ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۵۴۱ تا ۱٬۵۶۰ مورد از کل ۳۵٬۸۴۰ مورد.
۱۵۴۱.

یک رویکرد سنجش ازدور برای ارزیابی تغییرات دما با استفاده از تحلیل فضایی و رگرسیون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۰۶
شهرنشینی بر محیط حرارتی شهری تأثیر بسزایی دارد و این تغییرات بر اقلیم، محیط و کیفیت زندگی ساکنان تأثیر گذاشته است. هدف از این مطالعه ارزیابی روند تغییرات طولانی مدت دمای سطح زمین و جزایر حرارتی شهرستان اهواز با استفاده از روش الگوریتم پنجره مجزا 3 «SW» در بازه زمانی 2014 تا 2022 می باشد. در این تحقیق به منظور برآورد دقیق دامنه تغییرات دمای سطح زمین، از تخمین گر «تیل- سن» و مدل «من-کندال» استفاده شد. خودهمبستگی فضایی جزایر حرارتی با استفاده از شاخص موران محلی و ارتباط روند تغییرات دمای سطح زمین با پارامترهای کاربری شهری با استفاده از رگرسیون حداقل مربعات معمولی4 «OLS»  و رگرسیون وزنی5 «GWR» مورد ارزیابی قرار گرفت. از الگوریتم فیوژن، گرام-اشمیت نیز برای افزایش قدرت تفکیک مکانی تصاویر ماهواره لندست-8 استفاده شده است. تحلیل روند «تیل- سن» نشان داده است که 61/93 درصد منطقه دارای روند افزایشی و 39/6 درصد دارای روند کاهشی می باشد، بر اساس نتایج آزمون معنی داری «من –کندال» تنها 6 درصد مساحت منطقه دارای روند کاهش یا افزایش دایم معنی دار می باشد و دیگر بخش ها فاقد روند معنی داری هستند. نتایج همبستگی پیرسون بین دمای هوای محاسبه شده با دمای ایستگاه زمینی برابر با 716/0 می باشد. ارزیابی دمای سطح زمین با استفاده از روش همبستگی فضایی موران جهانی نشان داد که دما دارای ساختار فضایی با الگوی خوشه ای است و مقدار آن بین 63/0 تا 68/0 متغیر می باشد. در نتایج شاخص موران محلی مشاهده شد که میزان جزایر حرارتی در سال 2019 نسبت به بقیه سال ها به طور چشمگیری کاهش یافته است. بررسی اثر عوامل کاربری شهری (فاصله از مناطق مسکونی، فاصله از فضای سبز، فاصله از رودخانه، فاصله از صنایع و فاصله از جاده) بر روند تغییرات دما با استفاده از روش های «OLS» و «GWR»، نشان داد که همه پارامترهای مستقل درنظرگرفته شده، معنی دار می باشند و مدل «GWR» نتایج بهتری نسبت به «OLS» در منطقه مورد مطالعه داشته است.
۱۵۴۲.

The Role of Economic Reforms in Consolidating Neopatrimonialism in Saudi Arabia from the Conflict Theory Point of View(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۱۲۷
This article employs the theoretical framework of the conflict school to examine the role of economic reforms in consolidating neopatrimonialism in Saudi Arabia. The central hypothesis of the article is that the recent initiatives of Mohammed bin Salman, particularly through the Vision 2030 document, aimed at adapting the Saudi political system to internal and external changes, maintaining stability and continuity of the regime, and centralizing power in his hands, have contributed to the consolidation of neopatrimonialism in the country. While these economic and social reforms ostensibly aim to modernize Saudi Arabia's economy and society, they effectively function as tools to reinforce traditional power structures and solidify the dominance of the Al Saud family, particularly Mohammed bin Salman himself. By analyzing available data and recent political-economic trends in Saudi Arabia, the article addresses the question of how economic reforms have contributed to the consolidation of neopatrimonialism and what implications this has for the country's power structure. The findings reveal that these reforms, while creating superficial changes in the economy and society, act as mechanisms to preserve and strengthen the patrimonial system and perpetuate the dominance of the ruling elite.
۱۵۴۳.

فراتحلیل نقش کسب وکارهای خرد در توانمندسازی زنان روستایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۵۱
هدف: طی دهه های اخیر موضوع توانمندسازی زنان روستایی مورد توجه بسیاری از برنامه ریزان روستایی قرارگرفته است. یکی از عواملی که بر توانمندسازی زنان روستایی مؤثر هست ایجاد و توسعه کسب وکارهای خرد است. پژوهش حاضر، با هدف بررسی تأثیر ایجاد و توسعه کسب وکارهای خرد بر توانمندسازی زنان روستایی انجام شد. روش پژوهش: پژوهش حاضر از روش فراتحلیل بعنوان یک روش آماری و نظام مند برای ترکیب یافته های پژوهش های دیگر در زمینه مورد مطالعه بهره برده است. جامعه آماری این پژوهش، پژوهش های در دسترس مرتبط با رابطه کسب وکار با توانمندسازی زنان روستایی منتشر شده در پایگاههای علمی (Sid، Ensani، Noormags، Magiran، Scienc direct، Google Scholar، Scopus) طی سال های 2000 تا 2024 بود. در مجموع، 720 مطالعه در این موضوع به دست آمد که 30 مورد از آن ها بر اساس معیارهای ورود و خروج، شرایط ورود به فرا تحلیل را داشتند و با استفاده از نرم افزار CMA2 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. در این پژوهش با توجه به نتایج بررسی ناهمگنی از طریق شاخص Q و مجذور I مدل اثرات تصادفی انتخاب گردید. همچنین، برای ترسیم شبکه موضوع پژوهش و دستیابی به واژگان پرتکرار در این حوزه، از نرم افزار VOSviewer استفاده شد. بنابراین، کلیدواژه های تحقیق در پایگاه های خارجی جستجو و داده های مقالات انتخابی در فایل CSV ذخیره و به VOSviewer وارد شدند. برای منابع داخلی نیز، جستجو به طور جداگانه انجام و مقالات واجد شرایط انتخاب و اطلاعات آنها به صورت دستی وارد نرم افزار گردید. سپس شاخص های علم سنجی با این نرم افزار تحلیل شدند. یافته ها: نتایج ترسیم شبکه موضوعی پژوهش به وسیله نرم افزار VOSviewer بیانگر وجود هم رویدادی بین توانمندسازی زنان روستایی با موضوعاتی مانند کارآفرینی، اعتبارات خرد و درآمد بود. بر اساس نتایج آزمون همبستگی بگ و مزدار، مطالعات واردشده از تقارن نسبی برخوردار بودند و عدم سوگیری پژوهش حاضر مورد تائید قرار گرفت. بر اساس نتایج، میزان اندازه اثر ترکیبی 0/453 به دست آمد که این اندازه اثر بر اساس معیار کوهن، بیانگر میزان متوسط تأثیرگذاری ایجاد کسب و کارهای خرد بر توانمندسازی زنان روستایی است. نتیجه گیری: یافته های این مطالعه بیانگر تأثیر معنی دار ایجاد و توسعه کسب و کارهای خرد بر توانمندسازی زنان روستایی است. بنابراین توجه به کسب وکار زنان روستایی یکی از عوامل موثر بر تقویت توانمندی آنان است که مستلزم سیستم های حمایتی است.
۱۵۴۴.

ارزیابی و پیمایش ایده های شهر سالم با رویکرد شهر هوشمند در شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۹
شهرسالم ایده ای برای پیشگیری از ایجاد انواع بیماری ها به واسطه موضوعات طراحی شهری و کاربری اراضی است. شهر شیراز و استان فارس بیشترین آمار تصادفات جاده ای و پیاده را دارند. همچنین افسردگی سالمندان زمینه ساز سایر بیماری ها و نیازمند مراقبت های اجتماعی و بهداشتی و افزایش آگاهی در این زمینه است تا موجب افزایش امید به زندگی شده و حس تعلق در جامعه تقویت گردد. پژوهش حاضر با هدف سنجش شاخص ها و تبیین فضاهای شهری سالم با رویکرد شهر هوشمند در شهر شیراز مورد بررسی قرار گرفت. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی-تحلیلی و از نوع کاربردی است. جامعه آماری پژوهش به منظور شناسایی ایده های شهر سلامت محور با رویکرد شهر هوشمند گروهی از خبرگان دانشگاهی و کارکنان شهرداری انتخاب شده است. گردآوری اطلاعات مورد نیاز پژوهش از طریق مطالعات دقیق کتابخانه ای استوار است. در این بررسی برای تحلیل داده ها از روش های استنباطی، آزمون t تک نمونه ای؛ آزمون تحلیل واریانس (ANOVA)؛ آزمون تعقیبی شفه و آزمون تحلیل عاملی استفاده شده است. به منظور تحلیل اطلاعات از نرم افزار SPSS استفاده شد. نتایج نشان داد که شاخص های این پژوهش در تضاد با یکدیگر قرار ندارند و در جهت سلامت شهروندان نقش ایفا می کنند. همچنین 11 عامل به عنوان ابعاد مؤثر بر شهر سالم با رویکرد شهر هوشمند شناسایی شده اند که عبارت اند از: کیفیت هوا، تعامل اجتماعی، سطح ایمنی، مشارکت اجتماعی، آسایش اقلیمی، امنیت اجتماعی، دسترسی به آب، فاضلاب و نگهداری زباله، عدالت اجتماعی، فضای سبز شهری، آموزش و فقر و اشتغال می باشد. در نهایت فرضیه های پژوهش تأیید شده است.
۱۵۴۵.

تبیین پیوستگی احساس محرومیت نسبی و مناسبات هیدروپلیتیک: نمونه پژوهشی سد معشوره (گاوشمار) در استان لرستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۳
نبود یا کم آبی از ریشه های عدم توسعه و فقر تلقی شده و از پتانسیل شکل دهی به احساس فقر و محرومیت در افراد و جامعه برخوردار است. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف تبیین پیوستگی «احساس محرومیت نسبی» و «مناسبات هیدروپلیتیک»، ضمن مطالعه پروسه ساخت سد گاوشمار(معشوره) در استان لرستان، درصدد پاسخ به این سؤال است که، مناسبات هیدروپلیتیک چگونه در شکل گیری احساس محرومیت نسبی مردم یک منطقه مؤثر می باشند؟ روش پژوهش توصیفی- تحلیلی با رویکرد کمی و کیفی است که بر بنیاد مطالعات اسنادی- کتابخانه ای و مشاهده ی میدانی صورت پذیرفته است. پرسشنامه ابزار اندازه گیری و ابزار تحلیل نرم افزار SPSS است. شاخص هایی مورداستفاده در تحقیق (اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، محیطی- کالبدی، سیاسی- امنیتی) است. نتایج نشان داد که عدم ساخت سد باعث افزایش احساس محرومیت نسبی به لحاظ اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، محیطی- کالبدی، سیاسی- امنیتی و به طورکلی شکل گیری احساس نارضایتی در مردم منطقه موردمطالعه شده است.
۱۵۴۶.

امکان سنجی شاخص های حکمروایی هوشمند شهری در شهر مهاباد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۲۹
شهر هوشمند به عنوان محور تحول و توسعه هزاره مطرح شده و به معنای گشایش مفاهیمی نو در برنامه ریزی شهری است که قابلیتهای جهان واقعی و مجازی را برای حل مشکلات شهری با هم ترکیب میکند. روش تحقیق توصیفی – تحلیلی و جامعه آماری کلیه ساکنین شهر مهاباد (پرسشنامه خانوار ) و کارشناسان خبره و آشنا به محدوده مورد مطالعه شهر مهاباد با زمینه تخصصی در زمینه شهر هوشمند ( پرسشنامه متخصصین) می باشد. هدف از این مطالعه بررسی و تحلیل ضرورتهای شهر مهاباد برای هوشمند شدن وضعیت شهر مهاباد از منظر شاخص های شهر هوشمند مبتنی بر حکمروایی و ارائه اقدامات و راهبردهای مقتضی برای هوشمند شدن شهر مهاباد و تبیین نتایج و دستاوردهای احتمالی ناشی از تحقق حکمروایی هوشمند و ارائه الگو در شهر مهاباد است. نتایج بررسی در زمینه شاخصهای شهر هوشمند مبتنی بر حکمروایی در شهر مهاباد نشان میدهد که دو بعد اساسی حکمروایی مشارکت شراکت و همکاری و نظام تصمیم گیری پایین تر از حد متوسط می باشند که حکایت از نقش و جایگاه ضعیف شهروندان در نظام تصمیم سازی و تصمیم گیری دارد برای تحقق شهر هوشمند در مهاباد قانون گذاری تدوین سیاستهای یکپارچه و داشتن چشم انداز بلند مدت ضروری است. در صورت تحقق حکمروایی هوشمند میتوان شاهد بهبود ،شهر تغییر شرایط دولت در مقابل سایر بازیگران و تغییر سازمان یافته دولت بود.
۱۵۴۷.

ارزیابی اثربخشی اجرای پروژه مدیریت مشارکتی روستایی بر سرمایه اجتماعی جوامع روستایی: کاربرد تحلیل شبکه اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۱
هدف: هدف تحقیق حاضر ارزیابی اثربخشی اجرای پروژه مدیریت مشارکتی روستایی بر سرمایه اجتماعی جامعه روستایی در شهرستان گچساران، از طریق روش تحلیل شبکه است. روش پژوهش: در تحقیق حاضر میزان سرمایه اجتماعی شبکه از طریق روش تحلیل شبکه و شاخص های سطح کلان شبکه در روستاهای پادوک و آرو از توابع شهرستان گچساران استان کهگیلویه و بویراحمد که تحت پوشش طرح آبادانی و پیشرفت منظومه های روستایی است، سنجش گردیده است. در این پژوهش جهت سنجش سرمایه اجتماعی از روش تحلیل شبکه اجتماعی، تکمیل پرسش نامه تحلیل شبکه ای و مصاحبه مستقیم با اعضای صندوق های خرد توسعه روستایی و با استفاده شاخص های سطح کلان شبکه نظیر تراکم، دوسویگی، انتقال یافتگی و میانگین فاصله ژئودزیک استفاده شد. یافته ها: میزان شاخص تراکم در بین اعضای صندوق های خرد توسعه، در پیوندهای اعتماد و مشارکت بعد از اجرای پروژه افزایش یافته است. افزایش میزان تراکم در افراد سبب توسعه اعتماد، مشارکت و سرمایه اجتماعی در سطح افراد می شود. دوسویگی پیوندها نیز در ابعاد اعتماد و مشارکت بعد از اجرای پروژه روند افزایشی داشته است. افزایش این شاخص باعث پایداری شبکه اعضای صندوق به میزان مطلوب شده است. میانگین فاصله ژئودزیک در پیوندهای اعتماد و مشارکت در دو روستا بعد از اجرای طرح نزدیک به عدد یک شد که نشان دهنده بالا بودن سرعت گردش منابع و اطلاعات در افراد بوده و اتحاد و یگانگی بالای افراد را بیان می کند. نتیجه گیری: برای ایجاد بسیج جامعه محلی، توانمندی اجتماعی و پایداری اقتصادی و اجتماعی جامعه موردبررسی و درنهایت استقرار مدیریت مشارکتی، ضرورت دارد که میزان سرمایه اجتماعی افزایش یابد که این عامل نیز فرصتی برای ایجاد ظرفیت در جهت مشارکت ایجاد کرده که تأثیر بسزایی بر روند مدیریت مشارکتی اجتماع محور در منطقه دارد.
۱۵۴۸.

تبیین شاکله اقلیمی خانه های چهارصفه زواره؛ بازخوانی مقطع اقلیمی به مثابه محورکلیدی خنک سازی طبیعی در معماری نواحی گرم و خشک ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۸
هدف: گرمایش زمین ناشی از تغییرات اقلیمی و انتشار گازدی اکسیدکربن، مصرف انرژی و هزینه های سرمایش فضا را افزایش داده است. در این شرایط، خنک سازی طبیعی رویکردی مؤثر برای آسایش اقلیمی به شمار می رود. اما فراهم آرودن امکان و شرایط خنک سازی طبیعی نیازمند گنجاندن راهکارهای مؤثر در معماری بنا از همان مراحل اولیه طراحی است؛ راهکارهایی که یا می بایست از طریق شناخت تجارب گذشته و بهبود آن ها و یا شبیه سازی های پرهزینه و زمان بر بدست آید. در حالیکه، معماری بومی در مناطق گرم و خشک ایران، منبعی از راهکارهای آزموده شده خنک سازی طبیعی است. از میان آن ها خانه های چهارصفه ی زواره نمونه ای شاخص از مسکن شهری روستایی سازگار با اقلیم گرم و خشک هستند که در آن ها سازوکار خنک سازی با معماری در هم آمیخته است؛ اما مورد مطالعه ی دقیق نبوده اند. در مقاله ی حاضر پژوهشگران با هدف پر کردن این خلأ، به شناخت شاکله ی معماری چهارصفه ها از منظر اقلیمی با تمرکز بر مقطع بنا، به مثابه ی محور کلیدی خنک سازی و تهویه ی طبیعی، می پردازند. روش پژوهش: پژوهش از نوع تحلیل اکتشاف و از نظر روش شناختی در چارچوب مطالعه ی موردمحور است. تمرکز بر ۱۶ خانه ی چهارصفه ی دارای زیرزمین در زواره است که برداشت آن ها با توجه ویژه به اجزای اقلیمی برای اولین بار صورت گرفته است. یافته ها: داده ها در 6 محور جمع آوری شده و با روش سه وجهی تطبیق نظری، ارزیابی میدانی، و همسان سنجی الگو تحلیل گردیده و درنهایت شاکله ی اقلیمی چهارصفه، متشکل از هشت مؤلفه ی اقلیمی مؤثر، که در چهار سطح از مقطع بنا در ساختاری عمودی نظام یافته اند و یکپارچه به تنفس بنا کمک می کنند، تبیین شده است. نتیجه گیری: در نهایت این نتیجه بدست آمد که شاکله ی اقلیمی چهارصفه، به دلیل کاربست هم زمان هواخوانِ خورشیدی، زمین سرمایی، و در برخی نمونه ها افزوده شدن بادگیر دیواری، یک سامانه ی هم افزا محسوب می شود. همچنین سامانه ی خنک کننده ی میان خانه زیرزمین در مسکن چهارصفه ی زواره به عنوان یک الگوی مستقل، متمایز، و جهان شمول برای اقلیم های گرم و خشک در کنار الگوی مرجع بادگیر تثبیت گردید و مشخص شد مقطع بنا در شاکله و کارایی اقلیمی آن اهمیت دارد و ضروری است از آغاز فرایند طراحی از طریق راهکارهای پیشنهادشده در این مطالعه، مد نظر معماران در اقلیم های مشابه در سطح ملی و جهانی قرار گیرد.
۱۵۴۹.

شبیه سازی مرزهای رشد منطقه کلانشهری اصفهان در افق 2050(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۷
مرزهای رشد یکی از ابزارهای کلیدی برای کنترل و مدیریت توسعه فیزیکی مناطق کلان شهری محسوب می شود. گسترش بی رویه و برنامه ریزی نشده در این مناطق به یکی از معضلات اصلی برای مدیران و برنامه ریزان شهری و منطقه ای تبدیل شده است، چراکه این فرایند به تخریب اراضی کشاورزی و منابع طبیعی منجر می شود. هدف این پژوهش، شبیه سازی و ارزیابی تغییرات آینده مرزهای رشد در منطقه کلان شهری اصفهان باهدف حفظ منابع زیست محیطی و کنترل گسترش کالبدی است. در این راستا، با استفاده از رویکرد اثبات گرایی که روندی تحلیلی و سنجش محور را در پیش می گیرد به سنجش تصاویر ماهواره ای استخراج شده، میزان تغییرات گسترش کالبدی منطقه کلان شهری اصفهان با استفاده از شبکه های عصبی مصنوعی و ماشین های یادگیری پیش بینی شده است و مرز های رشد در افق زمانی 2050 نیز ترسیم گردیده است. نتایج یافته های تحقیق نشان می دهد که منطقه کلان شهری اصفهان طی دهه های اخیر با گسترش بی رویه به خصوص در بعد کالبدی مواجه بوده و کاهش اراضی کشاورزی و طبیعی به یکی از چالش های اصلی آن تبدیل شده است. بر اساس شبیه سازی های انجام شده، مرزهای رشد پیشنهادی می توانند به عنوان ابزاری مؤثر در مدیریت و برنامه ریزی توسعه شهری - منطقه ای و جلوگیری از تخریب بیشتر منابع و اراضی طبیعی به کار گرفته شوند
۱۵۵۰.

نسبت فضای شهری با جُرم و آسیب های اجتماعی با تأکید بر رفتار پر خطر خودکشی (نمونه مورد مطالعه: شهر نورآباد)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۳
شهرنشینی به همراه تحولات پیچیده آن سبب گسترش انواع بی نظمی ها و آسیب های اجتماعی شده است. خودکشی رفتاری پرخطر و آسیبی اجتماعی است که در پایگاه اجتماعی و فرهنگی طبقات مختلف جامعه نفوذ کرده و پیامدهای ناگواری را برای جوامع به همراه داشته است. شهر نورآباد به دلیل مشکلاتی مانند بیکاری، اعتیاد، روحیه سنت گرایی، کمبود امکانات و خدمات و فقر اقتصادی- اجتماعی از رفتار پر خطر خودکشی رنج می برد. هدف پژوهش حاضر، بررسی علل و عوامل مؤثر بر خودکشی در شهر نورآباد لرستان است. روش تحقیق کاربردی و از نوع توصیفی- تحلیلی می باشد. نمونه آماری مورد پژوهش 270 نفر از شهروندان شهر نورآباد می باشند که به صورت تصادفی ساده با استفاده از نرم افزار Sample Power محاسبه شده است. برای جمع آوری داده ها از روش اسنادی – میدانی و برای تجزیه وتحلیل اطلاعات از نرم افزارهای آماری AMOS24, SPSS26 استفاده گردید. نتایج حاصل از آزمون T تک نمونه ای بیانگر معنادار بودن ارتباط شاخص های پژوهش با رفتار پر خطر خودکشی در محدوده مورد مطالعه است. همچنین یافته های تحلیل مسیر، نشان داد که بعُد اقتصادی با مقدار بتای (76/0=β)، بیش ترین بار عاملی را در گرایش به خودکشی به خود اختصاص داده است و پس از آن مشخص گردید که متغیرهای خانوادگی با بتای (72/0=β)، متغیرهای فردی و روانی با بتای (73/0=β) و متغیرهای اجتماعی- فرهنگی با بتای (69/0=β)، بیش ترین عوامل اثر گذار خودکشی در شهر نورآباد می باشند. در نهایت یافته های مدل ساختاری پژوهش نشان داد که نماگرهای فضای شهری مانند زندگی کردن در محلات جرم خیز، نداشتن مسکن مناسب برای زندگی، کمبود امکانات و خدمات تفریحی، بیکاری زیاد، تراکم جمعیت و مدرنیته، حکمروایی نامناسب شهری، استرس زیاد زندگی شهری و کمبود فضاهای سبز هر کدام به ترتیب با وزن های کوواریانسی (32/0)، (28/0)، (27/0)، (23/0)، (22/0)، (19/0)، (12/0)، (7/0) بر روی رفتار پر خطر خودکشی اثر گذارند.
۱۵۵۱.

Elucidating the Structural Relationships of In-Between Spatial Systems in Relation to Presence Quality (Case Study: Qeysarieh District, Isfahan Bazaar)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۲
This research examines the role of in-between spatial systems in enhancing presence quality, taking the Qeysarieh precinct of the Isfahan Bazaar—one of the principal connectors between Naqsh-e Jahan Square and the historic bazaar network—as the study area. The precinct was selected owing to its high density of pedestrian flows, adjacency to tourism–service–commercial land uses, and diversity of intermediary spatial elements. The study adopted a mixed-methods (quantitative–qualitative) approach. In the quantitative component, perceptual data from 351 users regarding four dimensions—environmental, physical, functional, and psychological—were collected through a standardized questionnaire and analyzed using the one-sample t-test and Friedman test. In the qualitative component, the spatial structure was evaluated through a space-syntax approach at four levels: axial analysis (Integration, Choice, Mean Depth), visibility analysis (VGA) and isovists, agent-based simulation, and assessment of overall intelligibility. Quantitative results indicated that psychological, functional, and environmental dimensions were assessed above baseline, whereas the physical variable showed no significant difference. Syntactic analysis showed that the Zarrabkhaneh route and Qeysarieh Chahar-Suq exhibited the highest centrality and distributive roles, and that chahar-suqs exerted greater influence on movement and stopping than corridors. The low coefficient of determination for intelligibility (R² = 0.11) indicates a need to improve perceptual guidance within secondary networks. Integrating quantitative and qualitative findings suggests three principal strategies whose implementation, by aligning form, function, and perception, can increase the sustainability of presence quality and enhance user experience within historic urban fabrics.
۱۵۵۲.

Locating Potential Areas for Tourism Development with an Emphasis on Transportation Development: A Case Study of Tonekabon City(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۲۶
Transportation is a cornerstone of the tourism industry, which is considered one of the most important and lucrative global resources at the dawn of the third millennium. The primary assumption of public transportation development based on sustainable tourism is increasing tourist satisfaction. Additionally, one of the most advanced urban development perspectives that can initiate improvements in current urban conditions and serve as an effective step toward sustainable development is TOD. Suitable, reliable, comfortable, fast, and affordable transportation facilities are prerequisites for tourism development, as tourists consider both cost and time in their decisions. The choice of transportation system or the availability of an appropriate system affects these two factors when accessing tourist destinations. The objective of this research is to apply a transit-oriented development approach to enhance tourism in Tonekabon. The study is applied and descriptive-analytical, utilizing documentary research, observation, and questionnaires for data collection. Additionally, the Fuzzy IHWP method is employed to identify potential tourism zones, with a focus on transit-oriented development. The results indicate that the northern, central, and coastal areas of the city, which cover 29% of its total area, have high potential for locating public transportation stations, such as taxi stands, vans, bus terminals, and bicycle lanes. Finally, recommendations are provided, including widening streets, establishing bicycle lanes, and recreational-hospitality activities in the coastal area, improving taxi services to all areas, widening the main bridge connecting the east and west of the city, and constructing public parking near terminals and the coastline.
۱۵۵۳.

مدل سازی حساسیت زمین لغزش با استفاده از الگوریتم شبکه عصبی مصنوعی (مطالعه موردی: حوضه آبریز سد شهید عباسپور، شمال شرق خوزستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۶
زمین لغزش ها به عنوان یکی از مهم ترین مخاطرات طبیعی مطرح هستند که هم جان انسان ها را تهدید می کنند و هم می توانند خسارات شدیدی به بار آورند. در این زمینه، تهیه نقشه های حساسیت زمین لغزش برای برنامه ریزی، مدیریت و پیشگیری از وقوع این پدیده و در نتیجه کاهش خسارات ناشی از آن، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هدف اصلی این پژوهش، تهیه نقشه حساسیت زمین لغزش برای حوضه سد شهید عباسپور با استفاده از روش شبکه عصبی مصنوعی (NNET) است. در این مطالعه، داده های مربوط به نقاط زمین لغزش به صورت تصادفی و با نسبت ۷۰ به ۳۰ بین داده های آموزشی و داده های آزمون تقسیم شدند. در ادامه پانزده عامل مؤثر بر زمین لغزش شامل عوامل توپوگرافیک (ارتفاع، شیب، جهت شیب و انحنای دامنه)، شاخص های هیدرولوژیک (SPI و شاخص رطوبت توپوگرافی TWI)، عوامل انسانی (فاصله از جاده) و ویژگی های طبیعی (فاصله از رودخانه، زمین شناسی، بافت خاک، کاربری اراضی و بارش) مورد بررسی قرار گرفتند. برای اعتبارسنجی مدل پیش بینی زمین لغزش، از معیارهای مختلفی شامل Accuracy و شاخص های آماری RMSE، Kappa، MAE و R-Squared استفاده شده است. نتایج حاصل از این ارزیابی ها نشان داد که مدل NNET از عملکرد خوبی با دقت 8543/0 برخوردار است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که در حوضه سد شهید عباسپور، نزدیکی به رودخانه به عنوان مهم ترین عامل مؤثر در حساسیت زمین لغزش شناسایی شده است. پس از این عامل، شیب دامنه و ویژگی های زمین شناسی در رتبه های بعدی اهمیت قرار دارند. همچنین نتایج نشان می دهد که مناطق با بیشترین حساسیت به زمین لغزش عمدتاً در بخش های جنوب غربی و قسمت هایی از شمال حوضه واقع شده اند. نقشه حساسیت زمین لغزش تهیه شده در این تحقیق می تواند به عنوان ابزاری ارزشمند در برنامه ریزی های توسعه ای، مدیریت ریسک و پیشگیری از خسارات ناشی از زمین لغزش در منطقه مورد مطالعه مورد استفاده قرار گیرد. این یافته ها، به مدیران و برنامه ریزان کمک می کند تا تصمیم گیری های مناسب تری در زمینه توسعه منطقه اتخاذ نمایند.
۱۵۵۴.

تحلیل عوامل موثر بر تغییرات کاربری اراضی شهری (نمونه موردی: شهر ارومیه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۵
اثرات متقابل انسان و محیط طبیعی همواره به صورت مستقیم و غیر مستقیم موجب تغییرات کاربری اراضی می شوند که مشکلات زیست محیطی بسیاری را به دنبال دارند و حیات کره زمین را به خطر می اندازد؛ لذا شناخت تغییرات و عوامل موثر بر آن ها برای ادامه حیات و کاهش تغییرات کاربری اراضی برای غلبه بر مشکلات ضروری است. تحقیق حاضر از نوع کاربردی بوده و از نظر ماهیت، دارای رویکرد اکتشافی می باشد. در این تحقیق از روش دلفی فازی برای تحلیل عوامل موثر بر تغییرات کاربری ها، تصاویر ماهواره ای سال های 1993-2003-2013-2023 و نرم افزارهای ENVI، ARCGIS و Google Earth برای شناخت تغییرات کاربری اراضی در 5 کلاس کاربری اراضی شهر(انسان ساخت)، اراضی بایر، اراضی کشاورزی، اراضی باغی و پهنه های آبی استفاده شده است. نتایج به دست آمده در محدوده مورد مطالعه طی سه دهه گذشته سال های 1993-2023 از 26768 هکتار از اراضی شهری ارومیه و خارج از محدوده آن، نشان می دهند که همواره اراضی بایر2838 هکتار کاهش، اراضی باغی 5764 هکتار کاهش اراضی شهری(انسان ساخت) 3744هکتار افزایش یافته، اراضی کشاورزی 2204 هکتار افزایش یافته است و همچنین آبی(بستر رودخانه) به دلیل ساخت سد سیلوانا به صورت فصلی دارای آب است؛ 6 عامل جمعیت، ثروت، پیشرفت فناوری، اقتصاد سیاسی، ساختار سیاسی، نگرش ها و ارزش ها(فرهنگ) از عوامل عمده تغییرات کاربری اراضی شهری ارومیه شناخته شدند که سه عامل اول اصلی ترین عوامل هستند.
۱۵۵۵.

بررسی تاثیر ژئومورفولوژی در ویژگیهای فیزیکوشیمیایی خاک در دو مخروط افکنه واقع در شمال شرق دامغان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۵۰
در این تحقیق با هدف بررسی نقش ژئومورفولوژِی در ویژگیهای خاک، پارامترهای فیزیکوشیمیایی خاک دو مخروط افکنه در شمال شرق دامغان ارزیابی شد. نتایج نشان داد که تنها میانگین پارامترهای EC و PH در مخروط افکنه شماره 1 و 2 دارای تفاوت آماری معنی دار هستند. میانگین پارامترهای EC و PH در حاشیه و داخل مخروط افکنه شماره 2 دارای تفاوت معنی دار آماری است. میانگین کربن آلی در بالادست و پائین دست مخروط افکنه شماره 2 دارای تفاوت معنی دار آماری است. میانگین پارامتر کربن آلی در سطح جدید و قدیمی مخروط افکنه 1 دارای تفاوت معنی دار آماری است. بافت خاک در میاناب ها و کانال های تشکیل شده در سطح قدیمی مخروط افکنه ها دارای تفاوت آماری معنی داری است. این موضوع بیانگر آن است که وجود میاناب و کانال در سطوح قدیمی مخروط افکنه های مورد مطالعه نقش مهمی در تفاوت بافت رسوبات آنها داشته است. همچنین میانگین درصد ماسه و سیلت در پشته و مجرای سطح جدید مخروط افکنه شماره 2 دارای تفاوت معنی داری هستند که نشان می دهد لندفرمهای سطج جدید، تنها باعث تفاوت اساسی در بافت رسوبات مخروط افکنه شماره 2 شده اند. به طور کلی از نتایج تحقیق حاضر می توان نتیجه گرفت که عواملی مانند سن نسبی سطح مخروط افکنه، انحراف و تغییر مداوم محل رسوبگذاری در سطح مخروط افکنه، مورفولوژی سطح مخروط و لندفرمهای آن، و همچنین لیتولوژی و مورفومتری حوضه های بالادست در هر مخروط افکنه با مخروط افکنه دیگر متفاوت بوده و این تفاوت ها نقش مهمی در واگرایی و تفاوت پارامترهای فیزیکوشیمیایی خاک در دو مخروط افکنه مورد مطالعه داشته است.
۱۵۵۶.

ارزیابی و پتانسیل سنجی توسعه گردشگری استان اصفهان بر اساس تکنیک تصمیم گیری چند معیاره (MCDM)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۹
توسعه صنعت گردشگری به خصوص در کشورهای درحال توسعه که دارای مشکلاتی فراوانی همچون اقتصاد تک محصولی و بیکاری هستند، دارای اهمیت فراوانی است. دراین بین استان اصفهان با قدمت تاریخی چند هزارساله ازنظر جاذبه های تاریخی، طبیعی، فرهنگی و مذهبی منحصربه فرد است و در رتبه های نخست گردشگری کشور ایران قرار دارد. بدین منظور هدف این پژوهش پتانسیل سنجی توسعه صنعت گردشگری استان اصفهان است. پژوهش حاضر بر اساس هدف، کاربردی و بر اساس ماهیت و روش، توصیفی – تحلیلی است. برای ارزیابی پتانسیل سنجی میزان مطلوبیت گردشگری از تکنیک Fuzzy-ANP و نرم افزار ARC GIS- Super Decision استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد که پیرو تمرکز جاذبه های طبیعی و باستانی – تاریخی در محور مرکزی استان (شهر اصفهان)، محور شمالی استان (شهرستان های کاشان و نطنز) و محور غربی استان (شهرستان فریدون شهر)، محورهای فوق دارای بیشترین میزان خدمات زیربنایی-زیرساختی و مراکز خدماتی – رفاهی به خصوص تمرکز بسیار شدید پیرامون شهر اصفهان است. این امر باعث شده است که محورهای مرکزی و شمالی استان اصفهان ازنظر توسعه گردشگری دارای پتانسیل بسیار بالایی باشد و در مقابل آن، محورهای شرقی و جنوبی استان که اغلب دارای شرایط کویری و دسترسی نامناسب به خدمات زیرساختی باشند، ازنظر توسعه گردشگری در وضعیت بسیار ضعیفی قرار بگیرند. به صورت کلی بیشترین میزان مطلوبیت توسعه گردشگری مربوط به نواحی مرکزی به مرکزیت شهرستان های اصفهان و مبارکه، محور شمالی به مرکزیت شهرستان کاشان، محور غربی به مرکزیت فریدون شهر و محور جنوبی به مرکزیت سمیرم است.
۱۵۵۷.

سنجش عملکرد سیستم ترکیبی حمل ونقل شهری و ارائه استراتژی های یکپارچه سازی، مطالعه موردی: شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۷
یکپارچه سازی و ایجاد هماهنگی میان سیستم های حمل ونقل عمومی، راهکاری بهینه در جهت افزایش جذابیت بهره مندی از این سیستم ها و همچنین مقابله با پیامدهای زیست محیطی استفاده از وسایل حمل ونقل شخصی، محسوب می شود. این پژوهش با هدف سنجش عملکرد سیستم ترکیبی حمل ونقل شهری و ارائه راهبردهای مؤثر، به بررسی جامعه کاربران دوچرخه های اشتراکی و سامانه قطار شهری پرداخته است. تجزیه وتحلیل داده ها با نرم افزار SPSS صورت گرفت و با استفاده از تکنیک SWOT فرصت ها و محدودیت های سیستم ترکیبی مذکور شناسایی و با بهره گیری از نظرات جامعه 30 نفری خبرگان، ضریب اهمیت عوامل داخلی و خارجی و نوع راهبردها تعیین شد. سپس با روش ماتریس کمی برنامه ریزی استراتژیک (QSPM)، راهبردها موردسنجش قرار گرفت و بر اساس میزان جذابیت در سیستم، اولویت بندی گردید. برخی از نتایج به شرح زیر است: - با افزایش تحصیلات، کثرت استفاده از سیستم ترکیبی افزایش می یابد.- با افزایش درآمد، کثرت استفاده از سیستم ترکیبی افزایش می یابد.- وجود مسیرهای دوچرخه، کثرت استفاده از سیستم ترکیبی را افزایش می دهد.- مالکیت خودرو در خانوار، کثرت استفاده از سیستم ترکیبی را کاهش می دهد اما رابطه معناداری میان آن ها وجود ندارد (143/0=sig). همچنین نتایج سوات نشان داد نمره حاصل از ارزیابی عوامل داخلی معادل 26/2 و نتیجه ارزیابی عوامل خارجی معادل 8/2 است که نشان دهنده غلبه ضعف های سیستم بر قوت ها می باشد؛ مطابق امتیازهای کسب شده موقعیت استراتژیک مورد مطالعاتی این تحقیق در ناحیه سوم و استراتژی های انطباقی نمودار تعیین می گردد
۱۵۵۸.

تأثیر پرنده نگری در توسعه گردشگری روستایی (مطالعه موردی: روستاهای پیرامون تالاب هشیلان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۸
ایران با داشتن تعداد زیادی گونه پرنده در تمام فصول سال و در بیشتر مناطق، قابلیت های بسیاری برای اجرای برنامه های پرنده نگری دارد. روستاها به عنوان مکان هایی که در عین دوری از غوغای شهر و نزدیکی به طبیعت بکر، روستاهایی که قابلیت اسکان و پذیرایی از گردشگران را دارند، می توانند از این شاخه لذت بخش و روبه رشد اکوتوریسم بهره مناسبی ببرند؛ بنابراین هدف اصلی این تحقیق، تأثیر مناطق جذب پرندگان مهاجر در توسعه گردشگری روستایی (مطالعه موردی: روستاهای پیرامون تالاب هشیلان) است. روش تحقیق کمّی، کاربردی، توصیفی تحلیلی است که از ابزار پرسش نامه برای جمع آوری اطلاعات بهره برده می شود. نرم افزار استفاده شده SPSS است. پایایی تحقیق توسط آلفای کرونباخ تأیید شد (اقتصادی، 0/88، اجتماعی و فرهنگی،0/84، کالبدی،0/83، گردشگری، 0/77). روایی نیز توسط متخصصان جغرافیا، محیط زیست و علوم اجتماعی تأیید شد. حجم نمونه از ۲۵۶ خانوار، ۱۰۰ خانوار انتخاب شدند. روش نمونه گیری از نوع نمونه گیری تصادفی سیستماتیک بوده است. یافته ها نشان می دهد که پرنده نگری و گردشگران ورودی ناشی از آن، اثر مثبتی بر ابعاد اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی داشته است. همچنین از نظر زیست محیطی ضمن توجه بیشتر دولت به پرندگان مهاجر فرصت های زیست محیطی خوبی ایجاد شده است؛ اما آلودگی و پسماند و زباله های فراوانی در محل جمع شدند. متأسفانه سرمایه گذاری در گردشگری منطقه محدود و زیرساخت ها نامناسب است که نیاز به توجه دارد. یافته های ناشی از کروسکال والیس نشان می دهد که تفاوت معناداری بین روستاها از نظر تأثیرگذاری پرنده نگری در گردشگری دیده نشده است. همچنین یافته های هم بستگی اسپیرمن نشان می دهد که رابطه معناداری بین پرنده نگری و مؤلفه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، کالبدی و زیست محیطی وجود دارد. درنهایت یافته های رگرسیون نشان می دهد که اثر بر محیط زیست روستا مهم ترین نقطه قوت پرنده نگری است. همچنین در رتبه دوم اشتغال زایی قرار دارد. در مرتبه سوم کاهش مهاجرت به منزله مهم ترین تأثر پرنده نگری معرفی شده اند.
۱۵۵۹.

راهبردهای توسعه گردشگری سلامت در مناطق ساحلی با رویکرد سلامت جامع (مطالعه موردی: استان گیلان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۶
پژوهش حاضر با هدف تدوین راهبردهای مناسب برای توسعه و بازاریابی گردشگری سلامت با رویکرد جامع در استان های مرزی ساحلی انجام شده است. این پژوهش دارای نوآوری اصلی است. اولاً این مطالعه تلاش می کند تعریفی جامع از گردشگری سلامت، که دربرگیرنده جاذبه های پزشکی و تندرستی باشد و با ساختار نظام تأمین کنندگان گردشگری سلامت در ایران سازگار باشد، ارائه دهد. ثانیاً مطالعه حاضر براساس تعریف پذیرفته شده، به تحلیل وضع موجود گردشگری سلامت در استان گیلان به منظور طراحی راهبرد می پردازد. برای تحلیل وضع موجود و تدوین راهبردها در این پژوهش از تحلیل سوات استفاده شده است. در مرحله اول، به منظور شناسایی نقاط قوت، ضعف، تهدید و فرصت، ادبیات گذشته مرور شده و با نُه نفر از متخصصان در حوزه گردشگری سلامت (اعم از درمان و گردشگری) مصاحبه های اکتشافی نیمه ساختاریافته صورت گرفت. سپس اهمیت عوامل شناسایی شده با استفاده از پرسش نامه های سوات به دست متخصصان (n=6) ارزیابی شد. سپس با استفاده از سوات، تعداد دوازده راهبرد طراحی شد. این راهبردها در مرحله بعدی با استفاده ازQSPM براساس نظر متخصصان (n=3) رتبه بندی شدند. پنج راهبرد زیر به منزله راهبردهای برتر شناسایی شدند: ۱. بهبود زیرساخت ها؛ ۲. ساخت هتل بیمارستان ها و اسپاهای پزشکی (مانند تالاسوتراپی ها)؛ ۳. ساخت و توسعه هتل ها و اقامتگاه های دارای خدمات اسپا با تمرکز بر نیازهای بازار داخلی با مشارکت هتل های زنجیره ای بیرون از استان؛ ۴. طراحی محصول مشترک گردشگری سلامت با همکاری فعالان صنعت گردشگری کشورهای مرزی (آذربایجان)؛ ۵. ارائه خدمات (پایه و تخصصی سرپایی) مجازی به صورت ویزیت و مشاوره تخصصی.
۱۵۶۰.

سیاستگذاری هوش مصنوعی و اولویت های معادله قدرت(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۸
هوش مصنوعی(AI) به عنوان پارادایم و کالای قدرت در دهه چهارم قرن ۲۱ ظهور کرده و در حال بازتعریف چشم اندازهای اقتصادی و سیاسی جهانی است. سیاستگذاری هوش مصنوعی بر کنش های رفتاری، کنترل محیطی، دموکراسی و تولید اقتصادی تأثیر گذاشته و حوزه هایی مانند آموزش، حقوق بشر، مهاجرت و سرمایه گذاری را دستخوش تغییر می کند. این پژوهش به بررسی سیاستگذاری هوش مصنوعی و سیاست قدرت پرداخته و تأثیرات آن بر اقتصاد، صنعت و کنش های اجتماعی را تحلیل می کند. فرضیه اصلی بیان می کند که حکمرانی مبتنی بر هوش مصنوعی بر پایه دولت های قدرتمند، تغییرات دموکراتیک، کنترل افکار عمومی(دیپ فیک)، نظارت عمومی، ژئواکونومی بدون سرمایه و کالایی سازی نیروی کار انسانی است. با استفاده از رویکرد تخریب سازنده شومپیتر و روش تحلیل تحولات پارادایمیک، این پژوهش بررسی می کند که چگونه هوش مصنوعی موجب تغییر در ساختارهای اقتصادی، اجتماعی و حکمرانی راهبردی می شود. یافته ها نشان می دهند که هوش مصنوعی در حال بازتعریف توزیع قدرت، انقلاب های صنعتی و پویایی های اجتماعی است و سیاستگذاری های تطبیقی برای ایجاد تعادل میان نوآوری، ثبات اقتصادی و عدالت اجتماعی ضروری خواهند بود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان