حجت الاسلام رهدار، از جمله افرادی است که در زمینهی تاریخ و فلسفه ی انقلاب اسلامی، چندین سال است که در حال مطالعه و پژوهش می باشد. وی دارای تحصیلات درس خارج فقه، و نیز کارشناسی ارشد علوم سیاسی از مؤسسهی آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) قم و تحصیلات دکتری علوم سیاسی از پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی می باشد. از جمله آثار ایشان می توان به «بررسی پنج نظریه در باب پایان مدرنیته» در ماه نامه معرفت، گزارش و نقد کتاب «ایران بین دو انقلاب» اثر یرواند آبراهامیان در کتاب آموزه، «فقر تئوریک فلسفهی سیاسی غرب در فهم انقلاب اسلامی» در فصل نامه 15 خرداد، «انقلاب اسلامی؛ پایگاه گذار از سیطره گفتمانی غرب» در فصل نامه مطالعات انقلاب اسلامی، «بنیادهای معرفت شناسی در غرب و تشیع»، «تأملاتی در فلسفه انقلاب اسلامی و بازتاب های آن در جهان معاصر»، اشاره کرد. با توجه به مطالعات و پژوهش های وی در زمینه فلسفه و انقلاب، در مؤسسه ی مطالعات و تحقیقات فتوح اندیشه که اکنون محل اصلی فعالیت های اوست، با ایشان به گفت وگو نشستیم. اگرچه رشته ی کلام بیشتر به سمت مفهوم انقلاب و ظرفیت این مفهوم برای تبیین انقلاب اسلامی ایران، رفت؛ ولی در پایان اشاره های خوبی به نسبت فلسفه و انقلاب در غرب و ایران شد، که می تواند سرنخ های خوبی را برای پژوهش های جدی در این زمینه، در اختیار مخاطبان قرار دهد.
مقاله حاضر به مطالعه بازنمایی ذهنیت نسلی در نقاشی فیگوراتیو ایران در دهه ی ?? می پردازد. از این رو با رویکرد کیفی و روش توصیفی- تحلیلی به بررسی نمونه آثاری می پردازد که با استفاده از نشانه های شمایلی آشنا، بخشی از هویت و ابژ ه های دوران خود را بازتاب داده اند. بر اساس نظریات مطرح شده در مورد نسل و تعریف مولفه های مرتبط با آن و نیز تغییرات و دگرگونی فرهنگی، بازتاب تغییرات اجتماعی و فرهنگی و نیز برخی از مولفه های شهری در آثار ارائه شده قابل بازخوانی است. نتیج? این مطالعه گویای آن است که هنرمند فیگوراتیو امروز در کنار تاکید بر امر بازنمایی مسائل اجتماعی و محیط شهری در اثر خود، گاه به نقد و داوری در مورد آن ها نیز می پردازد، مطلبی که کمتر در آثار هنرمندان نسل های قبل نمود یافته است.
هدف مقاله حاضر تحلیل گفتمانِ هنر خاورمیانه است. از این رو در گام اول با نقد محدودیت های نظریه سبک در تحلیل هنر مدرن، بر تحلیل گفتمان به عنوان رویکردی جایگزین تاکید خواهیم کرد و در گام دوم رویکرد گفتمانی را برای تحلیل هنر خاورمیانه به کار خواهیم گرفت. تحلیل گفتمان هنر در یک سطح شامل تحلیل ویژگی های بصری، کالبدی و ژانر اثر و در سطحی بالاتر شامل تفسیر بینامتنی اثر و نسبت آن با تاریخ و در سطحی بالاتر شامل مطالعه فضای اندیشه ای است که امکان خلق اثر را فراهم می کند؛ مواردی همچون مطالعه نهادهای قدرت سیاسی و اقتصادی و نهادهای آموزشی، موزه ها و رویدادهای هنری (مانند فستیوال ها و حراجی های فروش) که فضای گفتمانی را بازتولید می کنند و برخی از آثار را مورد تایید یا رد قرار می دهند . بنابراین در مقاله حاضر مطالعه گفتمانی هنر، به معنای فراتر رفتن از مطالعه سبک های هنری است که به ما امکان مطالعه جریان های تازه ای از هنر مانند هنر فمنیستی، هنر ملی، هنر استعماری، هنر آسیایی و دیگر هنرهای منطقه ای مانند هنر خاورمیانه را می دهد. در این مقاله بر مبنای تحلیل فوکو از صورت های گفتمانی، به تحلیل چهار قاعده شکل گیریِ یک گفتمان یعنی وحدت موضوع، وحدت اسلوب های بیانی، وحدت نظام مفاهیم و وحدت استراتژی در هنر خاورمیانه می پردازیم تا ویژگی های صورتبندی گفتمانی آن روشن گردد. این رویکرد ابعاد تازه ای از قراردادهای زیباشناختی و قواعد هنری رایج میان نقاشان معاصر ایران را ، به مثابه جزئی از هنر منطقه ای مزبور، آشکار خواهد کرد.
توسعه تکنولوژیهای جدیدِ ارتباطی در سالهای اخیر، به حدی رسیده است که برای بهدستآوردن اطلاعات از سراسر دنیا، دیگر نیازی به سفری واقعی و حضور در محل احساس نمیشود. انسان در دنیای امروز، قادر است از درون خانه خود، با استفاده از امکانات فضای مجازی، در هر زمان که بخواهد، به مناطق دوردست سفر کند. گردشگری، در این اوضاع، دیگر وابسته به زمان و مکان و نیازمند برنامهریزی مالی و زمانی خاص نیست. در این زمینه، دو سؤال مهم وجود دارد. اولاً، آیا گردشگری مجازی ممکن است جایگزین گردشگری واقعی شود و نیاز سفر واقعی را مرتفع کند؟ ثانیاً، آیا نوع شناختی که گردشگری مجازی تولید میکند، با نوع شناختی که در اثر حضور واقعی گردشگر در مکان ایجاد میشود، یکسان است؟ در این مقاله، برای پاسخ به این سؤالها، ابتدا خصوصیات و ویژگیهای گردشگری واقعی و گردشگری مجازی توضیح داده خواهد شد. محور اصلی این مقایسه، حضور در مکان خاص و حس تجربی مکان در گردشگری واقعی و گزینشیبودن خصوصیات مکان و اخذ اطلاعات بستهبندیشده در گردشگری مجازی است. نویسندگان این مقاله عقیده دارند که گرچه گردشگری مجازی قادر است اطلاعات بسیار وسیعتر و کاملتری از گردشگری واقعی در اختیار افراد قرار دهد، در عمل، فاقد حس حضور در مکان و تجربه زیسته است. بههمینسبب، اولاً، نوع شناختی که بهدست میدهد، دستکاریشده و غیرواقعی است. ثانیاً، این نوع گردشگری، صرفاً، نقش مکمل برای گردشگری واقعی دارد. آن گردشگری که از فضای مجازی آغاز شده و به فضای واقعی ختم شود، آثار و نتایج مثبت هر دو نوع را در عرصه شناخت دربرخواهد داشت.
"این مقاله به بررسی هویت اجتماعی دانش آموزان مقطع متوسطه با تاکید بر بُعد هویت ملی آنان می پردازد. در این مقاله سعی شده به این پرسش پاسخ داده شود که چگونه می توانیم میزان تعلق به هویت ملی دانش آموزان را افزایش دهیم؟ جامعه هدف دانش آموزان، دو دبیرستان از نواحی یک و دو شهر زنجان و به تعداد 700 نفر بوده که از آن تعداد، 30 نفر به منظور حضور در کارگاه انتخاب شدند. نوع پژوهش بر اساس هدف، کاربردی و حل مسئله و بر اساس زمانی، طولی و پانلی بوده است. روش تحقیق از نوع کیفی و با تاکید بر تکنیک PCM (مدیریت سیکل پروژه) بوده است. در بحث مبانی نظری علاوه بر دیدگاه های خرد، کلان و تلفیقی راجع به هویت، از نظریات تاجفل، گیدنز، جنکینز و پیتربورک نیز استفاده شده است. جمع آوری اطلاعات از طریق تشکیل کارگاه ها و پرسشنامه حاصل شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد میزان تعلق به هویت ملی کل دانش آموزان در مقایسه با قبل از اجرای طرح، 10 درصد افزایش یافته است. میزان تعلق به هویت ملی در بین دانش آموزان پسر، 15 درصد و در بین دختران 5 درصد در مقایسه با قبل از اجرای طرح افزایش یافته است. میانگین نمره هویت تک تک دانش آموزان دختر و پسر در مقایسه با قبل از اجرای طرح، تقریباً دو برابر شده است. همچنین میزان آشنایی دانش آموزان با مشاهیر و مفاخر ایران زمین، عناصر فرهنگ ملی، آثار تاریخی و ملی ایران زمین، موسیقی ایرانی و برخی اسطوره های ملی ـ که شاخص های هویت ملی هستند ـ در مقایسه با قبل از اجرای طرح، دو برابر شده است.
"
به رغم آن که از چند سال گذشته نگرش بیمارانگارانه به اعتیاد مورد توجه اندیشمندان علوم اجتماعی و مدیران اجرایی قرار گرفته اما به نظر می رسد بخش قابل توجهی از مردم هنوز اعتیاد را جرم می دانند و نه بیماری. مقاله حاضر با تکیه بر نظریه پزشکی شدن انحراف و با هدف شناسایی نگرش مردم در مورد اعتیاد و عوامل مرتبط با آن انجام شده است. گرد آوری اطلاعات براساس نظرخواهی از 323 نفر از شهروندان تهرانی صورت گرفته است. نتایج نشان می دهد فقط 25 درصد از پاسخگویان بطورکامل موافق نگرش درمانی هستند. در مجموع رشد نگرش های نوگرایانه، افزایش آگاهی، نگرش مثبت به تشکل های مدنی فعال در زمینه درمان و حمایت از معتادان، تحصیلات بالاتر و ارتقاء پایگاه اقتصادی اجتماعی افراد امکان پذیرش اعتیاد به عنوان بیماری را بیشتر می کند.
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه وضعیت های هویت و مهارت های ارتباطی در دانش آموزان دختر و پسر دبیرستانی عشایری و شهری مستقر در شیراز انجام شد. نمونه ای مشتمل بر 371 دانش آموز دوره متوسطه شهری و عشایری که به شیوه نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده بودند، دو پرسشنامه مهارت های ارتباطی و وضعیت های هویت را تکمیل کردند. برای تلخیص و تحلیل داده ها، علاوه بر روشهای آماری توصیفی، از روش آماری تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده شد. به طور کلی نتایج حاکی از آن بود که وضعیت هویتی پیشرفته در کلیه گروه های مورد پژوهش، به طور مثبت پیش بینی کننده مهارت های ارتباطی می باشد. همچنین وضعیت هویتی آشفته به صورت منفی مهارت های ارتباطی در دانش آموزان شهری را پیش بینی می کند، اما پیش بینی کننده مهارت های ارتباطی در دانش آموزان عشایری نیست. علاوه بر آن، وضعیت هویتی آشفته، به صورت منفی پیش بینی کننده مهارت های ارتباطی در پسران می باشد اما قادر به پیش بینی مهارت های ارتباطی در دختران نیست. علاوه بر موارد مذکور، رابطه وضعیت های هویت با خرده مهارت های ارتباطی نیز در گروه های مورد پژوهش، بررسی شده است. یافته ها با توجه به تحقیقات پیشین به بحث گذاشته شده اند و پیشنهاداتی برای انجام پژوهش های بیشتر در این زمینه مطرح شده است.
هدف از این تحقیق بررسی رابطه میان دینداری و گرایش و فعالیت علمی در میان دانشجویان دوره دکتری دانشگاه شیراز است. جامعه آماری این تحقیق را تمامی دانشجویان مشغول به تحصیل در دوره دکتری که شامل 642 نفر می شود، تشکیل می دهند. در این تحقیق تمام شماری صورت گرفته و به تمامی دانشجویان برای جمع آوری اطلاعات مراجعه شده است، اما جمع آوری اطلاعات تنها از 449 نفر از این دانشجویان میسرگردید. روش پیمایش به عنوان روش تحقیق مورد نظر این مطالعه و پرسش نامه به عنوان ابزار جمع آوری اطلاعات مورد استفاده قرار گرفت. چارچوب نظری مورد استفاده در این تحقیق نظریه مرتون در باب هماهنگی میان علم و دین است. نتایج توصیفی نشان می دهد که بیش از شصت درصد پاسخ گویان از میزان دینداری متوسطی برخوردارند؛ همچنین رابطه میان دینداری وگرایش علمی برای پاسخ گویان رابطه معکوس و منفی است، درحالی که این رابطه برای فعالیت علمی مثبت و مستقیم و نشان دهنده جهت گیری متفاوت پاسخ گویان نسبت به رابطه علم و دین در قلمرو عین و ذهن است.
مسئله و هدف: پدیده قومی شدن و شکل گیری هویت ها و خرده فرهنگ های مادون هویت ملی در دورة معاصر اهمیتی مضاعف یافته است و عواملی همچون تقسیمات سرزمینی مبتنی بر حکومت ملی، نابرابریها و محرومیت ها، ایدئولوژی ها و استعمار نقش مهمی در قومی شدن جوامع داشته اند. در این بین فرایند قومی شدن را می توان فرایندی دانست که طی آن پیوند میان سرزمین و فرهنگ تضعیف می شود و امکان حفط همگرایی یک ملت در معرض خطر قرار می گیرد. هدف مطالعه حاضر بررسی اختلاف و اشتراک الگویی قومیت های ایران از یک سو و بیان عوامل تهدیدکننده اقوام علیه امنیت ملی از سوی دیگر است. روش: در این نوشتار براساس روش اسنادی و کتابخانه ای و مطالعه منابع و اسناد مکتوب و موجود با تکیه بر منابع مکتوب در حوزه قومیت و هویت قومی، نقش قومیت ها و هویت آنها در تولید و حفظ امنیت به صورت پایدار بررسی شده است. یافته ها: یافته های این مطالعه نشان میدهد که از مهم ترین عواملی که در صورت غفلت حکومت مرکزی می تواند از طرف اقوام مختلف باعث تهدید و آسیب پذیری امنیت ملی کشور مطرح شود، وجود اقوام هم آیین در کشورهای همسایه و رابطه آن ها با یکدیگر، دخالت عوامل بیگانه، موقعیت مرزی اقوام و... است
هدف از پژوهش حاضر مقایسه ویژگی های شخصیتی، احساسات عاطفی و روابط با همسر در زنان همسر معتاد و زنان همسر سالم است. این پژوهش به روش مقطعی (علی مقایسه ای) بین دو گروه زنان همسر معتاد و زنان هسر سالم انجام شد. در کل 400 نفر از زنان (200 زن همسر معتاد و 200 زن همسر سالم) مورد مطالعه قرار گرفتند. نتایج نشان می دهد احساسات منفی از قبیل بدگمانی و بی اعتمادی، حقارت و ناتوانی، خجالت و شرمندگی، ترس و نگرانی، عدم امنیت، ناامیدی و پرخاشگری زنان همسر معتاد نسبت به زنان همسر سالم بیشتر است. زنان همسر معتاد از پایداری هیجانی و وظیفه شناسی کمتری نسبت به زنان همسر سالم برخوردارند، همچنین زنان همسر معتاد از حضور همسر در منزل، حمایت عاطفی، حمایت اقتصادی و رضایت جنسی از همسر ابراز رضایت کمتری داشتند.