تعاونی های مرزنشینان از گذشتههای دور به طور غیررسمی و ازسال 1344 به طور رسمی در کشور فعّال بودهاند؛ لیکن علیرغم گشایشهایی که در توسعة فعّالیّت آنها به لحاظ ساختاری و قانونی فراهم شده، کماکان محدودیّت سقف ارز تخصیصی و همچنین محدود بودن اقلام کالاهای صادراتی و وارداتی که این تعاونی ها میتوانند مبادله نمایند، در کنار سایر محدودیّتهای اداری- اجرایی، از کارایی آنها کاسته و عملاً نقش آنها را در بازرگانی خارجی کشور کمرنگ نموده است. این تعاونی ها در استان سیستان و بلوچستان عمدتاً پس از انقلاب اسلامی شکل گرفته و هماینک تعداد آنها به 32 تعاونی با سرمایهای بالغ بر هشت میلیارد ریال رسیده و شاهد توسعة فعّالیّت اقتصادی و تجاری آن در این استان میباشیم. با این وجود ارزش کل کالاهای صادراتی این تعاونی ها حدود 31 میلیون دلار در سال 1379 بوده که در مقایسه با مجموع صادرات غیرنفتی کشور در آن سال (حدود 5/4 میلیارد دلار) رقم بسیار ناچیزی است،و بیانگر محدودیّتهای ساختاری- عملکردی این گونه تعاونی ها میباشد. بر اساس نتایج حاصل از این تحقیق به منظور توسعة فعّالیّت و افزایش نقش تعاونی های مرزنشینان در بازرگانی کشور، مهم ترین گام برنامه ریزی و سیاستگذاریهای لازم به منظور ایجاد تحّول ساختاری در این تعاونی ها و سوق دادن آن به تولیدی شدن، به جای توزیعی بودن صرف میباشد. این مهم ضمن ایجاد اشتغال بیشتر، حرکتی مهم در جهش صادرات تعاونی های مرزنشین نیزخواهد بود. کارکردهایی از قبیل افزایش سقف ارز تخصیصی، بهبود روش ها، ثبات و پایداری قوانین و مقرّرات، کاهش عوارض و مالیات، حذف بوروکراسیهای زاید، و ایجاد هماهنگی میان سازمانی میتواند به پایداری ساختار و عملکرد اقتصادی ـ تجاری تعاونی های مرزنشینان و ارتقاء جایگاه آن در بازرگانی خارجی کشور بیش از پیش منجر گردد
یکی از فعالیت های مهم و بنیادین دانشگاهی در هر رشته ارائه تعریف درست از مفاهیم کلیدی آن رشته است. در مورد اصطلاحاتی که از زبان های بیگانه وارد ادبیات زبان فارسی می شوند این امر از اهمیت ویژه برخوردار است.یکی از اصطلاحاتی که در سال های اخیر کاربرد فزاینده ای در جغرافیای سیاسی پیدا کرده ولی در ادبیات فارسی به آن توجه کافی نشده است و در نتیجه از آن بدفهمی می شود واژه Territoriality است.هدف اصلی این مطالعه در درجه اول ارائه یک تعریف منسجم و دقیق از این واژه از طریق ردیابی اصلیت و سیر تحول آن در جغرافیای سیاسی با استفاده از آخرین نظرات ارائه شده توسط صاحبنظران این رشته است، و سپس انتخاب یک واژه معادل در زبان فارسی به گونه ای که گویای آن مفهوم باشد.
با استفاده از «شاخصهای دمای سطح آب» نقش پدیده جوی ـ اقیانوسی انسو در تغییرپذیری بارشهای بهاری استان آذربایجان شرقی مطالعهشده است. نتایج حاصل از بهکارگیری روش تحلیل همبستگی «پیرسون» بیانگر ارتباط معنادار مثبت بین شاخصهای 2+1Nino و3Nino و بارشهای بهاره ایستگاههای آذربایجان شرقی است. این امر به معنای افزایش میزان بارشهای بهاری به هنگام النینو(فاز مثبت یا گرم) و بر عکس آن، یعنی کاهش بارشها در فاز منفی یا لانینا (فاز سرد) است. در بین ایستگاههای مطالعه شده بیشترین میزان همبستگی بارش بهاری با شاخصهای انسو در ایستگاه میانه و مراغه است و کمترین میزان همبستگی در ایستگاه سراب محاسبه شده است. مقادیر ضریب همبستگی محاسبه شده بین بارش و شاخصهای انسو بیانگر نقش عوامل جغرافیایی در میزان تأثیرپذیری از پدیده انسو میباشد؛ به این معنا که در استان آذربایجان شرقی از غرب به شرق و از شمال به جنوب بر میزان همبستگی یا به عبارت دیگر بر میزان تأثیرپذیری بارش از پدیده انسو افزوده میشود که اوج این افزایش در ایستگاه میانه قابل مشاهده است.
مفهوم ژئوپلتیک که در طی قرن بیستم جهت معنا بخشیدن به ارتباط میان جغرافیا و سیاست، مراحل مختلفی را طی نموده است در طی دورههای متمایز قابل بررسی میباشد. نظریهپردازان در طی این دورههای متمایز سعی نمودهاند دگرگونی در ساختار نظام جهانی را تبیین نموده، ضمن طرح عوامل مؤثر در دگرگونی نظام جهانی، جهت گیریهای آینده این نظام را نیز تحلیل نمایند. در این دورههای متمایز، مفهوم ژئوپلتیک در قالب سنتی به عنوان بخشی از دانش امپریالیستی که با رابطه بین زمین و سیاست سروکار دارد مورد بررسی ژئوپلیسینها قرار گرفت. ارتباط بین ویرانیهای ناشی از جنگهای جهانی با مفهوم ژئوپلتیک منجر به آن شد که این واژه برای یک تا دو دهه مورد استفاده قرار نگیرد . نتیجه این افول، جدا شدن جغرافیای سیاسی از ژئوپلتیک بود . در دوران جنگ سرد، ژئوپلتیک تحت تأثیر رقابت دو ابرقدرت قرار گرفت و در سال 1975 به دنبال ظهور دیدگاه جدیدی با عنوان ژئوپلتیک انتقادی مفهوم ژئوپلتیک احیا گردید. در قالب ژئوپلتیک انتقادی به جای تمرکز بر شناخت تأثیر عوامل جغرافیایی به شکلدهی سیاست خارجی اهمیت لازم داده میشود .این مقاله درصدد است تا با یک رویکرد تاریخی ـ تحلیلی چگونگی ورود به عرصه ژئوپلتیک انتقادی را مورد بررسی قرار داده، چارچوبهای نظری آن را توضیح دهد .
اعمال حاکمیت ملی به عنوان رکن اساسی نظام دولت، معمولا از دو طریق صورت می پذیرد: یکی از طریق در برگیری لایه های اجتماعی کشور، و دیگری از راه در برگیری بحش های جغرافیایی آن. بدین معنی که حکومت به عنوان کارگزار ملت در تلاش است اراده عمومی را هم در بعد عمودی(اجتماعی) کشور و هم در بعد افقی(جغرافیایی) آن جاری و ساری نماید. یعنی هم مردم و هم ملت را تحت سیطره قانون در آورد.بعد عمودی یا جنبه اجتماعی اعمال حاکمیت دارای اشکال متفاوتی از شیوه اداره سیاسی جامعه است که میان دو شکل متناقض جمع گرایی یا تمامیت خواهی از یک سو و کثرت گرایی از سوی دیگر قرار دارد. در حالی که بعد افقی یا جغرافیایی- اداری آن در برگیرنده اشکال گوناگونی از اعمال حاکمیت دولت بر پهنه سرزمین ملی میان دو شکل متناقض مرکزگرایی یا سانترالیسم اداری از یک سو، وخودمختاری ناحیه ای (ناحیه گرایی) یا فدرالیسم از سوی دیگر است. در این مقاله تلاش خواهد شد بر مبنای یک مدل نظری به چگونگی رابطه میان دو جنبه اجتماعی و جغرافیایی اعمال حاکمیت بپردازیم و طی آن الگوهای متفاوت مدیریت سیاسی فضا تبیین شوند.روش به کار گرفته شده در مقاله مبتنی بر دیدگاه تحلیل کارکردی است که طی آن به اصلی ترین وظیفه حکومت که همان اعمال حاکمیت ملی از طریق در برگیری لایه های اجتماعی و نواحی جغرافیایی کشور است خواهیم پرداخت. بر این اساس چهار مدل اصلی از شیوه های متفاوت مدیریت سیاسی فضا ارائه خواهد شد که طی آن درجات متفاوتی از نظام های شبه بسته و شبه باز معرفی می شوند به گونه ای که وضعیت کلیه کشورها در چهارچوب این مدل قابل تشخیص است. بدین منظور ابتدا مفاهیم اصلی تحقیق تشریح خواهد شد و سپس اشکال چهارگانه یاد شده مورد ارزیابی قرار خواهند گرفت تا روشن شود که آیا رابطه همبستگی مثبت و مستقیمی میان مدل های یاد شده وجود دارد یا خیر؟
این مقاله سعی در شناخت الگوی فضایی توریسم در شهر اصفهان دارد. فضای توریسم بخشی از شهر است که مورد توجه گردشگران قرار گرفته است. هدف از این پژوهش، شناخت فضای گردشگری در ارتباط با فضای فیزیکی و اجتماعی با توجه به حرکت و رفتار گردشگران است. نتایج تحقیق نشان میدهد که فضای گردشگری اصفهان تحت تأثیر فضای تاریخی شهر قرار گرفته و بیشتر بخش مرکزی شهر را پوشش می دهد.
-بیابان لوت خشک ترین بیابان ایران است که در منطقه جنوبشرقی کشور قرار دارد. یاردانگ ها از مهم ترین تیپ موجود در لوت مرکزی بشمار می رود. دراین تحقیق برای بررسی خصوصیات انعکاس طیفی مناطق یاردانگ ها و شناسائی رخساره آن از داده های رقومی ماهواره لندست (TM) استفاده شد. پس ازبررسی پارامترهای آماری باندهای لندست(TM?) براساس شاخص ترکیب بهینه باندی(?OIF) و شاخص همبستگی باندها (?I)، ترکیب باندهای شرکت کننده در طبقه بندی معلوم گردید. همچنین تفکیک پذیری کلاس های اطلاعاتی موجود در منطقه با نرمال نمودن اختلاف کلاس ها بررسی شد و تصویر طبقه بندی شده با تهیه جدول ماتریس خطا ارزیابی گردید و ماهیت خطاها معلوم گردید و سپس روش مناسب ترکیب باندی برای منطقه معرفی شد.براساس نتایج حاصل از این مطالعه، نتیجه گیری شد که داده های رقومی در صورت انتخاب روش مناسب برای شناسائی رخساره های منطقه ابزار مفیدی می باشد. واژگان کلیدی: ارزیابی، انعکاس، باند، بیابان، طبقه بندی، کلاس اطلاعاتی، لوت و یاردانگ.
یکی از بزرگترین چالشهای حال و آینده در نواحی روستایی بخش مرکزی شهرستان بیرجند، ایجاد اشتغال لازم برای کارگران مازاد و رانده شده از بخش کشاورزی است. ناتوانی بخش کشاورزی در جذب نیروی کار مازاد و تأمین درآمد کافی، منجر به سرازیر شدن سیل مهاجرین روستایی بخش مرکزی به سوی شهرها شده است؛ لذا ایجاد فرصت های اشتغال و درآمد به ویژه برای گروههای کم درآمد روستایی ضرورتی انکار ناپذیر است. بخش صنعت روستایی در محدودة مورد مطالعه از توانمندیهای بالقوه و بالفعل برخوردار است که میتوان در چارچوب فرایند صنعتی سازی با استقرار و توسعة صنایع متناسب روستایی اعم از صنایع دستی (قالیبافی و ...) و صنایع کارخانهای (کوچک و تبدیلی) و با ایجاد فرصتهای شغلی، افزایش درآمد و رفاه، کاهش مهاجرتهای روستا ـ شهری و نیز کاهش نابرابریهای منطقهای، فرایند توسعة روستایی را تسهیل کرد. این مقاله با هدف تبیین نقش و جایگاه صنایع روستایی در فرایند صنعتی سازی، پیامدهای آن را در قالب تأمین اشتغال پایدار و درآمد، جهت دستیابی به توسعة روستایی در بخش مرکزی شهرستان بیرجند مورد تأکید قرار داده است. واژگان کلیدی: صنایع روستایی ، صنعتی سازی روستایی ، توسعة روستایی ، بیرجند .
"موقعیت جغرافیایی یک کشور می تواند بر قدرت ملی و رفتارهای سیاسی آن کشور تاثیرات متفاوتی داشته باشد، درک موقعیت جغرافیایی نواحی مختلف هر کشور نیز می تواند تاثیرات مستقیمی بر منافع آن کشور داشته باشد.
جنوب شرق ایران با دارا بودن ظرفیت های ژئوپلیتیک فوق العاده اقتصادی، امنیتی، دسترسی، ارتباطات منطقه ای و بین المللی واجد کارکردهای تولیدکننده ی قدرت در کشور است که تاکنون مورد غفلت واقع شده و با وجود دارا بودن پتانسیل های فوق الذکر که دیگر مناطق ایران فاقد چنین پتانسیل هایی هستند، یکی از عقب مانده ترین مناطق کشور به لحاظ اقتصادی، اجتماعی و محیطی محسوب می گردد. توسعه آینده کشور با توجه به موقعیت جغرافیایی و ساحلی دریای عمان وابسته به طراحی سیاست های کارآمد و استفاده ی بهینه از کارکردهای این منطقه از کشور می باشد.
این مقاله با روش تحلیلی- توصیفی با استفاده از منابع کتابخانه ای و نقشه های مختلف در پی تبیین واقعیت های جغرافیایی و پتانسیل های ژئوپلیتیک جنوب شرق ایران بویژه کرانه های دریای عمان و تاثیر آن بر منافع ملی ایران می باشد. "
آنچه درباره ژئوپلیتیک نوشته و یا گفته می شود بیش از آن که ماهیت، موضوع، ابعاد معرفت شناسانه و روش شناسی آن را مشخص کند بیشتر شامل عبارت های مبهم، دیدگاه های آمیخته با اغراض سیاسی، توصیف و تعبیرها، کلی گویی ها، اصطلاحات ربطی، جدل های ذهنی، مونوگرافی های توصیفی و نظایر آن است که اعتبار علمی ژئوپلیتیک را مخدوش نموده و مانع از آن می شود که ژئوپلیتیک بتواند از ثبات موضوعی، فلسفی و روش شناسی علمی برخوردار شود و بتواند به گزاره های کلی و جهان شمول نظیر قوانین، حقایق مسلم و نظریه های علمی تبیین کننده دست یابد.این مقاله بر اساس تعاریف ارائه شده، بنیاد فلسفی ژئوپلیتیک را مورد توجه قرار می دهد و به این نکته می پردازد که ژئوپلیتیک علی رغم ادبیات گفتمانی و هویت اعتباری خود در یک قرن گذشته، قابلیت برخورداری از مبنای فلسفی را دارا بوده و می تواند با مسیریابی هدفمند از وضعیت نه چندان علمی که دچار آن است خارج شود و به موقعیت یک رشته علمی و تولید کننده گزاره های کلی انتقال پیدا کند.
ناحیه تاریخی شهرها میراث ارزشمندی است که در طول زمان در هویت بخشی به حیات شهری نقش ویژهای ایفاء میکند. لذا در این میان نقش و اثرات مدیریت شهری در برنامهریزی ناحیه تاریخی شهرها بسیار تعیین کننده است. در این مقاله ضمن معرفی و شناسایی مشکلات مدیریت شهری ناحیه تاریخی شهر یزد، برنامه راهبردی جهت احیاء آن ارائه میشود. واژگان کلیدی: شهر یزد، ناحیه تاریخی، مدیریت شهری.