ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۴٬۹۴۸ مورد.
۴۱.

نقش توزیع عناصر اصلی و ارزیابی شاخص های هوازدگی لس ها دربازسازی تغییرات اقلیمی دیرینه استان گلستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۴ تعداد دانلود : ۱۹۳
لس ها از مهمترین شاخص های تغییرات آب و هوایی کواترنری به شمار می روند و  استان گلستان به عنوان یکی از گسترده ترین پهنه های لسی ایران، حلقه ارتباطی بین لس های آسیای مرکزی و اوراسیا محسوب و در شمال شرق ایران گسترده شده است. در این مطالعه ترکیب ژئوشمیایی لس های استان گلستان (عناصر اصلی) و میزان هوازدگی این لس ها به صورت مقایسه ای در 16  ایستگاه پراکنده در 3 ناحیه اصلی مختلف مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد. ارزیابی ژئوشیمیایی لس های گلستان نشان می دهد در ترکیب شیمیایی لس های استان گلستان اکسیدهای,SiO2,Al2O3,Fe2O3 CaO، MgO، Na2O و K2O با درصدهای متفاوتی وجود دارد که SiO2 فراوان ترین اکسید است. مقدار SiO2 با افزایش Al2O3 افزایش می یابد که حاکی از حضور فراوان کانی های آلومینوسیلیکاته مانند فلدسپارها و میکاهاست. محاسبه شاخص های هوازدگی لس های گلستان با 5 شاخص مختلف اندازه گیری شده و  نشان می دهد از منطقه  3(شرق و شمال شرقی) به منطقه 1 (غرب) میزان هوازدگی رسوبات بیشتر می شود که می توان آن را به آب وهوای مرطوب تر ناحیه 1 نسبت داد. همچنین این شاخص ها نشان دهنده دگرسانی شیمیایی متوسط در لس های استان گلستان است. ارزیابی تغییرات اکسیدهای اصلی و میزان همبستگی آنها با شاخص های هوازدگی، به صورت مستقیم نشان دهنده رصد تغییرات اقلیمی دیرینه در منطقه است. بررسی های مقایسه ای و تطبیقی در بین شاخص های پنجگانه نشان می دهد در لس های گلستان استفاده از شاخص CPA به عنوان مناسب ترین شاخص پیشنهادی با کمترین خطا قابل توصیه می باشد.
۴۲.

تغییرپذیری بارش و پیش بینی بارش های سالانه مرکز و جنوب شرق ایران با استفاده از مدل سری های زمانی تصادفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۸ تعداد دانلود : ۲۱۴
هدف اصلی این پژوهش بررسی تغییرپذیری بارش و پیش بینی بارش های سالانه مرکز و جنوب شرق ایران با استفاده از مدل سری های زمانی تصادفی است. لذا جهت رسیدن به این هدف اصلی از داده های بارش سالانه 15 ایستگاه همدید مرکز و جنوب شرق ایران که از سازمان هواشناسی کشور دریافت شد، استفاده گردید. سپس مدل های مختلفی از خانواده میانگین متحرک خودهمبسته یکپارچه (ARIMA) بر سری های زمانی بارش ایستگاه های مورد مطالعه برازش داده شدند. نتایج نشان دادند که بهترین مدل برازش داده شده بر سری های زمانی بارش سالانه ایستگاه های مورد مطالعه ARMA (2, 1) می باشد. بر اساس این مدل مشاهده شد که روند مقادیر پیش بینی شده بارش های سالانه تا افق 2027 میلای به استثنای دو ایستگاه فردوس و ایرانشهر که روند بارشی آنها افزایشی بوده است، بقیه ایستگاه دارای روند کاهشی بوده اند. برای اندازه گیری دقت پیش بینی بارش های سالانه تا افق 2027 نیز از چهار معیار اعتبارسنجی MAD، MSE، RMSE و MAE استفاده شد. نتایج این چهار معیار نشان دادند که پیش بینی های انجام شده دارای خطاهای بسیار زیاد و در نتیجه از دقت پایینی برخوردار هستند. مهمترین دلیلی که در ایجاد خطاهای بسیار زیاد در پیش بینی بارش های سالانه مرکز و جنوب شرق ایران می توان مطرح نمود طول دوره آماری کوتاه بسیاری از ایستگاه های مرکز و جنوب شرق ایران است. لذا برای این نوع از مدلسازی ها در مرکز و جنوب شرق ایران پیشنهاد می گردد از پایگاه داده های مختلف بارشی شبکه بندی شده  که دارای طول دوره های آماری طولانی تری دارند استفاده شود.
۴۳.

تحلیل اثرات آتش سوزی مزارع بر کیفیت هوا در استان مازندران با استفاده از داده های ماهواره ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۱ تعداد دانلود : ۲۱۰
آتش سوزی مزارع یکی از عوامل اصلی آلودگی هوا در مناطق کشاورزی محسوب می شود که اثرات زیست محیطی و بهداشتی جدی به دنبال دارد. این پژوهش با بهره گیری از تصاویر ماهواره ای لندست، مودیس و سنتینل 5 به بررسی آلودگی ناشی از این پدیده در استان مازندران پرداخته است. ابتدا شاخص NDVI برای شناسایی پوشش گیاهی استفاده شد و با حذف جنگل ها، مناطق کشاورزی مشخص گردید. سپس، مناطق سوخته شده طی سال های 2022 تا 2024 با استفاده از شاخص آتش سوزی مودیس شناسایی شدند. صحت نتایج با تصاویر واقعی مودیس تأیید شد و داده های AOD،AAI  و کربن مونوکسید از ماهواره های مودیس و سنتینل 5 استخراج گردید. همچنین، با داده های ایستگاه فتح تهران و اطلاعات ماهواره ای، مدلی رگرسیونی برای برآورد آلودگی در مزارع شهرهای بابل، آمل و فریدون کنار طراحی و نمودارهای روزانه و ماهانه AQI این شهرها برای سال 2022 رسم گردید. نتایج نشان داد که نواحی شرقی استان، شامل بابل، آمل، قائمشهر و ساری، بیشترین میزان آتش سوزی مزارع را داشته است، که با تصاویر ماهواره ای تأیید شد. نقشه آلودگی نشان داد که مناطق ساحلی و جاده های اصلی بیشترین آلودگی را تجربه کردند. تحلیل داده ها رابطه ای معنادار با ضریب تعیین 75/0 بین داده های واقعی و ماهواره ای را نشان داد. شاخص AQI پس از برداشت برنج، به بیش از 120 رسید. بر اساس این یافته ها، پیشنهاد می شود به جای سوزاندن، از روش های جایگزین مدیریت بقایای کشاورزی مانند تبدیل کاه و کلش به بیوچار استفاده شود.
۴۴.

نقش هوش مصنوعی و حقوق بین الملل در مقابله با تغییرات آب وهوایی: چالش های جهانی تا سال ۲۰۳۰میلادی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۲۷
بعد از 152 سال تلاش های سازمان یافته بین المللی غیردولتی و دولتی و نیز اقدامات چند جانبه دولت ها تا کنون با بیش از 1000 معاهده ب ین الملل ی، منطق ه ای، دوجانب ه و چن د جانب ه مح یط زیستی؛ چشم انداز روشنی از افق 2030 میلادی پیش روی جامعه بین المللی برای حفظ محیط زیست و کاهش گازهای گلخانه ای نیست و اگر دولت ها در ایفای تعهدات بین المللی خود مسئولانه و هماهنگ اقدام ننمایند؛ در این صورت هدف ۵/۱ درجه سانتی گراد توافق پاریس در عرض چند سال از بین خواهد رفت و جهان را در مسیر افزایش دما در طول این قرن قرار خواهد داد که اثرات منفی بر امنیت جهانی خواهد داشت. مسئله اصلی این پژوهش، چگونگی بهره گیری از سیستم های هوش مصنوعی برای مقابله جهانی هدفمند با تغییرات آب و هوایی در چارچوب حقوق بین الملل تا سال 2030 میلادی است. سوالات اصلی عبارتند از اینکه چگونه این سیستم ها می توانند نقش های متنوع خود را برای مقابله مؤثر با تغییرات آب و هوایی ایفا کنند؟ و چه چالش هایی در این نقش آفرینی ها و بطور خاص در ادغام با حقوق بین الملل تا سال 2030 میلادی متصور است؟ روش این پژوهش، توصیفی- تحلیلی است و بر تحلیل تقاطع حقوق بین الملل، هوش مصنوعی و تغییرات آب و هوایی تمرکز دارد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که علی رغم نقش آفرینی متنوع هوش مصنوعی در مقابله با تغییرات آب و هوایی، دچار چالش های فنی و زیست محیطی است و نیز دیدگاه ها و سیاست های مختلف قدرت های جهانی منجر به  افزایش اختلافات گردیده است که می بایست برای آن یک راهکار سیاسی و حقوقی یافت.
۴۵.

تغییرات فضایی-زمانی دمای میانگین در سراسر ایران : مقایسه تطبیقی گذشته دور و نزدیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۶ تعداد دانلود : ۱۴۹
تغییر اقلیم به عنوان یکی از چالش های اساسی جهان، به دگرگونی های پایدار در الگوهای آب وهوایی اشاره دارد که تأثیرات عمیقی بر محیط زیست، اقتصاد و جوامع انسانی برجای می گذارد. هدف از مطالعه حاضر، تحلیل و مقایسه میانگین دمای ایران در دو دوره زمانی متمایز، یعنی گذشته دور (1965 تا 1994) و گذشته نزدیک (1995 تا 2024) و همچنین تحلیل روند این تغییرات به صورت ماه به ماه و سالانه در سراسر ایران می باشد. در این تحقیق از داده های شبکه بندی بازکاوی ERA5-Land استفاده گردید. نتایج نشان داد، در گذشته نزدیک نسبت به گذشته دور، میانگین دما در ایران افزایش یافته و این افزایش در ماه های مختلف بین 5/0 تا ۱ درجه سلسیوس متغیر بوده است. در گذشته دور (1965-1994)، دمای برخی ماه ها مانند فوریه، مارس، مه و اکتبر روندی ثابت یا کاهشی داشته، اما در گذشته نزدیک، تمام ماه های سال، عمدتاً افزایش دما را نشان می دهند. یافته ها نشان داد که تقریبا از سال ۲۰۰۰ به بعد، ناهنجاری دمایی ماهانه و سالانه به طور پیوسته روندی مثبت و افزایشی داشته است که ماه های گرم سال به ویژه جولای و آگوست، بیشترین مقدار ناهنجاری مثبت را نشان می دهند اما در سال های پیش از آن، ناهنجاری ها نوسانی و شامل مقادیر مثبت و منفی بوده است. روند تغییرات سالانه دما نیز از حدود صفر درجه سلسیوس در دوره گذشته دور، به 35/0 درجه سلسیوس در هر دهه در دوره اخیر رسیده است که نشان دهنده گرمایش چشمگیر و پایدار است. این روند رو به رشد، اهمیت اتخاذ سیاست های موثر برای کاهش اثرات منفی گرمایش جهانی و برنامه ریزی های دقیق در بخش های زیست محیطی و اقتصادی کشور را دوچندان می کند.
۴۶.

ارزیابی توانمندی های ژئوتوریستی مناطق کارستی جنوب غرب استان لرستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۴۶
منطقه جنوب غربی لرستان در پهنه ناهمواری زاگرس چین خورده واقع شده است و بخش زیادی از واحدهای سنگ شناسی این محدوده مطالعاتی دارای ساختار آهکی و انحلال پذیر است. به همین دلیل ژئومورفوسایت های کارستی متنوعی در جنوب غربی لرستان در دو حوضه آبریز کشکان (شهرستان های پلدختر و معمولان) و حوضه آبریز سیمره (شهرستان های کوهدشت و رومشکان) شکل گرفته است که تعداد زیادی از آنها می توانند مقصدهای گردشگری قلمداد شوند. هدف این پژوهش ارزیابی توانمندی های ژئوتوریستی سازندهای کارستیک در جنوب غربی استان لرستان با پیمایش و تحلیل نقشه ها و روابط فضایی آن ها با قلمروهای کارستی از طریق مدل کوبالیکوا و کیرچنر (2016) است. برای اجرای مدل، جامعه آماری پژوهش شامل 8 نفر از کارشناسان سازمان میراث فرهنگی و 7 نفر از اساتید دانشگاه لرستان می باشد. بر اساس نتایج بدست آمده به ترتیب سه سازند آسماری- شهبازان (27) درصد، کواترنر (25) درصد، گچساران (20) درصد بیشترین لندفرم های کارست را دارند. کمترین محدوده با لندفرم های کارستی متعلق به سه سازند بختیاری (5/0) درصد، گورپی (2) درصد و آغاجاری (3) درصد است. شهرستان پلدختر که در حوضه رودخانه کشکان واقع شده است اشکال کارستی آن توسعه یافته و تنوع اشکال آن فراوان است. نتایج مدل کوبالیکوا و کیرچنر نشان داد سراب تنگ سیاب با 11/5 امتیاز بالاترین امتیاز را به دلائل ارزش علمی، آموزشی، اقتصادی و وضعیت دسترسی و زیرساخت های اولیه گردشگری، وجود ارزش های فرهنگی و زیست محیطی بدست آورد. بعد از آن نیز ژئوسایت های تنگه شیرز، تنگه هلت، چشمه شیرین ملاوی و غار پل خدا شیرز هر کدام با 10/5 امتیاز رتبه دوم، ژئوسایت-های غار کلماکره، چشمه سید سهل الدین، آبشار افرینه و دره خزینه هر کدام با 10 امتیاز رتبه سوم را به دلائل ارزش های علمی، آموزشی، اقتصادی و تنوع چشم انداز، نادر بودن در سطح منطقه، ملی، فراملی و وضعیت دسترسی و ارزش زیست-محیطی به خود اختصاص دادند.
۴۷.

توسعه مدل های هوشمند یادگیری ماشین و باکس جنکینز مبتنی بر روش تجزیه مد گروهی کامل به منظور مدل سازی خشکسالی هواشناسی (مطالعه موردی: استان خوزستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۱۷۳
خشک سالی از جمله بلایای طبیعی، علی الخصوص در مناطق خشک و نیمه خشک به شمار می آید. استان خوزستان به سبب دارا بودن موقعیت جغرافیایی استراتژیک و وابستگی شدید به منابع آب، در مقابل خشک سالی به شدت آسیب پذیر است. از این رو در پژوهش حاضر، تجزیه و تحلیل و پیش بینی خشک سالی هواشناسی در استان خوزستان به ترتیب با مدل های هوشمند یادگیری ماشین و باکس جنکینز CEEMD-GPR و CEEMD-SARIMA در طول دوره آماری 30 ساله (2020-1989) مورد بررسی قرار گرفت. جهت ارزیابی شرایط خشک سالی، از شاخص استاندارد بارندگی (SPI) حاصل از داده های هشت ایستگاه سینوپتیک استان خوزستان استفاده شد. در گام بعدی نتایج مدل سازی توسط روش های ذکر شده و با استفاده از شاخص های نیکویی برازش با یکدیگر مقایسه شدند. نتایج حاصله بیانگر این بود که مدل CEEMD-GPR به منظور برآورد شاخص SPI در استان خوزستان از کارایی بسیار بالایی برخوردار است. هم چنین پنجره های زمانی بلندمدت SPI از دقت بالاتری نسبت به پنجره های زمانی کوتاه مدت برخوردار بودند. به عنوان مثال در ایستگاه امیدیه، استفاده از SPI 12 ماهه به جای SPI 1 ماهه موجب کاهش مقادیر RMSE و MAE به ترتیب از 178/0 و 097/0 به 167/0 و 087/0 گردید. علاوه بر این، مقادیر R و NS نیز از 954/0 و 969/0 به 963/0 و 974/0 افزایش یافت. به طور کلی می توان عنوان نمود که مدل CEEMD-GPR قادر است با استفاده از مؤلفه های استخراج شده از تجزیه CEEMD، ساختار دینامیکی پیچیده تری از داده ها را فرا گیرد. بر همین اساس، نتایج این پژوهش نشان می دهد که مدل های ترکیبی مبتنی بر تجزیه CEEMD در کنار یادگیری ماشین، ابزارهایی قدرتمند و با کارایی بالا جهت تحلیل و پیش بینی خشک سالی هواشناسی در اقلیم های خشک و نیمه خشک هستند.
۴۸.

تأثیر تغییر اقلیم در برنامه ریزی فعالیت های نظامی در مرزهای غربی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۵۱
تغییر اقلیم به عنوان یکی از بزرگ ترین تهدیدات قرن بیست و یکم، نه تنها بر محیط زیست و اقتصاد جهانی، بلکه بر امنیت و فعالیت های نظامی کشورها نیز تأثیرات عمیقی می گذارد؛ لذا تغییرات الگوهای آب و هوایی و غیرقابل پیش بینی بودن آن می تواند تهدید جدی برای زیرساخت های نظامی محسوب گردد. بنابراین هدف از این تحقیق، بررسی تغییرات پارامترهای اقلیمی بر شاخص اقلیم نظامی (MCI) نرمال شده در استان های آذربایجان غربی، ایلام، کردستان، کرمانشاه و خوزستان است. بدین منظور، ابتدا پارامترهای اقلیمی موردنیاز از سازمان هواشناسی اخذ گردد. سپس پس از مشخص نمودن بهترین مدل اقلیم جهانی (GCM)، پارامترهای اقلیمی هر ایستگاه با کمک مدل LARS-WG تا سال 2100 میلادی ریزمقیاس-نمایی شدند. نتایج نشان داد در همه ایستگاه های موردمطالعه از اواخر فصل بهار تا پایان فصل تابستان، شاخص MCI کاهش یافته که نشان دهنده شرایط سخت برای انجام فعالیت های نظامی است. در مقابل در اهواز اواخر پاییز و اوایل زمستان، ایلام در پاییز و اوایل بهار، کرمانشاه و سنندج در اوایل پاییز و بهار و در ارومیه بهار به دلیل بالا بودن شاخص MCI از شرایط بسیار مطلوبی برخوردار بوده اند. در پایان، پیشنهاد می گردد هرگونه برنامه ریزی برای فعالیت های نظامی اعم از تمرین، آموزش، مانور و طراحی مبتنی بر شناخت شرایط تغییر اقلیم و شاخص های اقلیم آسایش باشد که در این صورت لازم است تدابیر ویژه ای اتخاذ گردد. بنابراین، هرگونه بازنگری و مطابقت راهبردهای دفاعی با شرایط تغییر اقلیم در هر منطقه ضروری است.
۴۹.

بررسی تطبیقی توزیع زمانی- مکانی تنش حرارتی به دست آمده از داده های بازتحلیل ERA5-Land با داده های مشاهداتی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۴۹
آسایش حرارتی از مؤلفه های کلیدی در ارتقاء کیفیت زندگی، بهره وری انسانی و برنامه ریزی های محیطی و شهری است. در این پژوهش، کارایی داده های بازتحلیل ERA5-Land در شناسایی تنش های حرارتی با داده های مشاهداتی ایستگاه های همدید طی دوره 1991 تا 2020 مقایسه شد. برای این منظور، داده های روزانه دما، رطوبت و باد از هر دو منبع استخراج و شاخص های دمای مؤثر و بیکر محاسبه گردید. نتایج کلی نشان داد ERA5-Land در بازنمایی الگوهای فضایی و زمانی شاخص های حرارتی ایران، به ویژه در بهار و تابستان، تطابق قابل قبولی با مشاهدات دارد (ضریب همبستگی 0.80، p<0.005) در زمستان، هر دو منبع وجود تنش سرمایی گسترده را تأیید کردند؛ بر اساس مشاهدات، 79٪ و طبق ERA5-Land حدود 95٪ مساحت کشور در معرض سرمای خفیف تا متوسط قرار داشت. در منطقه سرد و خشک، مشاهدات کاهش روزهای «خیلی سرد» از حدود 100 به کمتر از 10 روز و افزایش روزهای «بدون تنش» از 50 به بیش از 150 روز را ثبت کردند، درحالی که ERA5-Land فراوانی روزهای «خیلی سرد» را تقریباً ثابت و در محدوده 80 تا 100 روز گزارش نمود. در تابستان، مشاهدات بیش از 62٪ و ERA5-Land حدود 43٪ مساحت کشور را با گرمایش خفیف تا متوسط گزارش کردند. در منطقه گرم و مرطوب، بر اساس مشاهدات، تعداد روزهای «خیلی گرم» از کمتر از 50 روز در سال 2000 به بیش از 350 روز افزایش یافت، اما  ERA5-Land این تغییر را کمتر (حدود 150 روز) بازتاب داد. این یافته ها بیانگر توان نسبی ERA5-Land در شناسایی الگوهای کلی تنش حرارتی است، هرچند در ثبت تغییرات شدید اقلیمی محلی، دقت آن کاهش می یابد.
۵۰.

آشکارسازی لندفرم های ژئومورفولوژی با استفاده از شاخص TPI و الگوریتم های MLMSR، CMLSR و SPSR (مطالعه موردی: دامنه جنوبی توده کوهستان سهند)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۴۸
لندفرم ها بیانگر فرآیندهای تأثیرگذار بر عوارض سطح زمین درگذشته و حال هستند و اطلاعات مهمی در مورد ویژگی ها و پتانسیل های زمین فراهم می کنند پژوهش حاضر با هدف استخراج و تحلیل لندفرم های ژئومورفولوژیکی دامنه جنوبی توده کوهستان سهند، از شاخص موقعیت توپوگرافی (TPI) و سه الگوریتم پیشرفته MLMSR، CMLSR و SPSR بهره گرفته است. منطقه مورد مطالعه شامل حوضه های قلعه چای، صوفی چای، مردق چای، لیلان چای و بخشی از قرنقو است که به جز حوضه قرنقو بقیه حوضه ها از زیرحوضه های دریاچه ارومیه محسوب می شوند. در این مطالعه، مدل رقومی ارتفاع (DEM) با قدرت تفکیک ۳۰ متر برای تحلیل ویژگی های توپوگرافی منطقه به کار گرفته شد و بر این اساس، ۱۰ نوع لندفرم شناسایی گردید. نتایج نشان داد که توزیع لندفرم ها در منطقه متأثر از عوامل زمین شناسی، فرسایشی و تکتونیکی است. در مناطق کوهستانی، دره های باریک و زهکش های مرتفع گستردگی بیشتری دارند، درحالی که در مناطق هموارتر، دشت ها و تپه ها غالب هستند. مقایسه روش های مورد استفاده نشان داد که الگوریتم MLMSR در تشخیص اشکال پیچیده مانند دامنه های شیب دار و آبراهه ها کارایی بهتری دارد، درحالی که CMLSR در شناسایی نواحی مرتفع، قله ها و خط الرأس ها دقت بالاتری نشان داد. همچنین، SPSR در تفکیک مناطق مرتفع و دشت ها عملکرد مناسبی داشته، اما در شناسایی جزئیات شیب ها ضعیف تر از سایر الگوریتم ها بوده است. به طور کلی، این مطالعه نشان داد که ترکیب شاخص TPI با الگوریتم های MLMSR، CMLSR و SPSR می تواند رویکردی کارآمد برای استخراج و تحلیل لندفرم ها ارائه دهد و از این داده ها می توان برای مدیریت منابع طبیعی، برنامه ریزی منطقه ای، ژئوتوریسم و کاهش مخاطرات طبیعی استفاده کرد.
۵۱.

خوشه بندی و تحلیل همدیدی امواج گرمایی دوره گرم سال در شهرهای منتخب استان اردبیل طی چهار دهه گذشته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۵۵
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل الگوهای همدیدی مؤثر بر شکل گیری امواج گرمایی در شهرهای منتخب استان اردبیل طی ماه های گرم سال در بازه زمانی ۱۹۸۰ تا ۲۰۲۰ انجام شد. بدین منظور داده های روزانه دمای حداکثر ایستگاه های سینوپتیک اردبیل، پارس آباد و مشکین شهر به کار گرفته شد. امواج گرمایی بر اساس شاخص صدک ۹۵ام دمای حداکثر و با شرط حداقل سه روز تداوم شناسایی گردیدند. برای بررسی شرایط جوی مؤثر، از داده های بازتحلیل فشار سطح دریا و ارتفاع ژئوپتانسیل تراز ۵۰۰ هکتوپاسکال پایگاه NCEP/NCAR استفاده و الگوهای غالب با روش خوشه بندی سلسله مراتبی Ward دسته بندی شدند. نتایج نشان داد که در دوره مورد مطالعه، بیشترین تعداد امواج گرمایی در ایستگاه پارس آباد (۴۱ موج) رخ داده است؛ در حالی که تعداد این امواج در اردبیل ۲۴ و در مشکین شهر ۲۳ موج بود. همچنین طول دوره تداوم امواج گرمایی در ایستگاه های اردبیل (۳ تا ۵ روز)، مشکین شهر (۳ تا ۶ روز) و پارس آباد (۳ تا ۷ روز) متغیر بوده و بدین ترتیب ایستگاه پارس آباد بیشترین فراوانی و طولانی ترین تداوم امواج گرمایی را تجربه کرده است. پس از انتخاب امواج با تداوم حداقل پنج روزه، تحلیل همدیدی برای دو نمونه شاخص انجام گرفت: الگوی نخست (۱ تا ۵ اوت ۲۰۱۵) که با استقرار پرفشار سطح زمین و پرارتفاع ۵۰۰ هکتوپاسکالی بر فراز منطقه همراه بود و الگوی دوم (۸ تا ۱۲ اکتبر ۲۰۰۲) که در آن اردبیل در غرب یک بلوکینگ اُمگایی در غرب روسیه واقع شده بود. وجه مشترک این الگوها، افزایش ضخامت جو، جریانات نزولی و گرمایش هوا در طول رخداد موج گرمایی بود. نتایج این پژوهش نشان می دهد که تحلیل الگوهای همدیدی می تواند در بهبود پیش بینی و صدور هشدارهای زودهنگام امواج گرمایی نقش مؤثری ایفا کند.
۵۲.

ارزیابی کیفیت مورفولوژیکی رودخانه خرم رود، مطالعه موردی: بخش بالایی و پایینی شهر خرم آباد، استان لرستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۵۰
رودخانه خرم رود در طی چند دهه گذشته به طور چشمگیری تحت تأثیر تغییرات اساسی هم در سطح حوضه و هم در داخل کانال قرار گرفته است. این رودخانه به دلیل واقع شدن در منطقه پرجمعیت خرم آباد و همجواری روستایی زیادی با این جریان، تغییرات در آن می تواند منجر به از دست دادن زمین های کشاورزی، آسیب پذیری زیرساخت ها و ساختمان های مجاور آن شود. در واقع اثرات فرایندهای ژئومورفیک (رسوبگذاری در بستر، گسترش کانال، فرسایش کرانه ها و...) این رودخانه به دلیل قرارگیری در منطقه کوهستانی می تواند از طغیان های آن مهمتر باشد. شناخت وضعیت مورفولوژیکی این رودخانه می تواند باعث افزایش آگاهی نسبت به احیاء آن شود. این تحقیق به منظور ارزیابی کیفیت مورفولوژی خرم رود با استفاده از روش rMQI در طی دوره زمانی 2025-2006 انجام شد. نتایج نشان داد که کیفیت رودخانه خرم رود در بخش اول(95/63درصد) و بخش جنوبی(65/57 درصد) کیفیت مورفولوژیکی ضعیفی دارد. علاوه براین نتایج نشان داد، در بخش اول از 6 بازه مورد مطالعه بازه های 1-3 و 4 در کلاس ضعیف و بازه های 5 و6 در کلاس خیلی ضعیف قرار دارند. نتایج حاصل از ارزیابی 7 بازه مورد بررسی در بخش دوم نشان داد که تنها بازه 4 کیفیت متوسطی دارد و بازه های دیگر(1-2-3-5-6-7) در کلاس کیفیت مورفولوژی ضعیف قرار دارند. همچنین نتایج پژوهش نشان داد که رودخانه خرم رود دچار شرایط شکننده ای شده و به نظر می رسد با توجه به تداوم این شرایط و در برخی از موارد با تشدید شاخص های فشار وضعیت این رودخانه را حادتر کند.
۵۳.

ارزیابی حساسیت پذیری زمین لغزش در بخشی از شمال شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۸
زمین لغزش ها باعث از دست رفتن جان انسان ها، خسارت مالی و تخریب زیرساخت ها می شوند. توسعه منطقه مسکونی تهران بر روی شیب های تند شمال شهر تهران خطراتی مانند زمین لغزش را افزایش داده است. هدف این تحقیق تهیه نقشه حساسیت پذیری زمین لغزش با استفاده از رگرسیون لجستیک در شمال شهر تهران است. ابتدا نقشه زمین لغزش های منطقه تهیه شد. بعد از طبقه بندی، نقشه های عوامل موثر و نقشه زمین لغزش ها در محیط GIS روی هم انداخته شده و تراکم زمین لغزش ها در هر یک از طبقات محاسبه شد. مدل رگرسیون لجیستیک برای تهیه نقشه حساسیت پذیری زمین لغزش استفاده شد. با استفاده از این مدل وزن نقشه ها محاسبه شد و با جمع نقشه های وزنی نقشه نهایی حساسیت به دست آمد. منحنی ROC و سطح زیر این منحنی برای ارزیابی دقت مدل استفاده شد. میزان سطح زیرمنحنی برای رگرسیون لجیستیک 819/0 به دست آمد که با توجه به استاندارد ارائه شده این مدل در طبقه خیلی خوب قرار می گیرد. نتایج نشان داد حدود 27 درصد از مساحت منطقه در طبقه حساسیت زیاد و خیلی زیاد قرار دارد که نشان می دهد که این منطقه به شدت در معرض خطر زمین لغزش است و توجه به این پدیده ضروری است. نتیجه این تحقیق می تواند ابزاری برای توسعه زیرساخت ها، برنامه ریزی استفاده از زمین و ساخت جاده باشد. توصیه می شود سازمان هایی مانند منابع طبیعی، محیط زیست و راه و شهرسازی در صورت نیاز به هرگونه توسعه در منطقه، این نقشه را به عنوان یکی از نقشه های پایه در بحث ناپایداری دامنه در نظر بگیرند تا از افزایش بیشتر زمین لغزش در این منطقه جلوگیری شود.
۵۴.

توسعه مدل ترکیبی IHACRES–XGBoost برای شبیه سازی رواناب روزانه در حوضه قره سو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۰
در این پژوهش، با هدف بهبود دقت شبیه سازی رواناب روزانه در حوضه ی قره سو واقع در استان کرمانشاه، یک چارچوب مدل سازی ترکیبی مبتنی بر تلفیق مدل مفهومی IHACRES و الگوریتم های پیشرفته یادگیری ماشین توسعه داده شد. داده های مورد استفاده شامل بارش، دمای حداقل، حداکثر و میانگین و دبی رودخانه از ایستگاه های هیدرومتری پل کهنه و قورباغستان در بازه ی زمانی ۱۹۹۵ تا ۲۰۲۳ می باشند. در مرحله نخست، مدل نیمه توزیعی IHACRES جهت شبیه سازی فرآیند بارش–رواناب پیاده سازی گردید و با بهره گیری از الگوریتم ژنتیک،پارامترهای آن بهینه سازی شد. به منظور حذف نوسانات کوتاه مدت، یک فیلتر میانگین متحرک سه روزه بر خروجی مدل اعمال شد. سپس،با استفاده از خروجی IHACRES و مجموعه ای از متغیرهای مشتق شده شامل ویژگی های تأخیری، آماره های بارش و دما، شاخص های زمانی و خشکسالی، یک مدل یادگیری ماشین نوع XGBoost طراحی گردید. عملکرد مدل ها با شاخص های آماری RMSE و NSE در دو دوره آموزش و آزمون مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که مدل پایه ی IHACRES عملکردی در حد قابل قبول داشت (NSE≈0.44)، اما با اعمال فیلتر میانگین متحرک و بهینه سازی پارامترها، دقت آن به طور متوسط تا ۳۰٪ افزایش یافت. در نهایت، مدل ترکیبی IHACRES–XGBoost با دستیابی به مقدار NSE بیش از ۰.۹۷ و RMSE کمتر از ۱۰، بالاترین دقت را ارائه کرد. این یافته ها نشان دهنده ی کارایی بالا و پتانسیل بالای مدل های ترکیبی در ارتقاء پیش بینی رواناب روزانه می باشد.
۵۵.

ارزیابی شاخص های ژئودایورسیتی در جنوبغرب استان لرستان با تاکید بر اشکال کارستی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۴
ژئودایورسیتی توصیف تنوع طبیعی عناصر غیر زیستی در یک مکان است. هدف از این پژوهش تفسیر و ارزیابی ژئودایورسیتی با تاکید بر اشکال کارستی در منطقه جنوب غرب لرستان است. این منطقه حوضه شهرستان های کوهدشت، رومشکان، پلدختر، و معمولان را شامل می شود. ارزیابی ژئودایورسیتی کارست در محدوده مورد مطالعه با استفاده از مدل بنیتو کالوو (2009) شامل شاخص های ژئودایورسیتی از قبیل تراکم ناهمواری هر قطعه (PRD)، ضریب ناهمواری سیمپسون(SIEI)، ضریب ناهمواری شانون(SHEI)، ضریب دایورسیتی شانون(SHDI)، ضریب دایورسیتی سیمپسون(SIDI) انجام گرفته است. نتایج شاخص های پنجگانه تمام ژئوکارست منطقه نشان داد که بالاترین ارزش مربوط به حوضه معمولان است. در این حوضه میزان شاخص های ناهمواری سیمپسون و شانون برای تیپ های ژئومورفیک به ترتیب 0/977 و 0/751 تعیین گردید و تحلیل اعداد نشان می دهد که هتروژنی توپوگرافیک خیلی بالا و ترکیب کلاس های ناهمواری هم زیادند و تقریبا یکنواخت توزیع شده اند. هم چنین میزان دایورسیتی سیمپسون و شانون برای تیپ های ژئومورفیک به ترتیب 0/973 و 4/125 مشخص شد که در این تفسیر از دید سیمپسون، غلبه یک تیپ خاص نداریم چون تنوع بالاست. عدد موثر شانون با تنوع زیاد، ولی معقول تر سازگار است. در رتبه دوم این ارزیابی، حوضه پلدختر قرار دارد. نتایج کلی نشان داد که سهم عوامل زمین شناسی بیشتر از عوامل مورفومتری و اقلیمی بوده است.
۵۶.

ارزیابی مقایسه ایی کیفیت مورفولوژیکی رودخانه های دامنه شمالی و جنوبی البرز ، مطالعه موردی رودخانه واز و حاجی ماهرود (چمستان نور)، حبله رود (گرمسار) و شاهرود ( رجایی دشت الموت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۶۰
مورفولوژی رودخانه در چند دهه اخیر به طور مکرر به دلیل تغییرات آب و هوا و عوامل انسانی تغییر کرده است. در ایران رودخانه ها به واسطه ی مداخلات گسترده انسانی نظیر برداشت شن و ماسه، ساخت سدها، تغییرات مسیر، تثبیت سواحل و بهره برداری از منابع آب، تحت فشارهای شدید قرار گرفته اند. یکی از ابزارهای مهم در این حوزه، شاخص کیفیت مورفولوژیکی اصلاح شده (rMQI) است که با هدف تحلیل دقیق تر فرآیندهای فیزیکی رودخانه ها توسعه یافته است. هدف این مطالعه درک فرآیندهای پویا شکل دهنده کانال و تغییرات مورفولوژی رودخانه های واز، حاجی ماهرود، حبله رود و شاهرود در طول زمان است. در این پژوهش از روش شاخص کیفیت مورفولوژیک بازبینی شده(rMQI) به منظور ارزیابی از کیفیت مورفولوژیکی رودخانه های مورد مطالعه استفاده گردید. این روش با به کارگیری شاخص های فشار(PI) و تعدیل کانال و عملکرد کانال (AI) به بررسی وضعیت کیفی رودخانه می پردازد. بررسی کیفیت مورفولوژیکی رودخانه های مورد مطالعه با استفاده از روش rMQIنشان داد که بازه های مورد مطالعه در رودخانه واز و حاجی ماهرود دارای کیفیت متوسط است. این وضعیت نتیجه وجود سه فشار شدید و یک فشار متوسط انسانی همچنین شرایط نامناسب در تغییرات مورفولوژیک و عملکرد کانال است. در بازه های مورد مطالعه در رودخانه حبله رود نیز شرایط مشابه رودخانه واز حاکم بوده و باعث شده این بازه ها در وضعیت کیفیت مورفولوژیک متوسط باشند. بازه های مورد مطالعه در رودخانه شاهرود به دلیل وجود فشارهای انسانی جزئی و شرایط مناسب در عملکرد و تغییرات پلانفرم کانال در طول زمان دارای کیفیت مورفولوژیک خوب است. نتایج بررسی رودخانه های واز، حبله رود و شاهرود نشان داد که مداخلات انسانی مانند برداشت شن و ماسه، دیوار کشی و برداشت های نامناسب آب تاثیرات منفی زیادی بر وضعیت هیدورژئومورفولوژیکی رودخانه ها برجای می گذارد.
۵۷.

تحلیل مکانی–زمانی روند و همبستگی شاخص های اقلیمی و زیست محیطی مرتبط با بیابان زایی در شهرستان های خاتم و ابرکوه با استفاده از داده های ماهواره ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۴۶
بیابان زایی در مناطق خشک و نیمه خشک ایران با تغییرات شاخص های اقلیمی و زیست محیطی همراه است. هدف این پژوهش، تحلیل مکانی–زمانی روند و روابط آماری شاخص های جانشین اقلیمی و زیست محیطی مرتبط با فرآیندهای بیابان زایی در شهرستان های خاتم و ابرکوه طی دوره ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۲ است. بدین منظور، شاخص پوشش گیاهی NDVI به عنوان نماینده وضعیت پوشش گیاهی از MODIS، رطوبت خاک و تبخیر–تعرق واقعی از TerraClimate و بارندگی و سرعت باد از WorldClim استخراج شد. تحلیل روند بلندمدت با استفاده از آزمون ناپارامتری من–کندال و برآوردگر شیب سن انجام گرفت و روابط آماری بین شاخص ها با ضریب همبستگی پیرسون در مقیاس پیکسلی بررسی شد. نتایج نشان داد که ۶۳ درصد از پیکسل های منطقه روند کاهشی معنی دار در NDVI داشته اند (میانگین شیب سن 002/0- در سال) و بارندگی نیز در ۶۹ درصد از منطقه با کاهش متوسط 5/1 میلی متر در سال همراه بوده است. هم زمان، رطوبت خاک در ۵۸ درصد از پیکسل ها روند منفی و تبخیر–تعرق واقعی در ۴۷ درصد از نواحی خشک و پست روند افزایشی نشان داد. سرعت باد نیز در ۴۲ درصد از مناطق باز شرقی روند افزاینده داشت. تحلیل همبستگی بیانگر وجود روابط مثبت و معنی دار بین NDVI و بارندگی و رطوبت خاک در بخش عمده منطقه و روابط منفی قابل توجه بین NDVI و سرعت باد در دشت های خشک است. این نتایج بیانگر هم زمانی و هم راستایی تغییر شاخص های محیطی با شرایط مرتبط با بیابان زایی بوده است..
۵۸.

تشخیص چند زمانه تغییرات کاربری و پوشش زمین بر پایه بردارهای نهفته مدل بنیادین آلفاارث: چارچوب شباهت پیکسل محور در منطقه ای نیمه خشک با شهرنشینی شتابان (۲۰۱۷–۲۰۲۴، البرز، ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۶
تغییرات کاربری و پوشش زمین در مناطق خشک و نیمه خشک ایران، به ویژه نواحی با شهرنشینی سریع، چالش اصلی مدیریت پایدار سرزمین است. روش های سنتی مانند طبقه بندی نظارت شده و شاخص NDVI به دلیل وابستگی به داده های محلی، تجمیع خطاها و ناتوانی در تمایز تغییرات گیاهی از تحولات ساختاری، محدودیت های جدی دارند. این پژوهش چارچوبی نوین پیکسل محور و چندزمانه بر پایه تحلیل شباهت بردارهای نهفته مدل AlphaEarth ارائه می دهد تا بر این کاستی ها غلبه کند. بردارهای ۶۴بعدی با تفکیک ۱۰ متری برای ۲۰۱۷–۲۰۲۴ استخراج شد و چهار معیار شباهت (کسینوسی، همبستگی پیرسون، عدم شباهت و SSIM) پیکسل به پیکسل محاسبه گردید. تحلیل ها شامل شناسایی خوشه های تغییر (Hotspot/Coldspot)، طبقه بندی پایداری چندسطحی، تجمیع شهرستانی و روند زمانی بود. نتایج با NDVI و مطالعات پیشین مقایسه شد. یافته ها حاکی از پایداری بالای ۷۷.۷۸٪ مساحت استان البرز (۴۰۳۰.۴۰ کیلومترمربع) است، در حالی که ۲.۳۶٪ از مساحت استان (۱۲۲.۳۰ کیلومترمربع) تغییرات شدید را تجربه کرده؛ این تغییرات عمدتاً در شهرستان های نظرآباد، اشتهارد، فردیس و چهارباغ متمرکز بوده اند. میانگین شباهت کسینوسی استانی ۰.۹۵۶۹، در دامنه بالای مقادیر گزارش شده در مطالعات مشابه قرار می گیرد و نشان دهنده قابلیت مناسب چارچوب پیشنهادی در بازنمایی پایداری و الگوهای سازگار با تحولات ساختاری–کارکردی اراضی است. تحلیل روند زمانی، افت پایداری در دوره ۲۰۲۰–۲۰۲۱ و بازگشت نسبی پایداری در دوره بعدی را نشان می دهد. برخلاف NDVI که عمدتاً نوسانات پوشش گیاهی و زیست توده را بازتاب می دهد، این رویکرد می تواند شواهد مکملی از الگوهای سازگار با تحولات ساختاری–کارکردی کاربری اراضی، به ویژه در پهنه های شهری، صنعتی و کم پوشش گیاهی، فراهم سازد. این چارچوب بدون نیاز به داده های محلی و با مقیاس پذیری بالا، ابزاری کارآمد برای پایش تغییرات در مناطق خشک فراهم می آورد و می تواند مبنایی علمی برای برنامه ریزی آمایش سرزمین و سیاست گذاری محیطی فراهم سازد.
۵۹.

بررسی تغییرات پوشش گیاهی و دمای سطح زمین در شهرستان رشت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۸ تعداد دانلود : ۱۸۳
این پژوهش به بررسی تغییرات پوشش گیاهی و دمای سطح زمین در شهرستان رشت طی سال های 2010، 2015، 2020 و 2024 پرداخته است. برای این منظور، از تصاویر ماهواره ای لندست و شاخص های متنوع گیاهی و آبی شامل NDVI، MNLI، MSR، SAVI، OSAVI، VARI، MNDWI، IPVI و EVI استفاده شده است. این داده ها در سامانهGoogle Earth Engine (GEE) پردازش شدند و نتایج با دقت بالا تحلیل گردیدند. تحلیل داده های پوشش گیاهی نشان داد که در مناطق تحت توسعه شهری و صنعتی، کاهش قابل توجهی در سلامت و تراکم پوشش گیاهی رخ داده است. به طور خاص، در نواحی شمالی و شرقی رشت، شاخص های NDVI و SAVI  نشان دهنده تخریب شدید پوشش گیاهی و تبدیل زمین های کشاورزی و جنگلی به مناطق مسکونی و صنعتی هستند. این تغییرات همچنین به کاهش کیفیت زیست محیطی منجر شده است. در تحلیل دمای سطح زمین، نتایج نشان داد که دما در مناطق شهری به دلیل کاهش پوشش گیاهی و افزایش زیرساخت های سخت مانند آسفالت و بتن، به طور قابل توجهی افزایش یافته است. پدیده جزیره حرارتی شهری به وضوح قابل مشاهده بود. میانگین دما از 6/17 تا 3/65 درجه سلسیوس در سال های مورد مطالعه متغیر بوده است. مناطق دارای پوشش گیاهی انبوه به دلیل تبخیر و تعرق بیشتر، دمای پایین تری را تجربه کرده اند، در حالی که مناطق فاقد پوشش گیاهی و دارای زیرساخت های سخت، دماهای بالاتری نشان دادند. این پژوهش بر اهمیت استفاده از شاخص های گیاهی و آبی برای پایش تغییرات محیط زیستی تأکید دارد. یافته ها می توانند مبنای بهبود برنامه ریزی های مدیریتی برای حفاظت از منابع طبیعی، کاهش اثرات منفی توسعه شهری و صنعتی و بهبود کیفیت زندگی ساکنان منطقه باشند. علاوه بر این، نتایج بر اهمیت پایش مستمر پوشش گیاهی و دمای سطح زمین برای شناسایی مناطق بحرانی و تدوین راهکارهای مناسب تأکید می کنند.
۶۰.

بررسی تغییرات تیپولوژی پوششی رودخانه جاجرود با تأکید بر تأثیرات انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۹۰
درک تعاملات اجزای سیستم رودخانه ای در پاسخ به محرک های خارجی برای پیشبرد مدیریت پایدار محیط رودخانه ضروری است. هدف این تحقیق، بررسی تغییرات تیپولوژی پوشش گیاهی حاشیه رودخانه جاجرود طی دوره 1402-1367 بوده است. در این پژوهش، از عکس های هوایی آنالوگ سال 1367 و تصاویر اولتراکم سال 1402 استفاده شد. برای بازه بندی رودخانه بر اساس ژئوفرم از روش GUS استفاده شد. بر اساس بررسی ژئومورفولوژی رود، 5 بازه 800 متری تعیین و نوع حصر کرانه های چپ و راست رودخانه، پایداری، نوع رسوبات و شیب و ارتفاع هر بازه بررسی شد. رودخانه جاجرود به 5 بازه ژئومورفیک تفکیک شد. سپس، تعدادی مقطع عرضی شبه موازی در فاصله مناسب در امتداد رودخانه ترسیم شد. طبقه بندی تیپولوژی پوششی در هر یک از مقاطع عرضی شامل مجرای رودخانه، چمنزار، پوشش گیاهی چوبی بلند و کوتاه، جزایر رسوبی، بار رسوبی حاشیه ای، عوارض انسانی و جزایر گیاهی بود. نوسانات تغییر در پوشش گیاهی بیانگر کاهش تیپولوژی علفزار حاشیه ای در سال 1402 نسبت به سال 1367 است. مساحت تیپولوژی جزایر گیاهی میان آبراهه در سال 1402 با 265633 مترمربع در مقایسه با سال 1367 (165415 مترمربع) کاهش یافته است. تیپولوژی رسوبات حاشیه ای و عوارض انسانی در سال 1402 در مقایسه با 1367 افزایش یافته که حاکی از تغییر کاربری اراضی و تجاوز به اراضی حاشیه ای رودخانه جاجرود است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان