فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۹۴۱ تا ۱۰٬۹۶۰ مورد از کل ۱۸٬۰۷۷ مورد.
مقالات ویژه: فرصتی دیگر برای بازسازی دولتی قانونی
منبع:
گفتگو آذر ۱۳۸۸ شماره ۵۴
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی انقلاب اسلامی سیاسی
- حوزههای تخصصی علوم سیاسی جامعه شناسی سیاسی جامعه شناسی سیاسی ایران
- حوزههای تخصصی علوم سیاسی تاریخ تحولات سیاسی اجتماعی ایران تاریخ جمهوری اسلامی ایران
- حوزههای تخصصی علوم سیاسی مسایل ایران چالشها و فرصت های ایران در جهان کنونی چالشهای داخلی
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی سیاسی و انقلاب و جنگ جامعه شناسی سیاسی
بررسی رابطه سلامت سازمانی مدارس و فرسودگی شغلی دبیران (مورد مطالعه: مدارس راهنمایی شهرستان مهاباد در سال تحصیلی 87- 1386)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، تعیین رابطه ی سلامت سازمانی مدارس با فرسودگی شغلی دبیران راهنمایی است. متغیر پیش بین سلامت سازمانی مدرسه، با هفت بعد یگانگی نهادی، نفوذ مدیر، ساخت دهی، مراعات، حمایت منابع، روحیه و تاکید علمی و متغیر ملاک (معیار) فرسودگی شغلی با سه بعد خستگی عاطفی،مسخ شخصیت و فقدان موفقیت فردی در نظر گرفته شده است. به منظور اندازه گیری متغیر ها از دو پرسشنامه
1- پرسشنامه سلامت سازمانی هوی و همکارانش (O.H.I) و 2- پرسشنامه فرسودگی شغلی مزلچ و جکسون (M.B.I) استفاده شده است. جامعه آماری300 نفر دبیر مدارس راهنمایی شهرستان مهاباد در سال تحصیلی 87-86 در نظر گرفته شده است و از میان آن ها 170 نفر با روش طبقه ای انتخاب شدند. پس ازپخش پرسشنامه ها 165 پرسشنامه برگشت داده شد و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. روش تحقیق این پژوهش همبستگی است. برای تجزیه و تحلیل داده ها آزمون ضریب همبستگی پیرسون و جزئی، رگرسیون دو متغیره و چند متغیره، آزمونT مستقل و تحلیل واریانس یکراهه استفاده شد. نتایج تجزیه و تحلیل داده ها نشان داده است که بین دو متغیر سلامت سازمانی مدرسه و فرسودگی شغلی دبیران رابطه معکوس و معنادار وجود دارد (34/0=r و 01/0p<). همچنین با ثابت نگه داشتن متغیرهای تعدیل کننده (جنسیت، سن، سابقه خدمت و مدرک تحصیلی) رابطه دو متغیر سلامت سازمانی و فرسودگی شغلی معکوس و معنادار به دست آمد. نتایج پژوهش نشان دادکه فرسودگی شغلی با بعد نفوذ مدیر (08/0-=r و 05/0p>) رابطه معناداری ندارد. اما با ابعاد یگانگی نهادی (35/0-=r و 01/0p<)؛ رعایت (26/0-=r و 01/0p<)؛ ساخت دهی (37/0-=r و 01/0p<)، حمایت منابع (34/0-=r و 01/0p<) روحیه (65/0-=r و 01/0p<) و تاکید علمی (56/0-=r و 01/0p<) در سطح 01/0 همبستگی معکوس و معناداری را نشان داده است. در مجموع تجزیه و تحلیل یافته ها نشانگر آن است که از طریق سلامت سازمانی و ابعاد آن می توان به به تبیین و پیش بینی فرسودگی شغلی دبیران پرداخت. بنابراین محققین و مدیران سطوح مختلف سازمان های آموزشی باید بیش از پیش به سلامت سازمانی مدارس توجه کنند و در این راستا پیشنهادهایی جهت سالم سازی جو مدارس ارائه شده است
بررسی اثربخشی برنامه درسی تربیت سیاسی مقطع متوسطه از دیدگاه دبیران و دانش آموزان: مطالعه موردی شهر کاشان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، میزان اثربخشی برنامه درسی تربیت سیاسی مقطع متوسطه از دیدگاه دبیران و دانش آموزان این مقطع در شهرستان کاشان مورد بررسی و مقایسه قرار گرفته است. با توجه به نقش و اهمیت تربیت سیاسی در ابعاد فردی و اجتماعی، این تحقیق کوشیده است تا میزان توفیق و موفقیت برنامه درسی تربیت سیاسی مقطع متوسطه را از دیدگاه دبیران و دانش آموزان مشخص سازد. جامعه آماری این پژوهش، دبیران و دانش آموزان متوسطه شهرستان کاشان در سال تحصیلی 87-86 بوده که از طریق روش نمونه گیری خوشه ای، 350 دانش آموز و 350 دبیر انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات، از ابزار پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از شاخص های آمار توصیفی (فراوانی، میانگین، انحراف استاندارد) و برای تحلیل استنباطی داده ها از آزمون t استیودنت استفاده شده است. یافته های حاصل از این تحقیق مبین آن است که میان دیدگاه های دبیران و دانش آموزان در مورد میزان اثربخشی برنامه درسی تربیت سیاسی مقطع متوسطه تفاوت معنادار آماری وجود دارد. ضمن آنکه اطلاعات به دست آمده نشان داد که این برنامه از نظر دانش آموزان کاملاً غیر اثربخش است
بررسی و مقایسه کارایی خانواده در ارتباط با وضعیت تحصیلی دانشجویان موفق و نا موفق دانشگاه آزاد اسلامی واحد سنندج ـ سال تحصیلی 88 - 1387 -(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مقایسه کارایی خانواده در ارتباط با وضعیت تحصیلی دانشجویان موفق و ناموفق دانشگاه آزاد اسلامی واحد سنندج است. روش پژوهش از نوع مطالعه توصیفی1 - پس رویدادی2 است. نمونه مورد تحقیق 227 نفر (109دختر 118پسر) از دانشجویان دانشگاه در مقاطع تحصیلی از کاردانی تا دکترای حرفه¬ای درنیمسال اول سال تحصیلی88-87 است که براساس نمونه¬گیری طبقه¬ای تصادفی انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده آزمون طرح ارزیابی خانواده (FAD)3 بر اساس الگوی مک مستر4 بود. یافته¬های پژوهش نشان دهنده رابطه معنی¬داری بین کارایی خانواده با وضعیت تحصیلی دانشجویان موفق و نا موفق است. همچنین در آزمون خرده مقیاس های رابطه معنی داری بین خرده مقیاس همراهی عاطفی با وضعیت تحصیلی دانشجویان موفق و ناموفق وجود دارد و میانگین نمرات در خرده مقیاس¬های آزمون FAD نشانگر عملکرد مطلوب¬تر خانواده ¬های دانشجویان موفق در مقایسه با خانواده¬های دانشجویان ناموفق است. از نتایج دیگر پژوهش اینکه بین جنسیت ، بومی و غیر بومی بودن و نوع دانشکده با کارایی خانواده رابطه معنی داری مشاهده نشد. از یافته¬های پژوهش می¬توان استنباط کرد که کارایی خانواده بیشتر روی جنبه-های دیگر رفتار مانند شخصیت روابط اجتماعی دانشجویان تأثیر گذار است و وضعیت تحصیلی دانشجویان بیشتر تحت عوامل ذهنی و برخی عوامل اجتماعی است.
بررسی جامعه شناختی ارتقاء علمی زنان هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی و شناخت موانع، مشکلات آنها(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
طرح مسأله: یکی از نابرابریهایی که در عرصه علم قابل توجه است مقوله جنسیت می باشد که به موقعیت حاشیه ای زنان در این عرصه منجر شده است، تاریخچه حضور زنان نشان می دهد که در بسیاری از موارد حضور زنان یا نادیده انگاشته شده و یا اهمیتی بسیار کمتر از مردان داشته است.در ایران نیز شواهد حاکی از این است که وضعیت زنان در سطوح مختلف آموزش عالی به موقعیت زنان دانشگاهی در سایر نقاط دنیا شبیه است، علی رغم افزایش تعداد زنان در دانشگاه ها می بینیم که تعداد زنان در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری (خصوصاً) با کاهش چشمگیری روبرو است. این مطالب در مورد تعداد زنان هیات علمی نیز صادق است، آمار موسسه آموزش عالی نشان می دهد که از میان 79617 نفر (22/65 درصد)، اعضاء هیات علمی تمام وقت و حق التدریس دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی تنها 25/18 درصد به زنان اختصاص دارد و 75/81 درصد به مردان اختصاص دارد.این پژوهش قصد دریم به بررسی جامعه شناختی ارتقاء علمی زنان هیات علمی واحد تهران مرکزی و موانع و مشکلات آنان بپردازیم.این پژ وهش از حیث هدف کاربردی و از حیث روش،توصیفی (همبستگی)است که شامل کلیه اساتید خانم دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز می باشد و نمونه آماری آن در مجموع شامل300 نفر استاد خانم می باشد. که با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده بودند. گردآوری داده ها بر اساس پرسشنامه های اطلاعات زمینه ای وآزمون های محقق ساخته(30 سئوال) انجام شد.داده های پژوهش با بهره گیری از شاخص آمار توصیفی و آزمون همبستگی پیرسون تحلیل شدند یافته ها:یافته ها نشان دادکه بین متغیر ارتقاءعلمی اساتید خانم دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز با پایگاه اقتصادی-اجتماعی خانواده¬( ضریب 03/0)، ساختار سازمانی( ضریب 02/0) ، علاقه مندی به رشته تحصیلی مشغول به تدریس ( ضریب 029/0)، آشنایی با آئین نامه ها و بخشنامه های پژوهشی (ضریب 031/0 )، میزان آشنایی با اینترنت و فضاهای مجازی( ضریب 019/0)، میزان آشنایی با زبانهای خارجی( ضریب 024/0)، ویژگی های تحصیلی و تجربی( ضریب 024/0)، و ویژگی های جمعیتی و اجتماعی ( ضریب 00/0 درصد) رابطه مثبت و مستقیم وجود دارد. نتایج: با توجه به یافته های بدست آمده که در بالا ذکر شد نتایج نشان می¬دهد که وضعیت زنان چه در دانشگاه و چه در سایر جایگاه های اجتماعی- در عین مسأله آمیز بودن، روزبه روز ارتقاء پیدا می کند؛ آگاهی های زنان نسل جدید از وضعیت خود روز به روز در حال افزایش است .بنابراین به نظر می رسد که به جای تاکید و پافشاری بر تدابیر حمایتگرانه افراطی معطوف به جنسیت زنان، بهتر این باشد که در فرآیندهای تصمیم سازی و سیاست گذاری های فرهنگی، طرز تلقی ها فراتر از سوگیری های جنسیتی باشد، افراد، خواه مرد و خواه زن، بدون اصل قرار گرفتن جنسیت شان، به مثابه انسانی واجد کرامت، حقوق و تکالیف در نظر گرفته شوند، این امر مستلزم تعمیق و بسط نگاهی فراجنسیتی در رده های تصمیم گیرنده سازمانی در نهاد دانشگاه است که در آن به جای اولویت دادن به جنس خاصی بر توانایی ها و شایستگی های افراد برای کسب یا تصدی مدارج علمی و مناصب مدیریتی و اجرایی تأکید گردد.
بررسی جامعه شناختی عوامل موثر بر الگو پذیری رفتار اجتماعی دختران -(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر«بررسی جامعه شناختی عوامل موثربرالگوپذیری رفتاراجتماعی دختران» می باشدبه بیان دیگر هدف شناخت وتاثیرعواملی همچون پایگاه طبقاتی والدین ،برنامه های آموزشی وپرورشی مدارس ورسانه های جمعی ،گروه همالان وگروههای مرجع،گرایش به مدویکپارچگی به دیگران(متغیرهای مستقل)برالگوپذیری رفتاراجتماعی دختران (متغیروابسته) می باشد.. پژوهش حاضر،باشیوه پیمایشی واسنادی انجام شده است.تکنیک جمع آوری اطلاعات پرسشنامه ساخت یافته است.جامعه آماری شامل 7715 نفرازدانش آموزان دختردبیرستانهای مناطق 3و19 شهرتهران که به روش خوشه ای –تصادفی نمونه گیری شده اند. وجمعیت نمونه برابر370 نفرمحاسبه شده است. دراین تحقیق 8 فرضیه تدوین گردیده است . فرضیه هاباتوجه به متغیرهای تحقیق وبااستفاده ازشاخص های آماری t دونمونه ای وآنالیزواریانس (آزمون برابری میانگین ها) موردآزمون وتجزیه وتحلیل قرارگرفتند. نتایج حاصل نشان داده است که از بین ویژگی های فردی والدین مثل سن ، تحصیلات و شغل ، تنها متغیر تحصیلات، با نوع الگوهای رفتار اجتماعی دختران رابطه معنادار نشان داده است.در بین طبقات اجتماعی نیز، تنها در طبقه پایین جامعه با نوع الگوهای رفتار اجتماعی دختران رابطه معنادار مشاهده شده است. رابطه نوع الگوهای رفتار اجتماعی دختران با گروه دوستان و همالان رابطه ای معنادار نشان داده وهمچنین رابطه معناداری بین متغیر وابسته تحقیق با نوع فعالیتهای پرورشی و آموزشی مدارس مشاهده شده است.فرضیه دیگر تحقیق ارتباط گروههای مرجع را با متغیر وابسته تحقیق مورد بررسی قرارداده است که این رابطه نیز معنادار نشان نداده است. فرضیه دیگری که به تائید نرسیده است، رابطه بین رسانه ها و نوع الگوهای رفتار اجتماعی دختران بوده است . فرضیه ارتباط بین مذهبی بودن خانواده با نوع الگوهای رفتاری دانش آموزان رابطه ای معنادار حاصل شده است و بالاخره درآخرین فرضیه که گرایش به مد و یکپارچگی با دیگران را با الگوهای رفتاری دختران مرتبط دانسته است ، رابطه ای معنادار نشان داده است.
سرمایه اجتماعی در نظریات جدید(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
در سال اخیر شاهد ورود واژه سرمایه اجتماعی در گفتمان های جامعه شناسی، علوم اجتماعی، اقتصاد و علوم سیاسی بوده ایم. تمرکز بر مقوله سرمایه اجتماعی به دلیل نقشی است که سرمایه اجتماعی در تولید و افزایش سرمایه های انسانی واقتصادی ایفا می کند. به همین دلیل امروزه در بررسی و تدوین شاخص های اجتماعی توسعه توسط سازمان های معتبر جهانی، سرمایه اجتماعی پایگاه خاصی را به خود اختصاص داده است. نظر به چنین اهمیتی در این مقاله سعی می شود به بررسی نظریات جدید در مورد سرمایه اجتماعی پرداخته شود.
بررسی تاثیر نوع و میزان کاربری اراضی در شکل گیری کانون های جرم خیز با استفاده از سامانه اطلاعات جغرافیایی GIS (مطالعه موردی: قاچاق و سو مصرف مواد مخدر در شهر قزوین)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به منظور پیشگیری و کنترل کانون های جرم خیز انواع جرایم مواد مخدر در سطح شهر قزوین و سرعت بخشیدن به فعالیت ها و هماهنگی در اتخاذ سیاست های عملیاتی در مکان ها و زمان های مساله دار بر مبنای پژوهشی تدوین یافته است که در سال 1387 با عنوان «اطلس بزهکاری جرایم مواد مخدر شهر قزوین» انجام گرفت و در آن متغیر «مواد مخدر» به عنوان عمده ترین عامل زمینه ساز سایر جرایم شهری در ارتباط با نوع و ترکیب کاربری ها در خلق فرصت های این نوع خاص از جرایم بررسی قرار شد.روش تحقیق در این مقاله، تطبیقی و تحلیلی است و برای شناسایی و درک الگوهای مکانی بزهکاری در سطح شهر از مدل های آماری چون مرکز متوسط، بیضی انحراف معیار، شاخص نزدیک ترین همسایه، روش تخمین تراکم کرنل و تحلیل شبکه در محیط سامانه اطلاعات جغرافیایی GIS استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش تمام جرایم مرتبط با مواد مخدر است که در سال 87–88 در محدوده قانونی شهر قزوین به وقوع پیوسته استیافته های پژوهش نشان می دهد که در میان جرایم شهر قزوین، بزه قاچاق و سو مصرف مواد مخدر بیشترین آمار دستگیر شدگان را به خود اختصاص داده است. همچنین مهم ترین کانون های جرم خیز مواد مخدر شهر قزوین در هادی آباد، نواب و عمری محله واقع شده استنتایج پژوهش بیانگر این است که ارتباط معناداری مبنی بر تاثیر نوع کاربری و نحوه استفاده از اراضی در بخش مرکزی شهر قزوین در توزیع جغرافیایی جرایم مرتبط با مواد مخدر و شکل گیری الگوهای فضایی بزهکاری در شهر قزوین وجود ندارد. به نظر می رسد توجه به نوع و میزان کاربری ها، در پاک سازی پارک شهدا و تصحیح هندسی معابر در این محدوده ها و مکان یابی مجدد مراکز استقرار نیروی پلیس در پیشگیری از وقوع جرم و ارتقای سطح امنیت در شهر قزوین موثر خواهد بود.
طبقه بندی مسایل جنایی فراروی پلیس برای ارتقای دانش پیشگیری وضعی از جرم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بیان مساله: طبقه بندی جرم، بنحو مرسوم در حقوق کیفری، در پیشگیری از آن کارآیی ندارد. زیرا این گونه طبقه بندی ها، که بر اساس میزان مجازات یا موضوع جرم ترسیم می شود، برای سهولت در تعیین صلاحیت مراجع قضایی یا دیگر اهداف مطلوب مراجع قضایی، تعیین شده اند و اطلاعاتی در خصوص عوامل موجد جرم و نحوه پیشگیری از آن را، در اختیار نهاد پلیس قرار نمی دهد.روش: مقاله حاضر به صورت توصیفی - تحلیلی و به روش اسنادی (کتابخانه ای) انجام شده، و تلاش می کند که نظامی از طبقه بندی را ارایه نماید که بر اساس آموزه های جرم شناسی و عوامل نزدیک موجد جرم بنیان نهاده شده است. برای این منظور ابتدا به تبیین مفاهیم و مبانی نظری طبقه بندی مسایل عام فراروی پلیس پرداخته شده است. پس از آن، تلاش می شود که نحوه طبقه بندی مسایل عام فراروی پلیس در نظام طبقه بندی پیشنهادی تبیین شود و در ادامه، نحوه بهره گیری از اطلاعات این نظام در ارتقای دانش پیشگیری وضعی از جرم بیان شده است. برای نظام طبقه بندی پیشنهادی، دو بعد در نظر گرفته شده است:پیشنهادات: 1- بعد تعامل جنایی بزهکار و بزهدیده که مبین انواع رفتارهای جنایی است. 2- بعد مکان های پیش جنایی که مبین مکان هایی است که پدیده جنایی در آن واقع می شود. امتداد هر یک از این ابعاد در نظام طبقه بندی پیشنهادی، مبین یک نوع خاص از مسایل جنایی فراروی نهاد پلیس است. با استفاده از این نظام طبقه بندی، نهاد پلیس می تواند انواع مسایل جنایی و روش های پیشگیری وضعی از آنها را طبقه بندی کند. به گونه ای که با تکمیل اطلاعات آن، به ازای هر یک از جرایم و ناهنجاری های فراروی نهاد پلیس، راهکارهای پیشگیرانه وضعی در دسترس قرار خواهد گرفت. اجرای این رویکرد در پلیس ایران مستلزم آن است که پلیس پیشگیری ناجا، یک شبکه ارتباطی سایبری، که ارتباط این پلیس با واحدهای اجرایی را فراهم می کند، ایجاد نماید. در این شبکه ارتباطی، از سویی تجربیات یگان های عملیاتی پلیس در پیشگیری از جرم به مرکز شبکه ارتباطی ارسال می شود و از سوی دیگر، این اطلاعات تحلیل شده و در قالب نظام طبقه بندی پیشنهاد شده، در اختیار کلیه یگان های اجرایی و ماموریتی قرار می گیرد.
مددکاری اجتماعی
مواجهه با خشونت جسمی والدین با یکدیگر و ارتباط آن با عزت نفس(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی: