ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۱۸۱ تا ۶٬۲۰۰ مورد از کل ۳۶٬۹۷۰ مورد.
۶۱۸۱.

تاثیر شاخص های عینی و ذهنی گردشگری فرهنگی بر توسعه شهرستان خواف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۶ تعداد دانلود : ۲۵۵
یکی از اشکال گردشگری که در دهه های اخیر مطرح شده ، "گردشگری فرهنگی" است که به طور مؤثری جامعه را در جهت نیل به توسعه پیش می برد. به نظر می رسد که خلاقیت در فرهنگ به اکسیری برای حل طیف گسترده ای از مشکلات جوامع امروز تبدیل شده است، یک منطقه یا سرزمین را می توان از طریق مولفه های مختلف مورد تحلیل قرار داد و بر جنبه های خاصی مانند موارد مربوط به چهارچوب اقتصادی و ساختار جمعیتی منطقه، یا منابع طبیعی و چشم اندازهای مبتنی بر منابع فرهنگی تمرکز کرد. اگر این منابع به طور ذاتی از لحاظ عینی و ذهنی منسجم باشند، این انسجام به طور طبیعی بر فرآیندهای توسعه محلی تأثیر می گذارد، این فرآیندها می توانند به دستیابی به اهداف رقابتی مانند رشد اقتصادی، رفاه اجتماعی و غیره کمک کنند، هدف اصلی این پژوهش نیز، بررسی اثر شاخص های گردشگری فرهنگی اعم از عینی و ذهنی بر توسعه شهرستان خواف می باشد. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی انجام شده است. برای جمع آوری داده ها از روش های میدانی و کتابخانه ای استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق، گردشگران شهرستان خواف می باشند. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 190 نفر در نظر گرفته شد و به صورت اتفاقی پرسشنامه بین آن ها توزیع گردید. داد ه های این تحقیق با استفاده از نرم افزار SPSS و Amos تجزیه و تحلیل شده اند. یافته های تحقیق نشان می دهد که همه شاخص های گردشگری فرهنگی از دید گردشگران در شهرستان خواف به غیر از شاخص دسترسی به شهرستان و خدمات دهی به گردشگران مطلوب هستند، بنابراین برای توسعه گردشگری فرهنگی نیازمند توسعه زیر ساخت ها در این شهرستان می باشیم.
۶۱۸۲.

تحلیلی بر تحولات نظام سلسله مراتب جمعیتی با تأکید بر جایگاه شهرهای میانی، مورد مطالعه: استان آذربایجان شرقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۴ تعداد دانلود : ۲۴۱
اصطلاح توسعه به صورت فراگیر پس از جنگ جهانی دوم مطرح شده است. این پدیده، مقوله ای ارزشی، چندبعدی و پیچیده است که امروزه به عنوان یک فرایند مهم ترین بحث کشورها به ویژه کشورهای درحال توسعه است. توسعه فرایند جامع از فعالیت های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است که هدفش بهبود مداوم زندگی تمامی جمعیت بوده و توزیع عادلانه منابع از ارکان اصلی آن است. هدف اصلی این مقاله، تحلیلی بر تحولات نظام سلسله مراتب جمعیتی می باشد. تحقیق از نوع کاربردی است و داده های مورد نیاز، از نتایج آخرین سرشماری رسمی نفوس و مسکن کشور در سال 1395 گردآوری شده اند.  نیمه غربی یا فضای نیمه توسعه یافته استان شامل محوری شمالی - جنوبی از جلفا، مرند، تبریز، آذرشهر تا ملکان می باشد که در هم جواری با شبکه های ارتباطی ملی و بین منطقه ای و شبکه های زیربنایی مناسب قرار گرفته . استقرار صنایع بزرگ، کارگاه های صنعتی کوچک و متوسط، محدوده های زراعی آبی و باغی، روستاهای بزرگ، شهرهای پرجمعیت، دامداری های صنعتی و فعالیت های بازرگانی از ویژگی های این پهنه است. نیمه شرقی استان که به دلیل ویژگی های طبیعی و کوهستانی بودن منطقه و عدم امکان ارتباط محوری با سایر استان های هم جوار همواره در محرومیت بوده است اگر چه در برخی موارد قابلیت توسعه در آنها بیشتر از سایر مناطق استان بوده است. استقرار بخش عمده ای از روستاهای کم جمعیت و پراکنده با اقتصاد غالب رمه گردانی و دامداری سنتی، کشاورزی دیم و استقرار شهرهای کم جمعیت از ویژگی های عمده نیمه شرقی استان است.
۶۱۸۳.

ارتباط شاخص های پوشش گیاهی با رخداد آتش سوزی در نواحی رویشی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۸ تعداد دانلود : ۲۴۸
مخاطره آتش سوزی در ایران به طور فزاینده ای به یک ریسک جدی در طول سال تبدیل شده و محدود به چند ماه از سال نیست؛ بر این اساس پایش جنگل ها برای شناسایی و تعیین نواحی مستعد رخداد آتش سوزی ها گامی مؤثر برای توسعه سامانه های هشدار سریع است. این پژوهش با هدف ارتباط شاخص های پوشش گیاهی با رخداد آتش سوزی در نواحی رویشی ایران انجام شده است. در این پژوهش از داده های سنجنده MODIS ماهواره Terra شامل محصول آتش سوزی فعال (MOD14A2) و شاخص های پوشش گیاهی NDVI و EVI (MOD13A3) در بازه زمانی 2020-2001 استفاده شده است. نتایج نشان داد بیشینه رخداد آتش سوزی در نواحی رویشی ایران از اواخر فصل بهار تا اوایل فصل پاییز رخ می دهد. روند افزایشی رخداد آتش سوزی در دوره گرم سال با افزایش دما، کاهش رطوبت و ذوب زودهنگام برف در فصل بهار و در فصل پاییز هم زمان با خزان پوشش گیاهی و شروع دیرهنگام بارش های پاییزی مرتبط است. بیشینه متوسط ارتفاعی رخدادهای آتش سوزی در ناحیه رویشی ارسباران با 1791 متر در ماه اکتبر و بیشینه ارتفاعی رخدادهای آتش سوزی در ناحیه ایرانی-تورانی با 1565 متر در ماه اوت مشاهده شده است. توزیع فضایی شاخص های NDVI و EVI حاکی از آن است که تراکم پوشش گیاهی در شدت و گسترش آتش سوزی تأثیرگذار بوده و شرایط را برای گسترش آتش سوزی ها فراهم می سازد به گونه ای که مناطق بایر با پوشش گیاهی کم در مرکز، شرق و جنوب شرق ایران تقریباً بدون رخداد آتش سوزی و بیشینه رخداد آتش سوزی های فعال در شمال، غرب و شمال غرب ایران مشاهده شده است.
۶۱۸۴.

تحلیل سینوپتیک اثر کم فشارهای بریده در بارش سنگین ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۳ تعداد دانلود : ۲۷۷
بارش های سنگین امروزه به خاطر مخاطرات و خسارات وارده، از جنبه های مهم در مطالعات آب و هوایی هستند. کم فشارهای بریده با ایجاد ناپایداری جوی در رخداد بارش سنگین در ایران تأثیرگذار هستند. در این راستا ابتدا متغیرهای آب وهوایی دما، بارش و ارتفاع ژئوپتانسیل تراز 500 هکتوپاسکال جو در ارتباط با تشکیل کم فشارهای بریده طی دوره (2018-1986) بررسی شد. سپس جهت پیش نگری تغییرات رخداد کم فشار بریده درآینده و اثر آن بر بارش سنگین، از پایگاه داده ECMWF نسخه ERA-Interim و مدل های CMIP5 با رویکرد ریزمقیاس نمایی CORDEX تحت دو سناریوی انتشار خوش بینانه RCP4.5  و بدبینانه RCP8.5 تا سال 2099 استفاده شد. نتایج نشان داد که در سناریوی RCP4.5 افزایش بارش به میزان حداقل 41/2 میلی متر و در سناریوی RCP8.5  کاهش بارش حداکثر به میزان 91 میلی متر برآورد شد. ناهنجاری های فشار سطح 500 هکتوپاسکال براساس RCP4.5 و RCP8.5 به میزان 5/61 و 5/92 ژئوپتانسیل متر افزایش خواهد داشت. کمترین فراوانی رخداد کم فشار بریده در سال های 1995 و 1996 به تعداد 10 رخداد، و بیشترین رخداد در سال های 1986 با 30 رخداد بوده است. با افزایش دمای هوا و پیش روی پرفشارجنب حاره ای به سمت عرض های بالا، محل تشکیل و مسیر حرکت کم فشارهای بریده در دوره 33 ساله به سمت عرض های جغرافیایی شمالی تر کشیده شده اند که می تواند شواهدی از اثرات تغییر اقلیم در ایران باشد. وجود رابطه مستقیم معنادار بین فراوانی رخداد کم فشار بریده و بارش سنگین در سطح خطای 5 درصد تأیید شد. همچنین میزان تأثیر کم فشارهای بریده در فراوانی بارش سنگین ایستگاه های ایران به ویژه ایستگاه های شمالی چشم گیرتر بوده است.
۶۱۸۵.

ارائۀ الگوی تاثیر رسانه های جمعی بر توسعۀ صنعت گردشگری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۶ تعداد دانلود : ۳۲۷
زمینه و هدف: فناوری اطلاعات در سال های اخیر تأثیر شگرفی بر تمامی بخش های صنعت گردشگری داشته و با ایجاد بستری یکپارچه، زمینه تحول، تسریع و تسهیل امور را فراهم کرده است. از این رو، هدف تحقیق حاضر با هدف ارائه الگوی تأثیر رسانه های جمعی بر توسعه صنعت گردشگری انجام گرفته است.روش شناسی: این پژوهش از نوع مطالعات توسعه ای، کمی و همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه مدیران و کارشناسان گردشگری استان مازندران می باشد که از این میان نمونه ای متشکل از 210 نفر انتخاب شده است. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه محقق ساخته استفاده شد.یافته های پژوهش: یافته ها نشان داد در تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری (SEM) و فنون تحلیل مسیر برای تعیین روابط علّی و مدل یابی بهره گرفته شد. کلیه تحلیل ها در سطح اطمینان 95 درصد و با استفاده از نرم افزارهای SPSS و لیزرل انجام شد. ضرایب مسیر نشان داد کارکرد بسیج کنندگی با 71/0 بیشترین تأثیر را بر توسعه صنعت گردشگری دارد. پس از آن کارکرد همبستگی با ضریب مسیر 69/0، کارکرد پیوستگی با ضریب مسیر 61/0، کارکرد تفریح و سرگرمی با ضریب مسیر 59/0 و در نهایت کارکرد اطلاع رسانی با ضریب مسیر 56/0 به ترتیب بیشترین تأثیر را در توسعه صنعت گردشگری داشتند.نتیجه گیری: بنابراین می توان نتیجه گرفت رسانه ها می توانند با تبلیغات مثبت و یا منفی باعث تغییر نگرش گردشگران نسبت به مقصد گردشگری شوند.نوآوری و اصالت: شواهد و یافته های به دست آمده از این پژوهش حاکی از آن است که افق های تازه ای نسبت به این موضوع باز شده، به نحوی که به گسترش مرزهای دانش کمک کرده، حل مشکلات موجود را موجب گردیده و زمینه ساز پژوهش های آتی خواهد شد.
۶۱۸۶.

تبیین مؤلفه های اثرگذار بر کاهش آلودگی هوا در محله های مسکونی شهر تهران با تأکید بر جداره های سبز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۵ تعداد دانلود : ۲۹۳
گسترش شهرنشینی و افزایش جمعیت در شهرها منجر به تخریب محیط زیست در جهت رفع نیاز شهروندان شده است. زندگی شهری مبتنی بر صنعت سبب ایجاد آلاینده ها و افزایش آلودگی هوا در شهرها شده است. یکی از رویکردهای مهم در حوزه معماری و شهرسازی توجه به طبیعت به مثابه الگو و راهکاری برای تعدیل مشکلات زیست محیطی است. در این خصوص جداره های سبز می تواند هم زمان با تأمین فضای سبز موجب کاهش آلودگی هوا در مقیاس خرد شود. لذا، شناسایی مؤلفه های اثرگذار بر کاهش آلودگی هوا با بهره گیری از جداره های سبز حائز اهمیت است که هدف اصلی این پژوهش می باشد. این مقاله به لحاظ روش شناسی ترکیبی و به لحاظ هدف توسعه ای-کاربردی است. جامعه آماری متخصصین و کارشناسان معماری است که در حوزه پژوهش، طراحی و اجرای پروژه های معماری سبز تبحر دارند و حجم نمونه نیز برابر 20 نفر به صورت سیستماتیک و هدفمند مورد مصاحبه قرارگرفته شدند. روش پژوهش بر اساس تحلیل محتوا با استفاده از نرم افزار MAXQDA2020 بوده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که جداره های سبز بر 8 مقوله اصلی «تعادل دما و رطوبت»، «تهویه هوا»، «تنوع زیست محیطی»، «خرد اقلیم»، «افزایش راندمان منابع انرژی ساختمان»، «جذب ناخالصی ها و ذرات معلق هوا»، «ارتقا کیفیت محیط زیست» و «ریه های تنفسی» اثر می گذارد که در قالب یک مدل نهایی به همراه مؤلفه های اثرگذار بر آن ها ارائه شده است.
۶۱۸۷.

تأثیر کیفیت خدمات شهر هوشمند بر مشارکت شهروندان در مواقع اضطراری مخاطرات محیطی منطقه 7 شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۶ تعداد دانلود : ۲۱۵
مقدمه در دهه های اخیر، مخاطرات محیطی به طور چشمگیری در سراسر جهان افزایش یافته اند. این رخدادها از نظر نوع و گوناگونی بسیار متنوع هستند و برای سکونتگاه های انسانی، به خصوص شهرها، به عنوان یک بلا و بحران جدی مطرح می شوند. این مخاطرات همواره نوعی تهدید جدی برای پایداری شهرها و جوامع به شمار می روند. وقوع مخاطرات محیطی در بیشتر موارد، تأثیرات مخربی بر سکونتگاه های انسانی داشته و عوارض اقتصادی و اجتماعی گسترده ای را بر جوامع و کشورها به همراه داشته است. گسترش شرایط اضطراری عمومی ناشی از مخاطرات محیطی، به نحوی کلان، زمینه های مختلف جوامع را از جمله ارتقای خدمات شهر هوشمند، تحت تأثیر قرار داده است. شهر هوشمند به عنوان یک مدل نوین توسعه شهری، در سال های اخیر به ویژه در حوزه علمی مورد توجه زیادی قرار گرفته است. شهر هوشمند به عنوان یک نظام شهری تلقی می شود که هوش فناوری اطلاعات را با خرد انسانی در ترکیب بافت شهری جای می دهد تا بهینه سازی و ارتقای عملیات شهری را ممکن سازد. مشارکت شهروندان و ارائه خدمات باکیفیت از اصول اساسی خدمات شهر هوشمند به شمار می آیند. اگر یک شهر هوشمند نتواند خدمات باکیفیت به شهروندان ارائه دهد، ساختن آن نیز ارزش چندانی نخواهد داشت. این امر بر مدیران شهر هوشمند فشار می آورد تا به نحو مؤثری خدمات با کیفیت را ارائه دهند. مشارکت شهروندی، به عنوان بعدی از ویژگی های هوشمند، به عنوان یک روش مؤثر برای ارزیابی کیفیت خدمات در شهرهای هوشمند شناخته شده است. مواجهه شهرهای بزرگ با چالش ها و مسائل مختلف، به خصوص در شرایط اضطراری عمومی مخاطرات محیطی، نیازمند استفاده از خدمات شهر هوشمند است. شهر تهران، به ویژه منطقه 7 آن، با چالش ها و مسائل محیطی متعدد روبه رو است که پایداری شهر را به خطر می اندازد. این مطالعه به منظور تحلیل تأثیر کیفیت خدمات شهر هوشمند بر مشارکت شهروندان در مواقع اضطراری مخاطرات محیطی در منطقه 7 شهر تهران انجام شده است. سؤال اصلی پژوهش به شکل زیر است: تأثیر کیفیت خدمات شهر هوشمند و مؤلفه های آن بر مشارکت شهروندان در مواقع اضطراری مخاطرات محیطی در منطقه 7 شهر تهران چگونه نمایان شده است؟ مواد و روش هاپژوهش حاضر یک نوع پژوهش شناختی است که از نظر هدف در حیطه پژوهش های کاربردی، از نظر شیوه گردآوری داده ها نوعی پژوهش کمی، از نظر نوع پژوهش توصیفی تحلیلی از شاخه تحلیل مسیر (مدل سازی معادلات ساختاری)، از نظر نوع استراتژی طرح پژوهش پس رویدادی و از نظر زمانی، به دلیل اینکه گردآوری داده ها یک بار و در یک مقطع زمانی خاص صورت می گیرد، نوع پژوهش مقطعی است. جامعه آماری کلیه شهروندان منطقه 7 شهر تهران به تعداد 312194 نفر است و با بهره گیری از فرمول کوکران نمونه آماری 400 به دست آمده است. متغیرهای پژوهش شامل کیفیت خدمات شهر هوشمند و مشارکت شهروندان در مواقع اضطراری مخاطرات محیطی هستند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای SPSS26 و AMOS26 استفاده شده است. یافته هادر این پژوهش، از 400 نمونه جامعه است که 71 درصد آن ها مرد و 29 درصد زن هستند. 71/3 درصد از پاسخ گویان متأهل و 28/7 درصد آن ها مجرد هستند. بیشترین تحصیلات شهروندان لیسانس (50 درصد) و بعد از آن، کارشناسی ارشد (21/3 درصد) است. اکثریت پاسخ گویان شغل آزاد (48 درصد) دارند و شغل کارمندی در رده دوم (27/3 درصد) قرار دارد. سابقه سکونت بیشترین را در منطقه با رده بین 5 تا 8 سال (30/3 درصد) دارند. تحلیل توصیفی متغیرهای پژوهش نشان می دهد متغیر کیفیت خدمات شهر هوشمند در سطح نیمه مطلوب (میانگین 3/08) و متغیر مشارکت شهروندان در مواقع اضطراری مخاطرات محیطی نیز در سطح نیمه مطلوب (میانگین 3/09) قرار دارند. پراکندگی کمترین میزان متعلق به متغیر کیفیت خدمات شهر هوشمند و مؤلفه محیط هوشمند (37/7 درصد) و بیشترین پراکندگی متعلق به متغیر کیفیت خدمات شهر هوشمند و مؤلفه زندگی هوشمند (44/2 درصد) است. در بخش فرضیه اصلی، تأثیر کیفیت خدمات شهر هوشمند بر مشارکت شهروندان با توجه به ضریب معناداری (4/048) تأیید می شود. تأثیر انرژی هوشمند بر مشارکت شهروندان با توجه به ضریب معناداری (2/84-) تأیید می شود. تأثیر محیط هوشمند بر مشارکت شهروندان با توجه به ضریب معناداری (2/58) تأیید می شود. تأثیر زندگی هوشمند بر مشارکت شهروندان با توجه به ضریب معناداری (0/07) تأیید نمی شود. تأثیر حمل ونقل هوشمند بر مشارکت شهروندان با توجه به ضریب معناداری (4/71) تأیید می شود. تأثیر سلامت هوشمند بر مشارکت شهروندان با توجه به ضریب معناداری (5/175) تأیید می شود. نتیجه گیریشهرهای هوشمند به دلایل زیادی از فناوری ها استفاده می کنند؛ به عنوان مثال، برای اینکه زندگی در یک شهر راحت تر، ایمن تر، سالم تر و پایدارتر شود. فناوری های مشارکتی را می توان به عنوان نمونه ای از فناوری های هوشمند که شهروندان را درگیر مسائل عمومی می کند، ارائه کرد. این فناوری ها یک همسویی بین فناوری، شهروندان و دولت شهری را در بر می گیرند که رویکرد شهروندمحوری را به شهرهای هوشمند ارائه می دهد. از این رو، کیفیت خدمات شهر هوشمند به ویژه با توجه به مؤلفه های انرژی هوشمند، محیط هوشمند، زندگی هوشمند، حمل ونقل هوشمند، ایمنی هوشمند و سلامت هوشمند تأثیر بسزایی در مشارکت شهروندان در مواقع اضطراری مخاطرات محیطی دارد. بنابراین، شهر هوشمند با بهبود این مؤلفه ها می تواند برای شهروندان امکان اطلاع رسانی و دسترسی به منابع و خدمات مورد نیاز در مواقع اضطراری را فراهم کند و به این ترتیب به تعامل و مشارکت فعال شهروندان در مدیریت مواقع اضطراری کمک کند. در نتیجه، توسعه شهر هوشمند و بهبود کیفیت خدمات آن، نقش مهمی در افزایش توانمندی های شهروندان برای مواجهه با مخاطرات محیطی دارد.
۶۱۸۸.

ارائه مدل عوامل مؤثر بر توسعه آینده شهرهای هوشمند پایدار با تأکید بر مدیریت بهینه انرژی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۶ تعداد دانلود : ۲۹۰
مقدمه بهینه سازی مصرف انرژی با توجه به نیاز پیچیده و فراوان شهرها به انرژی از یک طرف و بحران ناشی از مصرف سوخت های فسیلی در شهرها و پدیده گرمایش زمین از طرف دیگر، امری ضروری است. در این راستا توسعه شهرهای هوشمند و پایدار که عوامل مختلف پایداری را در شهرهای هوشمند در نظر می گیرند، نشان دهنده رویکردی مهمی برای صرفه جویی در مصرف انرژی و ترویج گذار به سمت انرژی پاک از طریق دیجیتالی شدن است. شهر هوشمند به معنای شهری است که ساخت آن بر اساس فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) توسعه داده شود؛ و توسعه پایدار شهری به عنوان «فرایند تغییر در محیطی است که توسعه اقتصادی را در عین حفظ منابع و ارتقای سلامت فرد، جامعه و اکوسیستم تقویت می کند». حجم زیادی از ادبیات بیان می کند که حوزه فناوری و چگونگی تأثیر ویژگی ها و قابلیت های سازمانی بر اجرای آن از جنبه اصلی شهرهای هوشمند است و جنبه های طراحی در این زمینه نادیده گرفته شده است. در حالی که شهرهای پایدار مفاهیم و اصول طراحی را در نظر گرفته و جنبه های هوشمند را نادیده می گیرند. از این رو، با ادغام این دو مفهوم می توان از شهرهای هوشمند پایدار صحبت کرد. شهر هوشمند پایدار، به کارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات برای برآوردن نیازهای ساکنان فعلی خود بدون به خطر انداختن افراد دیگر یا نسل های آینده است که دستیابی به توسعه پایدار شهری و بهبود کیفیت زندگی را تسهیل می کند. با این حال، سیاست گذاران و ذی نفعان مرتبط با شهر هوشمند فاقد توصیه های کاربردی بر مبنای پژوهش برای حمایت از توسعه شهر های هوشمند پایدار هستند. زمانی که دولت ها عوامل مختلفی را در سیاست های مرتبط با توسعه شهر های هوشمند پایدار در نظر نگیرند، ممکن است نتوانند خدمات باکیفیتی را به شهروندان ارائه کنند. در نتیجه هدف اصلی پژوهش، شناسایی و رتبه بندی عوامل مؤثر بر توسعه شهر هوشمند پایدار است و سؤال های پژوهشی در نظر گرفته شده در مقاله حاضر این است: عوامل مؤثر بر توسعه شهر هوشمند پایدار با تمرکز بر مدیریت بهینه انرژی کدام است؟ عوامل تأثیرگذار و تأثیرپذیر در توسعه شهر هوشمند پایدار کدام است؟ برای پاسخ به سؤال های مطرح شده، این مقاله نوعی مدل برای چگونگی راه حل های مرتبط با آن ها در دستور کار شهر هوشمند پایدار پیشنهاد می کند. نتایج این پژوهش کمک می کند تا مدیران، سیاست گذاران و برنامه ریزان شهری تصویری واضح از بخش توسعه شهر هوشمند پایدار داشته باشند.  مواد و روش هاهدف تحقیق حاضر، ارائه مدل عوامل مؤثر بر توسعه شهر هوشمند پایدار است. به همین دلیل از آزمون آماری دوجمله ای و روش دیمتل فازی استفاده شده است. هر دو جزء فنون کمی هستند و از داده های کمی برای تحلیل استفاده می کنند. آزمون دوجمله ای یک آزمون ناپارامتریک برای غربال عوامل است. با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون دوجمله ای اقدام به محاسبه سطح معناداری برای عوامل صورت می گیرد و عواملی که ضریب معناداری آن ها بیشتر از 05/0 باشد، حذف می شوند. دیمتل روشی است که جهت و شدت روابط مستقیم و غیرمستقیم میان عوامل موجود در یک سیستم پیچیده را از طریق محاسبات ماتریسی و نظریات مرتبط ریاضی شناسایی می کند. پژوهش حاضر از حیث هدف، اکتشافی (به دلیل شناسایی عوامل مؤثر پژوهش)؛ از منظر جهت گیری، کاربردی (کاربرد نتایج در تحلیل عوامل مهم توسعه شهر هوشمند پایدار) و از نظر روش شناسی آمیخته است. جامعه نظری پژوهش شامل اساتید، خبرگان و مدیران و کارشناسان است. همچنین روش نمونه گیری به صورت قضاوتی و بر اساس دانش و قضاوت تخصصی خبرگان است. درخور یادآوری است که حجم نمونه در این پژوهش 15 نفر است. مراحل پژوهش حاضر عبارت اند از:1) مرور پیشینه برای شناسایی عوامل اثرگذار بر توسعه شهر هوشمند پایدار2) غربال اولیه عوامل پژوهش با استفاده از آزمون بینم (Binominal Test)3) تعیین اثرگذارترین عوامل از طریق روش دیمتل فازی  یافته هایافته های پژوهش نشان می دهد ابتدا 20 عامل اثرگذار توسعه شهر هوشمند پایدار با تمرکز بر مدیریت بهینه انرژی با مرور تحلیلی پیشینه استخراج شدند. سپس با تحلیل آزمون دوجمله ای، 10 عامل آموزش و توانمندسازی شهروندان، کنترل سطح آلودگی، توسعه مشارکت های دولتی و خصوصی، سیستم های مدیریت ترافیک، توسعه نوآوری و کارآفرینی، جذابیت و رقابت شهری، مدیریت مصرف منابع، برنامه ریزی و سیاست های عمومی شهری، امنیت سایبری و مشارکت شهروندان دارای ضریب معناداری بالای 5 درصد بودند و از محاسبات حذف شدند. همچنین 10 عامل باقی مانده با استفاده از تکنیک دیمتل فازی مورد بررسی قرار گرفتند. تکنیک دیمتل، عوامل را از منظر اثرگذاری و اثرپذیری مورد ارزیابی قرار می دهد. با توجه به یافته های دیمتل فازی و شاخص خالص اثر، عوامل اینترنت پرسرعت (فناوری 5G)، تحقیق و توسعه، کلان داده ها، هوش مصنوعی و اینترنت اشیای سبز دارای اثرگذاری بیشتری در مقایسه با اثرپذیری بودند. عوامل اقتصاد دورانی، منابع انرژی تجدیدپذیر، سیستم های حمل و نقل هوشمند و ساختمان های سبز هوشمند و سیستم های مدیریت هوشمند انرژی، عوامل تأثیرپذیر هستند. نتیجه گیرینتایج این پژوهش نشان می دهد اینترنت پرسرعت (فناوری 5G) تأثیرگذارترین عامل بر آینده شهرهای هوشمند پایدار است. به کارگیری فناوری 5G سرعت دسترسی کاربران به حجم زیادی از داده ها را افزایش و زمان آن را کاهش می دهد. اینترنت اشیا می تواند از فناوری 5G به منظور مدیریت مصرف انرژی در شهر هوشمند پایدار بهره مند شود. بنابراین، فناوری 5G قادر است به خوبی پاسخ گوی نیازهای شهر هوشمند پایدار در جهت مدیریت مصرف انرژی باشد. تحقیق و توسعه دارای رتبه دوم از لحاظ تأثیرگذاری بر آینده شهرهای هوشمند پایدار است. تحقیق و توسعه با جذب سرمایه گذاری و نوآوری در محصولات و خدمات و تولید فناوری های پیشرفته به فعالیت های دانش بنیان و در نتیجه پیشرو بودن در زمینه سیاست های پایدار منجر می شود. بنابراین می توان با حمایت از همکاری میان دانشگاه و صنعت و همچنین، شرکت های مبتنی بر فناوری جدید (NTBFs)، گام بزرگی در این مسیر برداشت. کلان داده دارای رتبه سوم از لحاظ تأثیرگذاری بر آینده شهرهای هوشمند پایدار است. تعیین اطلاعات مفید در پروژه های توسعه شهر هوشمند مبتنی بر داده بسیار مهم است، زیرا شناسایی اطلاعات برای ارائه به مشتریان به طور مستقیم با ارزش و جذابیت یک سرویس مرتبط است. هوش مصنوعی دارای رتبه چهارم از لحاظ تأثیرگذاری بر آینده شهرهای هوشمند پایدار است. هوش مصنوعی به مدیریت تولید و مصرف انرژی در محیط های متغیر و بازار کمک می کند. ادغام هوش مصنوعی با شبکه های 5G و شبکه های حسگر، می تواند زمینه جدیدی را برای خدمات شهرهای هوشمند نسل آینده ایجاد کند. اینترنت اشیای سبز و به کارگیری آن دارای رتبه پنجم از لحاظ تأثیرگذاری بر آینده شهرهای هوشمند پایدار است. فناوری های اینترنت اشیا چالش های متعددی مانند افزایش مصرف انرژی و همچنین، زباله های الکترونیکی در شهرهای هوشمند را به همراه دارند. برنامه های شهر هوشمند باید سازگار با محیط زیست باشند، از این رو شهرهای هوشمند باید به سمت اینترنت اشیای سبز حرکت کنند. تحلیل این عوامل کلیدی به تصمیمات مدیران، سیاست گذاران و برنامه ریزان شهری برای سرمایه گذاری و فراهم کردن زیرساخت های لازم شهر هوشمند با توجه به مدیریت بهینه انرژی، کمک می کند.
۶۱۸۹.

تحلیل عوامل کلیدی مؤثر بر سیستم تولید - بازتولید بافت های فرسوده شهری با بهره گیری از تفکر سیستمی مطالعه موردی شهر سمنان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۷ تعداد دانلود : ۲۵۲
زآفرینی شهری از جمله راهبردهایی است که می تواند بافت های فرسوده و ناکارآمد شهری را به سوی حیات مجدد هدایت کند. بهره گیری از تفکر سیستمی در موضوع بازآفرینی می تواند منجر به شناسایی سیستم پیچیده و درهم تنیده ای شود که در تولید و بازتولید بافت های فرسوده، مؤثر قلمداد می شوند. در این راستا، هدف مطالعه حاضر، بهره مندی از نگرش سیستمی در ریشه های تولید و بازتولید بافت های تاریخی/فرسوده در شهر سمنان است. پژوهش پیش رو در زمره پژوهش های کاربردی قرار داشته و از نظر روش تحلیل اطلاعات و داده ها از روش توصیفی – تحلیلی بهره می جوید؛ ابزار گردآوری اطلاعات نیز به صورت اسنادی - پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش، 18 نفر از اساتید دانشگاه، کارشناسان و مسئولان آشنا به بافت شهری سمنان بودند که به روش گلوله برفی انتخاب شدند. در انتها، با استفاده از نظرات کارشناسان، 24 متغیر به عنوان پیشران های مؤثر بر سیستم تولید – بازتولید بافت فرسوده در شهر سمنان انتخاب شد. جهت تجزیه وتحلیل ساختاری – تفسیری متغیرها از نرم افزار MicMac استفاده شد. نتایج نشان می دهد که قوانین و ضوابط حاکم بر بازآفرینی منطقه موردمطالعه، مهم ترین و مؤثرترین عامل است؛ همچنین شرایط مالکیتی خاص حاکم بر زمین های بایر، خرابه و مخروبه باعث شده تا بخش خصوصی انگیزه ای برای سرمایه گذاری در این محدوده نداشته و بازتولید شرایط موجود را رقم بزند. با تداوم روند کنونی، وضعیت موجود بازتولید می شود؛ درهم شکستن این دور فرایند بازتولید نیازمند وجود نگاهی سازنده به محلات هدف از جانب مدیریت شهری و ارگان های دولتی است که این نگاه سازنده می تواند زمینه را برای حضور سرمایه گذاران بخش خصوصی در این محله ها فراهم کند.
۶۱۹۰.

تحلیل مؤلفه های تاب آوری شهری در مناطق چهارگانه شهر ساری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۷ تعداد دانلود : ۲۳۲
شهرها، به عنوان پیچیده ترین ساخته دست بشر امروزه با رشد بی رویه جمعیت مواجه بوده و گسترش آن ها روی بسترهای پرمخاطره شدت گرفته است و شواهد موجود نیز حاکی از افزایش مداوم همه انواع بحران های طبیعی ازنظر شدت و فراوانی هستند. یافته های علمی و تجربی نشان می دهد بهترین راه مقابله با مخاطره، ارتقای تاب آوری سکونتگاهی در ابعاد مختلف است. این پژوهش، به ارزیابی و تحلیل مؤلفه های تاب آوری در شهر ساری پرداخته است. روش مطالعه حاضر ازنظر هدف کاربردی و ازنظر ماهیت توصیفی- تحلیلی و میدانی است. جامعه آماری در این پژوهش شامل شهروندان ساکن در مناطق چهارگانه شهر ساری بوده که حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 383 نفر تعیین گردیده که از میان جامعه آماری به روش نمونه گیری طبقه بندی شده انتخاب شده اند. روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و میدانی و مهم ترین ابزار آن پرسشنامه است. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آمار توصیفی و آمار استنباطی (آزمون تی تک نمونه ای و مدل سازی معادلات ساختاری) توسط نرم افزار SPSS و Smart PLS و از مدل های آنتروپی و ساو استفاده شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است وضعیت مناطق چهارگانه شهر ساری به لحاظ مؤلفه های اجتماعی دارای شرایط بهتری نسبت به سایر ابعاد تاب آوری برخوردار هستند و ازنظر مؤلفه های بعد نهادی دارای وضعیت آسیب پذیری می باشند. بر اساس مدل آنتروپی از میان مؤلفه های تاب آوری، بعد نهادی دارای بیشترین وزن و بعد اقتصادی دارای کمترین وزن بوده و بر اساس مدل ساو، منطقه یک در رتبه اول و منطقه سه شهر ساری در برخورداری از مؤلفه های ابعاد تاب آوری در رتبه آخر قرار دارد.
۶۱۹۱.

ارزیابی شاخص های عینی شهر سبز در کلان شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۹ تعداد دانلود : ۲۸۵
شهر سبز یکی از رویکردهای توسعه پایدار است که سبب کاهش ردپای محیط زیستی شهرها می شود. هدف این پژوهش ارزیابی وضعیت کلان شهر مشهد ازنظر ویژگی های عینی شهر سبز است. در این پژوهش از 14 شاخص سرانه برق مصرفی، سرانه فضای سبز، تراکم جمعیت، برخورداری از آب، برخورداری از فاضلاب، شبکه حمل ونقل عمومی برتر، حمل ونقل انبوه شهری، کاهش ترافیک، سرانه سالانه ضایعات تولیدی، مونواکسید کربن، میزان غلظت دی اکسید نیتروژن، میزان غلظت دی اکسید گوگرد، میزان غلظت ذرات معلق و کیفیت هوا استفاده شده است. این پژوهش به لحاظ هدف از نوع کاربردی و به لحاظ ماهیت از نوع توصیفی – تحلیلی است. به منظور تعیین اهمیت شاخص های تحقیق از روش آنتروپی شانون و جهت تعیین وضعیت مناطق شهر مشهد ازنظر شاخص های شهر سبز از روش تصمیم گیری چند معیاره ویکور استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان داد که اکثر مناطق شهر مشهد در شرایط متوسط و پایین تر از متوسط ازنظر ویژگی های شهر سبز قرار دارد و تنها منطقه نه در وضعیت بسیار خوبی ازنظر ویژگی های شهر سبز قرار دارد. به طورکلی میانگین ویکور در شهر مشهد (636/0) گویای ضرورت برنامه ریزی جامع در حوزه برنامه ریزی اکولوژیک با رویکرد شهر سبز و ارائه چارچوب برنامه ریزی سازمانی در جهت تحقق آن در کلان شهر مشهد است که مدیریت شهری، سازمان آب، اداره برق و سایر دستگاه های مربوطه از طریق هم افزایی و مدیریت جامع و یکپارچه می توانند در جهت تحقق آن برآیند.
۶۱۹۲.

آثار تغییرات آب و هوا بر رفتار انسانی و فشار عصبی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۱ تعداد دانلود : ۲۶۶
تغییرات آب و هوایی به عنوان یک چالش چندافرهنگی به سطح جهانی تبدیل شده و بر اثر آن، زندگی انسان ها تحت تأثیر قرار گرفته است. این پدیده باعث افزایش دمای سطح زمین، حوادث جوی ناگهانی، و تغییرات در الگوهای بارش شده است. این تحولات، از طریق تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم بر سلامت انسان ها، به چالش های جدید در زمینه های بهداشت عمومی، ایمنی غذایی، و استقرار اقتصادی مناطق مختلف منجر شده است. تحقیق حاضر، با توجه به ماهیت مسئله و موضوع مورد بررسی، از نوع توصیفی - تحلیلی است و از نوع مطالعات کاربردی با تاکید بر روش های کمی است هدف پژوهش ارزیابی فشار فیزیولوژیکی به منظور برقراری آسایش بین جذب و دفع گرما (مورد مطالعه:استان گیلان) است جهت شناسایی فشار عصبی بالای20درجه و پایین20 درجه سانتی گراد و تعیین درجه آسایش معیارهایی از قبیل: (دمای هوا برحسب درجه فارنهایت، میانگین رطوبت نسبی بر حسب درصد، میانگین حداقل دمای هوا برحسب درجه سانتی گراد،سرعت باد بر حسب متر بر ثانیه مورد ملاحظه قرار گرفته اند به منظور پهنه بندی شاخص فشار عصبی از داده های ایستگاه های هواشناسی استان گیلان استفاده گردید و خروجی نهایی با ضریب آسایش حرارتی در محیط GISمحاسبه شد تمامی فرایندها و تجزیه تحلیل داده ها در محیط GIS با مدل IDWزمین آماری که این تکنیک نقاط مجهول را بر اساس خود همبستگی بین نقاط اندازه گیری شده و ساختار فضایی آنها پیش بینی می کند ارزیابی گردید درپایان جهت نشان دادن نقشه نهایی خروجی نهایی در 7 طبقه جداگانه برای هر دو عرصه دما قرار داده شد نتایج حاصل از ارزیابی فشارعصبی نشان داد که بیشتر ایام سال بخش های مرکزی استان گیلان در شرایط همراه با آسایش جذب و دفع گرما برای سلامت انسان قراردارد.
۶۱۹۳.

تحلیل و ارزیابی وضعیت شاخص های حکمروایی شهری در کشورهای جهان سوم با تاکید بر شهرهای ایران (گرگان)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۳ تعداد دانلود : ۲۰۲
در حال حاضر رویکردی که به عنوان اثر بخش ترین، کم هزینه ترین و پایدارترین شیوه اعمال مدیریت می باشد، تحقق حکمروایی خوب شهری در مدیریت شهر است. الگوی حکمروایی خوب شهری می تواند نظریه ای جدید در پاسخگویی به انتظارات و مسئولیت های جدید باشد. الگویی که می تواند راه برون رفت از وضعیت فعلی و روشی برای ارائه خدمات عمومی بهتر برای شهروندان باشد. هدف از این تحقیق مطالعه وضع موجود شهر گرگان از منظر شاخص های حکمروایی مطلوب و از لحاظ پایداری شهری می باشد. روش تحقیق این پژوهش توصیفی- تحلیلی بوده که از منابع کتابخانه ای- اسنادی، پرسشنامه و پیمایش های میدانی جهت گردآوری اطلاعات مورد نیاز استفاده گردیده است. حجم نمونه در این پژوهش382 نفر (طبق فرمول کوکران) از شهروندان محلات مناطق شهر گرگان (میناگل، قلعه حسن، گرگانپارس، افسران، سرخواجه، میخچه گران، قزاق محله، گلها و ویلاشهر) می باشند. روش تحلیل داده ها به دو طریق؛ آمار توصیفی و استنباطی صورت گرفته است و از نرم افزارSPSS – Excel و GISجهت تجزیه و تحلیل دیدگاه های شهروندان بهره برده شده است. در این پژوهش از آزمون های پارامتریک (آزمون های گروه تی تک، و پیرسون)، و از آزمون های غیر پارامتریک نظیر آزمون (آزمون کروسکال والیس) استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد وضعیت شاخص های حکمروایی در همه محلات (مناطق شهر گرگان) آن هم از دیدگاه شهروندان در وضعیت نامطلوبی قرار دارد و همچنین به لحاظ ابعاد پایداری شهری هم در وضعیت ناپایداری قرار دارد. با توجه به آزمون کروسکال والیس که بغیر از شاخص مشارکت که در همه محلات یکسان می باشد، تفاوتی وجود ندارد، سایر شاخص های مورد مطالعه معنادار شده که بیانگر وجود تفاوت و یکسان نبودن شاخص های مورد مطالعه در محلات می باشد. در بین همه محلات، شاخص های مورد مطالعه محله قلعه حسن از رتبه پایین تری نسب به سایر محلات برخوردار است. باتوجه به آزمون پیرسون رابطه معناداری بین رهیافت حکمروایی مطلوب شهری و پایداری شهری وجود ندارد. که دلیل آن پایین بودن وضعیت شاخص های حکمروایی شهری و پایداری شهری می باشد.
۶۱۹۴.

تحلیل فضایی شاخص های کیفیت زندگی با استفاده از الگوریتم AZP، مطالعه موردی: شهر زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۳ تعداد دانلود : ۲۸۸
امروزه پهنه بندی کیفیت زندگی در مناطق شهری به ابزار تحقیقاتی ضروری در شهرهای معاصر برای پشتیبانی از برنامه ریزی ها و مدیریت شهری تبدیل شده است. در دهه های گذشته با رشد سریع شهرنشینی و مشکلات ناشی از آن از قبیل آلودگی های زیست محیطی، ترافیک، ناراحتی های روانی و... موضوع کیفیت زندگی موردتوجه بسیاری از محققان روان شناسی، جامعه شناسی و بخصوص برنامه ریزی شهری قرار گرفته است. ازاین رو هدف تمامی برنامه های توسعه شهری در کشور افزایش سطح کیفیت زندگی شهروندان می باشد. گام اول در جهت بهبود وضعیت کیفیت زندگی در نواحی شهری، شناسایی و تبیین وضع موجود در نواحی شهری می باشد. مقاله حاضر از نوع کاربردی بوده و روش تحقیق آن توصیفی - تحلیلی می باشد. در این پژوهش به ناحیه بندی شهر زنجان به لحاظ شاخص های کالبدی، اقتصادی و اجتماعی - فرهنگی کیفیت زندگی با استفاده از الگوریتم AZP(Automatic Zoning Problem) پرداخته شده است؛ داده های مورداستفاده در تحقیق حاضر با استفاده از داده های مکانی طرح جامع شهری زنجان (1394) و بلوک های آماری مرکز آمار ایران گردآوری شد، نتایج حاصل از یافته های تحقیق نشان داد که در سطح شهر زنجان توزیع و تمرکز شاخص های عینی مورد بررسی به صورت خوشه ای بوده و به ویژه در پهنه های مرکزی و شمال شرقی، شمالی شهر وضعیت شاخص های مورد بررسی نسبت به سایر پهنه ها متمرکز می باشد و پهنه هایی که میانگین برخورداری خانوارها به لحاظ شاخص های مورد بررسی کم بوده بیشتر مهاجرین و ساکنین شهرک های نوگسترده در سال های اخیر بوده که نمود شهرنشینی شتابان و اضطراری است که سرانه و کیفیت امکانات اجتماعی - فرهنگی، کالبدی - زیست محیطی و اقتصادی پایین می باشد.
۶۱۹۵.

سنجش پایداری توسعه در سکونتگاه های روستایی شهرستان جیرفت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۹ تعداد دانلود : ۳۷۶
امروزه بحث در زمینه پایداری توسعه در سکونتگاه های روستایی به عنوان زیرنظام تشکیل دهنده نظام سرزمین از اهمیت قابل توجهی برخوردار است. چرا که پایداری ابعاد مختلف توسعه در سکونتگاه های روستایی می تواند در توسعه منطقه ای و ملی نیز مفید واقع گردد. در این راستا پژوهش حاضر که پایداری توسعه در نواحی روستایی شهرستان جیرفت و عوامل فضایی مؤثر بر آن را مورد بررسی قرار می دهد، از نظر هدف، کاربردی و به لحاظ ماهیت و روش انجام، توصیفی- تحلیلی می باشد. محدوده مورد مطالعه شامل 38 روستای نمونه دارای سکنه واقع در شهرستان جیرفت است و حجم نمونه، سرپرستان خانوار و متخصصان حوزه برنامه ریزی روستایی را شامل می گردد. جهت بررسی پایداری توسعه در سکونتگاه های روستایی و تحلیل داده های حاصل از پرسشنامه سرپرستان خانوار از تکنیک CoCoSo و تحلیل خوشه ای K و جهت تحلیل داده های حاصل از پرسشنامه متخصصان در ارتباط با اولویت بندی عوامل فضایی اثرگذار بر پایداری توسعه از آزمون فریدمن در محیط نرم افزار SPSS استفاده گردید. براساس تکنیک CoCoSo، روستاها با توجه به مقدار (Ki) رتبه بندی و سطح بندی شده اند. نتایج حاصل از پژوهش بیانگر آن است که روستاهای عباس آباد، دره رود و حیشین سفلی در وضعیت «پایداری ضعیف یا ناپایدار» قرار دارند و در مقابل، بیشترین میزان پایداری مربوط به روستاهای دولت آباد اسفندقه، دولت آباد مرکزی، دریاچه، فردوس، سغدر، پشتلر و حسین آباد دهدار می باشد. در شکل گیری این وضعیت، عوامل فضایی چون: سرمایه گذاری دولت، جمعیت روستا و فاصله روستا از مرکز شهرستان بیشترین تأثیر را دارند.
۶۱۹۶.

بررسی عوامل اثرگذار بر کارکردهای اجتماعی پارک های شهری (مورد مطالعه: پارک های جوان و مادر تنکابن)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۸ تعداد دانلود : ۲۲۹
پارک های شهری علاوه بر فراهم کردن امکان تماس بین شهروندان و طبیعت، موجب ارتقای تعاملات اجتماعی شده و حتی بر کارکردهای اجتماعی فضاهای عمومی پیرامون خود نیز اثرگذار هستند. عوامل اثرگذار بر کارکردهای اجتماعی پارک های شهری را می توان در دو دسته جای داد؛ ویژگی های درونی مانند وسعت و امکانات و عملکردهای موجود در پارک و جنبه بیرونی یعنی چگونگی ارتباط پارک با فضاهای عمومی پیرامونی. این مقاله دو پارک شهری تنکابن را که از نظر ویژگی های مذکور تفاوت آشکاری بین آنها دیده می شود، مورد بررسی قرار می دهد با این هدف که نشان دهد این خصوصیات متمایز، چگونه بر کارکرد اجتماعی آنها تأثیر می گذارند. این مطالعه از نوع توصیفی است و جمع آوری داده ها از طریق پیمایش و مشاهده میدانی انجام گرفته است. نمونه آماری شامل 400 نفر از کاربران پارک ها است و برای تحلیل داده های کمی، از آزمون کولموگروف-اسمیرنوف، آزمون های تی، همبستگی و رگرسیون استفاده شده است.بر اساس یافته ها، هر چه رابطه متقابل پارک ها با فعالیت ها فضاهای عمومی پیرامونی بالاتر باشد، میزان امنیت و سرزندگی آنها نیز بالاتر خواهد بود. میزان رضایت از دو پارک تقریباً یکسان است اما تأثیرگذاری رابطه متقابل پارک با فعالیت ها و فضاهای عمومی پیرامونی بر رضایت کاربران در پارک جوان و تأثیرگذاری کیفیت کالبدی و تسهیلات موجود در پارک مادر بر رضایت کاربران بالاتر ارزیابی شده است. اگرچه کارکردهای اجتماعی پارک های شهری تحت تأثیر عوامل و خصوصیات کالبدی مختلف است، اما پارک ها بخشی پیوسته از فضاهای عمومی و فعالیت های جاری در آن هستند و حتی اثربخشی عوامل و خصوصیات مذکور نیز بیشتر تحت تأثیر بافتار فضایی-اجتماعی ویژه ای است که هر پارک در درون آن کارکردهایش را ایفا می کند.
۶۱۹۷.

تأثیر تخلفات ساختمانی بر سیمای شهر تبریز(مطالعه موردی: محلات پرواز و دمشقیه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۷ تعداد دانلود : ۳۶۲
تخلفات ساختمانی از گذشته تا به امروز یکی از مهم ترین معضلات شهرها بوده که منجر به اختلال و بروز مشکلات اساسی در شهر و در حوزه مدیریت و برنامه ریزی شهری گردیده است. یکی از مهم ترین اثرات منفی این تخلفات، تأثیر بر سیمای شهر و تهدیدی جدی بر کیفیت محیط های شهری می باشد. از این رو هدف این پژوهش، شناسایی تخلفات ساختمانی در زمینه تغییر کاربری اراضی و تعداد طبقات مازاد بر ضوابط و همچنین بررسی نوع و میزان تأثیر این تخلفات بر سیمای شهری در دو محله ی دمشقیه و پرواز تبریز در سال 1399 بوده و مقیاس بررسی تحقیق در ابعاد قطعات واقع در این محله ها می باشد. شاخص بررسی ها، کاربری اراضی محله ها و وضعیت ساخته شده سال 1399 و الگوی ساخت ساز براساس ضوابط مصوب طرح جامع و تفصیلی شهر تبریز می باشد. روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی بوده و داده های لازم با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و مشاهدات میدانی گردآوری شده و برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز از روش مقایسه ای و از نرم افزارهای AutoCad و ArcMap استفاده شده است. نتایج بدست آمده نشان می دهد که از کل قطعات موجود در محله دمشقیه 12 درصد قطعات، و در محله پرواز 38 درصد از کل قطعات، مغایر با ضوابط و مقررات و طرح مصوب ساخته شده است. همچنین مشخص گردید، بیشترین تأثیراتی که تخلفات ساختمانی بر سیمای شهری محلات پرواز و دمشقیه گذاشته، مربوط به تأثیرات منفی می باشد. در واقع این تخلفات ساختمانی، به طور ملموس و آشکارا تأثیرات منفی بر هریک از پارامترهای سیمای شهری در محلات مورد مطالعه را به همراه داشته و قدرت هریک از پارامترها را تضعیف کرده اس
۶۱۹۸.

ارزیابی اثرات مزارع پرورش ماهی قزل آلای رنگین کمان بر پارامترهای فیزیکو شیمیایی آب رودخانه قلعه رودخان- استان گیلان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۹ تعداد دانلود : ۳۴۸
اثر پساب مزارع پرورش ماهی قزل آلای رنگین کمان بر مؤلفه های فیزیک و شیمیایی آب رودخانه قلعه رودخان بررسی شد. در امتداد رودخانه 6 ایستگاه مطالعاتی انتخاب گردید 2 ایستگاه از انشعاب فوشه (به عنوان ایستگاه های شاهد) و 4 ایستگاه از انشعاب قلعه رودخان). پارامترها به فاصله زمانی هر 30 روز یکبار طی 9 ماه از مهر 93 لغایت خرداد 94 اندازه گیری شدند. شواهد نشان می دهد که بین پارامترهای فیزیکی آب (دمای آب، اکسیژن محلول و سرعت جریان) ایستگاه شاهد و دیگر ایستگاه ها اختلاف معناداری وجود ندارد (05/0 p> ). درعین حال، از نظر پارامترهای شیمیایی آب (نیتریت، نیترات، فسفات و آمونیوم) بین ایستگاه 1 قلعه رودخان (محل خروج پساب) و ایستگاه شاهد، اختلاف معنادار یافت گردید (05/0 p< ). همچنین هیچگونه اختلاف معناداری بین ایستگاه 4 قلعه رودخان و ایستگاه شاهد به جز در مؤلفه نیترات یافت نگردید. نتایج حاصل در مجموع نشان داد که رودخانه قلعه رودخان در شرایط این تحقیق، در طول دوره نمونه برداری از قابلیت خود پالایی مناسبی در ایستگاه های پایین دست برخوردار است.
۶۱۹۹.

پایش تغییرات زمانی-مکانی بیابان زایی در حوضه گاوخونی بر مبنای معیار های اقلیمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۴ تعداد دانلود : ۴۰۹
بی نظمی در وضعیت بارندگی ها، خشکسالی ها و بیابانزایی در مناطق مختلف کره خاکی در ارتباط با تغییرات اقلیمی می باشد. از آنجایی که پدیده بیابانزایی به عنوان یکی از بارزترین وجوه تخریب منابع طبیعی در جهان مطرح شده است، در این پژوهش بررسی تغییرات فضایی- زمانی وضعیت بیابانزایی حوضه گاوخونی در طی 6 دهه از سال 1961 تا 2020 با بهره گیری از معیار اقلیمی مدل تعیین شدت بیابانزایی IMDPA تعیین شد. با توجه به نتایج این تحقیق مشخص گردید که دهه اول با میانگین 3.17 شدیدترین و دهه چهارم با 2.22 کمترین شدت بیابانزایی را تجربه نموده و دهه آخر نیز با نمره 2.36 در کلاس بیابانزایی متوسط قرار دارد. یافته های این تحقیق نشان دادند که اگرچه روند تغییرپذیری بیابانزایی بر مبنای میانگین دهه ای در حال کاهش می باشد، اما واقعیت منطقه گویای این است که در دو دهه اخیر بیشینه مساحت حوضه در کلاس بیابانزایی شدید قرار داشته که این هشداری در خصوص آسیب پذیری حوضه نسبت به پدیده بیابانزایی می باشد. از خروجیهای این تحقیق مشخص شد که از میان 3 شاخص معیار اقلیمی، بیشترین امتیاز با میانگین کلی 3.6 در خصوص شاخص ترانسو تجربه شده و سایر شاخص ها در رتبه های بعدی قرار دارند. با توجه به نقشه پهنه بندی شدت بیابانزایی حوضه گاوخونی آشکار گردید که نواحی مرکزی و شرقی از ریسک بالاتر و نواحی شمال غربی و جنوب شرقی ریسک کمتری داشته اند. در این تحقیق به منظور اعتبارسنجی مدل اقلیمی از شاخص NDVI استفاده گردید. تغییرپذیری این شاخص در طی زمان موید افزایش اراضی بایر و کاهش مساحت نواحی آبی و پوشش گیاهی می باشد. بنابراین می توان ملاحظه کرد که خروجیهای دو شاخص NDVI و معیار اقلیمی، یافته های یکدیگر را تایید می نمایند. چنانچه نتایج سایر پژوهش های پیشین نشان می دهند، پیامد گرمایش جهانی منجر به افزایش دما - تبخیر و کاهش بارش در نواحی خشک خواهد گردید. پس با توجه به قرارگیری حوضه گاوخونی در یک ناحیه خشک، انتظار پیامد تغییرات آب و هوایی بر تشدید این مخاطره طبیعی مسئله ای دور از ذهن نخواهد بود. 
۶۲۰۰.

پهنه بندی مناطق مستعد توسعه شهری با تأکید بر محدودیت ها و مخاطرات ژئومورفولوژیکی (مطالعه موردی شهر شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۰ تعداد دانلود : ۳۱۴
شهر شیراز ، به عنوان بزر گترین شهر جنوب کشور ، در پهنه های دشت پر مخاطره شیراز واقع شده و در بازه مختلف تغییرات زیادی داشته و همچنان بر مساحت شهری افزوده می شود که این توسعه فیزیکی بدون اجرای مطالعات ژئومورفولوژیکی و در نظرگرفتن محدودیت ها و مخاطرات ناشی از آن بوده است . ازاین رو، شناسایی مناطق مستعد توسعه فیزیکی با در نظرگرفتن محدودیت ها و مخاطرات ژئومورفولوژیکی امری لازم در توسعه شهری شیراز است هدف از پژوهش حاضر شناسایی مناطق مناسب برای توسعه فیزیکی شهر شیراز  براساس شرایط ژئومورفولوژیکی منطقه است. در این پژوهش با استفاده از مدل فازی نقشه پهنه بندی نهایی توسعه شهری براساس شش پارامتر مؤثر تهیه شد سپس ، این نقشه براساس شرایط ژئومورفولوژیکی و کاربری اراضی دشت شیراز ارزیابی و مناطق مستعد توسعه شهری پیشنهاد شد نتایج نشان داد که توسعه فیزیکی شهر شیراز در طی دهه های گذشته تابع شرایط توپوگرافی بوده و مخاطرات و محدویت های ژئومورفولوژیکی بسیار زیادی در محدوده مورد مطالعه وجود دارد؛  بطوریکه نزدیک 48000 کیلومتر مربع از مساحت منطقه که معادل 54 درصد می باشد جهت توسعه شهر مناسب نمی باشد که مناطق نامناسب از غرب شامل ارتفاعات دراک و از شمال غرب ارتفاعات بمو ، سبزپوشان ، بابا کوهی و چهل مقام و محدوده رودخانه خشک به علت خطر سیل گیری و وجود گسل می باشد و تنها 17000 کیلومتر مربع که معادل 19 درصد از مساحت محدوده مورد مطالعه می باشد جهت توسعه شهر مناسب بوده و همچنین با توجه به نتایج تحقیق مکانیابی بهینه توسعه شهر شیراز در جهت شرق می باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان