ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۱٬۵۰۱ تا ۱۱٬۵۲۰ مورد از کل ۳۵٬۸۴۰ مورد.
۱۱۵۰۱.

بررسی پارامترهای گرانولومتریک رسوبات در مطالعات فرسایش بادی (مطالعه موردی: شهرستان گناباد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۴ تعداد دانلود : ۳۹۸
با توجه به ارتباط نزدیک ویژگی های فیزیکی خاک سطحی و میزان فرسایش بادی، هدف از این پژوهش استفاده از تحلیل های گرانولومتری در مطالعات بیابان زایی در شهرستان گناباد می باشد که جهت نیل به این هدف 17 رخساره در منطقه شناسایی و پس از تهیه نقشه رخساره های ژئومورفولوژی منطقه، مناطق کوهستانی و همچنین مناطقی که پتانسیل ایجاد گرد و غبار نداشتند از نمونه برداری حذف و عملیات برداشت از خاک سطحی 14 رخساره باقی مانده انجام گرفت. نمونه ها به آزمایشگاه ژئومورفولوژی دانشگاه حکیم سبزواری برده شد و در آزمایشگاه بوسیله سری الک های با قطر 2000، 1000، 500، 250، 125 و 64 میکرومتر و ظرف جمع آوری رسوبات کوچکتر از64 میکرومتر، دانه سنجی گردید. نتایج نشان داد بیشترین فراوانی قطر ذرات در نمونه های ماسه در طبقه 250-125 میکرون بوده و با توجه به رابطه میانگین ذرات با فاصله حمل آن ها می توان به این نتیجه رسید که فاصله حمل ذرات از یک مکان نزدیک و محلی بوده است. جورشدگی نمونه های مختلف بین 502/1 تا 319/0 متغیر بوده است. دشت ریگی ریزدانه بیشترین و دشت هایی با شیب ملایم و بدون پستی و بلندی کمترین میزان جورشدگی را به خود اختصاص دادند. در بررسی های انجام شده در بخش چولگی عمدتاً رسوبات دارای کج شدگی مثبت بودند که بیانگر فراوانی ذرات ریزدانه در منطقه می باشد. تپه های ماسه ای، دشت هایی با شیب ملایم و بدون پستی و بلندی و دشت های نسبتاً مسطح با شوری متوسط با توجه به میزان کج شدگی از مناطق حساس به فرسایش بادی در منطقه به شمار می رود که پیشنهاد می گردد احداث باد شکن و عملیات مالچ پاشی در این مناطق انجام گیرد.
۱۱۵۰۲.

ارزیابی تغییرات پوشش/کاربری اراضی با پردازش شیءگرای تصاویر ماهواره ای (2015-1985) در حوزه آبخیز روضه چای ارومیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۶ تعداد دانلود : ۳۸۰
بر اثر فعالیت های انسانی و پدیده های طبیعی چهره زمین همواره دست خوش تغییر می باشد. بنابراین برای مدیریت بهینه مناطق طبیعی آگاهی از نسبت تغییرات پوشش/کاربری اراضی از ضروریات محسوب می شود. از این رو استخراج نقشه های کاربری اراضی به عنوان مهم ترین هدف در مدیریت پایگاه منابع طبیعی می توانند مورد توجه قرار گیرند. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی تغییرات پوشش/کاربری اراضی حوزه آبخیز روضه چای ارومیه در سال های 1985 تا 2015 از تصاویر ماهواره ای لندست 5 و 7 و سنجنده های TM و ETM + به صورت نظارت شده به روش طبقه بندی شیء گرا برای سال های 1985 و 2000 انجام شد. هم چنین برای نقشه کاربری اراضی اخذ شده سال 2015 از سازمان جغرافیایی، استفاده شده است. لذا پس از انجام تصحیحات مورد نیاز در مرحله پیش پردازش، با طبقه بندی شیءگرا نقشه ارزیابی تغییرات تهیه شد. نتایج به دست آمده نشان داد که سطح مراتع در بازه زمانی 30 سال بیش ترین درصد کاربری را در بین تمام کاربری ها به خود اختصاص داده است، ولی در فاصله سال های 1985 تا 2000 و 2000 تا 2015 سطح مراتع دارای روند کاهشی بود که بیان گر روند تخریب در منطقه از طریق جایگزین شدن مراتع متوسط- فقیر و مرتع خوب توسط کاربری زراعت دیم است. براساس ماتریس تغییرات می توان گفت که بیش ترین تغییرات افزایشی در سال 1985 تا 2000 مربوط به اراضی تبدیل یافته به زراعت دیم می باشد که افزایش سطح زراعت دیم احتمالاً به دلیل شخم مراتع متوسط و فقیر بود در حالی که در سال 2000 تا 2015 هم بیش ترین تغییرات افزایشی باغ ناشی از زراعت آبی است. بنابراین صحت کل برای سال های 1985، 2000 و 2015 به ترتیب برابر با 97، 90 و 96 ٪ و شاخص کاپا هم به ترتیب برابر با 91، 84 و 94 ٪ بود که نشان دهنده صحت بالای روش شیء گرا در طبقه بندی است.
۱۱۵۰۳.

نقش تصمیم گیری سیاست های حاکم بر توسعه زمین شهری در شهر ساری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۲ تعداد دانلود : ۴۹۰
امروزه زمین به مهمترین بحث ها و دغدغه های دولت های محلی تبدیل گردیده است . همچنین رشد و توسعه پراکنده شهرها، موجب تخریب محیط زیست و منابع طبیعی پیرامون شهرها شده است . در این بین، بر اثر تصمیم گیر ی های نامناسب و شتاب زده، برخی از ظرفیت های اراضی درونی و میان بافتی شهرها برای توسعه و یا توسعه مجدد، از سوی مدیران شهری نادیده گرفته شده است. پژوهش حاضر تلاش دارد الگوهای تصمیم گیری سیاست های زمین شهری در توسعه فیزیکی شهر ساری بررسی نماید . نوع روش تحقیق از نوع توصیفی - تحلیلی است و ماهیت کاربرد ی دارد . یافته های پژوهش حاکی از این است که نبود چشم انداز مشخص و به تبع آن سیاست ها و نهادهای ناهماهنگ، تصمیم گیری متمرکز و غیرمشارکتی، و تصدی گری زیاد بدون ظرفیت نهادی لازم از مهم ترین دلایل ناکارآمدی سیاست گذاری مدیریت زمین شهری است . از این رو، الگوی مناسب سیاست گذاری دولت در مدیریت زمین شهری عبارت است از مدیریت یکپارچه زمین شهری مبتنی بر تدوین چشم انداز شفاف و لازم) . پژوهش حاضر به تحلیل متغیرهای اثرگذار در سیاست گذاری توسعه فیزیکی شهر ساری است. در این باره نه متغیر اصلی شناسایی شد و در گام بعدی میزان تأثیر هر یک از این عوامل در سیاست گذاری توسعه فیزیکی شهر ساری مورد سوال قرار گرفت. براساس نتایج پژوهش، عامل نا امنی در نظام تصرف زمین و کاهش سرمایه گذاری بخش خصوصی با نمره میانگین 4، بیشترین تأثیرگذاری را در سیاست گذاری توسعه فیزیکی شهر ساری داشته است.
۱۱۵۰۴.

سیاست گذاری ارتقای نشاط اجتماعی در سکونتگاه های غیررسمی (نمونه موردی: محله کشتارگاه- ارومیه)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۲ تعداد دانلود : ۸۵۱
هدف اصلی این پژوهش سیاست گذاری برای ارتقای نشاط اجتماعی در محله کشتارگاه می باشد. روش تحقیق ازنظر هدف کاربردی و ازنظر ماهیت توصیفی-تحلیلی می باشد. روش جمع آوری اطلاعات به دو صورت اسنادی و میدانی می باشد. ابزار گردآوری داده ها شامل: مشاهده، پرسشنامه، مصاحبه و فیش برداری می باشد. جامعه آماری پژوهش ساکنین محله کشتارگاه بوده و روش نمونه گیری به صورت نمونه گیری غیراحتمالاتی و در دسترس است. برای نمونه گیری از فرمول کوکران استفاده شده است که حجم نمونه 372 نفر به دست آمده است. روایی پرسشنامه توسط متخصصین امر و پایایی توسط آزمون آلفای کرونباخ و با مقدار 724/0 تایید شده است. تجزیه وتحلیل اطلاعات به صورت کمی و با استفاده روش آماری آزمون t تک نمونه ای و سیاست گذاری با استفاده از مدل SWOT و ماتریس QSPM صورت گرفته است. نتایج این پژوهش نشانگر این است که ابعاد اجتماعی، اقتصادی و کالبدی نشاط اجتماعی، تفاوت معناداری با سطح متوسط ندارند و این موضوع نشانگر متوسط بودن سطح نشاط در محله کشتارگاه می باشد. با توجه به وضعیت سرانه های محله و همچنین نتایج آزمون t تک نمونه ای می توان نتیجه گرفت وضعیت نشاط در سطح پایینی قرار دارد که نیازمند تدوین برنامه ریزی خاص در جهت سیاست گذاری ارتقای نشاط در این محله می باشد. همچنین با توجه به نتایج حاصل از ماتریس درونی و بیرونی، نشاط اجتماعی در محله کشتارگاه به لحاظ موقعیت استراتژیک در منطقه استراتژی محافظه کارانه قرار دارد که نیازمند این است که از مزیت های موجود در فرصت ها برای جبران نقاط ضعف استفاده شود. در این راستا و با استفاده بهینه از پتانسیل های موجود در محله، راهبردهایی تدوین و اولویت بندی شده است.
۱۱۵۰۵.

توسعه محلی و رویکرد تسهیلگری اجتماع محور (محله جعفرآباد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۳ تعداد دانلود : ۶۹۵۷
بدنبال تحول جریان توانمندسازی و بازآفرینی در ایران، نگرش جدیدی که بر پایه تجارب نزدیک به سه دهه فعالیت ارتقاء اجتماعی صورت گرفته، فرایند تسهیل گری اجتماعی محله محور است. این دیدگاه بر این باور متکی است که ارتقاء در توانمندسازی از توسعه اجتماعی آغاز می شود و مقیاس آن نیز محلات شهری می باشد. تسهیلگری دربرگیرنده مجموعه نگرشها، دانش و مهارتهایی است که به افراد بویژه دست اندرکاران برنامه های توسعه کمک می کند تا ارتباط موثری با مخاطبین خود برقرار نمایند. تسهیلگری دانش و مهارت کارکردن با گروه است. دفاتر تسهیلگری با رویکرد اجتماع محور به دنبال توسعه اجتماعی محلات کمتر برخوردار هستند و با مشارکت اهالی محله و شناسایی نیاز جوامع محلی و افزایش سرمایه اجتماعی و اعتمادسازی در جامعه به دنبال توانمندسازی محلات هستند. این الگو در ایران توسط حوزه معاونت اجتماعی وزارت کشور مدتی است در بسیاری از محلات محروم و آسیب پذیر آغاز شده و در محله جعفرآباد نیز در سال 1397 بنیان گذاشته شده است. در این پژوهش با استفاده از روش کیفی فعالیت ها و اقدامات دفتر تسهیلگری و توسعه محلی جعفرآباد مورد بررسی قرار گرفته شده است. دفاتر تسهیلگری و توسعه محلی با رویکرد اجتماع محور و مشارکت جامعه محلی با هدف ارتقای وضعیت اجتماعی، فرهنگی، مالی، محیطی و مسکن خانوارهای ساکن در محلات فرودست شهری تأسیس و زیر نظر سازمان اجتماعی کشور فعالیت خود را مطابق شرح خدمات انجام می دهند . این دفاتر به عنوان کانون تمرکز نیروهای محلی و فرامحلی در امر توسعه بوده و هدایت و راهبری فعالیتها را با هدف تجمیع نیروها، پرهیز از موازی کاری، جلوگیری از تداخل فعالیتها و اقدامات، ایجاد بانک اطلاعاتی جهت ارزیابی و پایش و میزان اثربخشی نهایی فعالیت ها، گروه سازی، مطالبه گری و میانجی گری نهادی را به عهده دارد .
۱۱۵۰۶.

واکاوی عوامل مؤثر بر اشتراک گذاری دانش در مورد مقصد گردشگری در شبکه اجتماعی اینستاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۸ تعداد دانلود : ۴۸۸
شبکه های اجتماعی به عنوان نیروی رو به رشد در زمینه تجارت الکترونیک شناخته شده اند و به نحوی ارتباط افراد با یکدیگر و سایر شرکت ها را متحول کرده است. این اتفاق به طور ویژه در صنعت گردشگری رخ داده؛ زیرا گردشگران بیش از پیش در مراحل مختلف برنامه ریزی سفر در شبکه های اجتماعی با دیگر افراد تعامل دارند. پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل مؤثر بر اشتراک گذاری دانش در رابطه با مقصد گردشگری انجام شده است. این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و از حیث روش انجام توصیفی-پیمایشی می باشد. جامعه ی آماری، کاربران ایرانی شبکه اجتماعی اینستاگرام می باشند که به منظور تعیین مقاصد گردشگری خود از صفحات گردشگری بهره می-برند. همچنین تعداد 420 کاربر به روش نمونه گیری چند مرحله ای جهت گرد آوری داده ها انتخاب شده اند. تحلیل داده ها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری از طریق نرم افزار لیزرل نشان داد که سهولت ادراک شده بر مزیت های کاربردی، اعتقاد به یکپارچگی و هنجارهای ذهنی تأثیر مثبت و معناداری دارد. هنجارهای ذهنی نیز بر هزینه های تغییر و نگرش به اشتراک گذاری دانش تأثیر دارد؛ و نهایتاً نگرش فرد تنها عامل مؤثر بر تمایل به اشتراک گذاری دانش و تجربه سفر خود در صفحات گردشگری می باشد.
۱۱۵۰۷.

تحلیل فضایی زیرساخت های گردشگری در استان گیلان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۰ تعداد دانلود : ۴۶۸
از مهمترین عناصر نظام گردشگری وجود جاذبه های و همچنین خدمات و زیرساخت های موجود در مقصدهای گردشگری است که جهت برآوردن نیازها و خواسته های مورد انتظار گردشگران و افزایش رضایت آنها ارائه می شود. آنچه در کنار ضرورت وجود داشتن این زیرساخت ها اهمیت دارد، توزیع فضایی و نحوه مکانیابی آنهاست که نیازمند مطالعه و دقت است. از این رو پژوهش حاضر به بررسی وضعیت توزیع فضایی زیرساخت های گردشگری استان گیلان پرداخته است. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی است. برای تحلیل یافته ها از روش میانگین نزدیکترین همسایه، تحلیل خوشه ای فضایی چندفاصله ای، میانگین مرکزی و بیضی انحراف معیار استفاده شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که براساس میانگین نزدیکترین همسایه، الگوی پراکنش رستوران ها، مجتمع های گردشگری، هتلها، هتل آپارتمان ها، اقامتگاه های بومگردی، مهمانپذیرها و کل زیرساخت های گردشگری استان گیلان بصورت خوشه ای بوده است. همچنین براساس تحلیل خوشه ای فضایی چند فاصله ای پراکنش زیرساخت های گردشگری استان گیلان در مجموع دارای پراکنش خوشه ای هستند. همچنین توزیع بسیاری از زیرساخت ها در جهت شمال غربی- جنوب شرقی می باشد. در مجموع نیاز به توسعه موزون تر زیرساخت های گردشگری استان گیلان کاملا محسوس است که رسیدن به این امر مستلزم برنامه ریزی بلندمدت و همچنین تبدیل منابع گردشگری استان به جاذبه می باشد.
۱۱۵۰۸.

توزیع فضایی و رتبه بندی کارایی نسبی زیرساخت های گردشگری استان زنجان با رویکرد تحلیل پوششی داده ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۹ تعداد دانلود : ۳۹۴
زیرساخت ها یکی از الزامات اساسی برای رشد و توسعه فعالیت های گردشگری در همه نقاط اند. هدف از این پژوهش شناخت توزیع فضایی و رتبه بندی میزان کارایی نسبی زیرساخت های گردشگری شهرستان های استان زنجان است. پژوهش از نوع کاربردی و با ماهیت است. اطلاعات با روش کتابخانه ای گردآوری شده و تجزیه و تحلیل نیز با روش های توصیفی و استنباطی (تحلیل پوششی داده ها) انجام شده است. بر اساس نتایج به دست آمده از رتبه بندی کارایی زیرساخت های گردشگری در شهرستان های استان زنجان، میانگین کلی کارایی زیرساخت های گردشگری این استان برابر با 440/0 است که در سطح ضعیف قرار دارد. هیچ کدام از شهرستان های استان وضعیت مطلوب ندارند. شهرستان های زنجان، ابهر و خرم دره در سطح متوسط، خدابنده و طارم و سلطانیه در سطح ضعیف و ماه نشان و ایجرود فاقد کارایی هستند. در سطح شاخص های موردمطالعه، بالاترین سطح کارایی در شاخص حمل ونقل، اقامتی، فرهنگی، مذهبی، بهداشتی   درمانی و تجهیزات تغذیه مربوط به شهرستان زنجان، در شاخص تفریحی شهرستان خرم دره و در شاخص تجهیزات تغذیه مربوط به شهرستان طارم است
۱۱۵۰۹.

دو دهه پایش تالاب مهارلو با استفاده از داده های ماهواره ای در گوگل ارث انجین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۰ تعداد دانلود : ۴۳۱
پایش تالاب ها با استفاده از روش های سنتی، زمان بر و مستلزم هزینه ی زیاد است. امروزه به منظور پایش و مدیریت تالاب ها، از دورسنجی ماهواره ای و قابلیت های گوگل ارث انجین استفاده می گردد. در این پژوهش سعی شد طی دو دهه ی اخیر از تصاویر ماهواره ی لندست، تی .آر. ام. ام، مادیس و گریس در حوضه ی آبریز گشنگان که تالاب مهارلو نیز در آن واقع شده، به منظور ارزیابی تغییرات وسعت آب تالاب و برخی از عوامل احتمالی تأثیرگذار بر آن استفاده شود. میانگین مساحت آب تالاب منتج از AWEI_shadow  در پنج ساله ی اول، دوم، سوم و چهارم به ترتیب مقادیر 200.41، 162.65، 137.82 و 117.81 کیلومتر مربع را نتیجه داد که به کاهش 37.76، 24.83 و 20 کیلومتر مربع در این بازه های زمانی اشاره داشت. پوشش گیاهی حوضه مستخرج از NDVI در سال 2000، 282 هکتار نتیجه گردید و در سال 2019 این مقدار به 390 هکتار افزایش یافت. ارزیابی داده های گریس نشان داد که از سال 2008 به بعد، تمامی مقادیر تراز آب زیرزمینی، منفی است. نتایج آزمون من- کندال دلالت بر آن داشت که تغییرات توده های آبی، پوشش گیاهی، میزان بارش و تراز آب زیرزمینی به ترتیب دارای روند کاهشی، افزایشی، افزایشی و کاهشی بوده است و در رابطه با مقادیر تبخیر- تعرق، روندی مشاهده نشد. به نظر می رسد در حوضه ی مورد مطالعه، افزایش وسعت پوشش گیاهی و متعاقب آن برداشت آب از سفره های زیرزمینی به مرور زمان بر روند کاهشی وسعت توده های آبی تالاب تأثیر گذاشته است. پیشنهاد می گردد به منظور مدیریت بهینه ی این تالاب و جلوگیری از خشک شدن آن، حد بستر و حریم تالاب، با استفاده از سایر شاخص های دورسنجی آبی تعیین گردد. همچنین، پیشنهاد می شود روش های مصرف آب و الگوی کشت در نواحی اطراف این تالاب، مورد بازبینی قرار گیرد.
۱۱۵۱۰.

تحلیل چالش های پیش روی توسعه پایدار اجتماعی، نهادی و اقتصادی کلانشهرهای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۵ تعداد دانلود : ۴۶۴
امروزه جمعیت جهان به سرعت در حال افزایش بوده و به مرز 9 میلیارد نفررسیده است. از این میزان بیش از نیمی از جمعیت جهان شهرنشین می باشند و پیش بینی می شود تا سال 2050 این جمعیت از مرز 70 درصد فراتر رود. بر طبق پیش بینی ها، طی دهه های آتی بر اهمیت توسعه پایدار برای شهرهای جهان افزوده خواهد شد. از این رو داشتن آگاهی از چالش های پایداری پیش روی شهرها می تواند گام مهمی در جهت برنامه ریزی ها باشد. در این راستا این تحقیق با هدف بررسی چالش های پایداری اجتماعی، نهادی و اقتصادی در 9 کلانشهر اصلی کشور (شامل تهران، مشهد، اصفهان، کرج، شیراز، تبریز، قم، اهواز و کرمانشاه ) با جمعیت بیش از 20 میلیون نفر که در حدود 25 درصد جمعیت کشور و 33 درصد کل جمعیت شهرنشین کشور ا دربرمی گیرند، انجام پذیرفته است. از این رو چالش های اصلی پایداری برای شهرهای درحال توسعه از منابع معتبر استخراج گردید و در قالب ماتریس اثرات متقابل در اختیار 54 نفر از مدیران و برنامه ریزان کلانشهرهای مورد مطالعه قرار گرفت. داده های بدست آمده در نرم-افزار میک مک تحلیل گردیدند. نتایج نشان داده است که سیستم کلانشهرهای کشور، هم در زمینه های اجتماعی و نهادی و هم در زمینه های اقتصادی از ناپایداری رنج می برند. متغیرهای "بروز رسانی قوانین" و "بهبود زیرساخت های عمومی و اجتماعی" در پایداری اجتماعی و نهادی و متغیرهای " افزایش قوای رقابت پذیری"، " کاهش شکاف درآمدی" و " رونق فضای کسب و کار " در پایداری اقتصادی، متغیرهای کلیدی و تنظیم کننده ی توسعه ی پایدار کلانشهرها بوده اند. واژگان کلیدی: توسعه پایدار، پایداری اجتماعی و نهادی، پایداری اقتصادی، کلانشهرهای ایران.
۱۱۵۱۱.

تحلیل قدرت و موقعیت شهرها در شبکه شهری کشور "مبتنی بر حمل و نقل زمینی"(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۵ تعداد دانلود : ۵۵۸
قدرت و موقعیت شهرها به عوامل مختلفی وابسته است. ادبیات حاضر بیان می کند که سرنوشت شهرها و ساکنان آن ها به قدرت و موقعیت حاصل از جریان های مختلف مخصوصا جریان های بین المللی بین شهرها وابسته است. برای تحلیل شبکه شهری حاصل از قدرت، شیوه دو مرحله ای بکار برده شده است. ابتدا شاخص های مرکزیت شامل واگرایی، همگرایی، همجواری و همپیوندی که از شاخص های تحلیل قدرت و موقعیت شهرهای جهانی و تعیین شبکه شهری جهانی است استفاده شده است. این شاخص ها بیان کننده قدرت شهرها بر اساس پیوندهای ارسالی و دریافتی توسط یک شهر هستند. در مرحله بعد برای تعیین موقعیت و پوزیشن شهرها بر مبنای حمل و نقل زمینی و شبکه شهری منتج از آن، از الگوریتم REGE استفاده شده است. برای انجام تحلیل شبکه شهری از داده های حمل و نقل زمینی کلیه متروپل ها و مراکز استان های کشور بعنوان یکی از جریان های مهم و اثرگذار بر شهرهای کشور استفاده شده است. هدف اصلی مقاله، معرفی شبکه شهری کشور بر اساس قدرت و پرستیژ و تعیین خوشه ها و شهرهایی است که نقش اصلی را در شبکه شهری حاصل از حمل و نقل زمینی بازی می کنند. لذا مقاله حاضر با اتکا به مبانی نظری تحلیل شبکه و متدولوژی تحلیلی شاخص های فوق تهیه شده است. خروجی حاصل از این تحلیل، شبکه شهری تقریباَ کامل اما با تراکم های متفاوت است که از حالت ستاره ای و متمرکز دور است. در تحلیل شاخص های چهارگانه شاخص همگرایی شهر تهران در رآس همگرایی قرار دارد ، سپس شهرهای بندرعباس و اصفهان در سطح دوم و سوم همگرایی هستند. شاخص واگرایی در سطح اول و دوم به شهرهای اصفهان و اهواز و رتبه سوم به تهران اختصاص دارد. شبکه حاصل یک خوشه مهم را با ترکیب شهرهای بندرعباس، اهواز و کرج نشان می دهد.
۱۱۵۱۲.

تحلیلی بر دگردیسی سازمان فضایی نظام شهری استان زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۰ تعداد دانلود : ۴۱۴
عدم تعادل و توازان منطقه ای، یکی از مسائل و چالش های بارز توسعه فضایی در ایران می باشد که همراه با گسترش شهرنشینی و افزایش تعداد شهرها به شکل گیری نظام شهری ناکارآمد و ازهم گسیخته ای در سازمان فضایی کشور منجر شده است. شهرهای استان زنجان مانند اغلب استان های کشور دارای عدم تعادل های منطقه ای است که نمونه آن نامتعادل بودن سازمان فضایی استان می باشد. این پژوهش، باهدف دستیابی به شناخت تفاوت ها و دگرگونی نظام شهری، به بررسی دگردیسی سازمان فضایی نظام شهری استان زنجان در طی دوره ۱۳۳۵ تا ۱۳۹۵ پرداخته است. در انجام این پژوهش، روش پژوهش توصیفی- تحلیلی و روش گردآوری داده ها اسنادی- کتابخانه ای استفاده شده است و برای تجزیه وتحلیل داده ها از شاخص نخست شهری، شاخص دوشهر، شاخص چهار شهر، شاخص چهارشهرمهتا، مدل تودیم، مدل رقومی ارتفاع استفاده شده است. نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد، عدم تعادل فضایی در نظام شهری استان زنجان مشهود است و با وجود ۲۱ نقطه شهری در این استان، رشد و گسترش شهری بیشتر مختص به چهار شهر اصلی زنجان، قیدار، خرمدره و ابهر است. با گذشت زمان برخلاف کاهش نخست شهری در استان زنجان نظام شهری به سمت تعادل گرایش دارد با وجود افزایش تعداد شهرهای کوچک برای کاهش عدم تعادل در نظام شهری استان شاهد فاصله زیاد این شهرها با شهر نخست می باشیم که نظام شهری را به سمت عدم تعادل سوق داده است؛ که از دیگر عوامل موثر در تشدید این نابرابری و عدم تعادل می توان به عامل جغرافیایی، نحوه تخصیص بودجه در شهرهای استان، توزیع نامناسب جمعیت و تمرکز امکانات و زیرساخت ها در شهر زنجان و قدرت و نقش بلامنازع آن در نظام شهری استان و نقش ناچیز شهرها و رابطه تقریباً یک طرفه آن ها با مرکز استان یعنی شهر زنجان اشاره کرد.
۱۱۵۱۳.

ارائه مدل راهبردی اشتغال زایی و افزایش کسب و کار کشاورزی و روستایی درایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۳ تعداد دانلود : ۳۹۸
امروزه، توسعه کارآفرینی از سازنده ترین راهکار های توسعه اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی مناطق روستایی به حساب می آید و از آن به عنوان اکسیری برای اشتغال زایی و کاهش فقر یاد می شود. هدف پژوهش حاضر، ارائه راهکار های واشتغال زایی و کارآفرینی در ایران می باشد. این پژوهش که در رسته پژوهش های کاربردی است با روش توصیفی و تحلیلی انجام شده است. روش جمع آوری داده ها، پیمایش میدانی با استفاده از ابزار پرسشنامه و روش تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS صورت گرفته است. جامعه آماری با استفاده از فرمول کوکران 380 نفر از ساکنان روستایی در مناطق مورد مطالعه به صورت تصادفی است. تحلیل داده ها از طریق آزمون های تاپسیس و تحلیل AHP صورت گرفته است و نتایج بدست آمده حاکی از آن است که از نظر پاسخگویان سه متغیر حمایت گوناگون نهاد های مسئول و متولی بخش کشاورزی، آگاهی درباره نیاز مصرف کنندگان و برداشت به موقع و کاهش تلفات به ترتیب با ضریب اولویت 624/0، 613/0 و 590/0 مهمترین علل گسترش کسب و کار کشاورزی و روستایی و مدل راهبردی اشتغالزایی در محدوده های مورد مطالعه می باشند. از جمله راهکار های پیشنهادی، اصلاح قوانین مالیاتی مرتبط با کارآفرینان، تأسیس صندوق های حمایت از کارآفرینان در بخش کشاورزی، اتخاذ تدابیری جهت کاهش موانع اداری در فرآیندهای کارآفرینی در بخش کشاورزی و ایجاد و تقویت مراکز مشاوره ای می باشد.
۱۱۵۱۴.

اثرات تغییر رژیمی گردشگری بر رشد اقتصادی استان های گردشگرپذیر: کاربردی از مدل انتقال ملایم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۱ تعداد دانلود : ۴۱۰
اثرپذیری گسترده بخش گردشگری از نوسانات ارزی و سطوح متفاوت توسعه گردشگری در استان های مختلف در ایران، باعث می شود که اثرات گردشگری بر رشد اقتصادی استان ها متمایز از یکدیگر باشد. بررسی این موضوع در قالب تعیین اثرات تغییر رژیمی گردشگری بر رشد اقتصادی استان ها، دیدگاه برنامه ریزان منطقه ای در کشور بهبود خواهد بخشید. از اینرو، این مطالعه به بررسی فرضیه رشد اقتصادی مبتنی بر گردشگری و اثرات تغییر رژیمی گردشگری بر رشد اقتصادی چهار استان بزرگ گردشگرپذیر (اصفهان، خراسان رضوی، فارس وگیلان) پرداخته است. بدین منظور، از تکنیک های غیرخطی و مدل انتقال ملایم (STAR) برای سنجش اعتبار فرضیه وجود رابطه ی غیرخطی بین گردشگری و رشد اقتصادی استفاده شده است. همچنین، از علیت گرنجر برای بررسی فرضیه تحقیق در دوره مورد مطالعه 1387-1396 استفاده شده است. نتایج مطالعه، اثرات غیرخطی بین گردشگری و رشد اقتصادی را تایید کرده است، بطوریکه نتایج بین استانی، رفتار متمایز و اثرات متفاوتی را نشان داده است. طبق نتایج بدست آمده، در استان های اصفهان و فارس، گردشگری تاثیری بر ارزش تولید ناخالص منطقه ای ندارد. علاوه بر این، خطی بودن این رابطه برای استان های خراسان رضوی و گیلان رد می شود و گردشگری تاثیری به سزایی بر ارزش تولید ناخالص این استان ها دارد. جریان غیرخطی علیت گرنجر در همه ی موارد اثبات علیت از ارزش تولید ناخالص منطقه ای به گردشگری را تایید می کند. لذا ارزش تولید ناخالص منطقه ای بر گردشگری تمامی استان های اصفهان، خراسان رضوی، فارس و گیلان تاثیر قابل توجهی دارد. بنابراین می توان توصیه نمود که با بهبود رشد اقتصادی جهت توسعه گردشگری تلاش نمود. همچنین بایستی تصمیم گیران اقتصادی وجود رابطه ی غیرخطی در ارتباط پویا ی بین گردشگری و رشد اقتصادی را برای تعیین سطح آستانه ای از منافع بالقوه توسعه گردشگری در برنامه ریزی های آینده مورد توجه قرار دهند.
۱۱۵۱۵.

تاثیر خشکسالی اقلیمی دودهه (1390-1370) برناپایداری توسعه در دهستان هشیوارشهرستان داراب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۱ تعداد دانلود : ۳۶۷
بدون تردید نخستین گام به منظور مقابله با خشکسالی و پیامدهای آن شناخت و درک دقیق این پدیده و تاثیرات ناشی از آن در ابعاد مختلف است تا بتوان براساس آن، راهبردها و راهکارهای اثربخشی را تدوین و به کار گرفت. از آنجا که دهستان هشیوار ازشهرستان داراب به عنوان دهستانی با قابلیت کشاورزی خوب شناخته شده است، به نظر می رسد اقتصاد این روستاها به میزان بارندگی و منابع آب وابستگی مستقیم داشته باشد. هدف از تحقیق حاضر، واکاوی و تبین اثرات خشکسالی بر اقتصاد و مهاجرت روستایی در دهستان هشیوار شهرستان داراب است. پژوهش حاضر از نظر روش  توصیفی- تحلیلی و از نظر ماهیت از نوع پژوهش های کاربردی بوده که نحوه گردآوری داده ها به صورت  کتابخانه ای و میدانی است. جامعه آماری تحقیق، 17روستای دهستان هشیوار (8403نفر از10روستای دارای جمعیت این دهستان)می باشدکه حجم نمونه براساس فرمول کوکران 286نفربرآورد گردید. برای تحلیل داده ها از آمار استنباطی(آزمون T ) و همچنین به منظور بررسی پایش خشکسالی از شاخص های معتبر استاندارد بارش (Spi) و درصد نرمال بارش (PNPI) استفاده گردید. نتایج بدست آمده براساس شاخص Spi  نشان می دهدکه طی سالهای1382، 1384 و 1387 منطقه مورد مطالعه با خشکسالی متوسط و درسال 1374 با ترسالی بسیار شدید مواجه بوده است. همچنین براساس شاخص PNPI در سالهای  1380و 1382 منطقه با خشکسالی ضعیف و در سال های 1378، 1379، 1386 با خشکسالی شدید و در سال های 1384، 1387 با خشکسالی بسیار شدید مواجه بوده است. خشکسالی های این دوره سبب کاهش سطوح زیر کشت در روستاهای دهستان هشیوار گردیده و ناپایداری توسعه در زمینه های اقتصادی واجتماعی بخصوص  کاهش درآمد ومهاجرت را به همراه داشته است.دربررسی پرسشنامه ای تأثیر خشکسالی بر ابعاداقتصادی و اجتماعی مردم روستاهای منطقه مورد مطالعه، 73 درصد به تاثیرخیلی زیاد و 25 درصد به تاثیر زیاد و2درصد به تاثیرکم آن اذعان داشته اند.
۱۱۵۱۶.

تعیین نوع رابطه بین شروع آستانه همزمان رواناب و فرسایش با خصوصیات شیمیایی خاک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۵ تعداد دانلود : ۳۱۰
در این تحقیق تعیین رابطه بین شروع همزمان آستانه رواناب و فرسایش و خصوصیات شیمیایی خاک در کاربری های مختلف سازند گچساران به کمک رگرسیون تک متغیره انجام گرفت. سپس نمونه برداری شروع همزمان رواناب و فرسایش در 6 نقطه و با 3 تکرار و در شدت های مختلف بارش 75/0، 1 و 25/1 میلی متر در دقیقه در سه کاربری مرتع، منطقه مسکونی و اراضی کشاورزی به کمک دستگاه شبیه ساز باران انجام شد و به همین تعداد نمونه-برداری شروع همزمان آستانه رواناب و فرسایش، نمونه برداری از خصوصیات شیمیایی خاک مانند ماده آلی، شوری خاک، اسیدیته خاک و کربنات کلسیم انجام گرفت. به منظور انجام تحلیل های آماری از نرم افزار SPSS و EXCEL استفاده گردید. نتایج نشان داد در مجموع در سازند گچساران و در هر سه کاربری مرتع، کشاورزی و مسکونی و در هر سه شدت 75/0، 1 و 25/1 میلی متر در دقیقه، ماده آلی خاک در سه مورد رابطه منفی و در شش مورد رابطه مثبت با شروع همزمان آستانه رواناب و فرسایش از خود نشان داد و شوری خاک نیز در نه مورد رابطه منفی از خود نشان داد و اسیدیته خاک نیز در هفت مورد رابطه منفی و در دو مورد رابطه مثبت از خود نشان داد و کربنات کلسیم خاک نیز در شش مورد رابطه منفی و در سه مورد رابطه مثبت با شروع همزمان آستانه رواناب و فرسایش از خود نشان داد.
۱۱۵۱۷.

ارزیابی و پهنه بندی خطر زمین لغزش با استفاده از الگوریتم تطبیقی MABAC و ANP (مطالعه ی موردی: شهرستان نیر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۲ تعداد دانلود : ۳۶۵
شهرستان نیر با توجه به وضعیت زمین شناسی، فیزیوگرافی، اقلیمی و انسانی، عمده شرایط لازم جهت شکل گیری حرکات لغزشی را داراست و لذا هدف تحقیق حاضر، پهنه بندی خطر زمین-لغزش در این شهرستان می باشد. در این مطالعه ابتدا، عوامل مؤثر جهت ایجاد لغزش در منطقه شناسایی شدند و سپس نسبت به تهیه ی لایه های اطلاعاتی در سامانه اطلاعات جغرافیایی اقدام گردید. در مرحله بعد وزن دهی عوامل مورد بررسی، با استفاده از روش ANP و در محیط نرم افزار Super Decision انجام گردید و تحلیل و مدل سازی نهایی با استفاده از روش MABAC به عنوان یکی از روش های تصمیم گیری چند معیاره، انجام شد. در نهایت، نقشه ی حاصله در پنج رده ی با خطر بسیار کم تا خطر بسیار زیاد طبقه بندی گردید. با توجه به نتایج مطالعه، عوامل کاربری اراضی، لیتولوژی، شیب و طبقات ارتفاعی بیشترین ضریب وزنی را به خود اختصاص دادند. همچنین، نتایج مطالعه نشان داد؛ به ترتیب 93/171 و 38/312 کیلومتر مربع از مساحت محدوده، در طبقات بسیار پرخطر و پرخطر، قرار دارند. لذا، می توان گفت که نتایج حاصل از این مطالعه، حاکی از توان بالای شهرستان نیر، از لحاظ رخداد حرکات لغزشی می باشد و مناطق بسیار پرخطر و پرخطر در سازندهایی با زیربنای سنگ سخت به همراه مواد رسوبی و سست سطحی، کاربری های زراعی و مرتع، شیب های 35-20 درصد و ارتفاعات بیش از 1500 متر قرار دارند. به علاوه، نتایج مطالعه نشلن داد که استفاده تلفیق روش های ANP و MABAC ، از دقت نسبی بالایی جهت مطالعه ی زمین لغزش برخوردار است.
۱۱۵۱۸.

تحلیل آماری شکل ژئولوژیک نبکاهای بیابانهای ساحلی همجوار خلیج فارس به منظور تثبیت ماسه های روان و تغییرات کاربری نبکازارها (مطالعه ی موردی: هرمزگان، سیریک)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۸ تعداد دانلود : ۳۱۷
ونه های گیاهی تشکیل دهنده نبکاها از عناصر مهمی اند که ماسه های روان را تثبیت نموده و قابلیت زنده مانی در زیر رسوبات بادی را دارند. این تحقیق با هدف تحلیل آماری خصوصیات ژئومورفولوژیک و تلماسه های رسوب نبکاها به منظور تثبیت ماسه های روان در منطقه سیریک استان هرمزگان انجام شد. در پژوهش حاضر، 3 منطقه، در هر منطقه 5 منطقه معرف و در هر منطقه معرف، 10 ترانسکت 1000 متری با فاصله 500 متر از یکدیگر و به طور عمود بر هم قرار داده و جمعا 241 نبکا برداشت شد. در هر نبکا، ارتفاع نبکا، طول نبکا و قاعده نبکا، قطر تاج پوشش، حجم نبکا، قطر قاعده نبکا و مساحت تثبیت ماسه نبکا اندازه گیری گردید. همچنین برای تعیین میزان تغییرات سطح نبکازارها در طول دوره 30 ساله نیز از تصاویر ماهواره لندست 8 سنجنده OLI مربوط به سال های 1990 و 2020 استفاده و با نرم افزار ENVI3/5 اقدام به تعیین نبکاهای منطقه و سایر کاربری های موجود شد. نتایج نشان داد بین متغیرها در سه منطقه مورد نظر اختلاف معنی دار در سطح 95 درصد وجود دارد. با افزایش ارتفاع گیاه در سیریک از 7/1 تا 2/2 متر، حجم تلماسه رسوب 15 تا 72 متر مکعب افزایش و در منطقه میشی نیز با افزایش ارتفاع گیاه از 65/1 تا 5/3 متر، حجم رسوب از 15 تا 45 متر مکعب افزایش داشته است.
۱۱۵۱۹.

بررسی تغییرات دماهای کمینه در شمالغرب کشور با استفاده از ریزمقیاس گردانی آماری خروجی مدل های جهانیHadCM3 و MPEH5(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۰ تعداد دانلود : ۴۰۶
پیش بینی تغییرات دماهای کمینه برای اطلاع از میزان تغییرات آن در آینده و در نظر گرفتن تمهیدات لازم، برای تعدیل اثرات سوء ناشی از تغییرات آب و هوایی بر محصولات کشاورزی از اهیمت زیادی برخوردار است. در این راستا مدل های گردش عمومی جو (GCM) طراحی شده اند که می توانند پارامترهای اقلیمی را شبیه سازی نمایند. در مطالعه حاضر داده های خروجی دو مدل گردش عمومیHadCM3 و MPEH5 براساس دو سناریوی A2 و B1، توسط مدل آماری LARS-WG در 21 ایستگاه سینوپتیک واقع در شمال غرب کشور ریزمقیاس گردانی شد و نتایج حاصل از آن بصورت ماهانه و دوره ای در دوره پایه (2010-1980) و دهه 2050 (2065-2046) برای دمای کمینه مورد ارزیابی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در ارزیابی مدل LARS-WG به بررسی میزان خطای داده های مشاهداتی و شبیه سازی با استفاده از شاخص های MSE، RMSE، MAE و همچنین ضریب تعیین (R2) پرداخته شد و مدل برای منطقه مناسب ارزیابی گردید. نتایج نشان داد که مقدار دمای کمینه در دوره آینده نسبت به دوره پایه در منطقه شمال غرب افزایش خواهد یافت. این مقدار افزایش دمای هوا در سطح منطقه مورد مطالعه بر اساس مدل های HadCM3 و MPEH5 به طور متوسط، 9/1 و 7/1 درجه سانتی گراد تا افق 2065 نسبت به دوره پایه خواهد بود. نیمه شمالی منطقه شمال غرب ایران از تغییرات دمایی بالاتری نسبت به مناطق نیمه جنوبی برخوردار خواهد بود. در واقع مناطق سردسیرتر عرض های بالا، با تغییرات افزایشی بیشتری در مقدار دماهای کمینه مواجه خواهند شد. نتایج و دستاوردهای این تحقیق برای برنامه های بلند مدت در جهت اقدامات سازگارانه در مدیریت باغهای میوه، تولیدات کشاورزی و مدیریت منابع آبی حائز اهمیت است.
۱۱۵۲۰.

تحلیل و سنجش رابطه کلیشه های جنسیتی و توانمندسازی زنان در نواحی فقیرنشین شهری (مطالعه موردی: سکونتگاه های غیررسمی شهر ایلام)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۰ تعداد دانلود : ۴۰۳
به دنبال بازنگری مفهوم توسعه پایدار، امروزه کشورهای در حال توسعه، در پی جلب مشارکت زنان در فرآیند توسعه می باشند. در سکونت گاه های غیررسمی، یکی از موانع توانمندسازی زنان در نقش آفرینی آن ها در فرایند مشارکت در ساماندهی محلات مسکونی خویش، وجود عقاید قالبی یا کلیشه هاست. کلیشه ها نقشی غیرقابلیتی به زنان داده اند. به طوری که آن ها هیچ فرصتی برای کسب قدرت و توانمندی نمی یابند. بنابراین در روند توانمندسازی زنان، مطالعه ساختارهای بازدارنده فرهنگی حائز اهمیت است. هدف این مقاله تحلیل رابطه کلیشه های جنسیتی و توانمندسازی زنان در سکونت گاه های غیررسمی است. همچنین رابطه توانمندسازی زنان با متغیرهای زمینه ای نظیر سن، تأهل، تحصیلات، وضعیت اشتغال و مهاجرت سنجیده می شود. پژوهش حاضر از نظر هدف بنیادی- کاربردی و از نظر روش، پیمایشی- تحلیلی است و برای گردآوری داده ها از پرسش نامه محقق ساخته استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق، زنان 18 سال به بالای ساکن در سکونت گاه های غیررسمی شهر ایلام می باشد که با استفاده از شیوه نمونه گیری تصادفی طبقاتی متناسب با حجم و بر اساس فرمول نمونه گیری کوکران، 377 نفر انتخاب شدند. روایی پرسشنامه با استفاده از روایی محتوا و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ (89/0) بدست آمد. برای تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS، از آزمون های همبستگی پیرسون، دو نمونه ای مستقل (T)، تحلیل واریانس (F) و تحلیل رگرسیونی بهره گرفته شد. از نرم افزار AMOS نیز برای مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) استفاده گردید. یافته های تحقیق نشان می دهد که بین توانمندسازی زنان و میزان اعتقاد به کلیشه های جنسیتی با اطمینان لازم رابطه معناداری وجود دارد. همچنین متغیرهای زمینه ای همچون سن، وضعیت تأهل، تحصیلات، مهاجرت و وضعیت اشتغال رابطه معناداری با توانمندسازی زنان دارند. از این رو توانمندسازی آنان در این زمینه ها، بسترهای ظرفیت سازی اجتماعی محلی را فراهم می آورد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان