موسیقی رپ یکی از انواع موسیقی است که طی دهة اخیر از ترجیحات موسیقیایی جوانان شده است. سایت های اینترنتی مختلف و گفت وگو با طرف داران موسیقی رپ نشان می دهد که این نوع موسیقی ترانه سرایان، آهنگ سازان، و حتی گزارش گران و وب سایت های خاص خودش را دارد. البته مطالعات کمی دربارة این نوع موسیقی در ایران انجام شده است. بیش تر مطالعات مربوط به رپ در خارج از ایران تمایل جوانان به این سبک را بر اساس تبیین علّی بررسی کرده و نشان داده اند که بین آن و برخی انحرافات اجتماعی رابطة علّی وجود دارد. این مقاله به پنداشت طرف داران موسیقی رپ از این نوع موسیقی و آثار آن در جامعه می پردازد. پس از مرور چهارچوب های نظری و همچنین یافته های تحقیقات مخالف و مدافع رپ، با استفاده از رویکرد پدیدارشناختی و تکنیک مصاحبه، این مقاله سعی خواهد کرد تا به پرسش های اساسی خود پاسخ دهد. نتایج حاکی از آن است که طرف داران موسیقی رپ آن را به عنوان یک رسانه برای بیان مسائل و آلامشان می دانند و معتقدند که حتی استفاده از کلمات رکیک در این سبک از موسیقی به دلیل فشاری است که خوانندگان رپ در زندگی متحمل شده اند. همچنین گوش دادن به موسیقی رپ موجب تشویق و تقویت پذیرش موضع سیاسی، اجتماعی، و انتقادی می شود
آن گاه که در پی وقوع انقلاب اسلامی، نگرانی حول نحوة پوشش زنان از دغدغه ای صرفاً دینی به موضوعی حکومتی بدل گشت، راه و رسم پوششی که پیش تر منحصر به بخش هایی خاص از جمعیت بود و تغییر در ابژه های آن کمتر صورت می گرفت به کل جمعیت گسترش یافت. اما از همان زمان که اراده ای برای ادارة زنان شکل گرفت تا نحوة پوشش آن ها را سامان دهد تصور می شد طبقه ای که کنترل نظم سیاسی را در اختیار دارد بر آن است تا دیگر طبقات اجتماعی به ویژه طبقات متوسط کم تر مذهبی را به سمت پذیرش پوششی سوق دهد که در هیئت پوشش همین طبقه باشد. اما نه سامانه پوششی که ابداع شد همان خصوصیات پوشش مورد نظر را داشت و نه طبقات متوسط آن گونه در این سامانه ادغام شدند که پنداشته می شد. گویا عقلانیت سیاسی و حاملان آن با تکوین و توسعه سامانه پوشش، نه تنها با انتشار ابژه های پوششی مواجه شدند که کمتر در چارچوب های مورد انتظار بودند بلکه از رهگذر این تلاش برای «ادارة دیگران»، امکانی برای «ادارة خود» نیز فراهم آوردند؛ شیوه ای از ادارة خود که با ملاحظات متنوع شرعی و عرفی گره خورده بود. به نظر می رسد آن چه تاکنون صرفاً دغدغه ای دینی برای محجبه کردن زنان تلقی شده، در عمل به شیوه پیچیده ای از گفتمان ها، ابژه ها، تکنولوژی ها، فضاها و ترتیبات راه برده که حاصل آن حکومت مند شدن دولت و زنان حول محور پوشش بوده است.
" میزان بالای شیوع سوء مصرف مواد در ایران و پیامدهای روانی - اجتماعی آن ضرورت پژوهش های همه جانبه را بیش از پیش نمایان ساخته است. با توجه به ساختار جمعیتی جوان ایران، یکی از گروه های در معرض خطر دانشجویان هستند و این امر در مورد گروهی از دانشجویان که به اقتضای شغل خویش دسترسی آسان تری به مواد و داروهای مختلف دارند (دانشجویان پزشکی) اهمیت بیشتری دارد. با توجه به نکته های یاد شده، پژوهشگران فراوانی سوء مصرف مواد بین دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد را در نیمه دوم سال 1380 مطالعه کرده اند. به این منظور، پرسشنامه ای شامل سوالهایی درباره سن، جنسیت، وضعیت تاهل، محل سکونت، مقطع تحصیلی و مواد مصرفی احتمالی تهیه و بین 1126 دانشجوی پزشکی توزیع شد. از مجموع پرسشنامه ها، 433 مورد تکمیل و برگشت داده شد و همین تعداد با استفاده از روشهای آماری غیر مولفه ای و به وسیله نرم افزار spss تجزیه و تحلیل گردید. نتایج نشان داد که بین متعیرهای جنسیت و سن با سوء مصرف مواد ارتباط معنا داری وجود دارد و این امر در مردان شایعتر است، اما ارتباطی بین مقطع تحصیلی و محل سکونت دانشجویان با سوء مصرف مواد به دست نیامد. علاوه بر این، ارتباط معناداری بین سوء مصرف مواد و وضعیت تاهل و نیز بومی یا غیر بومی بودن دانشجویان پیدا نشد.
"
در سال های اخیر پژوهش های قابل توجهی در موضوع سبک زندگی انجام شده است که مفهوم سازی های نامناسب و خلط مفهومی سبک زندگی با مفاهیم نزدیک، از جمله مشکلات برخی از این پژوهش ها به شمار می آیند. هدف از این مقاله پالایش فضای مفهومی سبک زندگی و ارائه مفهوم سازی دقیق از سبک زندگی فرهنگی است. بدین منظور، با استفاده از روش اسنادی و تکنیک تحلیل مفهومی، ابتدا ارتباط میان فرهنگ، خرده فرهنگ، مصرف و سبک زندگی بررسی و سپس با تحلیل وجوه مشترک تعاریف موجود، تعریف روشن تری از سبک زندگی و سبک زندگی فرهنگی ارائه شده است. یافته ها نشان می دهد که سبک زندگی به معنی الگوی کنش های روزمره مطعوف به مصرف و تولید فرهنگی، اجتماعی و مادی با مفاهیمی نظیر فرهنگ، خرده فرهنگ و مصرف همبسته است و با آنها همپوشانی جزئی و یا کلی دارد. سبک زندگی به سه مقوله فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی قابل تفکیک است؛ در حالی که سبک زندگی اجتماعی به تولید و مصرف روابط اجتماعی معطوف است، سبک زندگی اقتصادی شامل تولید و مصرف مادی است و سبک زندگی فرهنگی نیز به الگوی کنش های روزمره معطوف به مصرف و تولید محتوای نمادین راجع است.
کودکان به جهت ضعف قوای جسمی، روحی و عدم استقلال، نیازهای ویژه خود را دارند که رفع آنها محتاج مراقبت و حمایت خاص خانواده و جامعه است. در این راه قرن نوزدهم آغاز حرکتی به سوی تدوین مقرراتی جهت حمایت از حقوق کودکان بود. ولی ایالات متحده آمریکا هیچ تعهدی به این قوانین و مقررات ندارد و همواره حقوق کودکان نقض می شود. در این مقاله سعی می شود که موارد نقض حقوق کودکان در آمریکا مورد بررسی قرار گیرد. فقر نسبی کودکان، حبس ابد برای کودکان، آزار جنسی و تجارت کودکان، قتل کودکان، مجازات کودکان در دادگاه های بزرگسالان از جمله اقداماتی است که در این کشور علیه کودکان صورت می گیرد.
احمدی، حبیب - نیک پور قنواتی، لیلا "ماهیت پیچیده انحراف، بزهکاری و جرم، موجب گردیده است تا جرمشناسی و جامعهشناسی انحرافات در مطالعه انحرافات اجتماعی نه تنها از دیدگاههای نظری متفاوت، بلکه از روشهای مختلف که در رویکردهای روش شناختی کمی و کیفی وجود دارد، استفاده نمایند. این گوناگونی روشها، فرصتهای فراوانی برای ارزیابی و ایجاد پیوند میان روشها، دادهها و نظریههای تحقیق را فراهم آورده است تا از این طریق اعتبار یافتههای تحقیقات در زمینه انحرافات اجتماعی را افزایش دهند. از دیدگاه «روش شناسی کیفی» بزهکاری و جرم میبایست به عنوان کنشهای کنشگران اجتماعی مورد ارزیابی قرار گیرند. بنابراین، روشهای کیفی در مطالعه انحرافات اجتماعی به دنبال دستیابی به «نظام معانی» کنشگران و تفسیر آنها از کنشهایشان خواهند بود «مشاهده مشارکتی»، «مصاحبه عمیق»، «گروه مرکز» و «قوم نگاری» از روشهای کیفی رایج در پژوهشهای مربوط به انحرافات اجتماعی هستند.
"
هدف: این مقاله به بررسی ارزش های اخلاقی جوانان شهری اصفهان، شامل صداقت و راستگویی، درستکاری، انصاف و عدالت، گذشت، پایبندی به قول و قرار، خیر خواهی و کمک به دیگران، امانتداری و یکرنگی و اخلاص می پردازد. روش: در انجام این پژوهش از روش پیمایشی( Survey ) استفاده شد. برای جمع آوری داده های میدانی با 300 جوان با استفاده از پرسشنامه مصاحبه شد. روش نمونه گیری این پژوهش، روش نمونه گیری دو مرحله ای است. نتایج: نتایج حاصل نشان می دهد ارزش های اخلاقی از اهمیت زیادی برای جوانان برخوردار نیستند. اکثر شاخص های اخلاقی کمتر از حد متوسط هستند. همچنین، بیشتر ارزش های اخلاقی کمتر مورد توجه اعضا قرار گرفته یا رعایت می شوند. وجود همگنی ارزشی بین جوانان باعث شده خصوصیات زمینه ای، شامل: جنسیت، سن، سطح تحصیلات، وضعیت تاهل و وضعیت اقتصادی بر چگونگی ارزش های اخلاقی جوانان تاثیری نداشته باشد.
هدف از مقاله حاضر، مطالعه پارادایم های اصلی مدیریت کیفیت در سازمان است تا میزان تناسب آن ها را در زمینه موسسات آموزش عالی و محیط اقتصادی و اجتماعی آنان تعیین و بتوان بر اساس آن الگوی جامعی پیشنهاد داد. با بهره گیری از روش شناسی متا ارزیابی (ارزیابی ارزیابی) و تاکید بر دیدگاه نظری «کنش ارتباطی» هابرماس (1994، 1996)، پژوهش های بیکت و بروکس (2005) و برینبام (1991) و هم چنین الگوهای نظیر الگوی استقلال و آزادی علمی دانشگاه، الگوهای سیاسی و اجتماعی، الگوهای تربیتی، الگوهای سازمانی و مدیریتی و الگوی تجاری برگرفته شده از دنیای صنعت و تجارت چارچوب نظری این مقاله مشخص گردیده است. یافته های این مقاله نشان می دهد که معنی «کیفیت» با غلبه الگوهای تجاری در آموزش عالی تغییر ماهیت داده است. ثانیا، الگوهای کنونی کیفیت مبتنی بر دنیای صنعت ارزش های اساسی و بنیادی آموزش عالی را نادیده گرفته است.
"بعضی انقلابات، آثار سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی زیادی در کشوری که در آن واقع شده اند و در منطقه مربوطه و حتی در سطح جهان می گذارند. انقلاب اسلامی به عنوان انقلابی شگفت انگیز و بزرگ، آثار زیادی در سطح داخلی و منطقه ای و جهانی داشته است. یکی از نتایج جهانی انقلاب اسلامی، آثار علمی آن در رشته های علوم سیاسی و اجتماعی، خاصه در نظریه پردازی های انقلاب است. در این مقاله، اثر انقلاب اسلامی در نظریه های انقلاب، در سه حوزه مربوط به علل وقوع انقلابات، فرایند جنبش انقلابی و پیامدهای انقلاب، مورد بررسی قرار گرفته است. از آن جا که این موضوع در حوزه مباحث جامعه شناسی علم قرار می گیرد، با استفاده از نظریه انقلابات علمی توماس کوهن فرضیه کلی زیر مطرح گردید: وقوع انقلاب اسلامی ایران دگرگونی قابل توجهی در نظریه های جامعه شناسی انقلاب ایجاد کرده است. این فرضیه با توجه به حوزه های مورد بررسی، به سه فرضیه اصلی و فرضیه های فرعی تر تفکیک شده و مورد بررسی قرار گرفت. روش این تحقیق، تحلیل محتوای کیفی یا مضمونی 57 مقاله انگلیسی چاپ شده در مجلات علمی بین المللی پیرامون انقلاب اسلامی ایران بوده است. این پژوهش نشان داد که انقلاب اسلامی ایران، اثر غیر قابل انکاری در نظریه ها و نظریه پردازی انقلاب در هر سه حوزه علل وقوع، فرایند و پیامدهای انقلاب گذاشته است.
"
تاکنون تحقیقات متعددی درباره خشونت علیه زنان و دختران انجام شده است که وجه مشترک اکثریت قریب به اتفاق آنها تبیین رفتار فاعلان خشونت است. در مقاله حاضر، از دیدگاه عقلانیت رفتاری ادعا شده است که فاعلان خشونت با آگاهی از نابهنجار بودن رفتار خشونتآمیز سعی می کنند قربانیان خود را از بین کسانی انتخاب کند که از کمترین حمایت اجتماعی برخوردارند. این مقاله بخشی از نتایج تحقیقی است که با جامعه آماری دختران و زنان 18 تا 30 ساله ساکن در شهر مشهد به روش پیمایشی صورت گرفته است. ابزار اصلی گردآوری داده ها در این تحقیق پرسشنامه و مشاهده و روش های اصلی آماری به کار گرفته شده تحلیل عاملی، تحلیل خوشه ای و رگرسیون چندگانه بوده است. نتایج تحقیق نشان میدهد که مزاحمت از طریق وسایل نقلیه، زل زدن و خیره شدن و متلک پرانی از اشکال رایج رفتارهای خشونت آمیزی است که بیش از دوسوم زنان و دختران در طول دوره بررسی لااقل یکبار آن را تجربه کرده اند. ضعف پایگاه اجتماعی-اقتصادی و رفتار غیراجتماعی قربانیان متغیرهای مستقلی اند که احتمال قربانیشدن زنان و دختران را در زمینه خشونت افزایش میدهند و برعکس، پایبندی مذهبی زنان و دختران مهم ترین عاملی است که احتمال رفتار خشونتآمیز علیه آنان را کاهش میدهد.
این مقاله درصدد است تا در چارچوب نظریه بازنمایی، نحوه انعکاس برخی نارضایتیهای منجر به انقلاب اسلامی را در رمان های انتشار یافته پس از انقلاب، در قالب بررسی کمّی و استقرایی، شناسایی کند. در این پژوهش، با استفاده از روش و تکنیک تحلیل محتوا، رمان های «قطار57»، «اسماعیل»، «فصل کبوتر»، «جزیره سرگردانی» و «ساربان سرگردان» بررسی شده است. نمونه گیری از نوع احتمالی سیستماتیک و واحد تحلیل در این بررسی، پاراگراف است.
مقاله ی حاضر به بررسی نسبت جامعه شناسی و تاریخ می پردازد و بر آشتی مجدد و پیوند بین آن دو پای می فشارد . مفهوم روایت در این جا حلقه ی مفقوده ای است که می تواند به بازنگری در تلقی از جامعه شناسی و تاریخ کمک کند . ابتدا بر مبنای هرمونوتیک روایت ریکور به رابطه ی داستان و تاریخ می پردازیم . سپس با تاکید بر نقش روایت ها در جامعه شناسی نشان می دهیم که گزاره های جامعه شناسی و تاریخی به لحاظ عینیت و قطعیت تفاوتی ندارند . برای استدلال این نکته از واسازی دریدا و بر سازنده گرایی جرجن استفاده می کنیم ...