستخرج از داده ها طرح شد.
گسترش دامنه و پیچیدگی ابعاد و اجزای حوزه های مختلف علم، فعالیت های مشترک اندیشمندان و پژوهشگران و نیاز به تجمع مهارت ها و تخصصهای متنوع برای پاسخگویی به سوالهای روز افزون، کاوش درباره مسائل جدید را اجتناب ناپذیر ساخته و هم اندیشی، هم پژوهی، هم نویسی و هم آفرینی را ویژگی مهم و شاخص جامعه علمی کرده است. اعتقاد نظری و التزام عملی به تفوق عقلانیت و تعمیم مسئولیت به مقبولیت آداب و هنجارهای علمی چون کلیت گرایی، مالکیت جمعی، بی طرفی و نقادی و شکوفایی استعدادهای همیارانه در ساحت ارجمند علم می انجامد. هم اندیشی، هم پژوهی و هم نویسی اندیشمندان و پژوهشگران به هم آفرینی منتهی و تولید جمعی، ادب و اقتضای فرآیند های بالنده معرفتی میشود. نبود چنین وضعیتی اسباب دغدغه فکری و نگرانی هوشیارانی خواهد شد که رشد و توسعه علم و معرفت را دلیل پیش افتادگی برخی جوامع و علّت واماندگی کثیری دیگر می دانند. پرسشی که غالباً در این گونه مواقع مطرح می شود،این است که اگر رشد و توسعه دانش به رشد و توسعه پژوهش وابسته است و اگر چنین توسعه ای به همیاری، هم پژوهی و هم گرایی اندیشمندان و پژهشگران نیاز دارد، چرا این همه واگرایی؟ همین سؤال، پژوهشی را موجب شده که در این مقاله سعی کرده ایم پاسخی مناسب برای آن بیابیم
رشد و توسعه نواحی روستایی نیازمند برنامه ریزی و اجرای راهبردهای کارآمد در زمینه های مختلف از جمله گردشگری است. پژوهش حاضر با تدوین راهبرد توسعه گردشگری روستایی و به روش تحقیق توصیفی- تحلیلی، و از نوع پیمایشی انجام شده است. سه گروه (خانوارهای روستایی، گردشگران، مسئولان) در انجام این پژوهش مشارکت داشته اند. بخش سامان دارای 23 روستاست که از 8 روستا با مجموع 2848 خانوار بر اساس پتانسیل ها و جاذبه ها و موقعیت جغرافیایی شان، 150خانوار به روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه آماری جامعه محلی انتخاب شدند. و از جامعه آماری گردشگران نیز بر مبنای برآورد تعداد گردشگران در طول یک هفته (600 نفر)، 60 نفر و از مسئولان به تعداد 20 نفر (تقریباً همه آنها) انتخاب شدند. این پژوهش در چند مرحله و با تحلیل SWOT انجام گرفته و در آن به ارائه راهبرد برای توسعه گردشگری پرداخته شده است. نتایج تحقیق بیانگر آن است که در ماتریس ارزیابی داخلی و خارجیIE ، راهبردهای تدافعی به عنوان راهبردهای اجراشدنی در بخش سامان مطرح اند، که از بین آنها بهترین راهبردWT2 با امتیاز 36/7 با نام «زمینه سازی و تشویق مردم به مشارکت در جهت توسعه و تجهیز روستاها از نظر زیرساختارها، تسهیلات و تجهیزات توریستی با حمایت های دولتی» انتخاب و معرفی شد.
زمینه و هدف: اینترنت اشیاء یک پارادایم جدید است که ایده اولیه آن بر اساس تعامل مستمر انواع چیزهایی که در اطراف ما هستند ایجاد شده است، این تعامل مستمر باعث به خطر افتادن امنیت اطلاعات و حریم خصوصی افراد گردیده، زیرا سازوکارهای مؤثری برای شخصی سازی حریم خصوصی در این پارادایم، پیاده سازی نشده است.<br /> روش شناسی: ابتدا از طریق مطالعه پژوهش های گذشته، شناخت نسبتاً جامعی در خصوص پژوهش به دست آمده و مدل مفهومی اولیه طراحی گردید، سپس با استفاده از روش دلفی در چهار مرحله، مدل مورد ارزیابی خبرگان قرار گرفت و پس از به روزرسانی و اصلاح، مدل ثانویه ارائه شد.<br /> یافته ها : بیش از 50درصد خبرگان، تقسیم بندی سه گانه مدل اولیه و عوامل اصلی تأثیرگذار در امنیت اطلاعات و حریم خصوصی افراد را در هر طبقه، تائید نمودند. همچنین ضریب هماهنگی کندال برای پاسخ های اعضاء، در دور چهارم 522/0 بود، که با توجه به اینکه تعداد اعضای نشست بیش از 22 نفر است این میزان از ضریب کندال، کاملاً معنادار به حساب می آید.<br /> نتیجه گیری: این پژوهش با در نظر گرفتن ابعاد مختلف حریم خصوصی و کیفیت داده های محتوایی و الزامات آن ها در پارادایم اینترنت اشیاء، مدل مفهومی ارائه نمود، که بر اساس آن، امکان شخصی سازی «حریم خصوصی» و «کیفیت داده ها» فراهم گردیده و امنیت اطلاعات در اینترنت اشیاء افزایش می یابد و براساس نظر خبرگان، مدل اولیه تأیید شده و پس از اصلاح به روزرسانی، مدل ثانویه ارائه گردید.
Purpose: The purpose of this study was to design a model of social responsibility and explain the framework of social responsibility based on the ISO 26000 standard in order to achieve sustainable development from the perspective of academic experts. Methodology: This research is applied in terms of purpose and is descriptive-survey in terms of data collection. The statistical population in this study is faculty members and university experts, who are equal to 1377 people, according to Cochran's formula, 301 faculty members and university experts have been selected by stratified sampling. Also, in the present study, based on the research hypotheses, a researcher-made questionnaire was used to collect data. In this study, Cronbach's alpha coefficient method was used to determine the reliability coefficient. The combined reliability and reliability of each of the research components were calculated. The results indicate the reliability of the measurement tool. Findings: The results of research hypotheses indicate that people, goals, technology, organizational structure and environment are the dimensions of socially responsible organization and the components of goals, technology, structure, people and environment have a positive effect on socially responsible organization in Tehran Municipality. Conclusion: The results of this study showed that people, goals, technology, structure and environment have a direct and significant impact on socially responsible organization.