International boundaries have their own specific characteristics among which underdevelopment, privation, economic and cultural inequality are of the main features of border regions of Iran, leading to insecurity in these areas. Iran has land and water frontiers with 15 countries of which some are penetrable with respect to illegal transportation of individuals and commodities and etc., menacing their economic, political, military and social aspects.
The frontier between Iran and Iraq is confronted with a great deal of problems because of no peace no war circumstances in which illegal transportation of individuals from illegal pathways, committing illegal crimes such as addictive drug trafficking, selling and purchasing alcoholic drinks and weapons threaten the security of border regions.
This study aims fundamentally to investigate whether developing border market can affect the security of the region or not. According to the results of analytical descriptive approach, library studies and survey method (questionnaire, observation) in Marivan, Bashmagh and conducting some interviews with officials of the region, it is concluded that the effect of developing Bashmagh market on the security of the region is significant.
توانمندسازی کشاورزان ضرورتی اجتناب ناپذیر برای توسعه پایدار است؛ لذا، پژوهش حاضر با هدف تعیین توانمندی زیست محیطی کشاورزان تعاونی های تولید روستایی و عوامل موثر بر آن در استان فارس، با روش پیمایشی و نمونه گیری تصادفی طبقه بندی انجام گرفت و 150 کشاورز عضو و 150 کشاورز غیرعضو در آن شرکت داشتند. یافته ها نشان می دهد توانمندی زیست محیطی کشاورزان عضو تعاونی ها بالاتر است و با شرکت آنان در کلاس های آموزشی و دسترسی به اطلاعات همبستگی مثبت معناداری دارد. دسترسی به اطلاعات و سطح زیرکشت محصولات پیش بینی کننده های توانمندی زیست محیطی اعضای تعاونی ها هستند. توزیع منابع اطلاعاتی و افزایش دسترسی کشاورزان به آنها، برگزاری آموزش های منظم زیست محیطی براساس تجارب گذشته، و شناخت ظرفیت های مناطق تحت پوشش تعاونی ها برای توسعه فعالیت های کشاورزی، پیشنهادهای پژوهش حاضر برای ارتقای توانمندی زیست محیطی اعضای تعاونی ها هستند.
هدف تحقیق حاضر شناسایی نیازهای آموزشی و ترویجی روحانیون برای مشارکت در برنامه های آموزشی و ترویجی کشاورزی و منابع طبیعی است. تحقیق از نوع توصیفی- همبستگی بوده، به روش پیمایشی انجام می شود و جامعه آماری آن دربرگیرنده همه روحانیون فعال در فرهنگ سازی کشاورزی و منابع طبیعی است؛ و از آن میان، با استفاده از فرمول کوکران، 260 نفر به صورت طبقه ای متناسب با حجم از استان های کرمانشاه، خراسان رضوی، خراسان جنوبی، خراسان شمالی، ایلام، قزوین و یزد انتخاب شده اند. دوره زمانی انجام تحقیق سال های 1388 تا 1389 است. اطلاعات مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه گردآوری شد. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه نیز با استفاده از نقطه نظرات کارشناسان مربوط در مرحله پیش آزمون تایید شد. بر اساس نتایج تحقیق، آشنایی با قوانین و مقررات کشاورزی و منابع طبیعی، با مناسبت ها، و نیز با برنامه های مهم وزارت جهاد کشاورزی، به ترتیب، اولویت های نخست تا سوم نیازهای آموزشی و ترویجی روحانیون را تشکیل می دهند.
هدف این پژوهش شناسایی رابطه ی الگوهای گردشی با سیلاب در جنوب غرب ایران می باشد. برای این منظور داده های رواناب روزانه 12 ایستگاه آب سنجی حوضه ی مُند به عنوان حوضه ی نمونه تهیه و رواناب پایه آن به روش دستی جدا شده است. حوضه ی مُند یکی از زیرحوضه های حوضه ی آبریز خلیج فارس می باشد که با مساحت تقریبی 47000 کیلومتر مربع بخش های عمده از استان فارس و بوشهر را پوشش می دهد.
داده های ایستگاه های منتخب دوره ی آماری از سال آبی 1341-1340 تا 1379-1378 را شامل می گردند. برای تحلیل همدید رابطه ی الگوهای گردشی با سیلاب، روش همدید گردشی به محیطی انتخاب شده است. برای این منظور از الگوهای گردشی تراز 500 هکتوپاسکال تهیه شده توسط مسعودیان استفاده شده است.
نتایج این پژوهش نشان داد ارتباط معنی داری بین الگوهای گردشی تراز 500 هکتوپاسکال منطقه ی خاورمیانه با میانگین درصد روزانه سیلاب در حوضه ی مُند وجود دارد. بطوری که در تمام ایستگاه های منتخب الگوی گردشی شماره ی 2 (فرود دریای سیاه) با 70/35 درصد، الگوی گردشی شماره 7 (فرود سوریه) با 14/29 و الگوی گردشی شماره 1 (فرود شرق مدیترانه) با 24/25 درصد بیشترین درصد رابطه را با سیلاب های حوضه داشته اند.
نقشه روز نماینده الگوی شماره 2 یک فراز بر روی اروپا و یک فرود برروی دریای سیاه را نمایش می دهد. مهمترین پدیده همدید بر روی نقشه روز نماینده الگوی گردشی شماره 7، فرودی است که از روسیه شروع و تا سوریه ادامه می یابد. الگوی گردشی شماره 1 نیز شامل یک فرود عمیق بر روی شرق دریای مدیترانه می باشد.
هدف: مشارکت بهره برداران در طرح های اصلاحی و احیایی مرتع و آبخیزداری امری ضروری است و سبب بخش مهمی از موفقیت پروژه ها می شود. امروزه نقش مشارکت مردم در امر اصلاح، احیا و مدیریت منابع طبیعی ملموس و از رویکردهای جدید دولت به شمار می رود. مطالعات اخیر در بسیاری از کشورها مبیّن تأثیر عوامل زیادی در سطح مشارکت مردم بوده است؛ یعنی عواملی هم چون رضایت مندی، دانش، نگرش و دموگرافیک (مطالعات جمعیتی). تحقیق حاضر با هدف بررسی عوامل تأثیرگذار بر مشارکت روستاییان در طرح های آبخیزداری در روستای کوشک آباد صورت گرفت.
روش: روش تحقیق پیمایشی و از نوع توصیفی-هم بستگی به منظور تعیین رابطة متغیرهای مستقل و وابسته است. جامعة آماری این تحقیق را تمامی سرپرستان خانوار روستای کوشک آباد تشکیل می دادند (۱۲۵۰:N) که براساس فرمول کوکران، تعداد ۲۰۰ نفر از آن ها از طریق روش نمونه گیری تصادفی ساده با استفاده از فرمول کوکران برای انجام تحقیق انتخاب شدند. روایی محتوایی پرسش نامه مورد استفاده جهت گردآوری داده ها با کسب نظرات متخصصان و استادان گروه آبخیزداری و هم چنین، گروه اجتماعی دانشگاه پوترای مالزی و مرکز تحقیقات کشاورزی خراسان رضوی بررسی شد و اصلاحات لازم صورت گرفت. جهت پایایی نیز از آزمون ضریب اعتبار کرونباخ آلفا استفاده شد که مقدار متوسط آن برای هریک از مقیاس های اصلی پرسش نامه در حد مناسب ( بالای ۸۵/۰) بود. به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم افزار SPSSwin۱۸ استفاده شد. روش های آماری مورد استفاده شامل آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار و ضریب تغییرات) و آمار استباطی (هم بستگی ورگرسیون) بودند.
یافته ها: نتایج نشان داد که میزان مشارکت مردمی روستاییان منطقة طرح، متوسط است و یک رابطة مثبت و معنی دار بین متغیرهای مستقل شامل، دانش، رضایت مندی، نگرش و انتظار با سطوح مختلف مشارکت (اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی) وجود دارد (r = ۰.۶۱۱, p = ۰.۰۰۰, r = ۰.۳۰۳, p = ۰.۰۰۰¸ r = ۰.۵۳۴, p = ۰.۰۰۰¸ r = ۰.۵۸۷, p = ۰.۰۰۰). هم چنین، نتایج حاصل از مدل رگرسیونی نشان داد که سه متغیر مستقل نگرش، دانش و انتظار در مجموع، ۳۳% از تغییرات مشارکت را تبین می کنند.
محدودیت ها/ راه بردها: عواملی از قبیل محدودیت آماربرداری در فصول سرد زمستان، صعب العبوربودن بعضی مناطق، عدم اسکان روستاییان در زمان آماربرداری و عدم پاسخ گویی بعضی از روستاییان به پرسش گر را می توان به عنوان محدودیت های ایجادشده در راه این تحقیق برشمرد.
راه کارهای عملی: پیشنهاد می شود در تهیة طرح های اجرایی حفاظت خاک و آبخیزداری، قبل ار تهیة آن از نظرات اهالی و شورای روستا در جانمایی سازه های پیشنهادی استفاده شود. تجربه ثابت کرده است که اگر دولت در قبل و حین اجرا از نظرات اهالی استفاده کند، بهترین راندمان در موفقیت طرح های آبخیزداری حاصل خواهد شد.
اصالت و ارزش: نوآوری مقاله در بررسی عوامل تأثیرگذار بر مشارکت و تعیین میزان درصد تاثیرگذاری هر فاکتور بوده که در این ارتباط در برنامه ریزی های آتی توسط دولت بسیار تأثیرگذار خواهد بود.
زعفران یکی از باارزش ترین محصولات کشاورزی و گران ترین ادویة جهان است. این گیاه ازجمله گیا ها نی است که با توجه به اقلیم و عرض جغرافیایی خاص و با نیاز آبی کم، اهمیت استراتژیک زیاد و تأثیرات اقتصادی و اجتماعی فراوانی که در کشورهای تولیدکننده، به ویژه کشور ا فغانستا ن دارد، می تواند اثرگذاری ویژه ای را در بازار بین المللی به خود اختصاص دهد. بنابراین، این گیاه می تواند آینده ای مناسب همراه با گسیل شدن سرمایه گذاری ها و حمایت ها به عرصة بازاریابی بین المللی زعفران، داشته باشد. هدف از انجام تحقیق حاضر، ارزیابی انتشار فضایی کشت زعفران در کشور افغانستان و هدف جزئی تر آن، بازاریابی مناسب این محصول به لحاظ کیفیت مناسب در عرصة بین المللی است. یافته های پژوهش نشا ن می دهد که کشور افغانستان به دلیل شرایط جوی خاصی که دارد، دارای زمینة انتشار فضایی مناسبی برای کاشت زعفران است و به موازات ارزش اقتصادی بالای زعفران، افزایش تقاضای بازار بین المللی را با خود به همراه آورده است. ازجمله عوامل تأثیرگذار در این زمینه را می توان ازیک سو، مشترکات زیست محیطی (اکوسیستم)، قومی، فرهنگی و ازسوی دیگر، حضور مدیریت توسعه یافتة جهانی به عنوان پشتیبان توسعة زراعی، کاشت، برداشت، بازاریابی مدرن و توسعه یافتة مبتنی بر فنّاوری اطلاعات و تجارت الکترونیک و سرمایه گذاری کلان، به ویژه در آموزش منابع انسانی نام برد. همة موارد ذکرشده افغانستان را به عنوان گزینه ای جدی در تجارت جهانی زعفران در سال های آینده مطرح خواهند کرد.
هدف از بررسی این گفتار اهمیت ژئوپولیتیک نفت در جهان در هزاره سوم میلادی است. این نوشتار به بررسی چگونگی افزایش ارزش نفت در جهان، پیدایش انحصارات نفتی و اوپک، تاثیر متغیرهای جغرافیای سیاسی بر نفت پرداخته و ضمنا نقش پروتکل کیوتو در نگاهبانی از محیط زیست و اثرات آن بر مصرف نفت را به بررسی میگیرد. سناریوی انحلال اوپک، و نهایتا یورش آمریکا به عراق و گمانههای (فرضیههای) در پی آن بخش دیگری از این گفتار خواهد بود.
حوضه ی آبریز دریاچه ی مهارلو در دره ی ناودیسی زاگرس چین خورده واقع است. اسکلت و ساختار ناهموار این حوضه از سه واحد ژئومورفولوژیک کوهستانی، سطوح پست و هموار و چاله ی تکتونیکی دریاچه تشکیل شده و در طی دوره های زمین شناختی، تحت تأثیر روابط تعاملی فرآیندهای تکتونیکی، کلیماتولوژیکی و هیدروژئومورفولوژیکی تکوین و تکامل یافته است. در این پژوهش، برای بررسی ژئومورفولوژی، به ویژه تحولات هیدروژئومورفولوژیکی این حوضه، از روش های تاریخی، تجربی، توصیفی – تحلیلی و برخی مدل های ژئومورفولوژیکی استفاده شده و نتایج زیر به دست آمده است: واحدهای ژئومورفیک، به ویژه ناحیه ی کوهستانی این حوضه، تحت تأثیر فرآیندهای پالئوهیدرومورفوتکتونیک، لندفرم ها و ناهمواری های معکوس نظیر، کلوزها و دره های عرضی، ناودیس های هوایی، الگوی زهکشی ترلیس( داربستی) و غیره را ایجاد نموده اند. از سوی دیگر شرایط پالئوهیدرومورفوکلیماتیک، فرایندها ولندفرم های پالئوکارست را در این ناحیه پدید آورده و کارست های زیرزمینی نیز با افزایش نفوذپذیری و جریان های عمقی و زیرزمینی، موجبات ضعف زهکشی های سطحی حوضه را فراهم آورده اند. این شرایط و ویژگی ها هم اکنون با روندی کندتر و خلق لندفرم های نسبتاً متفاوت، به ویژه در سطوح پست حوضه، تداوم یافته و در قالب فرآیندهای نئوهیدرومورفوتکتونیک، عملکرد گسل های فعّال، تحلیل گنبدهای نمکی، همراه با فرآیندهای جریانی و نئوهیدرومورفوکلیماتیک (نوسانات سطح دریاچه بر اثر تغییرات اقلیمی عصر حاضر و جریان های فصلی و موقتی) بر بافت الگوی زهکشی و فرآیندها و لندفرم های هیدروژئومورفیک تأثیر گذاشته و ژئوفرم هایی نظیر مخروط افکنه ها و تقطیع آن ها، تراس های دریاچه ای، اشکال مختلف کویری و غیره را در حوضه ی آبریز مهارلو به وجود آورده اند. با وجود این در حال حاضر برخی موارد مانند بارش های رگباری شدید و وجود شیب های تند ارتفاعات، جریان های سطحی قدرتمندی را ایجاد نموده و در فرسایش، تولید رسوب و تحولات هیدروژئومورفولوژی این حوضه نقش مهمی را ایفا می نمایند. نتیجه ی نهایی آنکه شرایط تکتونیکی، اقلیمی و هیدرودینامیکی، چه در گذشته و چه در زمان حال، فرآیندها و لندفرم های هیدروژئومورفولوژیکی گوناگونی را در سطح حوضه به وجود آورده و این ویژگی های هیدروژئومورفیک دارای پتانسیل ها، تنگناها، خطرات و معضلاتی زیست محیطی هستند، که باید در مدیریت محیطی و دست یابی به توسعه ی پایدار، مورد توجه برنامه ریزان و مجریان پروژه های عمرانی قرار گیرد.
تالاب انزلی در حاشیة جنوب غربی دریای خزر با ویژگیهای منحصر به فرد خود در سال 1354 در فهرست کنوانسیون رامسر قرار گرفت. در حال حاضر این تالاب دچار مشکلات متعددی است که فراغنی شدن از پیامدهای بارز آن است. ورودیهای تالاب انزلی در روند یوتریفیکاسیون آن مؤثر بوده و بخش های شرقی و مرکزی را بیشتر تحت اثر خود قرار میدهند. بررسی حاضر طی سالهای 1371 تا 1381 در ایستگاههای موجود در پیکرة تالاب انجام گرفت. درجه یوتریفیکاسیون با استفاده از مدل های مختلف تعیین سطح تروفی سنجش شد و مقادیر کلروفیل a ، نیتروژن کل و فسفات کل به عنوان مشخصه های مورد نیاز در مدل ها بر اساس روش های استاندارد اندازه گیری شدند. نتایج بررسیها نشان داد که مقدار کلروفیل a در اکثر نقاط بالاتر از 25 میکرو گرم در لیتر، مقادیر نیتروژن بیشتر بین 5/0 تا 5/1 میلیگرم در لیتر و فسفر کل بین 05/0 تا 17/0 میلیگرم در لیتر بوده است. بر اساس آستانه وضعیت های مختلف تروفی مشخصه های مذکور 87 تا 100 درصد تالاب انزلی یوتروف شده در حالیکه این رقم در سالهای اولیه حدود 46 تا 90 درصد بوده است. بر اساس مدل یوتروفی فسفات به ازت، سیر صعودی یوتریفیکاسیون طی سالهای مورد بررسی مشاهده شده. اما بخش های عمدة تالاب در مرحلة نهایی مزوتروف قرار دارد. میانگین مقدار این نمایه در سالهای انتهایی بررسی حدود 46 محاسبه شده که با توجه به سایر خصوصیات زیستی تالاب انزلی و در مقایسه با برخی دریاچه های الیگو مزوتروف رقم پایینی محسوب میشود. بر اساس این نمایه کمتر از 2/5 درصد گسترة تالاب یوتروف به شمار میرود. تالاب انزلی گنجایش جذب و هضم مواد مغذی وارده بر خود را ندارد و متوقف کردن روند رو به رشد آن باید در برنامه های احیای تالاب قرار گیرد. بهره گیری از نتایج مطالعات گذشته و بازبینی برخی از توصیه ها کمک مؤثری در کنترل فراغنی شدن تالاب انزلی خواهد کرد.