جایگاه تشخیص تخصصی مأموران پلیس در کشف جرم و تحقیقات جنایی(مقاله علمی وزارت علوم)
زمینه و هدف: این تحقیق به مطالعه ماهیت، لوازم و اعتبار تشخیص تخصصی مأموران پلیس در کشف جرم و تحقیقات جنایی در نظام عدالت کیفری ایران می پردازد. روش تحقیق: پژوهش حاضر به روش توصیفی تحلیلی با استفاده از منابع اسنادی – کتابخانه ای انجام شده است. یافته ها: انتظار می رود مأموران پلیس بالاخص در جرایم مشهود، بتوانند بر اساس تشخیص تخصصی و ضرورت کشف جرم و دستگیری مظنون، اقدام کنند. آخرین اراده قانونگذار در ماده 22 آیین دادرسی کیفری 1392، کشف جرم و تحقیقات جنایی را در زمره اهداف تشکیل دادسرا قرار داده و با هویت زدایی این مأموریت ها از پلیس و واژه سازی با عنوان «ضابط دادگستری تحت ریاست و نظارت دادستان»، تشخیص تخصصی و تجارب حرفه ای مأموران پلیس در کشف جرم، شناسایی و دستگیری مظنون در صحنه مأموریت های پلیسی را در سایه دستورات و نظارت های مراجع قضایی قرار داده است. در وضعیت موجود، اگر تشخیص تخصصی مأموران پلیس، راهنمای روش و سبک کاری خاص برای جرم یابی و تحقیقات جنایی باشد، ولی تشخیص قضایی راه دیگری را نشان دهد، تشخیص قضایی بر تشخیص تخصصی پلیس ارجح است و باید اجرا شود. این در حالی است که «قضاوت» ماهیتاً متفاوت از «جرم یابی و تحقیقات جنایی» با ماهیت اجرایی است و شخصی که تخصص قضاوت دارد، نوعاً در جرم یابی متخصص نیست. ماهیت کار قضایی ایجاب می کند مراجع قضایی در جایگاه والای بی طرفی باقی بمانند و به کار نهادهای اجرایی وارد نشوند. ورود مراجع قضایی به امور اجرایی، به تجمیع اختیارات قضایی و اجرایی در یک نهاد واحد و قضاوت مرجع قضایی درباره اقدامات اجرایی توسط خودش منجر می شود. نتیجه گیری: در نظم قانونی موجود، هیچ معیار قانونی مشخصی برای تشخیص تخصصی معقول برای مظنونیت، کشف جرم و تحقیقات جنایی ارائه نشده و این ابهام مغایر رسالت قانونگذار در تعادل بخشی بین نظم عمومی و حقوق شهروندی است. به منظور ارتقای تشخیص تخصصی مأموران پلیس و تخصص گرایی در اجرای وظایف تعریف شده در فرایند دادرسی کیفری، ایجاد نهاد مستقل کشف جرم و شناسایی معیارهای عینی تشخیص تخصصی و مظنونیت معقول، ضروری است.