In a historical perspective and as an important political actor on the European continent، France has played a decisive role in shaping European developments since World War II. As a permanent member of the United Nations Security Council، it has effectively pursued European unity in its foreign policy. However، the relative reduction of France’s influence on European policies in post-cold war era ushered some reviews in its European approaches and the Sarkozy''s European policy is a representation of such revisions. The present article examines the French European policies، particularly in its recent EU presidency term.
روابط ایران و فرانسه در سه دهه اخیر، فراز و نشیب های فراوانی را پشت سر گذاشته است. با وجود این، در چند سال گذشته و به ویژه در دوران ریاست جمهوری سارکوزی، روابط دو کشور به سردیِ بی سابقه ای گراییده است. به نظر می رسد تحولات اخیر در منطقه و پرونده هسته ای ایران، همراه با تغییراتی که در رویکرد فرانسه نسبت به ایران شکل گرفت، از جمله دلایل این امر باشد. مقاله حاضر در پی پاسخ به این پرسش است که چرا فرانسه در دوران سارکوزی مواضع بسیار تندی علیه ایران اتخاذ کرد. نگارنده با نیم نگاهی به نظریه های نئورئالیستی که بر ضرورت جلوگیری از ظهور هژمون های منطقه ای تأکید دارد، معتقد است نگرانی فرانسه از افزایش قدرت ایران در منطقه، اصطکاک منافع دو کشور در سطح منطقه ای، همچنین تلاش ایران برای دستیابی به فناوری هسته ای مهم ترین علل رویکرد ستیزه آمیز فرانسه به ایران بوده است.
بیش از سه دهه است که احزاب پوپولیستی راست رادیکال جدید در بیشتر دموکراسی های تثبیت یافته اروپایی شکل گرفته اند. شکاف های اقتصادی جدید میان کارگران بومی و خارجی و شکاف های فرهنگی ـ هویتی میان شهروندان بومی و مهاجران (بر اثر فرایند جهانی شدن اقتصادی ـ اجتماعی و همگرایی اقتصادی ـ منطقه ای در اروپا) به پیدایش این احزاب در اروپا انجامیده است. از دید این احزاب، جهانی شدن و مهاجرت فزاینده به عدم امنیت عمومی و شغلی، رشد چندفرهنگی و تهدید هویت ملی و فرهنگی در کشورهای مربوطه انجامیده است. این احزاب در فراگرد مشارکتی و انتخاباتی در مخالفت با مهاجرت و فرایند همگرایی اقتصادی جهانی و منطقه ای، موضع گیری کرده اند. در این نوشتار، نگارنده نخست تبیین های مهم نظری ـ جامعه شناختی در ارتباط با پیدایش این احزاب و موفقیت های انتخاباتی آنها را مورد بررسی قرار می دهد؛ سپس برای روشن شدن اهمیت هریک از تبیین ها، نتایج برخی از پژوهش های مهم کمیِ انجام شده، به اجمال مورد بررسی قرار می گیرد.