درخت حوزه‌های تخصصی

جامعه شناسی

ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۸۸۱ تا ۱٬۹۰۰ مورد از کل ۱۸٬۰۷۷ مورد.
۱۸۸۱.

Comparison the Effectiveness of Bybee's Teaching Method as Face-To-Face and Non-Face-To-Face on the Academic Achievement of Male Students of the First Secondary School in the Conditions of the Covid-19 Pandemic(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۱ تعداد دانلود : ۳۳۲
Purpose: The covid-19 pandemic caused many and extensive changes and transformations in educational teaching. Considering the importance of students' academic achievement, the aim of this study was to comparison the effectiveness of Bybee's teaching method as face-to-face and non-face-to-face on the academic achievement of mail students of the first secondary school in the conditions of the Covid-19 pandemic. Methodology: This study was a semi-experimental with a pretest and posttest design with a control group. The research population was male students of the first secondary school in Zahedan city in the academic years 2019-2020. The sample size was 45 people (15 people for each group) who were selected by cluster sampling method and each of the clusters randomly by lottery replaced in three groups (two experimental groups and one control group). Each of the experimental groups was trained with Bybee's teaching method as face-to-face and non-face-to-face and during this time the control group was trained with the traditional method. The data were collected with Pham and Taylor's academic achievement questionnaire (1999), which whose validity was confirmed by the opinion of experts and its reliability was calculated by Cronbach's alpha method 0.92 and analyzed by methods of univariate analysis of covariance and Bonferroni post hoc test in SPSS software. Findings: The findings indicated that there was a significant difference between the experimental and control groups in terms of academic achievement. In the other words, Bybee's teaching method as a both face-to-face and non-face-to-face in compared to the control group caused a significant increase in the academic achievement of mail students of the first secondary school (P<0.001), but between the experimental groups means Bybee's teaching method as face-to-face and non-face-to-face there was no significant difference in increasing academic achievement (P>0.05). Conclusion: According to the results of this study mean effectiveness of both Bybee's teaching method as face-to-face and non-face-to-face on students' academic achievement and the lack of significant differences between them, to improve academic achievement can be used both Bybee's teaching method as face-to-face and non-face-to-face along with other effective teaching methods.
۱۸۸۲.

رابطه بین حمایت سازمانی و خودکارآمدی شغلی با رفتار شهروندی سازمانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۹ تعداد دانلود : ۳۳۱
هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین حمایت سازمانی و خودکارآمدی شغلی با رفتار شهروندی سازمانی کارکنان دانشگاه علوم پزشکی مشهد بوده است. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ ر`وش توصیفی و از نوع همبستگی می باشد. تعداد 248 نفر از کارکنان دانشگاه علوم پزشکی مشهد که در سال 97-1396 مشغول به فعالیت هستند به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه حمایت سازمانی آیزنبرگر و همکاران، پرسشنامه خودکارآمدی شغلی شرر و همکاران، پرسشنامه رفتار شهروندی سازمانی پادساکف و همکاران استفاده شده است. روایی محتوایی و صوری آن توسط صاحب نظران و متخصصان مربوطه مورد تأیید قرار گرفته است. با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، اعتبار پرسشنامه حمایت سازمانی 84/0، پرسشنامه خودکارآمدی 74/0 و پرسشنامه رفتار شهروندی سازمانی 81/0 محاسبه شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش های آمار توصیفی و آمار استنباطی در نرم افزار SPSS صورت گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که بین حمایت سازمانی و خودکارآمدی شغلی با رفتار شهروندی سازمانی کارکنان رابطه وجود دارد. از بین مولفه های حمایت سازمانی، فقط مولفه ی ارزیابی با رفتار شهروندی سازمانی ارتباط دارد. همچنین تمامی مولفه های خودکارآمدی شغلی با رفتار شهروندی سازمانی ارتباط دارند. علاوه بر این، مولفه ی ارزیابی با میزان بتا 177/0 ، بیشترین سهم را در پیش بینی عملکرد رفتار شهروندی سازمانی کارکنان دارا می باشد. همچنین مولفه ی مقاومت در برابر موانع با میزان بتا 213/0 ، بیشترین سهم را در پیش بینی عملکرد رفتار شهروندی سازمانی کارکنان دارا می باشد.
۱۸۸۳.

مطالعۀ کیفی تضادهای اجتماعی مرتبط با دین (میدان مطالعه: استان کردستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۲ تعداد دانلود : ۳۷۳
دین بر آن است که نقش خود را به عنوان عامل وحدت بخش ایفا کند در حالی که باورهای دینی و مذهبی گاه منجر به رفتارهای ضد اجتماعی و تنش زا می شود. پژوهش حاضر به بررسی تضادهای اجتماعی مبتنی بر دین در نیم قرن اخیر در استان کردستان می پردازد و چگونگی نقش دین در تضعیف یا تشدید تضادهای اجتماعی را مورد مطالعه قرار می دهد. امیل دورکیم، مرتون و پاسونز  نقش انسجام بخشی به دین می دهند و کارکرد دین را محفاظت از جامعه می دانند. از سوی دیگر مارکسیست ها معتقدند که دین نه تنها تضادهای اجتماعی را از بین نمی برد، بلکه آن را تشدید می کند. پژوهش حاضر از رویکرد برساخت گرایانه و روش های تاریخی کتابخانه ای و تاریخ شفاهی و قوم نگاری استفاده کرده و با ابزار اسنادی مانند کتاب، روزنامه و مصاحبه با افراد آگاه، تجربیات زیسته جامعه را بر اساس نظریات موجود مورد مطالعه قرار داده است. بر اساس یافته ها تضادها در کردستان گاهی بین فردی گاه بین فرقه ای، گروه های مذهبی یا سکولار بوده است. گاهی این تضادها به صورت فکری و گاه به صورت فیزیکی و نیروهای قهری، در بلند مدت یا کوتاه مدت تقویت یا تضعیف شده است. نتایج حاکی از آن است که در جامعه مورد پژوهش دین به هفت شیوه بر تضادهای اجتماعی تأثیر می گذارد. از آن میان در یک مورد دین انعکاس دهنده ی تضاد، در سه مورد از بین برنده، پوشاننده و تضعیف کننده ی آن و در سه مورد دیگر منشأ، تقویت کننده و تداوم بخش تضادهاست.
۱۸۸۴.

تاریخ در قاب عکس (گفتمان کاوی عکس های خانوادگی شهر کرمانشاه از قاجار تا انقلاب)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۹ تعداد دانلود : ۳۵۵
تصاویر ابتدایی روی دیوار غارها و نقوش حک شده بر دیواره های باستانی بر میل انسان و گروه های انسانی بر بازنمایی زندگی خود یا بیان آرزوها دلالت دارد. این نقوش نسبت انکارناپذیری با واقعیت های کلانِ شیوه تولید، نظام سیاسی، سلسله مراتب قدرت و نظام ارزش ها دارند. اما امروزه جهان به طورکلی به تصویر بدل شده است و انسان بدون تصویر خود احساس تنهایی می کند؛ نوآوری های تکنولوژیک و تغییرات گفتمانی مجال استفاده بیشتر و متنوع تر از ابزار ثبت تصویر خود را فراهم کرده اند. این پژوهش در تلاش است تا این محور ها را با تمرکز بر عکس در مقام متن بررسی کند. عکس واقعیت های اجتماعی را به صورت عینی و ضمنی در خود ذخیره می کند و نمایش می دهد و نگارندگان با نظریه و روش نشانه شناسی و گفتمان کاوی پساساختارگرا کوشیده اند در وهله نخست این متن های تصویری را توصیف کنند؛ سپس به تحلیل معانی ضمنی و دلالت های ثانویه عکس ها پرداخته و درنهایت نسبت آن ها را روندهای اجتماعی و گفتمانی مسلط، در سه دوره قاجار، پهلوی و دهه اول پس از انقلاب اسلامی 1357 بیان کنند. قلمرو پژوهش، عکس های خانوادگی موجود در کرمانشاه است و درنهایت 32 عکس نمونه انتخاب و تحلیل شده است. تحلیل عکس های دوره قاجار نشان دهنده سلطه گفتمان مردسالار و اختصاص پدیده عکاسی به قشر اشراف و سیاسی است. در دوره پهلوی اول، عکاسی در بین قشر مرفه رواج داشته و در دوره دوم پهلوی در بین قشر مرفه و متوسط؛ در دوره اول مردسالاری، حکومت سالاری و فرنگی مآبی (مدرن بودن یا غرب گرایی) و در دوره دوم، زنانگی، فرنگی مآبی و مصرف گرایی دال های محوری هستند. در دوره پس از انقلاب اسلامی، یعنی دهه 1360، با گسترش ابزار عکاسی در بین قشر عامه، پوشش سنتی، ایجاد فضای صمیمانه در بین اعضای خانواده و کاهش گفتمان مردسالاری دیده می شود. یافته های پژوهش نشان می دهد که درمجموع فرآیند تحولات در کرمانشاه و تحولات سراسری در این حوزه شباهت بسیار دارند؛ هم چنین می توان گفت که در این فرآیند تاریخی، تکنولوژی به خواست های گفتمان های حاکم خدمت کرده است، اما در صورت ظهور تفاوت بین آن دو، تکنولوژی راه خود را رفته و الزاماً به فرمان حکام نبوده است.
۱۸۸۵.

بازی زبانی توسعه : "شجاعت بودن" و "سلوک اخلاقی" ناشی از سیاق زیست زبانی (با رویکردی بر کژ کارکردهای زبانی پهلوی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۲ تعداد دانلود : ۳۰۱
این مطالعه کیفی/غیرخطی با فن گرانددتئوری و ترکیبی از دیگر فنون توصیفی/ تحلیلی در سیاقی "هولوگرامیکال (روابط متقابل خرد/ کلان) ساخت یافته؛ این ساخت در منطقی پست مدرن، اگرچه از خصلت مرکزگریزی برخوردار است؛ اما به لحاظ پارادایمی حول محور مفهومی فلسفه زبان هایدگر (خانه هستی)، به شیوه مورد پژوهانه سازمان یافته؛ واحد مشاهده، توصیف/ تحلیل،"سیاق زیست زبانی پهلوی دوم" است. با استناد به منابع اولیه و ثانویه متعدد و "نمونه گیری هدفمند/ نظری"، در فرایندی از سرگذشت پژوهی؛ به کژکارکردهائی از سیاق زیست پهلوی در "بازی زبانی توسعه"رسیده؛ یافته های نظری پسینی زیر (استنباطات /مقوله بندی ها به روش "منفصلِ برساخته از متن") از آرای صاحب نظرانی اخذ ؛ و در ترکیب/ تلفیقی بدیع، طبق منطق پست مدرن با سیاقی ریزوماتیک (هریک در ارتباطی مستقیم با مقوله پیشین) به کار بسته شده است : "عدم شجاعت بودنِ پهلوی در و با زبان زهدانخانه ایران"؛ "عدم پیوند شاه با ساخت زبانی/فرهنگی ایران" ؛ ناهمخوانی"سلوک اخلاقی" (به مفهوم وبری) ناشی از سیاق زیست زبانی شاه با "توسعه اندیشی/کوشی". از سوی دیگر، مسائل فوق در نسبتی با کلیت تخریباتِ ساختیِ آریاگرائی (ضدیت زبانی/فرهنگی)، و کژکارکردهای آن قرار دارد که بدان تحت عنوان ابداعی "ناجامعه گشتگی" اشاره شده است. مسائل فوق الذکر، به همراه عاملیت تام الاختیار شاه در امور و خصلت"ابراز شخصیت" (به مفهوم پوپری) در بازی های زبانی (توسعه و ...) ضدیتی تام با توسعه کوشی وی داشت. این مطالعه در امتداد پرسش های افلاطون (چه کسی باید حکومت کند؟) و پوپر (چگونه باید حکومت کرد؟)؛ به منزله سومین پرسش برای مطالعات "توسعه و مسائل آن" پیشنهاد می شود : "در چه نسبتی با زبان زهدانخانه برای بازی توسعه باید کوشید؟" در سپهری از همین پرسش با طرح "صورت/سیرت" برای توسعه ، به نظر می رسد "سکونت در زبان "، صورت توسعه کوشی را به سیرت خلاقانه آن متصل نموده؛ به همراه انرژی های حاصل از "شجاعت بودن"، "سلوک اخلاقی ناشی از سیاق زیست زبانی" و ... بر شانس پدیداری توسعه می افزاید.
۱۸۸۶.

آموزش عالی ایران و محیط زیست پایدار از نگاه آگاهان کلیدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۸ تعداد دانلود : ۳۰۰
در ایران مانند سایر جوامع همراهی با فرایند جهانی شدن و همچنین روند توسعه کشور، ضریب بهره گیری از طبیعت و احتمال آسیب رساندن به آن را شدت بخشیده است. انتظار می رود نهاد تعلیم و تربیت و به ویژه آموزش عالی در راستای فرهنگ سازی برای استفاده بهینه از طبیعت و تحقق محیط زیست سالم و پایدار فعالیت کند. به این دلیل متن حاضر بر این هدف متمرکز است که نشان دهد آموزش عالی ایران چگونه به مقوله محیط زیست پرداخته است. این مطالعه از حیث نظری بر آراء جان هانیگن و از جهت اسلوب تحقیق بر روش تحلیل مضمون استوار است. مشارکت کنندگان در پژوهش شامل ده تن از مدیران وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و همچنین کارگزاران سازمان حفاظت از محیط زیست هستند که به صورت نمونه گیری نظری و هدفمند انتخاب شدند و مورد مصاحبه عمیق قرار گرفتند. در وهله اول پاسخگویان به این واقعیت اشاره داشتند که اگر الگوی هانیگن مبنای داوری باشد وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در مورد پایداری محیط زیست فعالیت خاصی انجام نداده است. در مرحله دوم در پاسخ به این پرسش که وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در این زمینه اساساً چه نوع فعالیتی می تواند انجام دهد نکته و نظرهایی پیشنهاد شد. داده ها با استفاده از نرم افزار مک کیودا تجزیه وتحلیل شد. در وهله اول از یافته های به دست آمده 99 کد استخراج شد، سپس با طبقه بندی کدها 13 مقوله شامل مداخله برنامه ریزی شده حاکمیت، توجه به اصل پیوستگی فرهنگی، آمایش سرزمینی، آگاهی بخشی و آموزش عمومی، گفتمان سازی در دانشگاه ها، تقویت تشکل های مدنی، اولویت بخشیدن به پژوهش درباره محیط زیست پایدار، تدوین برنامه های آموزشی محیط زیست محور، تقویت همکاری بین بخشی در راستای محیط زیست پایدار، بهره گیری از نقش متخصصان، ظرفیت سازی از طریق رسانه ها و مدیریت سبز شناسایی و برجسته سازی شد.
۱۸۸۷.

سقط جنین به دلیل حرج مادر، در قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۶ تعداد دانلود : ۴۵۵
نخستین بار در ماده واحده قانون سقط درمانی مصوب 1384، سقط جنین به دلیل «بیماری جنین که به علت عقب افتادگی یا ناقص الخلقه بودن، موجب حرج مادر است»، با شرایطی تجویز شد. با تصویب قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت در سال 1400 و نَسخِ آن ماده واحده، سقطِ حرجی، از انحصار بیماری یا نقصِ جنین خارج گشته و به طور کلی «مشقت شدیدِ غیر قابل تحمل برای مادر»، جایگزین آن شده است. این دگرگونی، جهشی بزرگ در مسیر قانون گذاری ایران محسوب می شود و نیازمند تحلیل و بررسی است. هدف این مقاله، تجزیه و تبیین شرایط، معیارها، آثار و کارآمدیِ سقطِ حرجی در قانونِ جدید است و روش آن، توصیفی و تحلیلی است. به عنوان نتیجه، به نظر می رسد که نخست، انحصار سقط حرجی در بیماری یا نقص جنین، در قانون پیشین، منطقاً قابل توجیه نبود. دوم اینکه در برخی موارد، حرج های اجتماعی و روانی (نه جسمی) ناشی از بارداری، شدت و تأثیری به مراتب بیش از بیماری ها و نواقص جنین دارند. سوم اینکه هر ناخرسندی و عذری را نباید مصداق حرجِ مادر پنداشت؛ بلکه تعریف و معیار و مصادیق حرج، باید به دقت تبیین شود. چهارم اینکه آیین دادرسی ویژه قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت، ضامن رسیدگی دقیق و همه جانبه به موضوع است.
۱۸۸۸.

ارائه مدل برنامه آموزشی برای دانشگاه های نسل چهارم در ایران با رویکرد آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۳ تعداد دانلود : ۲۲۲
هدف : پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل برنامه آموزشی برای دانشگاه های نسل چهارم در ایران انجام شد.روش شناسی: روش تحقیق از نظر هدف بنیادی و از نظر روش اجرا آمیخته (کیفی-کمی) بود. جامعه بخش کیفی شامل خبرگان و اساتید برنامه ریزی آموزشی دانشگاهی ایران در سال تحصیلی 400-1399 بودند که طبق اصل اشباع نظری 17 نفر از آنها با روش های نمونه گیری گلوله برفی و هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. جامعه بخش کمی شامل کلیه دانشجویان مراکز آموزش عالی سراسر ایران در سال تحصیلی 400-1399 بودند که طبق فرمول کوکران 384 نفر آنها با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات در بخش کیفی از مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد که شاخص های روانسنجی آنها تایید شدند. داده ها با روش های کدگذاری در نرم افزار MAXQDA و تحلیل عاملی اکتشافی و مدل یابی معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS و LISREL تحلیل شدند.یافته ها: یافته های بخش کیفی نشان داد که 51 شاخص در قالب 7 مقوله رویکرد آموزشی مبتنی بر آموزش همتایان، آموزش مبتنی بر عمل، تسهیل فرصت های شبیه سازی شده، توجه به روش های یادگیری گروهی، یادگیری خودهدایت شده و خودراهبر، فعالیت های مبتنی بر یادگیری اکتشافی و روش های نوین تدریس شناسایی شد. یافته های بخش کمی نشان داد که 34 گویه در قالب 7 مقوله مذکور قرار گرفتند که بار عاملی همه آنها بالاتر از 70/0، میانگین واریانس استخراج شده همه آنها بالاتر از 60/0 و پایایی همه آنها بالاتر از 80/0 بود. دیگر نتایج نشان داد که برنامه آموزشی برای دانشگاه های نسل چهارم بر هر هفت مقوله رویکرد آموزشی مبتنی بر آموزش همتایان، آموزش مبتنی بر عمل، تسهیل فرصت های شبیه سازی شده، توجه به روش های یادگیری گروهی، یادگیری خودهدایت شده و خودراهبر، فعالیت های مبتنی بر یادگیری اکتشافی و روش های نوین تدریس اثر مستقیم و معنادار داشت (05/0P<).بحث و نتیجه گیری : با توجه به شناسایی هفت مقوله و اثر مستقیم و معنادار برنامه آموزشی پژوهش حاضر بر هفت مقوله، برنامه ریزی جهت بهبود برنامه آموزشی برای دانشگاه های نسل چهارم از طریق هفت مقوله ذکرشده در بالا ضروری است. 
۱۸۸۹.

شناسایی ابعاد و مولفه های خودرهبری در اعضای هیات علمی با رویکرد اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۷ تعداد دانلود : ۲۱۷
هدف: خودرهبری در بهبود عملکرد اعضای هیات علمی نقش مهم و موثری ایفا می کند. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف شناسایی ابعاد و مولفه های خودرهبری در اعضای هیات علمی با رویکرد اسلامی انجام شد.روش شناسی: این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا کیفی بود. جامعه پژوهش اعضای هیات علمی دانشگاه های آزاد و دولتی شهر کرج بودند. نمونه پژوهش طبق اصل اشباع نظری 12 نفر محاسبه که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته با 11 سوال بود که مصاحبه ها به صورت انفرادی انجام و روایی آن با روش مثلث سازی تایید و پایایی آن با روش ضریب توافق بین دو کدگذار 86/0 محاسبه شد. داده ها با روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی در نرم افزار MAXQDA تحلیل شدند.یافته ها: یافته ها نشان داد که خودرهبری در اعضای هیات علمی با رویکرد اسلامی دارای 53 کد باز یا شاخص، 14 کد محوری یا مولفه و 8 کد انتخابی یا بعد بود. ابعاد خودرهبری در اعضای هیات علمی با رویکرد اسلامی شامل توسعه شخصی (با دو مولفه خودمدیریتی و خودهدایتی)، توسعه حرفه ای (با دو مولفه استراتژی حرفه ای و مهارت های حرفه ای و اجتماعی)، اخلاق مداری (با سه مولفه اخلاق مداری حرفه ای، اخلاق مداری روابطی و مهارت های تفکر انتقادی)، بهبود عملکرد (با دو مولفه اثربخشی و کارآمدی)، تحول گرا (با دو مولفه راهبرد رفتارمحور و خودانگیزی)، برنامه گرا (با یک مولفه هدفمند)، خودآگاهی (با یک مولفه شناخت انگیزه و رفتار خود) و اصلاح گر و هم افزا (با یک مولفه خودنظارتی و خودکنترلی) بودند. در نهایت، برای خودرهبری در اعضای هیات علمی با رویکرد اسلامی 29 مقوله فرعی در 8 مقوله اصلی شامل شناخت خود، خودانگیزشی، خودکنترلی، اثربخشی، هدف گذاری، اصلاح و تحول، اخلاق مداری و خودشکوفایی شناسایی شد.بحث و نتیجه گیری: با توجه به ابعاد و مولفه های شناسایی شده برای خودرهبری در اعضای هیات علمی با رویکرد اسلامی، برای بهبود خودرهبری در اعضای هیات علمی می توان زمینه را برای تحقق ابعاد، مولفه ها و مقوله های شناسایی شده فراهم کرد.
۱۸۹۰.

بررسی نقش سرمایه فرهنگی و خودکارآمدی تحصیلی در پذیرش اجتماعی دانش آموزان دبیرستانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۹ تعداد دانلود : ۲۰۴
هدف: این پژوهش با هدف بررسی نقش سرمایه فرهنگی و خودکارآمدی تحصیلی در پذیرش اجتماعی دانش آموزان دبیرستانی منطقه ۵ شهر تهران انجام شده است.   روش شناسی: این مطالعه به صورت مقطعی انجام شد و نمونه ای به حجم ۱۹۵ نفر با استفاده از جدول مورگان و کرجسی از دانش آموزان دبیرستانی منطقه ۵ شهر تهران انتخاب شد. ابزارهای مورد استفاده شامل پرسشنامه پذیرش اجتماعی مارلو-کراون، پرسشنامه سرمایه فرهنگی بوردیو و مقیاس خودکارآمدی تحصیلی مورگان-جینکز بودند. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۷ انجام شد و از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه برای بررسی روابط بین متغیرها استفاده شد.   یافته ها: نتایج تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که همبستگی مثبت و معناداری بین پذیرش اجتماعی و سرمایه فرهنگی (r = .48, p < 0.01) و بین پذیرش اجتماعی و خودکارآمدی تحصیلی (r = .54, p < 0.01) وجود دارد. همچنین، مدل رگرسیون با دو متغیر مستقل سرمایه فرهنگی و خودکارآمدی تحصیلی به طور معناداری پذیرش اجتماعی را پیش بینی کرد (F(2, 192) = 78.56, p < 0.001) و ۴۴ درصد از واریانس پذیرش اجتماعی توسط این دو متغیر تبیین شد.   بحث و نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان دهنده اهمیت سرمایه فرهنگی و خودکارآمدی تحصیلی در پذیرش اجتماعی دانش آموزان است. بنابراین، افزایش برنامه های فرهنگی و آموزشی و ارائه حمایت های روانشناختی می تواند به بهبود پذیرش اجتماعی و عملکرد تحصیلی دانش آموزان کمک کند. این یافته ها می تواند راهنمایی برای سیاست گذاران آموزشی و معلمان در طراحی و اجرای برنامه های آموزشی و فرهنگی باشد.
۱۸۹۱.

Identifying and Analyzing the Dimensions and Components of Strategic Decision-Making for the Managers of Education Regions of Tehran City(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۰ تعداد دانلود : ۳۱۶
Purpose: Strategic decision-making plays an important role in organizational functions and its effectiveness. As a result, the aim of this study was to identifying and analyzing the dimensions and components of strategic decision-making for the managers of education regions. Methodology: This study in terms of purpose was applied and in terms of implementation method was mixed (qualitative and quantitative). The research population were experts in the field of educational management and human resources management and managers of educational regions of Tehran city in 2021 year, which according to the principle of theoretical saturation number of 14 people of them were selected as a sample with using the purposeful sampling method. The research tool was a semi-structured interview that lasted 75 to 120 minutes, and their validity was confirmed by the triangulation method and their reliability was obtained by the agreement coefficient method between two coders 0.88. The data were analyzed by methods of thematic analysis and DIMTEL technique. Findings: The findings of the qualitative part showed that strategic decision-making for managers of education regions has 98 indicators, 23 components and 10 dimensions were include moral intelligence, individual skills, knowledge of organizational processes, cultural and value skills, knowledge of financial resources, power of change and transformation, knowledge and technology management, human resource management, intelligent planning and training. Also, the findings of the quantitative part showed that the dimensions of human resource management, intelligent planning, cultural and value skills, knowledge of financial resources, knowledge and technology management and training had more effective and the dimensions of knowledge of organizational processes, moral intelligence, individual skills and power of change and transformation had more influence. Conclusion: The findings of this study have practical implications for specialists and planners of educational systems, especially in the education system, and they based on the results of the present study, can take an effective step towards strategic decision-making.
۱۸۹۲.

Design of a Model for Performance Management based on Components of Talent Management

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۷ تعداد دانلود : ۳۵۷
Purpose: Given the importance of performance management in improving organizational performance, the present study was conducted to design a model for performance management based on components of talent management. Methodology: This study was applied in terms of objective and mixed (qualitative and quantitative) in terms of research method. The population of qualitative study included literature on performance management based on the components of talent management during 2001-2021 and the population of quantitative study included managers and employees of the airports and air navigation of East Azerbaijan Province in 2021 (n=240). The sample size of qualitative study was n=30, and n=144 in quantitative study, who were selected as according to the table of Karjesi and Morgan by simple random sampling method. The tool of qualitative study was note-taking of the researches; and a 90-item researcher-made questionnaire in quantitative study, whose validity and reliability were appropriate. The qualitative study data were analyzed by coding method and MAXQDA; and quantitative study data were analyzed by exploratory factor analysis (EFA) and structural equation modeling using SPSS and LISREL. Findings: The results of qualitative study showed that for performance management based on components of talent management, 158 indicators and 71 components were identified in 6 categories, including talent sourcing, talent retention, talent development, creativity and innovation, performance development and professional competencies. Also, the results of quantitative study showed that the factor load of all 6 categories and 90 items was higher than 0.50 and the reliability of all categories was calculated higher than 0.90 by Cronbach's alpha. In addition, the performance management model based on components of talent management had a good fit and this model had a direct significant effect on all six categories (P<0.001). Conclusion: The performance management model based on the talent management components designed in the present study had a good validity. Therefore, to improve performance management, it is possible to provide the basis for improving the components of talent management.
۱۸۹۳.

Designing the Curriculum Model of Media Literacy in the Second Grade of Elementary School and Its Validation

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۳ تعداد دانلود : ۳۳۵
Teaching media literacy to students pursues several goals, including creating creative, critical, and scrutinizing thinking about the media content and performance, as well as recognizing the visual forms of communication using it, along with other reading, writing, speaking, and listening skills. This research aimed to design a curriculum model for media literacy in the second grade of elementary school and to validate it. The research method was qualitative-quantitative and it was applied in terms of purpose. In the qualitative part, the media literacy curriculum model was identified using the synthesis research method based on the analogical model and the Klein model. Then, in order to validate the mentioned components, the obtained information was provided to experts in the field of curriculum planning and media and information management. The scope of the research was in the range of 2006 to 2021 for domestic documents and in the range of 2005 to 2021 for foreign documents. The statistical population in line with the model validation was experts in curriculum planning and media and information management. In order to validate the entire research, the statistical sample consisted of two groups of 10 experts in the field of curriculum planning and media and information management, who were selected based on the minimum number required to evaluate content validity. The data collection method in the validation stage was researcher-made questionnaires. Lawshe’s Content Validity Ratio (CVR) was used to measure the content validity. Results showed that the goals of the media literacy curriculum in the second grade of elementary school include two kind of goals: general goals (achieving Iranian-Islamic media culture) and partial goals (empowering students and teachers). The content of the media literacy curriculum in the second grade of elementary school included functional consumption education, critical consumption education, functional production-consumption education, and critical production-consumption education. The learning-teaching strategies used were presented in two sections: teacher’s activities (teaching method) and students’ activities, and the evaluation element was defined in three levels: students, teachers, and curriculum and educational content. Also, the results showed that the grouping in the media literacy program in the second grade of elementary school should be based on the individual and socioemotional characteristics of the students. The required resources and facilities were continuous improvement of the media literacy curriculum for the second grade of elementary school, compilation of the media literacy textbook for the second grade of elementary school, provision of educational facilities and media training assistance for second grade of elementary school students, and development of research in the field of media education. In choosing the time and place in the media literacy program, time and place flexibility in the presentation of teaching content was emphasized. Based on the results of this research, the suggested model of the media literacy curriculum of the second grade of elementary school can be used and implemented in the education system.
۱۸۹۴.

جنبش تنباکو و پیداییِ «مردم» در عرصه سیاست(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۸ تعداد دانلود : ۶۱۴
هدف از این پژوهش، بررسیِ ظهور پدیده ای نو در عرصه سیاست و مناسبات قدرت در ایران است. این پدیده نو همانا ظهورِ نوعی از سیاست ورزی است که بنیادِ مشروعیتِ دعاوی و مطالبات خود را برمبنای «مردم» و خواست و اراده آنان بنا می نهد. با واکاویِ تاریخ تحولات سیاسیِ ایران معاصر براساس آرای ارنستو لاکلائو در باب «امر سیاسی» و «سیاست مبتنی بر مردم» و به روش تحلیل گفتمان، به این نتیجه رسیدیم که به رغم تعدد جنبش ها، شورش ها و مقاومت ها در شهرها و روستاها در برابر حاکمان محلی و قدرت مرکزی، در «جنبش تنباکو» است که ما با نوعِ جدیدی از کردارِ سیاسی مواجه می شویم که خواست ها و مطالبات خود را به نام «مردم» و به نمایندگی از «مردم» طرح می کند.
۱۸۹۵.

طراحی سناریوهای آینده آموزش عالی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۵ تعداد دانلود : ۴۶۴
با توجه به نقش کلیدی آموزش عالی، مطالعه آینده دانشگاه ها و درک مسائل پیش روی آن ها اهمیت بالایی دارد. هدف این پژوهش تدوین سناریوهای آینده آموزش عالی در افق ده سال آینده کشور می باشد. با توجه به کیفی بودن تحقیق حاضر و حوزه آینده پژوهی؛ برای طراحی سناریوها از روش شبکه جهانی کسب وکار (GBN) استفاده شده که رایج ترین و کارآمدترین روش سناریو پردازی، خصوصاً در حوزه آموزش عالی کشور است. جامعه آماری پژوهش، خبرگان آموزش عالی است که با استفاده از روش گلوله برفی تعداد 16 نفر از خبرگان مورد مصاحبه بدون ساختار قرار گرفتند. داده های حاصل از مصاحبه ساختار نیافته با استفاده از روش تحلیل تم مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته است؛ که درنهایت منجر به فهرستی از عوامل کلیدی در هفت حوزه (اجتماعی، اقتصادی، تکنولوژی، سیاسی، قانونی و مدیریتی، مؤسسات حوزه آموزش عالی) و 33 عامل فرعی گردیده است. بحرانی ترین پیشران های آموزش عالی از حیث عدم قطعیت و میزان اهمیت شامل: عدم وجود سیاست های پایدار، سرمایه گذاری در تکنولوژی های نوین است. با استفاده از عدم قطعیت های بحرانی و ایجاد ماتریس سناریو و رجوع به همه عوامل و اطلاعات جمع آوری شده در مراحل قبل چهار متغیر پیشران بحرانی به نام های سرزمین دانش، سایه های خاکستری، دهکده سوخته، آب راکد تدوین گردید.
۱۸۹۶.

تحلیل جامعه شناختی «غیاب حق به زندگی» در نظام برنامه ریزی درسی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۳ تعداد دانلود : ۳۳۴
تأمل نظری این مقاله بر این گزاره اصلی بنیان نهاده شده است که ماهیت برنامه درسی در ایران به طورکل و برنامه درسی دانشگاهی به طورخاص، به عنوان یکی از عناصر اصلی میدان آموزش، ماهیتی نا مقتصد داشته است. روش پژوهش این مقاله کیفی و با استفاده از تکنیک دلفی شامل چهارده مصاحبه فردی و دو فوکوس گروپ با متخصصین حوزه تعلیم و تربیت از رشته های مختلف انجام شده است. چارچوب مفهومی این مقاله از نظریه میدان های بوردیو با تاکید بر میدان آموزش و نظریه دوگانه شکل_محتوای زیمل جهت آسیب شناسی نظام برنامه ریزی درسی در ایران است. نتایج پژوهش حاکی از «غیاب حق به زندگی» در این برنامه ها به عنوان مسئله ای آسیب زا، ازیک طرف، متأثر از فرایندهای تاریخی ناسازواره سنت و مدرنیته در جغرافیای فرهنگی و اجتماعی ایران و از سوی دیگر، مولود ساختارهای متمرکز، از بالا به پایین اقتصادی، سیاسی و فرهنگی حاکم بر جامعه است که زمینه ساز سلطه هژمونیک فرامیدان قدرت و سیاست بوده است.این امر باعث استثمار سایر میدان های اجتماعی ازجمله میدان آموزش و تعلیم و تربیت توسط فرامیدان های سیاست و قدرت شده است. تحلیل کیفی داده ها حاکی از فرودستی میدان آموزش در ایران و به تبع آن آسیب زا بودن برنامه درسی از مدرسه تا دانشگاه، نه تنها نسبتی مستقیم و هم افزا با بازی «شکل[1]» و «زندگی» در جامعه ایرانی داشته و دارد، بلکه نتیجه غیاب بازنمایی «فرامیدان زندگی» در میدان آموزش و به تبع آن نظام برنامه ریزی درسی است. نتیجه فرادستی هژمونیک فرامیدان قدرت و سیاست و استثمار «زیست-حیات میدان آموزش» و فقدان سیالیت نظام آموزشی، شاهد «پسماندگی» آموزش رسمی کشور از زندگی، «غیاب حق به زندگی» و در نتیجه ناکارآمدی روزافزون نهاد آموزش/دانشگاه در مواجهه با مسایل خود وجامعه شده است. [1] form
۱۸۹۷.

الگوی ساختاری رفتارهای رانندگی بر اساس پرخاشگری با میانجیگری تنظیم هیجانات(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۶ تعداد دانلود : ۲۸۴
مقدمه: با توجه به اهمیت رانندگی و آسیبهای ناشی از آن می توان به ارتباط ویژگیهای انسانی با رفتارهای رانندگی اشاره کرد؛ بنابراین هدف اصلی این پژوهش تدوین الگوی ساختاری رفتارهای رانندگی بر اساس پرخاشگری با میانجیگری تنظیم هیجانات بود. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روشهای کمی گردآوری داده ها، توصیفی - همبستگی بود. حجم نمونه این پژوهش شامل 917 نفر از رانندگان استانهای تهران، آذربایجان غربی و کردستان بود که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب و مورد ارزیابی قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه های رفتارهای رانندگی منچستر (1990)، پرخاشگری 30 عاملی (1379) و تنظیم هیجان گراس و جان (1998) بود و از روش مدل سازی معادلات ساختاری برای تحلیل داده ها استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل معادلات ساختاری نشان داد که مدلهای اندازه گیری متغیرهای موردمطالعه و مدل نهایی پژوهش از برازش مناسبی برخوردارند. همچنین پرخاشگری بر رفتار رانندگی در رانندگان اثر مستقیم داشت و متغیر تنظیم هیجان توانست نقش میانجی بین پرخاشگری و رفتار رانندگی را ایفا کند. بحث: برای تبیین رابطه پرخاشگری و رفتارهای رانندگی می توان از سازه تنظیم هیجانات کمک گرفت. به گونه ای که به منظور بهبود وضعیت رانندگی و کاهش میزان تصادفات، ارزیابی موازین و قواعد دریافت گواهی نامه رانندگی منطبق بر مباحث رفتارهای پرخاشگری و هیجانی موردبازنگری قرار بگیرد و رانندگان پرخاشگر، برای برنامه های مشاوره و آموزشی معرفی شوند.
۱۸۹۸.

پیش بینی رضایت جنسی بر اساس سبک های دلبستگی،سبک های هویت و مثلث عشق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۵ تعداد دانلود : ۵۱۳
رضایت جنسی از مهم ترین مسائل در روابط زوجین است که می تواند در بقای رابطه تأثیرگذار باشد. هدف از انجام این پژوهش پیش بینی رضایت جنسی توسط سبک های دلبستگی، سبک های هویت و مثلث عشق استرنبرگ می باشد. روش تحقیق پژوهش حاضر از نوع همبستگی است. جامعه آماری مورد نظر این پژوهش تمامی افراد متأهل شهر تهران در سال 1400، که از زمان ازدواج آنها پنج سال گذشته باشد، هستند که از این بین تعداد 416 نفر نمونه این پژوهش را تشکیل داده اند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسش نامه های رضایت جنسی (کرمانی، 1386)، سبک های دلبستگی بزرگسالان (هازن و شاور، 1987)، سبک های هویت (بروزنسکی، 1992) و مثلث عشق (استرنبرگ، 1989) استفاده شد. برای تحلیل داده ها، از نرم افزار SPSS-23 و همچنین از رگرسیون گام به گام استفاده شد. یافته ها نشان دادند مثلث عشقی، سبک های دلبستگی و سبک های هویت در افراد متأهل رابطه معناداری با رضایت جنسی دارند که هر کدام به ترتیب 28، 25و 19 درصد واریانس رضایت جنسی را تبیین می کنند. درنتیجه سبک های دلبستگی و هویت و مثلث عشق افراد می تواند در میزان رضایت جنسی افراد دخیل باشند.
۱۸۹۹.

مدل یابی تعارضات زناشویی بر اساس خودشناسی، عشق و هوش هیجانی با میانجی گری تمایزیافتگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۶ تعداد دانلود : ۴۴۳
این پژوهش با هدف سلامتی خانواده و کاهش تعارضات زناشویی به بررسی عوامل کاهنده مهم آن به بررسی مدل یابی تعارضات زناشویی براساس خودشناسی، عشق و هوش هیجانی با میانجی گری تمایزیافتگی پرداخت. تحقیق حاضر بنیادین و از نوع همبستگی می باشد به طوری که با نمونه گیری خوشه ای 248 نفر نمونه (115 زن و 133 مرد) به صورت تصادفی از مراجعین زوج مراکز مشاوره شهر تهران، انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده برای جمع آوری اطلاعات پرسش نامه تعارضات زناشویی ثنایی و همکاران (1396)، پرسش نامه خودشناسی قربانی و همکاران (2008)، پرسش نامه عشق استرنبرگ (1986)، پرسش نامه هوش هیجانی سیبریا شرینگ (منصوری، 1380) و پرسش نامه تمایزیافتگی دریک (2011) بودند. داده های پیمایش پس از گردآوری با استفاده از نرم افزار SMART.PLS و از طریق مدل سازی معادلات ساختاری به شکل بدون خرده مقیاس تجزیه- تحلیل شدند. یافته ها حاکی از آن است که متغیرهای خودشناسی، عشق و هوش هیجانی، توانستند واریانس تمایزیافتگی را با مقدار 715/0 توجیه کنند و این سه متغیر همراه متغیر میانجی توانستند واریانس تعارضات زناشویی را با مقدار 517/0 پیش بینی کنند، همچنین نقش میانجی گری تمایزیافتگی در هر سه مسیر معنی دار بود. و نتایج نشان داد که مدل پیش بینی تعارضات زناشویی بر اساس خودشناسی، عشق، هوش هیجانی با میانجی گری تمایزیافتگی دارای برازش مطلوب است همچنین پیشنهاد این مطالعه بنیادی، تدوین پروتکل آموزشی- درمانی برای زوجین است تا قدم به قدم در جهت کاهش تعارضات زناشویی و سلامت جامعه به کار گرفته شود.
۱۹۰۰.

از وارونگی تا واسازی مالیات ستانی-مالیات دهی ایده آل به سوی یک نظریه زمینه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۳ تعداد دانلود : ۳۵۴
امروزه دولت ایران بواسطه تحریم های اقتصادی و کاهش فروش منابع زیرزمینی، به درآمدهای مالیاتی نیاز بیشتری یافته است. اما مالیات گریزی و اجتناب از پرداخت آن، یکی از موانعی است که اکثر کشورها، از جمله ایران را در وصول مالیات واقعی با چالش هایی مواجه ساخته است. بنابراین پژوهش حاضر با هدف شناسایی وضعیت مالیات ستانی و مالیات دهی و عواملی که در بروز آن نقش دارند، با رویکرد کیفی و روش نظریه زمینه ای انجام شده است. در این مسیر، با 13 نفر از مدیران مالی شرکت های تولیدی بزرگ و 7 نفر از کارشناسان اداره کل مالیاتی استان یزد مصاحبه های نیمه ساختاریافته ای انجام و همزمان با گردآوری داده ها، تحلیل آن ها نیز طی سه فرایند کدگذاری باز، محوری و گزینشی پیگیری شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد کادر مالیات ستانی و مودیان در سطح نظری و عملی از مالیات ستانی ایده آل و مالیات دهی داوطلبانه بیگانه شده اند. درنتیجه اقدامات آن ها و سایر شرایط، اعتبار سازمان و ارزش و معنای مالیات دهی زیر سوال رفته و وارونگی مالیات ستانی- مالیات دهی ایده آل بازنمایی می شود. اما بواسطه استراتژی هایی نظیر فرهنگ سازی در سطوح عینی و ذهنی می توان شاهد واسازی اعتبار سازمان و اعتماد و انگیزه مودیان برای مالیات دهی داوطلبانه و متعهدانه بود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان