فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۱۴۱ تا ۱۰٬۱۶۰ مورد از کل ۱۸٬۰۷۷ مورد.
تاریخ نگاری علم به سبک ویگ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاریخ نگاری علم به سبک ویگ، با معیار قرار دادن دستاوردهای علوم جدید، دربارة اهمیت بخش های مختلف تاریخ علوم قضاوت میکند. مورخان ویگیست تاریخ را به صحنة مواجهة دو گروه دانشمندان عاقل و دانا و متحجران نادان تبدیل میکنند. ایشان تنها قسمت هایی را از تاریخ علوم برای مطالعه و بررسی، با ارزش میدانند که به علوم جدید ربط پیدا کند. در این مقاله، ضمن معرفی هربرت باترفیلد، ناقد این جریان در تاریخ نگاری عمومی، به نقد و بررسی دیدگاه ویگی در تاریخ نگاری علم خواهم پرداخت. ویگیزم نه تنها مورخ را از ارائة روایتی حقیقی از تاریخ علم بازمیدارد، بلکه بخش های مفید و آموزنده را از تاریخ علم حذف کرده، فقط قسمت های «به نظر ما درست» را حفظ میکند. سپس نشان خواهم داد که گاهی از ویگیزم گریزی نیست و این رویکرد میتواند به شکل مشروع، در جنبه هایی از کار تاریخ نگاری علم وارد شود.
تحلیلی بر رویکردهای روایی در پژوهش کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دهه های اخیر، رویکرد کیفی به قلمرو پژوهش های علوم انسانی و علوم تربیتی وارد و به آن توجه شده است. از مسائل اصلی این نوع پژوهش، معیار یا معیارهایی است که نتایج این پژوهشها را قابل اعتماد میسازد. یکی از معیارهای مطرح در این میان، روایی تحقیقات کیفی است که موضوعی حیاتی و چالش بر انگیز است. در این مقاله، محققان با بهره گیری از شیوة توصیفی و تحلیلی و با بررسی ادبیات مربوط به تحقیقات کیفی، سه رویکرد عمده به مفهوم روایی را مطرح و روش های دستیابی به روایی در این سه رویکرد را بررسی کرده اند. این سه رویکرد عبارت است از: رویکرد سنتی، کل نگر و رویکرد هدف - روایی که به زعم نویسندگان، رویکرد کل نگر بر دو رویکرد دیگر برتری داشته، میتواند مسئلة روایی در پژوهش های کیفی را حل کند.
بررسی رابطه جهانی شدن فرهنگی و عرفی شدن فردی با تأکید بر نقش عوامل زمینه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مروری بر نظریه های عرفی شدن نشان می دهد که این تئوری ها کمتر به تأثیر مناسبات فزاینده جهانی بر عرفی شدن مردم جهان پرداخته اند. با توجه به این مطلب، این مقاله کوشیده است رابطه جهانی شدن فرهنگی و عرفی شدن مردم کشورهای جهان را با توجه به متغیرهای زمینه ای اثرگذار بر این رابطه مورد بررسی قرار دهد. این متغیرهای زمینه ای عبارت اند از: سنت های مذهبی غیر اسلامی، سطح توسعه یافتگی، تنوعات قومی، زبانی و مذهبی. نتایج مطالعه حاضر نشان داد که جهانی شدن فرهنگی رابطه مستقیم و مثبتی با عرفی شدن مردم جهان دارد. البته با در نظر گرفتن سهم کنترلی سایر متغیرهای منتج از نظریه های رقیب (نظریه نوسازی و نظریه بازارهای مذهبی) این اثر به میزان قابل توجهی کاهش یافت. یافته های دیگر مطالعه حاکی از آن بود که اثر جهانی شدن فرهنگی در کشورهای اسلامی، اثری غیر عرفی کننده و در کشورهای غیراسلامی اثری عرفی ساز از خود نشان می-دهد. هم چنین مشخص گردید که جهانی شدن فرهنگی در کشورهایی که از نظر قومی متنوع می باشند، به نسبت کشورهایی که از نظر قومی همگون هستند، اثر عرفی کننده بیشتری دارد. مطالعه حاضر با یافته خلاف انتظاری نیز روبه رو گردید. یافته های مطالعه نشان داد که جهانی شدن فرهنگی کاملاً مخالف انتظارات نظری مطالعه، در جوامعی که از نظر مذهبی همگون می باشند، اثر عرفی ساز بسیار بیشتری به نسبت جوامع ناهمگون مذهبی دارد.
توزیع اجتماعى نگرش هاى سیاسى نوگرا و سنت گرا در شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ازجمله سؤال هاى مهمى که در جامعه شناسى سیاسى و به ویژه در بحث تکوین و تغییر نگرش هاى سیاسى همواره وجود داشته، نوع نگرش سیاسى مردم و تحلیل جامعه شناختى منشأ و عوامل مؤثر بر این نگرش ها بوده است. این پژوهش با هدف تعیین توزیع اجتماعى نگرش هاى سیاسى نوگرا و سنت گرا در شهر یزد انجام شده است.
روش تحقیق، پیمایشى بوده و داده ها با استفاده از ابزار پرسشنامه محقق ساخته جمع آورى گردید. جامعه آمارى پژوهش، کلیه افراد بالاى 18 سال شهر یزد بوده که 280 نفر از آن ها به عنوان نمونه انتخاب شدند.
یافته هاى تحقیق نشان داد تفاوت معنادارى میان افراد جوان و افراد مسن و نیز میان افراد مجرد و متأهل از نظر نوع نگرش سیاسى وجود داشت. همچنین رابطه مستقیمى بین پایگاه اقتصادى اجتماعى، آگاهى سیاسى، مشارکت سیاسى و میزان استفاده از وسایل ارتباط جمعى با میزان نوگرایى سیاسى وجود دارد. متغیرهاى میزان استفاده از رسانه هاى ارتباط جمعى، میزان آگاهى سیاسى، میزان مشارکت سیاسى و میزان دیندارى تأثیر معنى دارى بر نگرش سیاسى داشتند. در بین متغیرهاى تحقیق، میزان مشارکت سیاسى با 6 درصد بیشترین سهم را در تبیین نگرش سیاسى داشت. با استفاده از واریانس ترکیب خطى متغیرهاى مستقل 6/20 درصد از واریانس نگرش سیاسى تبیین گردید.
شناخت پتانسیل های گردشگری منطقه آبگرم سردابه در استان اردبیل با روش SWOT
حوزههای تخصصی:
ویژگی های اقلیمی، توپوگرافی، شرایط کم نظیر اکوسیستمی، پوشش مرتعی و بخصوص آب های گرم ، از جاذبه های گردشگری منطقه به شمار می روند. در این تحقیق ، پرسش این است که پتانسیل ها و محدودیت های توسعه گردشگری منطقه سردابه کدام است و چه راهبردها و راهکارهایی برای توسعه گردشگری که به توسعه منطقه منجر شود ، وجود دارد؟ مقاله حاضر ، شناخت پتانسیل های گردشگری منطقه آبگرم سردابه در استان اردبیل با استفاده از روش SWOT است. در این مدل ، ارزیابی کننده «نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید» بهترین راهبرد برای فرایند برنامه ریزی راهبردی طبیعت گردی محسوب می شوند. روش جمع آوری داده ها و تحلیل اطلاعات مورد نیاز بیشتر اسنادی، تحلیلی و پیمایشی است. نتایج حاصل ، بیانگر آن است که فصل تابستان ، بخصوص مرداد ماه در این منطقه با داشتن شرایط محیطی خنک و در شرایط بیوکلیمایی تحریک ملایم ، بهترین نقاط قوت برای گردشگری محسوب می شود. برودت سرما درفصل زمستان، نبود مکان اقامتی بیش از یک روز، بهداشتی نبودن در آبهای گرم و نبود پارکینک ، از نقاط ضعف منطقه به شمار می رود. همچنین ، مهمترین عامل جذب گردشگری در منطقه سردابه ، در درجه اول عوامل محیطی ، از قبیل چشم انداز مناسب طبیعی و آب و هوای خنک از ماه اردیبهشت تا آخر آبان و در درجه دوم آب های گرم است. راهکارهای این پژوهش می تواند در بهینه سازی وضع موجود و ساماندهی طبیعت گردی در این منطقه مؤثر باشد.
بررسی وضعیت گردشگری روستایی و نقش آن در رونق صنایع دستی مورد دهستان استرآباد جنوبی، شهرستان گرگان
حوزههای تخصصی:
در حال حاضر، گردشگری و اقتصاد گردشگری به یکی از ارکان اصلی تجاری جهان تبدیل شده است. در کنار گردشگری که نقش مؤثری در توسعه ملی و تنوع بخشی به اقتصاد ملی و منطقه ای دارد، صنایع دستی نیز می تواند مکمل بعضی از جاذبه های تاریخی و گردشگری باشد. هدف از انجام این تحقیق، بررسی وضعیت گردشگری روستایی و نقش آن در رونق صنایع دستی است، که در دهستان استرآباد جنوبی شهرستان گرگان انجام شد. روش تحقیق به کار رفته، توصیفی – تحلیلی و از نوع پیمایشی و روش جمع آوری اطلاعات روش کتابخانه ای و میدانی بوده است. جامعه آماری این تحقیق را 57 نفر صنعتگر منطقه مورد مطالعه بودند که باروش تمام شماری انتخاب گردیدند. همچنین، برای بررسی نقش گردشگری حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 228 نفر مشخص گردید که به روش طبقه بندی و تصادفی ساده به نمونه ها مراجعه شد و از آزمون کای اسکوئر برای تجزیه و تحلیل استفاده گردید. نتایج حاصل از بررسی نشان می دهد که 6/76 در صد نمونه مورد مطالعه نقش گردشگری را در توسعه صنایع دستی در حد زیاد و خیلی زیاد، 7/19 درصد کم و 7/5 درصد بی تاثیر دانسته اند.
پژوهش پیمایشی
منبع:
کتاب ماه ۱۳۸۹ شماره ۲۷
حوزههای تخصصی:
تحلیل نحوه برخورد و ارزش گذاری موسیقی راک از دیدگاه مخاطبان: مطالعه موردی شنوندگان ایران و ترکیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موسیقی راک از اواخر ده ی 1960 وارد مباحثات مهم اجتماعی، فرهنگی و هنری شد و چندین نسل را تحت تأثیر ژانرهای گوناگون خود قرار داد و همچنان نیز مسیر خود را ادامه می دهد. حجم مخاطبین بالای این گونه هنری آن را به یکی از حوزه های مهم موسیقی مردمی تبدیل کرده است؛ با این وجود سویه های جامعه- شناختی مرتبط با آن هنوز نیاز به کاوش های فراوانی دارد. پژوهش حاضر تلاشی است برای تحلیل نحوه برخورد و ارزش گذاری مخاطبان این گونه هنری.
این تحقیق به روش میدانی انجام و بر اساس داده های به دست آمده از 300 نفر از مخاطبین شرکت کننده در فستیوال سه روز? استانبول در ماه ژوئن 2010 انجام شده است. در بخش اول پرسشنامه سؤالات شخصی و کلی مطرح شده که سابقه و میزان تماس بالا با این سبک، پایین بودن سن تأثیرپذیری، توانایی نوازندگی، مطالعه در این سبک و تساهل بالای موسیقائی نتیج? آن است. در بخش دوم سه سؤال اصلی طرح شده است که مخاطبین از شمار? 1 تا 5 و از کم به زیاد، میزان اهمیت، علاقه مندی و جذابیت فاکتورهای مطرح شده را مشخص کردند و در آن فاکتور «موسیقی»، ژانر «ترش متال» و عامل «آزادی» در مجموع امتیازات، به بالاترین رتبه رسیدند که گویای توانایی برقراری ارتباط با موسیقی، ژانرشناسی و تصاحب معنایی توسط مخاطبین در این سبک است؛ سبکی که مخاطب را به کنش فعالانه ای در ساختار شعری، تصویری و موسیقائی خود وا می دارد و در نتیج? این تقابل دوسویه، می توان انتظار شکل گیری مخاطبان فعال را داشت.
بررسی ،تحلیل وپیش بینی تغییرات جمعیت و اشتغال بااستفاده ازمدل طولی وعرضی ایزاردوتغییرسهم ضریب مکانی (مطالعه موردی شهرستان سمنان)
حوزههای تخصصی:
بدون تردید نیروی کار به عنوان اصلی ترین عامل تولیدمطرح است وبه همین دلیل بسیاری ازکشورهای پیشرفته ودرحال توسعه بادوراندیشی ماهرانه ای، توسعه عوامل تولیدوبالتبع ساختارتولیدوتوسعه خودرابرمحوریت توسعه منابع انسانی طرح ریزی نموده اند. استفاده بهینه ازنیروی کاردرهرجامعه ای مستلزم شناخت ودرک صحیح ازاجزای آن وآگاهی براستعدادها وتوانایی هاوتفاوتهای هریک ازاجزاء است. این مقاله که بااستفاده ازپژوهش های میدانی وکتابخانه ای گردآوری شده است، ابتدابه بررسی تحولات جمعیتی وپیش بینی آن برای مقاطع10و15ساله پرداخته و درادامه بخش های مختلف اقتصادی شهرستان راتحت عناوین کشاورزی ، صنایع ومعادن وخدمات موردبررسی قرار داده اند و نقش شهرستان سمنان درسه سال 1385،1375،1365 به همراه الگوی تغییرات آن تبیین شده است. درادامه، ضرایب مکانی بخش های اصلی اقتصادی تعیین شده وسپس بااستفاده ازمدل ترسیمی طولی-عرضی ایزاردبه تجزیه وتحلیل ساختاراقتصادی شهرستان به صورت مقایسه میان بخشی درخودشهرستان وبین بخشی باسطح مرجع(کل کشور) و تغییرات اشتغال طی سه سال بررسی نموده وهمچنین بااستفاده ازمدل تغییرسهم ، به پیش بینی اشتغال درسه بخش اصلی شهرستان پرداخته ودرنهایت سه سناریوجهت پیش بینی ساختارآتی مشاغل عمده درسالهای 1395 و1400 ارائه می گردد.
گذر جامعه شناسی از گذار انقلابی ما: تأملی مقایسه ای بر مراحل گذار در اندیشه جامعه شناسان غربی و بومی
حوزههای تخصصی:
بحث از تغییر و گذار به یک نحو محرک اولیه تفکر جامعه شناختی بوده است. به عبارت دیگر، سؤالات محوری و اساسی جامعه شناسان اولیه در مواجهه با امری عینی و بیرونی شکل گرفته و طرح شده است؛ و این امر همانا تغییر و گذار بوده است. بسیاری از تئوری های دوره نوباوه گی جامعه شناسی در ارتباط با گذار اجتماعی جامعه فرانسه از نظمی به نظمی دیگر ساخته و پرداخته شده اند. گذاری که آنان منشأ آن را در انقلاب فرانسه جست وجو می کردند. این امر در رابطه با دیگر تغییرات اتفاق افتاده در دیگر پهنه های جغرافیایی و فرهنگی جهان نیز صادق است. از انگلیس تا آمریکا و تا شوروی و ژاپن و.... تأملاتی از این جنس، تا چه حد مخیله جامعه شناسان وطنی ما را به خود مشغول داشته است و آنان تا چه اندازه نسبت به این امر در چرخه جغرافیایی و فرهنگی خودشان حساس شده اند و در باب آن تأمل کرده اند؟ متن زیر گزیده پاسخی است به این سؤال.
انقلاب در نمایی نو: ارائه مدلی تحلیلی برای انقلاب اسلامی
حوزههای تخصصی:
پاسخ صحیح و جامع به پرسش از انقلاب، کدام پاسخ است؟ پاسخی که همه انقلاب را خلاصه در اقتصاد می کند؟ یا پاسخی که تفسیری روان شناسانه از انقلاب ارائه می دهد؟ یا شاید آن دسته از پاسخ های جامعه شناسانه؟ و یا... اگر پاسخ های تک عاملی و تک بعدی را پاسخ های جامعی ندانیم، که نمی دانیم؛ ضرورت پاسخی جامع را بیش تر احساس خواهیم کرد پاسخ جامع قطعا از نگاهی جامع بر می خیزد. «انقلابی به نام دین» را بیش تر و بهتر از هر نگاه دیگری، نگاه دینی می تواند تفسیر و تحلیل نماید. دین امری جامع است و نگاه دینی لاجرم نیز. آیا می توان بر مبنای این نگاه، مدلی تحلیلی برای انقلاب اسلامی فراهم آورد؟ و بر این اساس پاسخی جامع و متناسب به پرسش از انقلاب اسلامی داد؟ متن حاضر که حاصل قلم حجت الاسلام والمسلمین کتابی می باشد، تلاشی است در این راستا.
تفصیل یک اجمال: تحلیلی بر فرایند بسط و توسعه انقلاب اسلامی و نسبت آن با تمدن اسلامی
حوزههای تخصصی:
پیش و پس امور و از جمله امور و اتفاقات بزرگ نقطه تمرکز اذهان بسیار گردیده است؛ این که چه شد که این اتفاق افتاد و یا حال که این اتفاق افتاده، چه می شود. رخدادهای عظیم مصداق بارزتر این امرند. انقلاب اسلامی نیز به مثابه تغییری بنیادین، به جهت عمق و گستره تأثیرگذاری آن، اسباب اشتغال اذهانی چند شده است. پاسخ هایی نیز صواب و ناصواب به این پرسش داده شده است. دکتر موسی نجفی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی از جمله کسانی است که تأملات و تتبعات بسیاری در این رابطه داشته اند. متن پیش رو برگرفته از سخنرانی ایشان در دوره آموزشی طرح علم و دین مؤسسه اشراق اندیشه می باشد. وقتی از یک انقلاب صحبت میکنیم باید سه مقطع را در نظر بگیریم. یعنی اگر بخواهیم یک تقسیمبندی درمورد مراحل تکامل انقلاب داشته باشیم، یک مرحله، جنبش و انقلاب است که هدفش سرنگونی نظام سیاسی است؛ یک مرحله، نظام سیاسی است و مرحلهی سوم، تمدن است. مثلا میتوانیم بگوییم جنبش اسلامی یا انقلاب اسلامی، نظام اسلامی و تمدن اسلامی. ما ایرانیها ظاهرا در زمان فعلی نزدیکترین تفکر را به این مرحلهی آخر داریم. یعنی مثلا فلسطینیها در مرحلهی جنبش ماندند و نتوانستند جلوتر بروند. اکثر کشورهای اسلامی نتوانستند به نظام سیاسی برسند و در همان مرحله انقلاب ماندند. حتی بعضیها اصلا انقلاب را هم انجام ندادند.
سخن سبک زندگی
«کار» و کارگر: بازتاب مسائل کارگری در نشریه کار
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی مدیریت مدیریت سازمانی و منابع انسانی مدیریت منابع انسانی
- حوزههای تخصصی تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی پهلوی دوم اقتصادی
- حوزههای تخصصی تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی انقلاب اسلامی سیاسی
- حوزههای تخصصی اقتصاد اقتصاد خرد اقتصاد جمعیت و اقتصاد کار ارتباط بین مدیران_کارگران،اتحادیه های تجاری و چانه زنی های جمعی سایر
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی کار و شغل
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی اقتصادی
- حوزههای تخصصی هنر و معماری هنرهای زیبا هنرهای تجسمی طراحی، نقاشی ایران و اسلام نقاشان
تاثیر خانه های دوم بر توسعه منطقه باغبهادران شهرستان لنجان
حوزههای تخصصی:
در جوامع پیشرفته، بخش اعظم جمعیت در شهرها اسکان یافته اند و مرام زندگی شهری مردم را در خود غرق کرده است. به این ترتیب، روستا و زندگی روستایی مفهومی دور از ذهن و از طرفی، جذاب برای این جمعیت شهرنشین به شمار می رود. این موضوع انگیزه اصلی تبدیل شدن روستا به یک مقصد گردشگری است . مقوله خانه های دوم که زیر مجموعه ای از گردشگری است، در پی توسعه شهرنشینی، بهبود سیستم حمل و نقل و ارتباطات، افزایش اوقات فراغت و غیره درحال گسترش است که پیامد هایی را به همراه خواهد داشت. از این رو، خانه های دوم و تاثیرات اقتصادی ـ اجتماعی و زیست-محیطی آن بررسی و تحلیل می گردد. هدف این پژوهش: 1- بررسی خانه های دوم؛ 2- تمایلات شهروندان برای استفاده از این مکانها و صرف وقت و هزینه در این خانه ها و 3- پیامدها و تاثیرات مختلف توسعه ای بر محیط های اطراف است. در این پژوهش، از روش تحقیق اسنادی، میدانی و تحلیلی استفاده شده و اطلاعات به دست آمده در قالب روش swot تجزیه و تحلیل گردیده است. نتایج تحقیق حاکی از جدید بودن موضوع، داشتن چشم انداز طبیعی و جاذبه های طبیعی مناسب، تمایل شهروندان برای گذران اوقات فراغت خود در این مکان ها و سرمایه گذاری های مختلف بخش خصوصی است. سرمایه گذاریهای اقتصادی و کالبدی دارای تاثیرات مثبت و منفی در منطقه بوده است. ساماندهی فضایی مناسب این مکان ها می تواند آثار مثبت توسعه ای در منطقه داشته باشد.
روستا نشینی شهری و بحران محیطی(مورد: رباط کریم)
حوزههای تخصصی:
نواحی کلانشهری ایران بر اثر مهاجرت های روستایی- شهری رشد سریعی را تجربه کرده است. روند رشد کلانشهر ها موجب جذب جمعیت روستاهای پیرامون مراکز شهری شده و به ظهور حوزه تازه ای انجامیده است که تعلق فضایی مشخصی ندارد؛ نه شهر به شمار می آی د و نه خصوصیات اصیل روستایی دارد . این پدیده به روستا نشینی شهری موسوم است. روستا نشینی شهری به گسترش بحرانهای محیطی، اقتصادی و اجتماعی میانجامد. هدف اصلی تحقیق حاضر ، بررسی روستا نشینی شهری و عواقب آن است. این عواقب به عنوان بحران محیطی تلقی شده ، بعضی از آنها به این شرح است: - بحران کمی و کیفی آب؛ - تخریب فضای سبز و اراضی کشاورزی؛ - ایجاد ناامنی اجتماعی واقتصادی. ناحیه مورد مطالعه این تحقیق را روستاهای شهرستان رباط کریم تشکیل می دهد. این شهرستان در جنوب غربی استان تهران واقع شده است . دادههای مورد نیاز از طریق مشاهده پدیده های محلی، گفتگو با اعضای شوراهای اسلامی روستاها ٬ تکمیل پرسشنامه در روستاهای نمونه و مرکز بهداشت روستایی و برخی اسناد به دست آمده است. داده های جمع آوری شده از طریق مطالعه مقایسه ای، آمار توصیفی و آزمون های آماری( رگرسیون ٬ فریدمن ٬ T- student و روش لیکرت) تجزیه و تحلیل شده است. نتیجه نشان می دهد که در نظام های متمرکز سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، مادر شهرهای ملی به محل جذب جمعیت مهاجر اقصی نقاط کشور تبدیل می شود. در این شهرها، بر اثر ارائه خدمات و فرصت های شغلی جاذبه جمعیتی ایجاد می شود. بر اثر بالا بودن قیمت زمین و هزینه مسکن در مادرشهرو گسترش وسایل حمل و نقل عمومی و خصوصی، روستاهای پیرامونی محل تمرکز اقشار کم درآمد اجتماعی می شود؛ دسترسی آنان به خدمات از نظر کیفی تنزل می یابد و نا امنی طبیعی ( بحران آب و زیست- محیطی) ناامنی اقتصادی، (بیکاری و تمرکز فقر) و نا امنی اجتماعی (کجرورهای اجتماعی) به عنوان بحران های محیطی بروز می نماید.
رویکرد آمایشی در تحلیل نظام شهری با تاکید بر مفهوم مناطق همگن و اداری
حوزههای تخصصی:
در مجامع علمی و کارشناسی آمایش سرزمین، همواره تحلیل های متعدد و متضادی در خصوص ویژگیهای نظام شهری مناطق صورت گرفته است و نتایج ارایه شده به دلایلی نظیر تعریف مناطق بر اساس محدوده های اداری وسیاسی و یا استفاده صرف از مدلها و تکنیک ها بدون توجه به کاربرد منطقه ای آنها، دارای تفاوتهای اساسی و متضاد بوده و تصمیم گیری مناسب را برای مدیران و برنامه ریزان دچار مشکل ساخته است. هدف اصلی این مقاله، مقایسه تاثیر انتخاب محدوده های جغرافیایی در استخراج نتایج متفاوت در تحلیل های آمایشی ازمنطقه است. این مقاله موضوع انتظام فضایی شهرها را در دو منطقه آذربایجان، شامل: استانهای آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی و اردبیل به عنوان یک منطقه همگن از یک طرف و استان آذربایجان شرقی به عنوان یک منطقه سیاسی و اداری از طرف دیگر بررسی نموده است. نتایج نشان دهنده تفاوت بسیار زیاد ویژگیهای نظام شهری بین منطقه همگن و منطقه سیاسی اداری است. با انتخاب استان آذربایجان شرقی به عنوان یک منطقه، الگوی نخست شهری وضعیت فوق برتری را نشان می دهد، ولی با انتخاب منطقه همگن آذربایجان، الگوی نخست شهری به وضعیت برتری مطلوب تغییر پیدا می کند که نشان دهنده وضعیت مطلوب برای منطقه است. در این مقاله، به ضرورت توجه جدی به تعریف علمی منطقه در مطالعات توسعه شهری و منطقه ای اشاره شده است.
جنبش پیاده گستری، رویکردی نو در احیاء مراکز شهری؛ مورد مطالعه پیاده راه تربیت تبریز
حوزههای تخصصی:
امروزه موضوع احیای بافتهای مرکزی شهرها و توسعه پایدار آن، به صورت یک مساله ای مهم در برنامهریزی های شهری درآمده است. در طول دهههای گذشته، اتکای بیش از حد شهرسازی مدرن به نیازهای حرکت سواره و غفلت از حفظ و ساماندهی فضاهای پیاده که افول ارزشهای اجتماعی، فرهنگی، بصری و کاهش کیفیت محیط شهری را در این بافتها به همراه داشت، انتقادات زیادی از سوی صاحبنظران مسائل شهری را در مورد شهرسازی مدرن مطرح ساخته است. شدت این انتقادات بیشتر متوجه کیفیات کالبدی- فضایی و جنبههای نامطلوب اجتماعی حاصل از این نظام شهرسازی بوده است. در این راستا، از راهکارهایی که برای طرح شهر مطلوب شهروندان در برابر اوضاع نابسامان شهرسازی مدرن، در عرصه شهرسازی جهان مطرح شده، میتوان به «جنبش پیادهگستری» اشاره نمود. این جنبش، نه تنها سیمای کالبدی مراکز شهری را عوض کرده، بلکه تغییرات نوینی را در ارتقای کیفیت زندگی شهری و رفتار اجتماعی مردم به وجود آورده است. در این زمینه، مقاله حاضر، با روش تحلیلی- اسنادی و با استناد به مطالعات و بررسیهای میدانی در رابطه با محور پیاده تربیت، با هدف بررسی و شناخت بیشتر خاستگاه مکانی و زمانی زایش و پویش محورهای پیاده به عنوان بستر کالبدی حیات مدنی و تعاملات اجتماعی شهرها در راستای انتظام بخشی و ساماندهی مراکز کهن شهری به رشته تحریر درآمده است. یافتههای تحقیق، حاکی از آن است که ساماندهی این محور در بافت مرکزی شهر موجب انطباق آن با سیاستهای پیادهگستری شده است؛ به گونه ای که پس از اجرای آن، مکانهای تجاری و کاربری های مرتبط با آن رونق گرفته است و با این روند، پیادهراه تربیت، نوید بخش چشم انداز روشن توسعه فضاهای تجاری و تفریحی بوده، با پذیرش گروههای مختلفی از شهروندان، زمینهای برای بالا بردن کیفیت زندگی اجتماعی و غنا بخشیدن به فضای شهری در بافت قدیم فراهم نموده است.