ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۲۱ تا ۱٬۱۴۰ مورد از کل ۳۵٬۸۴۰ مورد.
۱۱۲۱.

تبیین مدل ساختاری نقش فضای شهری در مشارکت پذیر نمودن شهروندان در شهرکرد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۱۰۶
یکی از پیش نیازهای اساسی برای جلب مشارکت شهروندان، وجود فضاهای متناسب شهری می باشد که از ابعاد مختلف بتواند نیازهای شهروندان را برطرف کرده و میزان تعاملات آنها را نیز بهبود بخشد، این امر در شهرکرد با توجه به محدودیت توسعه افقی شهر و نیز به هم ریختگی کالبد شهری از اهمیت زیادی برخوردار می باشد. هدف از پژوهش حاضر بررسی تبیین مدل ساختاری نقش فضای شهری در مشارکت پذیر نمودن شهروندان در شهرکرد بوده و از لحاظ هدف (نوع استفاده) یک تحقیق کاربردی است. روش مورد استفاده در این تحقیق یک روش توصیفی – تحلیلی است. جامعه آماری مورد پژوهش در این تحقیق شامل ساکنان شهر شهرکرد با تعداد (190441) در نظر گرفته شده اند. تعداد نمونه برابر 383 نفر بر اساس فرمول کوکران و به شیوه تصادفی در دسترس تعیین شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه 38 سؤالی می باشد داده های گردآوری شده بر اساس تحلیل مسیر معادلات ساختاری با نرم افزار AMOS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج به دست آمده بیانگر آن است که به طور کلی فضای شهری بر میزان مشارکت پذیری شهروندان در شهرکرد تأثثر مثبت و معناداری داشته است به گونه ای که فضای شهری بر مشارکت پذیری با ضریب تأثیر 17/0، اثرگذار بوده است و رابطه بین ساختار کالبدی فضاهای عمومی بر مشارکت پذیری با ضریب تأثیر 45/0 بیشترین تأثیر و ساختار شبکه ارتباطی بر مشارکت پذیری با ضریب تأثیر 19/0 کمترین میزان می باشد.
۱۱۲۲.

شناسایی مناطق مستعد آتش سوزی در پوشش گیاهی استان لرستان با استفاده از تصاویر فروسرخ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۱۵۳
سابقه و هدف: در هر منطقه ای شرایط خشکسالی، از متوسط تا شدید و با مدت زمان متفاوت، متغیر است که این مسئله نظارت مداوم و عملیاتی را می طلبد. هرچه خشکسالی در مدت زمانی طولانی تر رخ دهد، تأثیرات آن در پوشش گیاهی و منابع آبی بیشتر است و خشکسالی تشدید می شود؛ درنتیجه، ممکن است خدمات رسانی به انسان ها محدود شود و دستگاه های طبیعی تغییر یابد. آثار خشکسالی شامل تخریب زیستگاه های حیات وحش و کاهش کیفیت آب، کاهش دسترسی به منابع آب و مواردی دیگر می شود و درنتیجه آن، اختلالاتی مانند حوادث آتش سوزی و دیگر حوادث طبیعی افزایش می یابد. پوشش گیاهی در هر منطقه، به ویژه در مناطق گوناگون استان لرستان، به دلیل کمبود بارش و خشکی محیط، هرساله درمعرض خطر وقوع آتش سوزی های متعدد قرار دارد. به همین دلیل، موضوع آشکار سازی و مشخص کردن مناطق مستعد آتش سوزی در رابطه با مهم ترین عنصر اقلیمی (بارش) انتخاب و انجام شده است که می تواند اقدامات مناسب و پیشگیرانه برای حفاظت از مناطق پوشش گیاهی را تسهیل کند. در این تحقیق، سعی شده است از روش ترکیبی استفاده شود. مواد و روش ها: در این مطالعه، تلاش شده است با استفاده از تصاویر فروسرخ سنجنده Suomi NPP و بهره گیری از شاخص های NDVI، VCI و TCI وضعیت خشکسالی پوشش گیاهی در استان لرستان بررسی شود. دوره مورد مطالعه 2013-2021، از اول آوریل تا انتهای جولای (هفته 13 تا 26 میلادی)، به صورت میانگین هفتگی است. میانگین ماهیانه شاخص استاندارد بارش (SPI) با استفاده از داده های بارش ماهیانه ایستگاه های هواشناسی الیگودرز، دورود، خرم آباد، بروجرد، نورآباد، کوهدشت و ازنا مشخص شده است تا وضعیت بارش به خوبی تحلیل شود و ماه های خشک و مرطوب از یکدیگر تفکیک شود. سپس ضریب همبستگی شاخص SPI با هریک از شاخص های پوشش گیاهی (NDVI)، VCI و TCI محاسبه شده است. نتایج و بحث: براساس داده های ثبت شده بارش در ایستگاه های هواشناسی استان لرستان، می توان گفت که در فصل تابستان، (ژوئیه، اوت و سپتامبر) در محدوده مطالعاتی بارش رخ نمی دهد و فقط در فصل های پاییز، زمستان و بهار شاهد بارش هستیم. بنابراین سال آبی در استان لرستان تقریباً از دهه سوم سپتامبر آغاز و تا دهه دوم و سوم ژوئن هر سال ادامه دارد. این نکته نشان دهنده خشکی بسیار زیاد هوا و کمبود رطوبت است. خشکی هوا یا کمبود رطوبت و افزایش دما شرایط لازم را برای ایجاد آتش سوزی در استان، فراهم می کند. در این نوشتار، در فصل تابستان، استان لرستان یک فصل خشک را می گذارند و ماه اوت خشک ترین ماه سال است. نتیجه گیری: این پژوهش نشان داد که همواره پوشش گیاهی در استان لرستان با خطر وقوع آتش سوزی روبه روست و این حوادث، طی سال هایی که کمبود بارش وجود داشته است، در ماه های گوناگون بسیار زیاد است. اثبات شد که چنانچه در ماه های اول سال آبی کمبود بارش وجود داشته باشد، خطر آتش سوزی پوشش گیاهی، حتی در ماه های سرد سال، وجود دارد. این خطر در ماه های گرم سال افزایش شایان توجهی می یابد و این مسئله در سال 2021 رخ داده است. محاسبات SPI نشان داد ماه های ژوئیه، اوت و سپتامبر در استان لرستان شاخص بارندگی منفی است. نتایج نشان می دهد که بهترین شاخص مبتنی بر تصاویر ماهواره ای، به منظور پایش خشکسالی پوشش گیاهی و خطر آتش سوزی در منطقه مورد مطالعه، TCI است. در سال های 2013 و 2015 بیشترین شدت خطر آتش سوزی در پوشش گیاهی، در مناطق غربی و مرکزی استان لرستان، وجود داشته است. در سال 2021، بیشترین شدت خطر آتش سوزی در پوشش گیاهی، در منطقه مورد مطالعه، به وقوع پیوسته است. به دلیل تغییرات زیاد و پراکندگی میزان شاخص های پوشش گیاهی مؤثر در وقوع آتش سوزی ازلحاظ زمانی و مکانی، همبستگی ناپارامتریک اسپیرمن به کار رفته است.
۱۱۲۳.

ارزیابی ظرفیت اجتماعی توسعه میان افزا با تاکید بر رویکرد رشدهوشمند (محله سراب شهر مشهد)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۱۲۴
رویکرد رشد هوشمند شهری با سیاست های سطح خرد و کلان، برابری اجتماعی و عدالت محیطی را تقویت می کند وتوسعه میان افزا به عنوان بخش اساسی رشد هوشمند با پرداختن به توسعه در درون و بازتوسعه محدوده بااستفاده از پتانسیل های آن است. محله سراب واقع در شهر مشهد به عنوان دومین کلانشهر ایران با توجه به موقعیت و نوع بافت آن و همچنین به دلیل نزدیکی با آستان قدس رضوی ظرفیت ها و قابلیت های اجتماعی نهان بسیاری دارد که اگر به فعلیت برسند می توانند در فرایند توسعه شهر به عنوان نیروی محرک استفاده شوند. روش تحقیق در پژوهش حاضر از نظر نوع کاربردی و از نظر ماهیت تحلیلی و همبستگی که اطلاعات از طریق مطالعات کتابخانه ای و اسنادی گردآوری شده و یافته ها از بررسی های میدانی و پرسشنامه بدست آمده است و در راستای ایجاد شواهد علمی کافی مورد نیاز جهت دستیابی به هدف مورد نظر تحقیق از تحلیل های آماری ضریب همبستگی Phi و Cramer's V برای متغیرهای اسمی و Kruskal Wallis برای متغیرهای ترتیبی در قالب نرم افزار SPSS پرداخته شد. متغیرهای مربوط به مشخصات فردی ساکنین شامل دو شاخص اسمی «جنسیت» و «شغل» و دو شاخص ترتیبی «میزان تحصیلات» و «سن» می باشد و همچنین از میان یازده شاخصی که توسط پرسشنامه گردآوری شده اند، متغیرهایی که مربوط به نحوه رفتار ساکنین و ارتباط آنها با یکدیگر می شوند، برای تحلیل همبستگی در نظر گرفته شد. یافته های حاصل از تحلیل 18 رابطه همبستگی بررسی شده نشان می دهد، تنها 2 مورد فاقد رابطه معنادار بوده است و مابقی معنادار بوده و ضریب همبستگی آن ها مثبت و دارای مقدار است. مطابق نتایج، با توجه به رابطه ی شاخص های اجتماعی رشد هوشمند و خصوصیات فردی ساکنین که مثبت و داری مقدار است بدان معناست که رابطه ی آن ها معنادار و مستقیم است. بنابراین با افزایش و ارتقا توسعه میان افزا محله سراب شهر مشهد با تاکید بر رویکرد رشد هوشمند سبب افزایش ظرفیت های اجتماعی محله نیز می گردد.
۱۱۲۴.

خوانش شاخص های مؤثر بر کیفیت محیط در ارسن های شهری (مطالعه تطبیقی ارسن نقش جهان اصفهان و ارسن امیر چخماق یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۲۰۶
آنچه که به یک شهر هویت می بخشد کیفیت و نحوه برآوردن نیازهای روحی و فرهنگی شهروندان است که این مهم در ارسن های شهری به عنوان کانون جمعیتی شهرها اتفاق می افتد و بناهای معماری اطراف آنها به عنوان شاخص های جذب جمعیت به حساب می آیند. لذا هدف اصلی پژوهش حاضر خوانش شاخص های ارتقا دهنده کیفیت محیط در ارسن میدان نقش جهان اصفهان و ارسن امیرچخماق یزد می باشد. در این پژوهش توجه مدیران شهری را به الگوسازی ارسن های شهری در طراحی پلازاهای شهری در عصر کنونی همراه با شاخص های متاثر از زیبایی و خوانایی محیط و مبلمان مناسب و معماری ایرانی–اسلامی در راستای جذب کاربران سوق می دهیم. روش پژوهش کیفی با استفاده از کار میدانی و بررسی متون تاریخی، ثبت و ضبط اطلاعات مرتبط با بناها می باشد. پژوهش به دنبال پاسخ این دو سوال که ارسن نقش جهان و ارسن امیرچخماق یزد باهم چه نقاط مشترکی و افتراقی دارند، و شاخص های موثر بر افزایش کیفیت محیط در ارسن های فوق کدام اند؟ طبق نتایج پژوهش شاخص های مربوط به وجود بناهای معماری اطراف میدان، کاربری های متنوع، بافت کف سازی و رنگ جداره ها، محصوریت، نفوذپذیری، یادآوری فرهنگ و تاریخ معماری گذشته ایران، عدم ورود ماشین، مبلمان مناسب، همسازی با اقلیم و نورپردازی شبانه از جمله شاخص های مشترک ارتقا دهنده کیفیت محیط ارسن ها می باشند و تفاوت اصلی این دو ارسن ورود ماشین در آنها می باشد.
۱۱۲۵.

تحلیلی بر شاخص های شهر دوستدار ورزش و نقش آن در توسعه پایدار شهرهای استان خوزستان با رویکرد آینده پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۵۵
مفهوم شهر دوستدار ورزش به عنوان یک رویکرد نوین در توسعه پایدار شهری، بر ایجاد و بهسازی فضاهای شهری تأکید دارد که فعالیت بدنی و ورزش را برای تمامی شهروندان، صرف نظر از سن، جنسیت، توانایی و وضعیت اجتماعی-اقتصادی، تسهیل می کند. این رویکرد، فراتر از صرفاً ایجاد امکانات ورزشی، به دنبال ادغام فعالیت های ورزشی و فیزیکی در برنامه ریزی شهری و زندگی روزمره افراد است. در همین راستا پژوهش حاضر، با رویکرد آینده پژوهی و روش آمیخته (کیفی-کمی) به تحلیل شاخص های شهر دوستدار ورزش و نقش آن در توسعه پایدار شهرهای استان خوزستان پرداخته است. این پژوهش با جمع آوری داده ها از طریق منابع کتابخانه ای و پرسش نامه از 50 متخصص حوزه ورزش و برنامه ریزی شهری در استان خوزستان و با استفاده از روش دلفی و ماتریس اثرات متقابل (میک مک)، به دنبال شناسایی عوامل کلیدی مؤثر بر توسعه این مفهوم در منطقه بوده است. نتایج این پژوهش نشان داد که از میان 20 شاخص کلیدی مؤثر بر شهر دوستدار ورزش در توسعه شهری خوزستان، 12 عامل به عنوان متغیرهای اصلی با بالاترین تأثیرگذاری و کمترین تأثیرپذیری شناسایی شدند. وجود الگوهای ورزشی موفق، همکاری بین سازمان های مرتبط و تنوع و جذابیت برنامه های ورزشی به ترتیب مهم ترین زیرشاخص های با تأثیر مستقیم و غیرمستقیم بر توسعه شهری بودند. در مجموع، نتایج کلی این پژوهش نشان داد که استان خوزستان در حوزه شهر دوستدار ورزش در وضعیت مطلوبی قرار دارد. بااین حال، یافته های این تحقیق می تواند به عنوان یک راهنمای ارزشمند برای تصمیم گیران، برنامه ریزان و سرمایه گذاران عمل کند تا با اتخاذ تدابیر مناسب، آینده ای روشن تر برای این شهر رقم بزنند.  
۱۱۲۶.

بررسی تغییرات کاربری اراضی شهر هرات با استفاده از تصاویرماهواره ای بین سال های 2015 تا 2022(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۶
سابقه و هدف: در سال های اخیر، تغییرات کاربری اراضی به ویژه در مناطق شهری، از چالش های مهم در حوزه برنامه ریزی شهری، مدیریت منابع طبیعی و توسعه پایدار شناخته شده است. با افزایش جمعیت، گسترش ساخت وسازها و رشد فزاینده تقاضا برای اراضی شهری، نیاز بیش ازپیش به پایش و تحلیل دقیق تغییرات کاربری اراضی، به منظور مدیریت بهینه منابع و تدوین سیاست های کارآمد توسعه شهری، احساس می شود. در این راستا، تحقیق حاضر با هدف بررسی روند تغییرات کاربری اراضی در شهر هرات، طی سال های ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۲ انجام شده است. برای این منظور، از تصاویر ماهواره ای لندست ۸ مربوط به سنجنده OLI استفاده شد که با توجه به ویژگی های طیفی و مکانی مناسب، قابلیت بالایی در تحلیل تغییرات کاربری اراضی دارد. مواد و روش ها: ابتدا پیش پردازش های لازم، ازجمله تصحیح رادیومتریکی، تصحیح هندسی و تصحیح اتمسفری، درمورد تصاویر ماهواره ای جمع آوری شده متعلق به دو سال مورد نظر انجام شد تا دقت تحلیل های بعدی افزایش یابد. پس از مراحل پیش پردازش، چهار کلاس کاربری اراضی شامل اراضی خاکی، پوشش گیاهی، مناطق مسکونی و اراضی آبی در محدوده مورد مطالعه شناسایی شد. به منظور طبقه بندی این تصاویر و استخراج اطلاعات درزَمینه تغییرات کاربری، از دو الگوریتم طبقه بندی پرکاربرد، یعنی روش حداکثر احتمال (Maximum Likelihood Classification) و شبکه عصبی مصنوعی (Artificial Neural Network)، استفاده شد و دقت نتایج حاصل از این دو روش مورد ارزیابی و مقایسه قرار گرفت. نتایج و بحث: نتایج تحلیل ها نشان داد که روش حداکثر احتمال، در طبقه بندی تصاویر ماهواره ای، عملکردی بهتر از روش شبکه عصبی مصنوعی داشته است. مقادیر ضریب کاپا و دقت کلی که برای ارزیابی صحت طبقه بندی به کار می روند، درمورد سال ۲۰۱۵، برابر با 75/0 و ۸۵% و برای سال ۲۰۲۲، برابر با 96/0 و ۹۷% به دست آمدند. این مقادیر حاکی از دقت بالا و قابلیت اعتماد روش حداکثر احتمال، در تفکیک کلاس های متفاوت کاربری اراضی، در منطقه مورد مطالعه است. تحلیل نتایج طبقه بندی در بازه زمانی ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۲ نشان دهنده تغییرات شایان توجه در ساختار فضایی کاربری اراضی شهر هرات است. براساس نتایج، طی این دوره زمانی، سطح اراضی خاکی به میزان 0/4 کیلومترمربع کاهش یافته و سطح اراضی آبی نیز با کاهش 62/1کیلومترمربعی مواجه بوده است. ازسوی دیگر، سطح اراضی مناطق مسکونی به میزان 39/1 کیلومترمربع و سطح پوشش گیاهی 59/4 کیلومترمربع افزایش داشته است. نتیجه گیری: این تغییرات نشان دهنده روند توسعه شهری، در شهر هرات، طی این دوره زمانی است و به افزایش مداخلات انسانی در کاربری اراضی، به ویژه در قالب توسعه مناطق مسکونی و افزایش فضای سبز یا پوشش گیاهی، اشاره دارد. درمجموع، یافته های این پژوهش حاکی از آن است که توسعه شهری در شهر هرات باعث کاهش اراضی طبیعی، همانند زمین های خاکی و منابع آبی، شده و درمقابل، کاربری هایی با مداخلات انسانی، مانند مناطق مسکونی و پوشش گیاهی، افزایش یافته است. با توجه به کاهش منابع آبی و اراضی طبیعی، برنامه ریزی های آتی شهر باید با تمرکز بر توسعه پایدار، حفاظت از منابع طبیعی و به ویژه مدیریت مؤثر منابع آبی همراه باشد. این مدیریت می تواند ازطریق سیاست گذاری های دقیق، اعمال محدودیت در توسعه بی رویه شهری و ارتقای آگاهی عمومی درباره اهمیت منابع طبیعی تحقق یابد. این پژوهش، با بهره گیری از داده های سنجش از دور و تحلیل علمی تغییرات کاربری اراضی، اطلاعات ارزشمندی برای تصمیم گیران و برنامه ریزان شهری فراهم کرده است. نتایج این مطالعه را می توان به منزله مبنایی برای تدوین راهکارهای علمی درزَمینه مدیریت اراضی شهری، حفظ منابع طبیعی و توسعه پایدار در شهر هرات به کار برد؛ بنابراین استفاده از فنّاوری های نوین در پایش و ارزیابی تغییرات کاربری اراضی باید از الزامات اساسی در فرایند تصمیم گیری و سیاست گذاری های شهری به شمار رود و پیشنهاد می شود توسعه شهری با مدیریت بهتر منابع آبی همراه باشد.
۱۱۲۷.

تأثیر کاهش سطح دریاچه ارومیه بر منابع آب زیرزمینی: پیامدهای محیطی و الزامات آمایشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۵۵
این پژوهش به بررسی ارتباط بین تغییرات سطح آب های زیرزمینی و خشک شدن دریاچه ارومیه طی سال های 1380 تا 1394 پرداخته است. نتایج نشان می دهد تراز دریاچه ارومیه با شیب 0.25 متر در سال کاهش یافته و آبخوان های صوفیان  شبستر، کهریز، و میاندوآب بیشترین تغییرات (ضریب تغییرات 24-79%) را تجربه کرده اند. تحلیل داده های 721 چاه پیزومتری با روش های درون یابی وزنی معکوس (IDW) در GIS نشان داد جهت جریان آب در آبخوان های سلماس، تسوج، و صوفیان شبستر معکوس شده و به سمت دریاچه تغییر کرده است. ارزیابی آسیب پذیری با مدل MOVE نشان داد آبخوان میاندوآب با وزن 0.63 بیشترین و آبخوان های تبریز و ارومیه با وزن 0.45 کمترین آسیب پذیری را دارند. مهم ترین عوامل مؤثر شامل برداشت بی رویه از چاه های عمیق، تغییر کاربری اراضی به باغات، و وابستگی اقتصادی به کشاورزی بوده اند. درحالی که توسعه صنعتی و گردشگری نقش مثبتی در کاهش آسیب پذیری داشته اند. این مطالعه تأکید می کند مدیریت منابع آب در حوضه دریاچه ارومیه باید مبتنی بر ویژگی های هیدرولوژیکی و اجتماعی اقتصادی هر آبخوان باشد و کنترل برداشت از آبخوان های پرخطر مانند سلماس و صوفیان شبستر در اولویت قرار گیرد. نتایج این پژوهش می تواند به سیاست گذاری های احیای دریاچه ارومیه و مدیریت پایدار منابع آب زیرزمینی کمک شایانی کند.
۱۱۲۸.

نقش جنسیت در ادراک و کنشگری اقلیمی: تحلیل جامعه شناختی گردشگری پایدار در مناطق کویری شرق اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۳
این پژوهش با رویکرد ترکیبی کمی-کیفی، نقش جنسیت را در ادراک مخاطرات اقلیمی و کنشگری اجتماعی مرتبط با گردشگری پایدار در مناطق کویری شرق استان اصفهان (ورزنه، خور و بیابانک، و نائین) بررسی کرده است. داده ها از طریق پرسش نامه (412 نفر، شامل 208 زن و 204 مرد) و مصاحبه های نیمه ساختاریافته (18 نفر) در شش ماهه اول سال 1403 جمع آوری شد. نتایج نشان داد که زنان به دلیل نقش های بازتولید اجتماعی، ادراک بالاتری از مخاطرات اقلیمی (مانند خشک سالی، کاهش منابع آب و تخریب اکوسیستم ها) نسبت به مردان دارند و مشارکت بیشتری در فعالیت های گردشگری پایدار به ویژه بازیافت، آموزش های زیست محیطی و حفاظت از اکوسیستم های کویری نشان می دهند. درمقابل، مردان بیشتر بر مسائل اقتصادی مانند کاهش درآمد کشاورزی یا مدیریت زیرساخت های گردشگری تمرکز دارند. علاوه براین، موانع فرهنگی (مانند مسئولیت های خانگی و کلیشه های جنسیتی) و کمبود منابع مالی مشارکت زنان را محدود و نابرابری های جنسیتی را تشدید می کند؛ درحالی که مردان در فعالیت های اقتصادی و مدیریتی فعال ترند. این تفاوت ها با چارچوب های نظری اکوفمینیسم و عدالت اقلیمی همخوانی دارد و بر تأثیر نقش های جنسیتی بر پویایی های اجتماعی و زیست محیطی تأکید می کند. براساس این نتایج پیشنهاد می شود سیاست گذاری های جنسیت محور برای توانمندسازی زنان ازطریق تعاونی های محلی و برنامه های آموزشی هدفمند اجرا شود تا مشارکت آن ها در حفاظت از اکوسیستم ها افزایش یابد و توسعه گردشگری پایدار تقویت شود. همچنین پژوهش های آینده می توانند بر مدل های محلی توانمندسازی زنان و نقش فناوری های دیجیتال در کاهش موانع فرهنگی تمرکز کنند.
۱۱۲۹.

مدل مفهومی طراحی مسکن در شرایط پاندمی با بهره گیری از زبان فضایی شولتز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۵
هدف: پاندمی کووید-۱۹ مفهوم و کارکرد خانه را تغییر داده و ضرورت توجه به آن را به عنوان فضایی چندبعدی و پاسخ گو به نیازهای متنوع انسان، برجسته ساخته است؛ شولتز نیز با تعریف فضا به عنوان مفهومی چندبعدی تطابق معناداری با شرایط پاندمی که چندین بعد را در برمی گیرد، پیدا می کند. اما این پرسش مطرح می شود که در شرایط بروز پاندمی، کدام شاخص ها در طراحی خانه متناسب با شرایط مذکور بیشترین اهمیت را دارند و چگونه می توان از زبان فضایی نوربرگ شولتز برای شناسایی مفاهیم و شاخص ها و الگوهای طراحی در وهله اول و اولویت بندی آن ها در وهله دوم بهره گرفت؟ هدف این پژوهش، شناسایی و اولویت بندی شاخص ها و الگوهای طراحی مسکونی متناسب با شرایط پاندمی با بهره گیری از زبان فضایی نوربرگ شولتز است. روش پژوهش: مطالعه حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی و تأکید بر جنبه های چندبعدی نظریه شولتز است. داده ها در دو مرحله جمع آوری شد: نخست، مرور مبانی نظری و تجربی مرتبط با مفهوم خانه و زبان فضایی شولتز و تعریف شاخص ها و الگوهای طراحی؛ دوم، تکمیل پرسش نامه مقایسه زوجی بر اساس طیف ۹ درجه ای لیکرت توسط ۴۰ متخصص در حوزه های معماری، شهرسازی، روان شناسی محیطی و بهداشت برای تعیین اهمیت هر شاخص. داده ها با استفاده از فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و نرم افزار Expert Choice 11 تحلیل شد. یافته ها: حاکی از آن است که «انطباق پذیری» مهم ترین شاخص است و پس ازآن «سیر فضایی»، «یکپارچگی فضای کار و خانه» و «فضاهای احیاگر» قرار دارند. نتیجه گیری: نشان می دهد که بهره گیری از شاخص های نظری شولتز -مانند تداوم فضا و زمان، تعامل انسان و محیط، سلسله مراتب فضایی و مفهوم فضا به عنوان رسانه ارتباطی- چهارچوبی مفهومی برای طراحی خانه های آینده فراهم می آورد. چنین خانه هایی علاوه بر پاسخ گویی به نیازهای فیزیکی، نقش مؤثری در تقویت هویت مکانی، سلامت روان و تاب آوری اجتماعی در شرایط بحرانی دارند و می توانند الگویی کاربردی برای طراحی مسکن در شرایط پاندمی و بحران های مشابه متناسب با نیازهای انسان ارائه کنند.
۱۱۳۰.

تحلیل ویژگی های شهر ایرانی- اسلامی بر مبنای شاخص های زیست پذیری شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۶۹
پیشینه و هدف: در عصر حاضر زیست پذیری به دلیل فراهم کردن کیفیت بالای زندگی موضوع مطرح در سطح جهانی است. جنبش مدرنیسم و جریان جهانی شدن در طول قرن چهاردهم شمسی توسعه و تکامل شهرهای اسلامی به ویژه شهرهای ایرانی - اسلامی را تحت تأثیر قرار داده است. بانفوذ عناصر شهرهای غربی در شهرهای ایرانی ماهیت و محتوای شهرهای معاصر ایرانی دستخوش تغییرات جدی شده و کیفیت زندگی را متأثر ساخته است. زیست پذیری با کمک فضاهای باز عمومی، خیابان های پرجنب وجوش، میدان های محوطه سازی شده، مبلمان خیابانی و امکانات مختلف عمومی که به متحرک کردن محله کمک می کند، افزایش قابلیت زیست در شهر را به دنبال دارد. به دلیل اهمیت کیفیت زندگی در شهرهای ایرانی اسلامی هدف این پژوهش بررسی رابطه زیست پذیری شهری و شاخص های شهر ایرانی - اسلامی است. روش شناسی: جامعه مورد مطالعه پژوهش، مطالعات در دسترس فارسی در بازه زمانی 1390-1400 است. با توجه به منابع متعدد در دسترس در مورد شهر ایرانی - اسلامی، از روش فراترکیب مقالات استفاده شده است. تعداد 27 مقاله با موضوع شهر ایرانی- اسلامی و 29 مقاله با موضوع زیست پذیری شهری انتخاب شدند. روش تحقیق در این پژوهش، کیفی و با بهره مندی از شیوه ی تحلیل محتوی است. یافته ها و بحث : یافته های این پژوهش نشان می دهد زیست پذیری شهری و شهر ایرانی اسلامی اشتراکات زیادی با هم دارند و با هم همسو هستند. بنابراین می توان شاخص های زیست پذیری شهری را جهت بهبود کیفیت زندگی و زیست در شهرهای ایرانی - اسلامی  به کاربرد. این امر مستلزم آن است که این شاخص ها ابتدا با توجه به شرایط جغرافیایی، ارزش ها و فرهنگ اسلامی ما بومی سازی شود. در شهر اسلامی تمام ابعاد به یکدیگر وابسته هستند. بعد اقتصاد از ابعاد مهم در شهر است که دیگر ابعاد را تحت الشعاع قرار می دهد و شهری بدون فقر و با عدالت اقتصادی، شهری با عدالت اجتماعی را به وجود می آورد و به بیانی واضح تر شهری با اقتصاد سالم، شهروندانی سالم خواهد داشت. شهروند سالم و مسلمان شهر اسلامی را به وجود خواهد آورد. نتیجه گیری: ویژگی های زیست پذیری شهری با ویژگی های شهر ایرانی-اسلامی هم پوشانی دارد و تقریباً تمام ویژگی های زیست پذیری شهری به طور مستقیم و غیر مستقیم در قرآن کریم و روایات بیان شده اند. یافته ها نشان می دهد شاخص های محله محوری، نوع فضاهای شهری، بافت شهر، نشانه و نماد، فضاهای پاسخگو به نیاز شهروندان، معماری همساز با اقلیم، مسکن، حمل و نقل، دسترسی، پیاده محوری، جهت یابی، مقیاس انسانی، محصوریت، کاربری مختلط، همجواری، تنوع گرایی، کارآیی، اداره شهر، ایمنی، زیباگرایی در بعد کالبدی و شاخص های حقوق شهروندی و همسایگی، آسایش و آرامش، احترام، انسان گرایی، هویت، عدالت و برابری، سرزندگی، آزادی اجتماعی، امنیت، مشارکت، هویت، عدالت و برابری، تعامل اجتماعی، سرزندگی، تعادل، اعتماد اجتماعی، آموزش، فقرزدایی، انسجام اجتماعی و قانونمندی های اجتماعی در بعد اجتماعی و شاخص های عدالت اقتصادی، تولید محصول(کالاهای مصرفی و سرمایه گذاری) در بعد اقتصادی و شاخص های طبیعت گرایی، پاکیزگی، سلامت، کاهش آلودگی، حفظ محیط زیست، اهمیت آب، نور و روشنایی، جلوگیری از آفات مشترک هستند و شاخص های بدون رابطه به طور غیر مستقیم در قرآن کریم و روایات وجود دارند.
۱۱۳۱.

شناسایی مناطق مستعد سیل خیزی در حوضه آبریز یامچی با پایش شاخص های طیفی و داده های ماهواره ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۶
این پژوهش با رویکردی کاربردی و تحلیلی، به شناسایی نواحی مستعد سیل خیزی در حوضه آبخیز یامچی پرداخته است. در ابتدا، داده های دبی روزانه ایستگاه های لای، نیر و یامچی طی سال های 2014 تا 2021 از شرکت آب منطقه ای استان اردبیل جمع آوری شد. سپس، پارامترهای محیطی مؤثر شامل شیب زمین، فاصله از آبراهه، کاربری اراضی و رطوبت خاک در محیط ArcGIS و گوگل ارث انجین ترسیم شدند. همچنین، شاخص های طیفی NDWI، AWEI، WRI و LSWI از تصاویر لندست 8 استخراج گردید. پس از استانداردسازی متغیرها، مدل جنگل تصادفی رگرسیونی با 100 درخت تصمیم آموزش داده شد. 70 درصد داده ها برای آموزش و 30 درصد برای آزمون مدل استفاده شد. عملکرد مدل با شاخص های آماری R² و MSE به ترتیب برابر با 9353/0 و 000210/0 ارزیابی شد. در نهایت نواحی مستعد سیل خیزی شناسایی گردیدند. به منظور اعتبارسنجی، رویداد سیل آوریل 2017 به عنوان نمونه موردی تحلیل شد. نتایج نشان داد که بخش شمالی حوضه، به دلیل ارتفاع زیاد، شیب تند، رطوبت خاک ۳۵ درصد و مقادیر بالای AWEI و WRI، بیشترین پتانسیل برای وقوع سیل خیزی را دارد. در مقابل، نواحی مرکزی و جنوبی به علت شیب ملایم تر و رطوبت کمتر خاک، احتمال کمتری برای سیل خیزی نشان دادند. مدل جنگل تصادفی صحت این الگو را تأیید کرد و عملکرد آن با منحنی ROC و مقدار AUC برابر با 616/0، قابل قبول ارزیابی شد. تحلیل داده های راداری نیز نشان داد که بازتاب سیگنال ها در مناطق شمالی، پیش و پس از وقوع سیلاب، تغییر محسوسی داشته و بیانگر تمرکز منابع آبی در این بخش از حوضه است.
۱۱۳۲.

تأثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات بر مشارکت ذی نفعان و پایداری شهری هوشمند در شهر تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۴۷
فناوری اطلاعات و ارتباطات به عنوان ابزاری کلیدی در پایداری شهری هوشمند، به بهبود مدیریت منابع و افزایش مشارکت ذینفعان کمک می کند. استفاده از این فناوری ها به ارتقای کیفیت زندگی در شهرها، بهبود تصمیم گیری و کاهش تأثیرات زیست محیطی منجر می شود. در این راستا، هدف پژوهش بررسی تأثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات بر مشارکت ذی نفعان و پایداری شهری هوشمند در شهر تهران است. روش پژوهش توصیفی - تحلیلی و از شاخه تحلیل مسیر محسوب می شود. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه استاندارد می باشد. جامعه آماری کلیه خبرگان شهری می باشد که حجم نمونه به روش گلوله برفی 70 نفر انتخاب شده است. برای تحلیل و تجزیه داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری (PLS) استفاده شده است. نتایج نشان داد که میانگین متغیرهای فناوری اطلاعات و ارتباطات، پایداری شهری هوشمند، مشارکت ذی نفعان، و انطباق و تاب آوری شهری به ترتیب 05/3، 72/3، 86/3 و 80/3 است که به ترتیب در سطوح نیمه پایدار و پایدار قرار دارند. کمترین پراکندگی مربوط به مؤلفه راه حل های نوآورانه (21/13 درصد) و بیشترین پراکندگی مربوط به محاسبات ابری (08/32 درصد) است. در تحلیل مدل سازی معادلات ساختاری، تمامی بارهای عاملی بالاتر از 40/0، ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی بالاتر از 70/0 و مقادیر روایی واگرا بالاتر از 50/0 هستند که نشان دهنده پایایی و اعتبار مناسب مدل اندازه گیری است. مقادیر ضرایب معیار برای متغیرهای مشارکت ذی نفعان (07/0) و پایداری شهری هوشمند (531/0) و مقدار معیار استون - گیزر برای این متغیرها به ترتیب 043/0 و 318/0 تأثیرات معنادار مدل را تأیید می کند. همچنین تمامی تأثیرات فناوری اطلاعات و ارتباطات، مشارکت ذی نفعان و انطباق و تاب آوری شهری بر پایداری شهری هوشمند با ضریب معناداری بزرگ تر از 96/1 تأیید می شود. بنابراین مفهوم این مطالعه امکان بهینه سازی تأثیر محیط شهری مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات را فراهم می کند و در نتیجه جوامع پایدار و تاب آوری را ایجاد می کند که نیازها و اولویت های همه اعضای جامعه را برآورده می کند.
۱۱۳۳.

Tehran Privacy Protection and Sustainable Development (Threats and Opportunities)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۰
Tehran Privacy is home to nearly 16 million people. This privacy has been local until now to attack the land grabbers and the invasion of the poor and even some official organizations in the form of cooperatives that the areas of spatial division have marked it. . Such privacy needs an efficient, comprehensive management, with appropriate consistency and efficiency, and most importantly integrated and comprehensive to prevent the loss of this amount of its remaining valuable spaces. The main goal of this research is to examine the threats and opportunities for protection and sustainable development of Tehran Privacy using the Meta-SWOT software as a strategic technique. The required data for this research was collected through studying and analyzing relevant articles, books, and theses, as well as data from related organizations (such as the General Office Tehran Privacy and the Statistical Center of Iran). This research is application-oriented in terms of objectives and descriptive-analytical in terms of methodology. Snowball sampling was used to select the expert panel (Delphi method), ultimately resulting in the selection of 12 individuals. The findings indicate that environmental degradation, unauthorized constructions, land grabbing, migration, informal settlements, and fragmented management are the main threats to the Protection and sustainable development of the Privacy. Meta-SWOT believes that there are resources and capabilities in the studied geography that serve as opportunities for Protection and sustainable development; the most important of these opportunities is "integrated privacy management," followed by "t
۱۱۳۴.

Bryson Strategic Planning Assessment on Sustainable Urban Economy (Case Study: District 5, District 20, Tehran)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۷
A sustainable urban economy seeks to strike a balance between economic growth, social justice, and environmental protection in cities. This concept focuses on the optimal use of resources, reducing environmental impacts, and improving the quality of life of citizens. In Sustainable Urban Planning, Bryson provides a strategic framework that includes stakeholder analysis, developing a shared vision, and implementing action plans. This approach emphasizes public participation, local resource management, and strengthening green infrastructure so that cities can function as economic engines while maintaining environmental and social sustainability. The present study is applied in terms of purpose, mixed (quantitative-qualitative) in terms of data collection method, and cross-sectional in terms of time. It was conducted in District 5, District 20, Tehran (Abdol Azim Shrine area, Shahr-e Ray). In line with the topics discussed, the strategic planning of the shrine of Abdul Azim Hassani (AS) according to the ten stages based on strategic planning (Braison model), provides an analytical framework for the strategic decision-making process and a reference for monitoring (Region 20 Municipality) as an output of the Braison model for the development of a sustainable economy of the area.
۱۱۳۵.

پیامدهای روانی کووید 19بر زنان روستایی: درس هایی از همه گیری COVID-19 در زمینه سلامت روان زنان روستایی سرپرست خانوار شهرستان کنگاور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۳۱
همه گیری ویروس کرونا اثرات روانی زیادی بر سلامت روان قشرهای آسیب پذیر از جمله زنان سرپرست خانوارهای روستایی گذاشته است. لذا مطالعه حاضر با هدف شناسایی پیامدهای روانی اپیدمی کووید-19 بر این قشر آسیب پذیر روستایی و ارائه درس هایی از همه گیری این ویروس انجام شده است. مطالعه حاضر با رویکرد کیفی و به شیوه فنومنولوژی (پدیدارشناسی) انجام شده است و گروه نمونه متشکل از 24 زن سرپرست خانوار است که به روش هدفمند انتخاب شدند. اطلاعات این گروه با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری شد. جهت اعتبار پذیری داده ها نیز از روش مثلث سازی استفاده شد. سپس داده ها با روش کلایزی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. تجزیه وتحلیل داده ها منجر به شناسایی 27 مضمون اولیه و 8 مضمون فرعی از پیامدها شد که 7 پیامد اصلی شامل؛ پیدایش مشکلات روحی و روانی، کاهش کیفیت زندگی کاری و بی ثباتی شغلی، امیدواری، خوش بینی و تاب آوری، خود کارآمدی و ترس از آینده را در تجربیات مشارکت کنندگان نشان داد. همه گیری کووید-19 دوران چالش برانگیزی بود که پیامدهای آن تابه حال دامن گیر مردم بوده است . بر این اساس می توان گفت، رویکردها و مداخلات بهداشت عمومی از سوی سازمان ها و ارگان های مرتبط باید با اولویت حمایت از اقشار آسیب پذیر جامعه از جمله زنان سرپرست خانوار باشد و سیاست ها نیز بایستی پاسخگوی نابرابری های جنسیتی و اجتماعی باشند تا زمینه کاهش اثرات منفی همه گیری های جهانی را چه در طول و چه پس از همه گیری فراهم آورد.
۱۱۳۶.

تحلیل اثرات اقتصادی شهرک های صنعتی بر مناطق پیرامونی (مطالعه موردی: شهرک صنعتی سلیمان صباحی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۶۹
مقدمه امروزه، صنعت به عنوان یکی از ارکان اصلی توسعه اقتصادی، نقش محوری در پیشرفت مناطق کمتر توسعه یافته ایفا می کند. این بخش به دلیل قابلیت جابه جایی و انطباق عوامل تولید با شرایط مختلف جغرافیایی، نسبت به بخش کشاورزی از انعطاف بیشتری برخوردار است. ارتباطات پیشین و پسین صنعت با سایر بخش های اقتصادی، آن را به ابزاری مؤثر برای ساماندهی منابع و تحقق توسعه پایدار تبدیل کرده است. فرایند صنعتی شدن از چنان نقش محوری ای برخوردار است که می توان دستاوردهای فناورانه سه قرن گذشته را عامل اساسی پیشرفت و رونق اقتصادی کشورهای توسعه یافته در عصر حاضر دانست. از این رو، صنعتی شدن به عنوان یک تصمیم تعیین کننده و نیازی اجتناب ناپذیر برای پیشرفت اقتصادی و اجتماعی کشورها تلقی می شود. بر این اساس، بیشتر کشورها با برنامه ریزی و سیاست گذاری های هدفمند به سمت صنعتی شدن حرکت می کنند. یکی از این سیاست ها، احداث شهرک های صنعتی است که با هدف تجمیع فعالیت های تولیدی و صنعتی در یک محدوده جغرافیایی مشخص طراحی می شوند. این شهرک ها با جذب سرمایه، ایجاد اشتغال، افزایش درآمد و توسعه صنایع خدماتی و پشتیبان، به تحقق اهداف اجتماعی اقتصادی کمک می کنند. با این حال، توسعه شهرک های صنعتی می تواند چالش هایی مانند آلودگی محیط زیست را نیز به همراه داشته باشد. در ایران، سابقه احداث شهرک های صنعتی به سال 1333 و تأسیس اولین شهرک صنعتی در کرج باز می گردد. شهرک صنعتی سلیمان صباحی آران و بیدگل (استان اصفهان) که در سال 1370 تأسیس شد، با میزبانی بیش از 500 واحد صنعتی، به ویژه در صنعت فرش ماشینی، به یکی از مراکز کلیدی صنعتی منطقه تبدیل شده است. اقتصاد آران و بیدگل به طور قابل توجهی به این شهرک وابسته است و حضور کارگران در آن، منبع اصلی درآمد و اشتغال منطقه را تشکیل می دهد. با وجود پژوهش های متعدد درباره نقش شهرک های صنعتی در توسعه اقتصادی ایران، تأثیرات اقتصادی شهرک صنعتی سلیمان صباحی بر شهر آران و بیدگل تا کنون بررسی نشده است. این پژوهش با هدف پر کردن این شکاف، به ارزیابی تأثیرات این شهرک بر شاخص های کلیدی توسعه اقتصادی، شامل ایجاد اشتغال، افزایش درآمد و بهبود کیفیت زندگی می پردازد. پرسش اصلی پژوهش این است که ایجاد و توسعه شهرک صنعتی سلیمان صباحی چه تأثیری بر شاخص های توسعه اقتصادی شهر آران و بیدگل داشته است؟ فرضیه پژوهش بر این است که این شهرک تأثیر مثبتی بر شاخص های توسعه اقتصادی منطقه داشته است. مواد و روش ها این پژوهش از نوع توصیفی تحلیلی با رویکرد کمی و کاربردی است. جامعه آماری شامل 92287 نفر از ساکنان شهر آران و بیدگل بود. نمونه گیری به روش تصادفی ساده انجام شد و با استفاده از فرمول کوکران و خطای 5 درصد، حداقل حجم نمونه 383 نفر تعیین شد. برای اطمینان از کفایت داده ها، 440 پرسشنامه توزیع شد که پس از حذف 40 پرسشنامه ناقص یا غیر معتبر، 400 پرسشنامه معتبر (91 درصد نرخ پاسخ دهی) برای تحلیل انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته با 13 سؤال در مقیاس لیکرت پنج درجه ای بود که ابعاد اصلی شاخص اقتصادی مانند اشتغال و درآمد را پوشش می داد. سؤالات مثبت (11 سؤال) و منفی (2 سؤال شامل افزایش قیمت زمین و مسکن و تغییر کاربری اراضی) به صورت تصادفی در پرسشنامه قرار گرفتند تا از سوگیری پاسخ جلوگیری شود. سؤالات منفی برای تحلیل یکنواخت در نرم افزار SPSS ریکود شدند. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه توسط پنج متخصص اقتصاد منطقه ای و روش تحقیق تأیید شد. پایایی ابزار با ضریب آلفای کرونباخ (0/87) محاسبه شد که نشان دهنده پایایی بالای پرسشنامه است. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل شدند. برای توصیف داده ها، از شاخص های آماری توصیفی (میانگین، انحراف معیار، فراوانی و درصد) و برای آزمون فرضیات، از آزمون های T تک نمونه ای (مقایسه میانگین شاخص اقتصادی با مقدار مرجع 3)، فریدمن (رتبه بندی متغیرها) و T گروه های مستقل (مقایسه پاسخ های مردان و زنان) استفاده شد. سطح معناداری آزمون ها 0/05 بود و نرمال بودن داده ها با آزمون کولموگروف اسمیرنوف تأیید شد. همچنین، 13 متغیر کلیدی اقتصادی، از جمله ایجاد اشتغال، افزایش درآمد، کاهش فقر، جذب سرمایه گذاری و تغییر کاربری اراضی، با تعاریف عملیاتی مشخص انتخاب شدند تا تأثیرات شهرک صنعتی به صورت جامع بررسی شود. یافته ها نتایج آزمون T تک نمونه ای نشان داد میانگین کل شاخص اقتصادی (3/50) به طور معناداری بالاتر از مقدار مرجع 3 است (p<0.05) و اندازه اثر کوهن (d=0.74) اثر بزرگ را تأیید کرد. این یافته نشان دهنده تأثیر مثبت و قابل توجه شهرک صنعتی سلیمان صباحی بر توسعه اقتصادی شهر آران و بیدگل است. بررسی میانگین متغیرهای شاخص اقتصادی نشان داد از 13 متغیر، تنها متغیر «بهبود وضعیت پس انداز شهروندان» میانگینی کمتر از مقدار مرجع (3) داشت. سایر متغیرها میانگین بالاتر از حد متوسط را نشان دادند. با این حال، افزایش قابل توجه میانگین دو متغیر «افزایش قیمت زمین و مسکن» و «تغییر کاربری اراضی» که معمولاً به عنوان پیامدهای منفی توسعه اقتصادی تلقی می شوند، نشان دهنده چالش هایی در دسترسی به مسکن و پایداری محیط زیست در منطقه است. نتایج آزمون فریدمن نشان دهندهتفاوت معنادار در رتبه بندی متغیرها توسط پاسخ دهندگان بود. به بیان دیگر، پاسخ دهندگان اهمیت متفاوتی برای متغیرهای پژوهش قائل شدند. در این راستا متغیر «افزایش قیمت زمین و مسکن» با میانگین رتبه 9/76 بالاترین اهمیت و متغیر «بهبود وضعیت پس انداز شهروندان» با میانگین رتبه 4/60 کمترین اهمیت را از دیدگاه پاسخ دهندگان داشت. نتایج آزمون T گروه های مستقل نشان داد تفاوت معناداری بین پاسخ های مردان (میانگین 3/54) و زنان (میانگین 3/44) وجود ندارد، که نشان دهنده تأثیر اندک جنسیت بر ادراک شاخص اقتصادی است.  نتیجه گیری یافته ها نشان داد شهرک صنعتی سلیمان صباحی تأثیر مثبت و معناداری بر توسعه اقتصادی شهر آران و بیدگل داشته است. این تأثیر به ویژه در متغیرهای ایجاد اشتغال، افزایش تولید و افزایش صادرات محصولات مشهود است. با این حال، متغیرهای افزایش قیمت زمین و مسکن و تغییر کاربری اراضی به عنوان چالش های اصلی شناسایی شدند که می توانند پایداری توسعه را تهدید کنند. برای تقویت اثرات مثبت و کاهش چالش ها، پیشنهاد می شود: 1) تنظیم مقررات برای کنترل سوداگری ملکی و تأمین مسکن ارزان قیمت، 2) نظارت دقیق بر تغییر کاربری اراضی کشاورزی، و 3) استفاده از سیستم های بازچرخانی آب در واحدهای صنعتی برای مدیریت منابع آب در منطقه کویری. برای تحقیقات آتی، بررسی اثرات بلندمدت شهرک بر نابرابری درآمدی و پیامدهای اجتماعی و زیست محیطی توصیه می شود. این پژوهش به دلیل تمرکز بر یک شهرک خاص، قابلیت تعمیم محدودی دارد و بررسی های بیشتر در سایر مناطق ضروری است.
۱۱۳۷.

بررسی ارتباط حس تعلق محله ای و مشارکت شهروندان در بازآفرینی بافت های فرسوده شهری (مطالعه موردی: محلل جوادیه تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۱۰
مقدمه با گسترش توسعه اقتصادی در کشورهای جهان سوم و رشد سریع جمعیت، شهرنشینی نیز با شتابی چشمگیر افزایش یافت؛ به گونه ای که شهرها دیگر توان پاسخ گویی به نیازهای جمعیت ساکن را نداشتند. در این راستا، دو رویکرد اصلی در دستور کار مدیران شهری قرار گرفت: نخست، توسعه منفصل از طریق ایجاد شهرهای جدید در اطراف کلان شهرها؛ و دوم، توسعه متصل با تمرکز بر نوسازی، بهسازی و بازسازی بافت های فرسوده شهری. به دلایلی همچون حفظ هویت تاریخی، ارزش های فرهنگی و اجتماعی، و جلوگیری از گسترش نامتوازن شهرها، سیاست های نگهداشت و ارتقای بافت های فرسوده مورد توجه ویژه قرار گرفت. بافت های فرسوده به دلیل ساختار کالبدی آسیب پذیر و زیرساخت های ناکارآمد، مستعد ناپایداری فضایی هستند و این امر موجب اختلال در نظام زیستی و کاهش کارایی عملکردی آن ها می شود. در میان این بافت ها، محله های سنتی و تاریخی جایگاه ویژه ای دارند؛ چرا که عناصر ارزشمند معماری و شهری را در خود جای داده و بازتاب دهنده فرهنگ، تاریخ و هویت جمعی اند. همچنین، مراکز تجاری و مسکونی موجود در این بافت ها به عنوان سرمایه های ملی و اجتماعی شناخته می شوند که نیازمند برنامه ریزی دقیق و اصولی برای ارتقا و بازآفرینی هستند. در این میان، بازآفرینی شهری به عنوان رویکردی جامع و چندبُعدی، نه تنها به کالبد شهر، بلکه به ابعاد اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و زیست محیطی آن نیز توجه دارد. این رویکرد انسان را به عنوان عنصر مؤثر در شهر در نظر می گیرد و برای هویت، رفتار، معیشت و سکونت او ارزش قائل است. بازآفرینی شهری با مجموعه ای از اقدامات هدفمند، به بهبود پایدار شرایط نواحی دستخوش تغییر کمک می کند و در این مسیر، مشارکت شهروندان نقشی کلیدی ایفا می کند. شهر تهران با بیش از ۳ هزار هکتار بافت فرسوده، با چالش های جدی در حوزه مدیریت شهری مواجه است. اجرای موفق برنامه های بازآفرینی در این بافت ها نیازمند فراهم سازی مجموعه ای از عوامل و پیش نیازهاست که یکی از انواع مهم آن ، تقویت حس تعلق محله ای در میان ساکنان است. این مقاله با تمرکز بر اهمیت مشارکت شهروندان در برنامه های بازآفرینی، به بررسی نقش حس تعلق محله ای به عنوان مؤلفه ای تأثیرگذار بر مشارکت پرداخته و در صدد پاسخ به این پرسش است که آیا میان حس تعلق محله ای و مشارکت شهروندان در بازآفرینی بافت های فرسوده شهری محله جوادیه ارتباط معناداری وجود دارد یا خیر. مواد و روش ها با توجه به ماهیت پژوهش که بر درک تجربه زیسته، نگرش ها و معناهای ذهنی شهروندان نسبت به حس تعلق محله ای و مشارکت در بازآفرینی شهری تمرکز دارد، از رویکرد کیفی بهره گرفته شد. روش های کمی با وجود توانایی در سنجش متغیرها، در تحلیل لایه های معنایی و پیچیدگی های اجتماعی محدود هستند؛ از این رو، تحلیل کیفی با استفاده از جلسات گروه متمرکز (FGD) و مصاحبه های عمیق، مناسب ترین گزینه برای این مطالعه بود. در مرحله نخست، براساس مدل مفهومی پژوهش، راهنمای سؤالات تنظیم شد. سؤالات FGD با هدف پوشش ابعاد مختلف مدل طراحی شدند. داده های سامانه شهرسازی منطقه ۱۶ نشان دادند از مجموع ۶۹۵۳ پلاک در محله جوادیه، ۱۴۰۴ پلاک نوسازی شده و ۵۵۴۷ پلاک نیازمند نوسازی هستند. پس در گام نخست نمونه گیری از پلاک های نیازمند نوسازی آغاز شد. سپس، نقشه بافت فرسوده از دفتر توسعه محله ای تهیه و معابر اصلی، فرعی و بن بست ها شناسایی شدند. سپس با روش نمونه گیری خوشه ای، پلاک های نیازمند نوسازی دسته بندی و نمونه هایی به صورت تصادفی انتخاب شدند. در مرحله دوم، از روش نمونه گیری هدفمند برای انتخاب افراد واجد شرایط جهت شرکت در جلسات FGD استفاده شد. این افراد شامل ساکنان و ذی نفعان محله جوادیه بودند که سابقه سکونت یا اشتغال حداقل پنج ساله، آشنایی با مسائل محله، تمایل به مشارکت در گفت وگو، و تنوع در سن، جنسیت، تحصیلات و نوع فعالیت داشتند. تلاش شد تا از هر بخش کالبدی محله (مرکز، حاشیه، گذرهای پرتردد و نقاط کم تردد) حداقل یک یا دو نفر انتخاب شوند تا تنوع فضایی و اجتماعی حفظ شود. دو گروه ۱۲نفره از شهروندان محله جوادیه برای شرکت در جلسات FGD انتخاب شدند. این تعداد با توجه به توصیه های روش شناسی مطالعات کیفی، امکان تعامل مؤثر، تنوع دیدگاه ها و مدیریت زمان را فراهم ساخت. جلسات در بازه زمانی ۴۵ تا ۶۰ دقیقه برگزار شدند و محتوای آن ها به صورت کامل مکتوب، دسته بندی و در نرم افزار MAXQDA نسخه ۲۰۲۱ تحلیل شد. با توجه به اشباع اطلاعاتی حاصل از جلسات، دو جلسه کافی تشخیص داده شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. برای سنجش اعتبار کدگذاری ها، از بازبینی مضاعف و تطبیق کدها با چارچوب مفهومی استفاده شد. هم خوانی درون کدی و بین کدی نیز بررسی شد تا انسجام معنایی و اعتبار نتایج تضمین شود. در نهایت، با بهره گیری از داده های استخراج شده، وضعیت حس تعلق محله ای و مشارکت در بازآفرینی محله جوادیه ترسیم شد. یافته ها یافته های حاصل از مصاحبه ها نشان دادند حس تعلق محله ای در میان ساکنان محله جوادیه تا حدودی وجود دارد. بسیاری از مشارکت کنندگان ضمن تمایل به نوسازی، خواستار حفظ خاطرات، هویت و شکل سنتی محله بودند. احساس امنیت روانی، مالکیت شخصی، و وابستگی قومی از عوامل اصلی این تعلق خاطر عنوان شد. در برخی موارد، همین حس تعلق مانع از مشارکت در برنامه های بازآفرینی می شد؛ به ویژه در میان نسل های قدیمی تر که خاطرات عمیق تری با محله داشتند. در مقابل، جوانان تمایل بیشتری به ترک محله در صورت عدم نوسازی داشتند که نشان دهنده شکاف نسلی در نگرش به بازآفرینی است. بی اعتمادی به نهادهای اجرایی، به ویژه شهرداری، یکی دیگر از موانع مشارکت بود. تجربه های گذشته و عدم شفافیت در برنامه ها موجب شده بود که ساکنان خواستار اطلاع رسانی دقیق و اعتمادسازی پیش از هرگونه اقدام باشند. وابستگی های قومی و فرهنگی نیز در شکل گیری حس تعلق نقش داشتند؛ سکونت اقوام هم زبان و هم فرهنگ در کوچه ها و بن بست ها نوعی انسجام اجتماعی ایجاد کرده بود.حس مالکیت منازل نیز به عنوان عامل تقویت کننده حس تعلق محله ای شناخته شد. بسیاری از ساکنان تأکید داشتند که حفظ حق مالکیت، شرط مشارکت در برنامه های بازآفرینی است. در نهایت، یافته ها نشان دادند حس تعلق محله ای نه تنها یک احساس شخصی، بلکه نوعی سرمایه اجتماعی است که نقش کلیدی در موفقیت برنامه های بازآفرینی ایفا می کند. توجه به مؤلفه های فرهنگی، اجتماعی و روانی ساکنان، شرط اساسی برای طراحی و اجرای مؤثر این برنامه هاست. نتیجه گیری یافته های پژوهش نشان دادند مشارکت شهروندان در برنامه های بازآفرینی شهری، علاوه بر عوامل کالبدی و اقتصادی، به شدت تحت تأثیر مؤلفه های اجتماعی و روانی نظیر حس تعلق محله ای قرار دارد. بر اساس نظریه مک میلان و چاویس، این حس شامل چهار مؤلفه اصلی است: عضویت، تأثیرگذاری، تأمین نیازها و پیوندهای عاطفی. در محله جوادیه، تنها مؤلفه «عضویت» به طور نسبی شکل گرفته است؛ ساکنان خود را بخشی از اجتماع محله ای می دانند و خواهان حفظ هویت و بهبود شرایط سکونت هستند. در مقابل، مؤلفه های دیگر دچار ضعف اند. ساکنان احساس می کنند در تصمیم گیری های شهری تأثیر ندارند و بی اعتمادی به نهادهای اجرایی، به ویژه شهرداری، مانع مشارکت آن ها شده است. شکاف میان برنامه ریزی بالا به پایین و نیازهای واقعی مردم، به ویژه در حوزه هایی همچون فضای سبز، خدمات درمانی و امنیت، نشان دهنده ضعف در تأمین نیازهاست. همچنین، مهاجرت نسل جوان، احساس شرمندگی نسبت به سکونت در محله، و انتخاب محل زندگی بر اساس اجبار مالی، بیانگر تضعیف پیوندهای عاطفی مشترک است. در مجموع، مشارکت مؤثر در بازآفرینی شهری زمانی شکل می گیرد که شهروندان نه تنها خود را عضو محله بدانند، بلکه احساس کنند صدایشان شنیده می شود، نیازهایشان درک می شود، و پیوندشان با محیط زندگی شان ارزشمند است. این امر مستلزم بازسازی اعتماد، تقویت سرمایه اجتماعی، و تغییر رویکرد از برنامه ریزی تکنوکراتیک به برنامه ریزی مشارکتی و زمینه مند است؛ رویکردی که شهروندان را از دریافت کننده خدمات به کنشگران فعال در تولید فضای شهری تبدیل می کند.
۱۱۳۸.

تبیین عوامل مؤثر در توسعه پایدار روستایی با رویکرد گردشگری (مورد مطالعه شهرستان آباده)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۷۲
توسعه پایدار از مفاهیم مهمی است که امروزه در مناطق روستایی مورد تأکید است. جهت پیاده سازی این مفهوم، بایستی از ظرفیت های متنوعی استفاده نمود که گردشگری از مهمترین آنها است. در راستای توسعه روستاها با رویکرد گردشگری عوامل مختلفی مؤثر هستند که برای نواحی نیمه خشک از جمله شهرستان آباده این عوامل متفاوت است. این شهرستان دارای جاذبه های گردشگری از نوع طبیعی و تاریخی-فرهنگی است که با توجه به موقعیت استقرار آن در مسیر شیراز، می توان جایگاه بهتری داشته باشد. هدف پژوهش تبیین عوامل مؤثر در توسعه پایدار روستایی با رویکرد گردشگری در نواحی نیمه خشک ایران است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر گردآوری داده ها از طریق پیمایشی است. جامعه آماری تحقیق را ساکنان روستایی و کارشناسان تشکیل داده که بر اساس فرمول کوکران 372 نفر در زمینه ساکنان و 50 نفر در زمینه کارشناسان به عنوان حجم نمونه تعیین شد. نتایج تحلیل عاملی نشان داد که از دیدگاه جامعه محلی، 19 عامل در توسعه پایدار روستایی با رویکرد گردشگری با تبیین 860/75 درصد مؤثر هستند. این عوامل در سه عامل کلان شامل برنامه ریزی اقتصادی، زیرساختی و اجتماعی (069/55 درصد)، توسعه خدمات و دانش عمومی(528/14 درصد) و مدیریت، امنیت و آموزش(262/6) دسته بندی می شوند. همچنین از دیدگاه کارشناسان، به ترتیب مهمترین عوامل قوت، ضعف، فرصت و تهدید در زمینه توسعه پایدار روستایی با رویکرد گردشگری شامل روحیه قوم گرایی و جمع گرایی در روستاها با وزن نهایی (388/0)؛ کمبود اقامتگاه گردشگری در روستاها با وزن نهایی(427/0)؛ امکان جذب سرمایه گذاری از بخش خصوصی و همچنین افزایش سطح درآمد و اشتغال مردم روستاها به طور مشترک با وزن نهایی(375/0)؛ خشکسالی و کم آبی در سال های اخیر با وزن نهایی(523/0) هستند. بهترین استراتژی برای تحقق توسعه پایدار روستایی گردشگری، استراتژی تنوع تعیین شد که مهمترین آنها شامل جذب سرمایه در حوزه گردشگری و برندسازی آن است.
۱۱۳۹.

بازنمایی سازمان فضایی مقصدهای گردشگری مبتنی بر زنجیره تأمین مورد مطالعه: ناحیه محمد آباد-زرین گل( شهرستان علی آباد کتول)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۶۳
روش تحقیق مقاله کمی، مبتنی بر منطق قیاس است. جامعه آماری پژوهش، شامل 20 مقصد گردشگری روستایی در ناحیه محمدآباد- زرین گل واقع در شهرستان علی آباد کتول است. برای گردآوریِ اطلاعات از شیوه ی اسنادی و میدانی استفاده شده است. جامعه آماری مورد مطالعه، شامل 20 مقصد گردشگری روستایی در ناحیه محمدآباد- زرین گل واقع در شهرستان علی آبادکتول بوده است. با توجه به ماهیت پژوهش همه 20 مقصدگردشگری مورد مطالعه قرارگرفته اند. در روش میدانی، از فن پرسشگری و ابزار پرسشنامه استفاده شد. البته، برای برخی از داده ها که از نوع کتابخانه ای بودند،به مرکز آمار ایران و سازمان هایی مانند فرمانداری، اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی شهرستان علی آباد کتول مراجعه شد. با استفاده از استدلال قیاسی به تجزیه وتحلیل داده ها پرداخته شد و قضایای کلی استخراج گردید. برای ترسیم نقشه ها از نرم افزار Gis استفاده گردید. یافته های تحقیق نشان داد،در مقصدهای گردشگری روستایی ناحیه محمدآباد- زرین گل، 6 عامل جاذبه، خدمات اقامتی، خدمات حمل و نقل، خدمات پذیرایی، کسب وکارهای مرتبط با گردشگری و تبلیغات حلقه های شش گانه رنجیره تامین سیستم گردشگری هستند که از بین آنها، عامل جاذبه دارای عملکرد مناسب، عوامل تبلیغات و کسب وکارهای مرتبط با گردشگری دارای عملکرد تاحدودی مناسب و عامل خدمات اقامتی، خدمات پذیرایی و خدمات حمل ونقل دارای عملکرد نامناسب بودند. همچنین، تقسیم کار فضایی انجام گرفته مبتنی بر ظرفیت های روستاها-مبتنی بر زنجیره تامین گردشگری، الگوی سازمان فضایی را از الگوی قطبی مبتنی بر نقش دو شهر فاضل آباد و علی آباد به سمت الگوی چند مرکزی-با نقش پذیری روستاها- جهت داده است.
۱۱۴۰.

تحلیل نقش سیاست های گردشگری در افزایش روحیه و انگیزه کارآفرینی در روستاهای شهرستان رامسر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۶
مقدمه: توسعه روستایی نقش مهمی در رسیدن به اهداف توسعه ملّی دارد. به گونه ای که بسیاری از صاحب نظران توسعه روستایی را موتور محرکه توسعه در کشورهای جهان سوم بخصوص در مراحل اولیه توسعه دانسته و دستیابی به آن را ضرورتی اجتناب پذیر می دانند. از این رو برای غلبه بر مسائل اقتصادی - اجتماعی پیش روی جوامع روستایی در چند دهه اخیر رویکرد کارآفرینی به عنوان یکی از راهبردهای مهم توسعه روستایی مورد توجه قرار گرفته است. هدف : هدف اصلی از انجام این پژوهش، تحلیل و شناسایی سیاست های گردشگری مؤثر بر افزایش انگیزه و روحیه کارآفرینی در روستاهای شهرستان رامسر است. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاردی و ماهیت روش آن توصیفی - تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش حاضر، روستاهای هدف گردشگری در شهرستان رامسر بوده است. براساس مطالعات اسناد فرادست، 25 روستای هدف گردشگری در این شهرستان شناسایی شد. روش انجام پژوهش توصیفی - تحلیلی و برای گردآوری اطلاعات از تکنیک پرسشنامه استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات نیز از آزمون های آماری تی تک نمونه ای، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چند متغیره استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که در زمینه تغییرات متغیر آینده نگری، 5 سیاست تأثیرگذار هستند. در این چارچوب، سیاست های ترغیب بخش خصوصی به فعالیت در توسعه گردشگری روستایی با ضریب 637/0 بیشترین قدرت پیش بینی تغییرات متغیر آینده نگری را داشت. براساس نتایج بدست آمده، سیاست های ارتقاء فرهنگ عمومی در عرصه گردشگری در روستاها تا حدود 70 درصد از تغییرات متغیر اعتماد به نفس را دارد. نتایج: متغیر ریسک پذیری بیشترین تأثیرپذیری را از سیاست های برگزاری دوره های آموزشی کوتاه مدت در زمینه گردشگری در روستاها با ضریب 637/0 داشت. نهایتاً در خصوص متغیر نوآوری و خلاقیت، ارائه برنامه های متنوع آموزشی در بخش های مختلف گردشگری روستایی و سیاست های ترغیب بخش خصوصی به فعالیت در توسعه گردشگری روستایی بیشترین تأثیرگذاری را داشتند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان