در تحقیق حاضر که با هدف معرفی فناوری های نوین ساختمانی و امکان سنجی کاربرد سیستم LSF در ساخت و ساز تهران انجام شده، برخورداری سیستم یادشده از توجیه فنی، صنعتی، اقتصادی و فرهنگی، برای بخش ساختمان و مسکن تهران، به عنوان فرضیه اهم پذیرفته شده است. در این تحقیق که از نوع کاربردی است، جهت ارزیابی فرضیه مذکور ابتدا اطلاعات مربوط به وضعیت اقلیمی، جغرافیایی و لرزه خیزی تهران از طریق کتابخانه ای جمع آوری و به روش توصیفی بررسی می شود، سپس سیستم LSF به روش تحلیلی از دو منظر سازه و اجزای معماری با سه شاخص کیفیت، اقتصاد و سرعت ارزیابی خواهد شد. در این تحقیق نتیجه گیری شده که هرچند این سیستم با استقرار در گروه +B از جدول رتبه بندی سیستم ها و در مقایسه با 11 سیستم ساختمانی مطرح و کسب امتیاز طیف 80 - 75 از 100، دارای بیشترین امتیاز است، اما با وجود خطر بسیار زیاد لرزه خیزی تهران، استفاده از سیستم LSF برای کلان شهر تهران فاقد توجیه فنی بوده و مجاز نمی باشد. در خاتمه، با توجه به مردود بودن فرضیه تحقیق که ارزیابی آن با تکنیک فراتحلیل انجام یافته است، روایی و پایایی آن علاوه بر تحلیل های کمی، از روش دلفی با مقیاس تورستن مورد آزمون قرار می گیرد.
همبستگی ملی یکی از مهم ترین عوامل حیات دولت های کنونی است که به واسطه آن، هویت هر ملتی تکوین و تداوم می یابد. بر همین اساس، شناخت متغیرهای مؤثر بر آن بسیار حایز اهمیت است.
مقاله حاضر تلاش می کند تا ضمن شناخت موقعیت فعلی اقلیت های قومی در ایران و علل وقوع مناقشات قومی، به ارائه راه کارهای عملی در جهت ایجاد وفاق بین اقوام مختلف و تقویت همبستگی ملی بین آنان بپردازد. فرضیه اصلی این است که اصلاح مناسبات دولت مرکزی با مناطق قومی از طریق ایجاد و توسعه روابط و تعاملات مثبت بین اقوام مختلف ایرانی، می تواند به تقویت همبستگی ملی و همسوکردن منافع قومی و ملی کمک کند.
انقلاب شکوهمند اسلامی ایران همه مؤمنان به اسلام را به خود جذب کرد و به عنوان یکی از مهم ترین رویدادهای قرن بیستم، آثار ویژه ای در سطوح منطقه ای و بین المللی بر جای گذاشت. با توجه به این که انقلاب اسلامی، مولود قدرت نرم ارزش های دینی ـ اسلامی است، به شکل قابل توجهی در لبنان به دلیل وجود شرایط و زمینه های مساعد آن کشور که ریشه در عوامل مختلفی از جمله روابط تاریخی و فرهنگی دیرینه بین دوکشور و اکثریت شیعیان در آن دارد، تاثیرگذار بوده است. با توجه به موارد مذکور، نگارنده ضمن بررسی تاثیر جمهوری اسلامی ایران بر کشور لبنان، بر اساس نظریه سه بعدی، سعی در اثبات آن دارد که مؤلفه سیاسی قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران، با توجه به شرایط مناسب و مساعد لبنان نسبت به دیگر مؤلفه ها، تاثیر بیشتری بر آن کشور داشته است.
کارآمدی یکی از مفاهیم بنیادی در اندیشه سیاسی است که امروزه در نظام های سیاسی، بسیار بر آن تاکید می شود. نوشتار حاضر تلاشی است در راستای تبیین مساله کارآمدی نظام جمهوری اسلامی ایران از دیدگاه امام خمینی (ره). از این رو با اشاره به مفهوم کارآمدی، شاخصه ها و مکانیسم های آن، دیدگاه ها و اندیشه های ایشان را در این زمینه بررسی می کنیم. به گمان نگارنده از آنجاکه شکل گیری انقلاب اسلامی و اندیشه های امام خمینی (ره) برمبنای اعتقادات دینی است، کارآمدی، شاخصه ها و مکانیسم های آن نیز در این راستا برمبنای الگوی اسلامی استوار است؛ شاخصه ها و راهکارهایی از قبیل قانون گرایی، مردم گرایی، شایسته سالاری، مصلحت و وحدت که در مقاله بدان ها اشاره شده است.
ظهور تاریخ نگاری ملی گرایانه در دوران قاجاریه و مشروطه یکی از مهم ترین محورهای شکل گیری هویت ملی نوین در ایران معاصر به شمار می رود. از زمان ورود ناسیونالیسم به عنوان یک ایدئولوژی مدرن به ایران در سده نوزدهم میلادی، بسیاری از مسایل فرهنگی ایران، از جمله تاریخ نگاری و نحوه نگاه به گذشته تحت تاثیر این ایدئولوژی قرار گرفت و به تدریج نوع جدیدی از تاریخ نگاری و بازنمود وقایع گذشته در میان منورالفکرهای دوران قاجار و مشروطیت پدید آمد که طی آن تاریخ نویسان ایرانی با محور قرار دادن ملی گرایی، به بازنویسی تاریخ ایران در قرون گذشته پرداختند و در این میان، به ویژه با برجسته کردن تاریخ ایران باستان و قرار دادن این دوره به عنوان دوران حیات ملی ایران و ایرانیان، بنیان های هویت ملی ایران نوین بر اساس هویت باستانی ایرانیان را پی ریزی کردند. در این مقاله کوشش شده است تا با مبنا قرار دادن اصلی ترین معاصرنویسی های دوران مورد بحث، میزان تاثیر تاریخ نگاری های ملی گرایانه بر توسعه نگاه های ناسیونالیستی به تاریخ ایران و جست جوی بنیان های هویت ملی در تاریخ ایران باستان در میان روشنفکران و رجال سیاسی و فرهنگی معاصر ایرانی شناسایی و مشخص شود.
حوادث پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، در چارچوب های نظری متعددی مورد تحلیل قرار گرفته؛ از جمله: تقابل اسلام ناب و التقاطی، تضاد گفتمان جمهوری اسلامی و ایرانی، شکاف بین نسل اولی و نسل های بعدی و منازعه انقلاب رنگی و جنبش اجتماعی. از میان این چارچوب های نظری، هم اینک قالب جنبش های اجتماعی و انقلاب های رنگی بیش از دیگر قالب ها به کار میرود. مسئله آن است که کدامیک از این دو از قابلیت علمی برخوردار است؟ از این رو، هدف این نوشتار، بررسی علمی دو مقوله جنبش اجتماعی و انقلاب رنگی و میزان انطباق آن بر حوادث پس از انتخابات دهم است. روش مناسب برای نیل به این هدف، تجزیه جداگانه دو نظریه جنبش اجتماعی و انقلاب رنگی و مقایسه آن با حوادث انتخاباتی است. یافته مهم این پژوهش آن است که آنچه پس از انتخابات روی داد، نه جنبش اجتماعی است و نه انقلاب رنگی، بلکه انقلاب فرارنگی است.
اگر چه غیریت سازی نقش تاثیرگذاری در ایجاد هویت انسانی دارد، اما شکل مفرط آن که «غیرخودی» را به عنوان «ضدخودی» (دشمن) معرفی میکند، گونه ای نظام سلطه مدار را با غلبه گفتمانی خاص بر سایر گفتمان ها و یا نظام های معانی پدید می آورد. با عنایت به این مهم،مقاله حاضر در صدد است منافع مترتب از«دشمن خیالی» را برای نظام های گفتمانی مورد بررسی و تحلیل قرار دهد.به اعتقاد نگارندگان، با وجود اینکه ماهیت اخلاقی «دشمن خیالی» همواره مورد تردید است اما منافع آن به حدی است که کمابیش تمامی نظام های گفتمانی با بهره گیری از بازنمایی های زبانی و رسانه ای مبادرت به تولید آن می کنند. نتایج تحقیق نشان میدهد که مهمترین کارکردهای دشمن خیالی که در بطن همه آنها سلطه نامحسوس نظام های گفتمانی نهفته است، عبارتند از: تحریک افکار عمومی علیه «دیگری»، ملت سازی، هویت سازی، احیا هویت های فروپاشیده، مشروع جلوه دادن رفتارهای توسعه طلبانه، وجدان زدایی از نیروهای خودی، کسب حمایت افکار عمومی داخلی، استعمار نوین، تحکیم موقعیت و مرزهای سیاسی، تقویت حس قلمروخواهی و وطن پرستی، افزایش تکاپوی ملی، انحراف افکار، ارضا تمایلات درونی ملت، سرپوش گذاشتن بر مشکلات داخلی و تهییج و تقویت روحیه نیروهای خودی
هراس از ایران و تهدید پنداشتن آن به طور وسیعی در میان دولت های منطقه خاورمیانه و نیز در پهنة جهانی وجود دارد. در این مقاله دلایل این پدیده و نیز پیامدهای آن بر موقعیت بین المللی ایران را مورد بررسی قرار می گیرد. ایران هراسی، معلول دو دسته عوامل ساختاری و غیرساختاری است. قدرت، مجاورت جغرافیایی و قدرت تهاجمی، از علل ساختاری ایران هراسی هستند و نیات تهاجمی و ترویج ایران هراسی از علل غیرساختاری آن محسوب شده اند. پیامد ایران هراسی، شکل گیری ائتلافی چرخ ـ پره ای با محوریت امریکا و با اتخاذ استراتژی های موازنه گری سخت و نرم برای محدود کردن ایران است.
این مقاله مفهوم همبستگی ملی و عوامل موثر بر آن را در قالب یک چارچوب مفهومی بیان و در ادامه نقش و تاثیر گردشگری بر هر یک از عوامل موثر مورد بررسی قرار می دهد. مفهوم همبستگی در تاریخ اندیشه علوم اجتماعی، سیاسی و انسانی سابقه ای طولانی دارد و منظور از آن هماهنگی میان اجزای تشکیل دهنده کل نظام اجتماعی است. همبستگی ملی مفهومی دو سویه داشته که هم بر تمایزات و هم بر اشتراکات دلالت می کند. این مفهوم از یک سو با تاکید بر مشترکات، ما را پیرامون محوری واحد همبسته و متعهد می سازد و از دیگر سو ما را از دیگران باز می شناساند. ایران ما کشوری متنوع، متکثر و مرکب از اقوام و خرده فرهنگ های گوناگون است که در میان آنها عناصر هویتی، دینی، ذهنی، تاریخ مشترک و جغرافیای واحد از اهمیتی بسیار برخوردار است. پیش زمینه تقویت همبستگی ملی در یک جامعه، وجود شناخت مشترک خرده فرهنگ ها از یکدیگر است و زبان فارسی به عنوان میراث فرهنگی مشترک در این میان نقش تسهیل کننده این شناخت را دارد و بدیهی است که گسترش ایرانگردی در قالب گردشگری، زیربنای برقراری شناخت مشترک و درک متقابل میان خرده فرهنگ ها محسوب می شود.