نخستین گام برای هرگونه سیاست گذاری و مقابله با سلفیه، بررسی وضعیت سلفیه کنونی آن در جهان اسلام است. اما در بررسی علمی نیازمند مدل مناسبی هستیم که بتواند زوایاو ابعاد مختلف این وضعیت موجود را تبیین کند. در این تحقیق از مدل مکعب بحران استفاده شده است. بر اساس این چارچوب نظری هشت وضعیت از ترکیب سه عامل «میزان تهدید»، «مقدار زمان» و «مقدار آگاهی» به وجود می آید که با نگاهی به عملکرد سلفیه در فضای بیداری اسلامی، روشن می شود که میزان تهدید: زیاد، مقدار زمان: کم و از نظر آگاهی: شرایط غافلگیری، حاکم است و در میان هشت وضعیت مکعب بحران، چنین وضعیتی منطبق با شرایط بحرانی است و چنین شرایطی نیازمند، سرعت در هرگونه سیاست گذاری و تصمیم گیری است.
ترکیه از جمله کشورهایی است که امروزه داعیه دار الگوی تمدنی برای جهان اسلام است. تحولات چند دهه اخیر ترکیه نشان از رشد اسلام گرایی به همراه رشد اقتصادی و سیاسی در سطح منطقه ای و بین المللی می دهد. این تحولات برایند رقابت میان جریان ها و جنبش های موجود در فضای فکری ترکیه، با قرائت های خاص خود از اسلام، مدرنیته و ملی گرایی است. شناخت این جریان ها و جنبش های فکری می تواند در تحلیل روندها و رویکردهای آتی کشور ترکیه در سطح منطقه ای و بین المللی مفید باشد. در این مقاله تلاش می شود ضمن بررسی اجمالی فراز و فرود جریان های اسلام گرای ترکیه، خاستگاه هر یک از آنها، و ارتباط آنها با انقلاب اسلامی و یا نقش آنها در تغییر جایگاه انقلاب اسلامی در فضای فکری ترکیه تبیین شود.
هدف از این پژوهش بررسی جایگاه منطقه ای و بین المللی پادشاهی عربستان سعودی و کاوش اهداف و سمت گیری های نوینی است که این کشور در ورای رسیدن به چنین جایگاهی جویای آنهاست؛ لذا چهارچوب اولویت های سیاست خارجی عربستان و جهت گیری های این پادشاهی در عرصه های خلیج فارس، کشورهای عربی و جهان اسلام مورد بررسی قرار خواهد گرفت و از این منظر به تحول جایگاه پادشاهی در عرصه های مختلف می پردازیم. تحولات داخلی پادشاهی تا آنجا مورد توجه قرار می گیرد که به فهم جامع تری از موضوع پژوهش کمک کند. محدودة زمانی پژوهش عمدتاً بر دورة حکومت ملک عبدالله متمرکز می شود اما در بررسی عرصه های مختلف تحول در جایگاه این پادشاهی، دوره های پیشین نیز مورد امعان نظر قرار می گیرند. درنهایت میزان صحت و سقم فرضیه با استفاده از داده های مطرح شده در این پژوهش در قالب نتیجه گیری مورد بررسی قرار می گیرد.
ملت و سرزمین عراق در آغاز قرن 20 با موضوع حاکمیت ملی روبهرو شد و پس از آن با پیآمدهای آن روبهرو گشت. قیمومت، استقلال، کودتا، همگرایی و پان عربیسم مهمترین مؤلفههایی بودهاند که بر تاریخ این کشور طی قرن بیستم اثر گذاشتند. در کنار این مؤلفهها، عراق در روابط با همسایگان خویش نیز دچار فراز و نشیبهایی بوده است. پدیداری دو جنگ و تجاوز به ایران و سپس کویت دستاورد دولت بعثی عراق است. ناهماهنگیهای عراق با خواستههای ملت خویش طی قرن گذشته و عدم هماهنگی این کشور با هنجارهای جامعه بینالمللی سبب شدند تا در نهایت رژیم بعثی عراق با حمله نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا در مارس 2003 فرو ریزد و کورسویی برای دموکراسی در این کشور پدید آید. مقاله پیش روی نیز در همین راستا به بررسی موضوع آینده عراق، دموکراسی در این کشور، قانون اساسی عراق، نظام سیاسی، اداری، اجتماعی و اقتصادی عراق و همچنین به موضوع مهم فدرالیزم در این کشور میپردازد. این پژوهش تلاش دارد تا یک بررسی و ارزیابی تحلیلی از اکنون و آینده سیاسی عراق ارایه دهد.
تحولات عمیق منطقه از نظر زمان و سرعت، واشنگتن را شگفت زده کرده است. سرعت و شدت تغییر در هریک از کشورهای منطقه نیز حکایت از نوع ساختار داخلی و میزان مداخله خارجی در این کشورها دارد. گفته می شود: لیبی محل تجلی دکترین اوباما خواهد بود. سؤال اساسی در این مقاله این است که این تحولات چگونه سیاست خارجی دولت اوباما را در قبال منطقه شکل می دهد. پاسخ به این سؤال در قالب این فرضیه مطرح می شود که سیاست دولت اوباما در قبال این تحولات بر پایه ایدئولوژی آرمانگرایی واقعگرا و الگوبرداری از دکترین بیل کلینتون در بوسنی است.