موضوع این مقاله بررسی عوامل موثر بر وحدت نخبگان فرهنگی در ایران با تکیه بر مورد استادان حوزه و دانشگاه میباشد. سوالهای اساسی این بررسی به شرح زیر است: 1. امروزه - که بیش از دو دهه از پیروزی انقلاب اسلامی می گذرد- چه میزان احساس وحدت بین استادان حوزه و دانشگاه وجود دارد؟ 2. چه عواملی میتواند باعث افزایش و یا کاهش احساس وحدت بین آنان شود؟ برای رسیدن به پاسخ سؤالهای فوق یک پژوهش تجربی با استفاده از ابزار پرسشنامه انجام گرفته است که در آن تعدادی از استادان علوم انسانی دانشگاه های دولتی شهر تهران و تعدادی از استادان حوزه علمیه قم مورد بررسی و مقایسه قرار گرفته اند. در پاسخ به سوال اول می توان گفت که احساس وحدت بین دو قشر فوق اطراف متوسط است و در مورد سوال دوم می توان گفت که عوامل مهم موثر در افزایش احساس وحدت، شاخص هایی چون وفاق فرهنگی (سیاسی)، وفاق نقشی، وفاق منزلتی، وفاق معرفتی، یا معرفت شناختی و کنش ارتباطی هستند که در بین استادان حوزه و دانشگاه به صورت های مختلف بر احساس وحدت آنان نسبت به هم تأثیر مثبت دارند.
"هدف مقاله حاضر نخست ارائه یک چارچوب نظری از شاخصهای نابرابری اجتماعی در کشورهای پیرامونی است تا زمینه برای تعیین طبقات و اقشار گوناگون اجتماعی در ایران فراهم آید.سپس با توجه به سنجههای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، طبقات و تقسیمات داخلی آنها در ایران پس از انقلاب تشریح شده است.طبقات موجود در جامعه کنونی ایران عبارتند از: سرمایهداران، کارگران، طبقه متوسط، تولیدکنندگان مستقل، طبقه وابستگان، مالکان اراضی کشاورزی، کشاورزان سهمبر و مستأجر، امروزه در ساختار طبقاتی جامعه ایران، با پدیدهای جدید به نام پایگاههای طبقاتی چندگانه روبرو هستیم که از ترکیب طبقات به وجود آمده است.بعلت وجود پایگاههای طبقاتی چندگانه، تعیین پایگاه طبقاتی خالص افراد با مشکل روبروست.
"