بررسی رابطه دین داری و رفتار انتخاباتی به عنوان سوال اصلی این تحقیق پس از مشاهده نتایج متناقض برخی تحقیقات در این باره مطرح شد. در این تحقیق اثر میزان و نوع دین داری بر رفتار انتخاباتی در دو سطح گرایش و مشارکت مورد تحلیل واقع شده است. بر اساس مروری بر ادبیات نظری و تجربی تحقیق چهار فرضیه مطرح شد که خلاصه آن ها بدین شرح بود که میزان دین داری بیش تر و دین داری انجمنی منجر به مشارکت بیشتر و رأی دادن به اصول گرایان می شود و میزان دین داری کمتر و دین داری جماعتی منجر به مشارکت کمتر و رأی دادن به اصلاح طلبان می گردد. روش انجام تحقیق پیمایش و ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه می باشد. جمعیت تحقیق حاضر، دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس بود، که از میان آن ها تعداد 376 نفر به روش نمونه گیری تعمدی به عنوان نمونه آماری تحقیق انتخاب شدند. در تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی همچون میانگین و جداول توزیع فراوانی و همچنین تکنیک های تحلیلی همچون آزمون تی، تحلیل رگرسیون خطی و لجستیک استفاده شد. نتایج تحقیق هر چهار فرضیه تحقیق را تأیید نمود. میزان و نوع دین داری اثر معنی داری را بر رفتار انتخاباتی (گرایش رأی-دهی و میزان مشارکت افراد در انتخابات) دارد.
پژوهش حاضر تحت عنوان « بررسی مسئله اقامتگاه مسلمانان مقیم کشورهای غیر اسلامی» می باشد که به تبیین وضعیت مسلمانانی که اقامت کشورهای غیر اسلامی را دارند، می پردازد. چرا که اقامتگاه از جمله مفاهیم حقوقی مشترک در حقوق داخلی و حقوق بین المللی است. در واقع می توان گفت اقامتگاه رابطه ای مادی و حقوقی که شخص را، بدون توجه به تابعیت، به قسمتی از خاک یک کشور پیوند می دهد. به عبارت دیگر، اقامتگاه جایگاه حقوقی شخص را در یک کشور مشخص می نماید. با توجه به عوامل مذکور، آنچه به عنوان هدف در این پژوهش مدنظر است، بررسی وضعیت اقامتگاه مسلمانانی که در کشورهای غیر اسلامی مقیم هستند، میباشد. و اهمیت مسئله اقامتگاه بیشتر از آن جهت است که حل بسیاری از مسائل حقوق بین الملل خصوصی بدان بستگی دارد. علاوه بر این در این نوشتار به دنبال این سوال هستیم که وضعیت اقامتگاه مسلمانان مقیم در کشورهای غیر اسلامی چگونه است؟ و برای دستیابی به این سوال این فرضیه را نیز مطرح نموده ایم که مسلمانانی که در کشورهای غیر اسلامی مقیم اند از حداقل حقوق خود برخوردار هستند و در کشورهای غیر اسلامی از وضعیت مطلوبی برخوردار نیستند. در هر حال یافته ها از آن حکایت می کند که مسلمانان ساکن در کشورهای غیر اسلامی اعم از اینکه در آن کشور اقامت دارند و به همه وظایف و تکالیف خود عمل می کنند اما از حداقل حقوق خود برخوردار هستند.
رینوپلاستی یا جرّاحی بینی یکی از پدیده هایی است که اخیراً در بسیاری از شهرهای بزرگ ایران و حتّی در شهرهای کوچکی مانند آستارا، رایج شده است. پژوهش حاضر در پی کندوکاو و فهم شرایط، بسترها و پیامدهای فرآیند پدیده رینوپلاستی در شهر آستارا است. این مطالعه از روش شناسی نظریه زمینه ای بهره می برد. ابزار جمع آوری داده ها، مصاحبه عمیق می باشد. بیست مشارکت کننده (سنین ۴۵-۱۸) شامل ۱۰ زن و ۱۰ مرد در این پژوهش مشارکت کردند. برای انتخاب مشارکت کنندگان و مفاهیم از یکی از استراتژی های روش نمونه گیری هدفمند؛ یعنی حدّاکثر تنوّع و هم چنین، نمونه گیری نظری استفاده شده است. مقولات استخراج شده در یک مدل پارادایمی تنظیم شد که شامل ۱۰ مقوله است. تحلیل داده ها نشان داد که دلایلی از جمله رسانه ها و نفوذ مدل های نقش، ادراک و اهمیّت زیبایی و انگیزه همسریابی به عنوان شرایط علّی شناخته شد، فراگیری عمل و فشار هنجاری و شرایط مالی، شرایط زمینه ای و مداخله گر درباره عمل بینی است. راه بردهای کنش/ کنش متقابل نیز عبارت اند از: بازاندیشی و انجام عمل. نتیجه حاصل از سوی مشارکت کنندگان، مطلوب و مثبت ارزیابی شد. رضایت-مندی، تسهیل روابط اجتماعی و تأیید اجتماعی پیامد این عمل برای بخش عمده ای از مشارکت کنندگان بوده است. در نهایت، رینوپلاستی به مثابه بازاندیشی و تغییر رضایت بخش به عنوان مقوله هسته استخراج شد.
The Relationship between ICT's and Adolescents' Delinquencies
Bijan Khajehnoori Page 113
Abstract Full Text [PDF 134KB]
This study investigates the relationship between the new media (ICT's) and high school students' delinquency in Abadeh county. In this study، delinquency includes vandalism and other delinquenty behaviors، which is spreading fast in adolescence age. The research methodology is based on survey in which 500 male and female students were randomly selected. The related data was collected by self-report questionnaires.
Findings show that the mean use of ICT in males is higher than females but the mean use of old media are not significant.
هدف اساسی تحقیق حاضر آن است اولاً ببیند وضعیت گرایش دانشجویان به ماهواره ها و پدیده آرایش و زیبایی چگونه است و دوم آن که این وضعیت تا چه میزان تحت تاثیر برنامه های کانال های ماهواره ای فارسی زبان شکل گرفته است؟ به تعبیر دیگر کانال های ماهواره ای فارسی زبان چه تأثیری در گرایش دانشجویان به مد، آرایش و زیبایی داشته اند؟ برخی اهداف دیگر عبارت است از: بررسی نقش نوع و شیوه استفاده از کانال ماهواره ای فارسی زبان و نقش آن در افزایش گرایش دانشجویان دختر به آرایش و زیبایی و نیز نقش برنامه های مد و لباس، شعر، آواز، مسابقات و نیز نقش برنامه های تبلیغاتی – پیام های بازرگانی کانال ماهواره ای فارسی زبان در افزایش گرایش دانشجویان به آرایش و زیبایی. اگر چه که برخی از نظریه پردازان (مانند وبلن) به طور مشخص به مبحث تاثیرات رسانه ای اشاره نکرده اند و در مقابل برخی دیگر (بودریار، گیدنز، فمینست ها و مکتب فرانکفورت) به شدت بر آن تاکید داشته اند. چارچوب نظری این تحقیق تلفیقی از این نظریه ها و نظریه پردازان است. روش پژوهش در این مقاله، توصیفی تحلیلی از نوع پیمایش بود، روش گردآوری داده ها، میدانی و ابزار آن پرسشنامه محقق ساخته می باشد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 100 نفر از دانشجوهای دختر دانشگاه آزاد واحد علوم پزشکی تهران است. شدند. با مشورت از ده تن از اساتید و کارشناسان فن، روایی و با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ میزان اعتبار گویه های پرسش نامه مورد سنجش قرار گرفت. ضریب آلفای کل میزان 79/0 به دست آمد. یافته ها نشان از برخی تفاوت های معنادری میان متغیرهای جمعیت شناختی (یعنی میزان سن، میزان تحصیلات والدین، شغل، در آمد ماهانه و تحصیلات آزمودنی ها) با میزان استفاده، نوع استفاده، شیوه استفاده از برنامه های مختلف ماهواره هاست. یافته دوم، حاکی است: بین تماشای برنامه های تبلیغاتی-پیام های بازرگانی کانال ماهواره ای فارسی و گرایش دانشجویان دختر به آرایش و زیبایی با شغل آزمودنی رابطه معنی دار وجود دارد . یافته سوم نشان داد که بین برنامه های کانال ماهواره ای فارسی زبان مرتبط با مد و لباس، شعر، آواز و مسابقات و گرایش دانشجویان دختر به آرایش و زیبایی و هیچ یک از متغیر ها تفاوت معنی داری وجود ندارد. نتایج این تحقیق به طور کلی نشان داد که کانال های ماهواره ای فارسی زبان در میان عوامل گوناگون اجنماعی و ارتباطی، پدیده ای اثرگذار بر دختران دانشجو در گرایش به انواع مدها، و زیبایی هاست.
هدف این پژوهش بررسی تجربی شروطی است که همزمان اجازه برابری توأم با کارائی در نظام آموزش عالی را فراهم می کنند، نه افزایش یکی به هزینه دیگری را. این پژوهش بر اساس طرح مورد پژوهی چندگانه مبتنی بر منطق تکرار، انجام شد. این نوع طرح پژوهشی نیازمند نظریه (اولیه) است."" الگوی سه سطحی تولید پایدار علم "" چارچوب نظری این مطالعه را تشکیل می دهد. انتخاب موارد (کشورها) مبتنی بر نمونه گیری نظری است. کشورهای تحت مطاله بر مبنای ملاک های میزان برابری و کارائی نظام آموزش عالی انتخاب شدند، یعنی دو مجموعه کشورها، یک مجموعه کشورها که همزمان حائز نوعی برابری و کارائی بالا در نظام آموزش عالی بودند (موارد مثبت) و مجموعه دیگر که روی هر دو متغیر مزبور دارای امتیاز پائین بودند (موارد منفی). نتایج این پژوهش نشان داد که ترکیب (توازن) همزمان برابری و کارائی بالا ناشی از ترکیب حضور شروط رقابت پذیری سازمانی، شایسته سالاری، حاکمیت قانون، مردم سالاری، اقتصاد مولد، رقابت پذیری بین جامعه ای و فقدان قدرگرائی(بعنوان شروط لازم) و (به عنوان شروط جانشین پذیر/ کافی) است. یافته های تجربی مؤید قدرت تبیینی الگوی سه سطحی تولید پایدار علم است و با توجه به روش به کار رفته، می توان برای نتایج این مطالعه قابلیت تعمیم تحلیلی قائل شد.
پژوهش حاضر به منظور تعیین و تبیین یادگارنوشته های مکان های تاریخی و عوامل مؤثر بر آن به شیوة مشاهدة مستقیم و با روش تحلیل محتوا در میان 23 اثر تاریخی شهرستان یزد انجام شده است. نمونه گیری طبقه بندی شده (سیستماتیک) برحسب میزان فراوانی شکل ها و تصویرها و جمله های حک شده انتخاب شده است. یافته های پژوهش با توجه به 2204 یادگارنوشته شامل واژه، شکل و تصویر و مقوله بندی های: زمان (تاریخ) درج یادگاری، سن، شهر محل سکونت، قومیت، جنسیت، جنس یا ماده و ابزار مورد استفاده، اشعار و ابیات حکاکی شده، نام، نام خانوادگی، حروف لاتین و... به دست آمده است. یکی از مهم ترین عوامل مؤثر بر پدیدة یادگارنویسی، بی توجهی و سهل انگاری به این آثار است. چون نگهداری از بناهای تاریخی ارزش مطرح نمی شود، پس مخدوش کردن و زمینه سازی برای تخریب آن نیز ضد ارزش به شمار نمی آید و اقدامی دربارة نگهداری از این آثار صورت نمی گیرد.