پارادایم از جدیدترین مفاهیمى است که وارد حوزه علوم و جامعه شناسی شده است. این مفهوم با نام فیلسوف و مورّخ علم، توماس کوهن، مقارن است و اولین بار توسط وى در کتاب معروف او، ساختار انقلاب های علمى به کار گرفته شده است. هدف کوهن در این کتاب، اثبات این نظریه است که علی رغم تصور موجود درباره اینکه پیشرفت علوم از راه تراکم و انباشت صورت می گیرد، رشد و توسعه علوم از راه انقلاب به وجود می آید و در جریان انقلاب های علمى، پارادایم های جدید جاى پارادایم های سابق را می گیرند. این واژه ابتدا در قرن پانزدهم و به معنی الگو و مدل مورداستفاده قرار گرفت. از سال ۱۹۶۰ کلمه پارادایم به الگوی تفکر در هر دیسیپلین علمی یا دیگر متون معرفت شناختی اطلاق می شود.
هدف از این تحقیق، بررسی برخی ساز و کارهای اداره ی شرکت از جمله ساختار مالکیت و اهرم مالی شرکت، بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار در ایران می باشد. به همین منظور نمونه ای از 157 شرکت بورسی را در نظر گرفتیم. از بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، که فعالیت این شرکت ها از سال 90 تا 94 مورد مطالعه قرار گرفته است. متغیرهای به کار گرفته شده در این تحقیق شامل ساختار مالکیت شرکت است که متشکل از؛ مالکیت نهادی، مالکیت دولتی و مالکیت مدیریتی می باشد که تحت عنوان متغییر مستقل به کار گرفته می شود. متغییر دیگری که در این مطالعه به عنوان متغیر وابسته مورد مطالعه قرار می گیرد اهرم مالی است. متغییرهای مربوطه با استفاده از نرم افزارهای Spss 26 وEviews 8 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. در نتیجه انجام تحلیل ها نتایج نشان می دهد بین ساختار مالکیت و اهرم مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معنی داری وجود دارد.
محیط های رقابتی و متغیر امروزی، ناپایداری، رقابت دانش محور و همچنین چرخه ی عمر کوتاه محصولات و کسب وکارها لزوم بهره گیری از رویکرد کارآفرینانه و قابلیت یادگیری سازمانی را هر چه بیشتر آشکار می کند. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر مستقیم گرایش کارآفرینی برعملکرد صادراتی و همچنین تأثیر غیرمستقیم آن از طریق قابلیت یادگیری بر عملکرد صادراتی، به مطالعه 154 شرکت کوچک و متوسط در ایران و انگلستان پرداخته است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی بوده و از حیث روش از نوع توصیفی همبستگی است. جهت تحلیل داده ها از روش دومرحلهای تحلیل عاملی تأییدی و تحلیل ساختاری استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داده است که گرایش کارآفرینی به طور مستقیم و همچنین غیر مستقیم از طریق قابلیت یادگیری بر عملکرد صادراتی تأثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین قابلیت یادگیری بهعنوان متغیر میانجی رابطه گرایش کارآفرینی و عملکرد صادراتی را تقویت میکند.
درگیری برند مصرفکننده بهعنوان یک ساختار مهم در سالهای اخیر مطرح شده است و توجه روزافزونی از سوی فعالان بازاریابی به این مفهوم شده است. این توجه ناشی از اهمیتی است که مشتریان درگیر با برند برای مدیران کسبوکارها دارند. اما همچنان برای شناسایی کامل این مفهوم، باید تحقیقهای زیادی صورت بگیرد. هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر سه دسته پیشایند ذهنی، اجتماعی و رفتاری بر درگیری برند مصرفکننده است. همچنین این پژوهش با توجه به نوع تیپ شخصیتی مشتری و ماهیت کالا (شامل: لذت جویانه و کارکردی) صورت میگیرد. روش پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر ماهیت، در دستهی پژوهشهای توصیفی قرار دارد. جامعهی آماری، مشتریان برندهای اپل و سامسونگ در شهر تهران بودند که تعداد 350 پرسشنامه در بین مشتریان توزیع و جمعآوری گردید. برای تجزیهوتحلیل دادهها از دو آزمون معادلات ساختاری با نرمافزار ایموس و آزمون همبستگی زیرگروه با نرمافزار اسپیاساس استفاده شده است. نتایج نشان داد که محرکهای ذهنی، اجتماعی و رفتاری بر درگیری برند مصرفکننده اثر مثبتی دارند. همچنین نتایج حاکی از آن بود که تأثیر تعدیلگری ماهیت کالا در رابطهی بین حسادت برند و درگیری برند مصرفکننده تائید شده است. در خصوص تیپ شخصیتی نیز نتایج نشان داد که در رابطهی بین درگیری ذهنی، حسادت برند و هویت اجتماعی با درگیری برند مصرفکننده، تیپ شخصیتی برونگرای باثبات رابطهی قویتری را نشان میدهد.
پیچیدگی ابزارها و بازارهای مالی، تصمیم گیری در خصوص انتخاب نوع دارایی را برای سرمایه گذاران دشوار می کند، به طوری که سرمایه گذاران همواره در تصمیم گیری های خود با مسئلهٔ بهینه سازی مجموعهٔ دارایی ها روبه رو هستند؛ بنابراین انتخاب سبد سرمایه گذاری مناسب به منظور حداکثر سازی سود یکی از اصلی ترین دغدغه های سرمایه گذاران است. با این بیان هدف مقاله حاضر مقایسه توضیح دهندگی و عملکرد مسئله بهینه سازی و قدرت پیش بینی مدل های ARMA-شبیه سازی تاریخی و ARFIMA-مونت کارلو (از مدل های پدیرفته شده در دنیا) در بهینه سازی پرتفوی صندوق های سرمایه گذاری مشترک است. جامعهٔ آماری و نمونه شامل داده های صندوق های منتخب معامله شده در بورس اوراق بهادار کشورهای منتخب عضو فدراسیون بورس های آسیایی و اروپایی (FEAS) بین سالهای ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۹ بوده است. نتایج پژوهش نشان داد که مدل ARIMA-ارزش در معرض ریسک (شبیه سازی تاریخی) مرز کارای بالاتری در مقایسه با ARIMA-ارزش در معرض ریسک (شبیه سازی مونت کارلو) دارد. همچنین مرز کارای (جبهه پارتو) رسم شده توسط الگوریتم PESA-II برای مدل دیگر را در خود جای داده است. برای پی بردن به معنادار بودن این تفاوت عملکرد آزمون من-ویتنی بررسی شده است. نتایج بیانگر آن است که معیار شارپ پرتفلیو بهینه ARIMA-ارزش در معرض ریسک (شبیه سازی تاریخی) در مقایسه با ARIMA-ارزش در معرض ریسک (شبیه سازی تاریخی) بهتر است.
هدف تحقیق حاضر بررسی تاثیرات عملکردی رفتارهای شبکه محور در بازارهای صنعتی بین المللی است. بر اساس پیشینه نظری و تجربی، مدل مفهومی پژوهش در قالب پنج فرضیه اصلی و پنج فرضیه فرعی تدوین شده است. جامعه آماری، شامل تمامی شرکتهای تولیدی و صنعتی استان آذربایجان شرقی است که دارای مجوز ساخت و بهره برداری از سازمان صنعت، معدن و تجارت استان میباشند و دارای عملکرد صادراتی هستند. حجم نمونه انتخاب شده بر اساس جدول مورگان 354 واحد بدست آمده است. ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامه بوده و طراحی آن با طیف پنج گزینهای لیکرت و با استفاده از منابع معتبر صورت گرفت و روایی محتوایی آن با استفاده از روشهای CVI و CVR مورد تایید قرار گرفت و همچنین پایایی آن با استفاده از روش ضریب آلفای کرونباخ مورد بررسی و تایید شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرم افزارهای SPSS و AMOS استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که رفتارهای شبکه محور بر رفتارهای بازار محور (رفتارهای رقیب محور و رفتارهای مشتری محوری) تاثیر ندارند. رفتارهای بازار محور بر عملکرد صادراتی شرکت تاثیر مثبت دارند. تاثیر رفتارهای شبکه محور بر اثر بخشی پورتفولیو با نزدیکی به مصرف کنندگان نهایی، متفاوت است. تاثیر رفتارهای شبکه محور بر اثر بخشی پورتفولیو با توجه به آشفتگی تکنولوژیکی، متفاوت است. رفتارهای شبکه محور بر اثربخشی پورتفوی ارتباطات شرکت تاثیر مثبت دارند. نتایج کلی نشان دادند که مدل با دادهها همخوانی خوبی دارد. لذا مدل اصلی تحقیق با برازش های مناسب تایید شده است.
مسئله مکانیابی هاب یکی از مسائل راهبردی در لجستیک محسوب میشود که کاربردهای مختلفی در حملونقل مسافران و کالاها، سرویسهای پستی، شبکههای مخابراتی و غیره دارد. مقاله حاضر با فرض یک بازار دوقطبی، مسئله مکانیابی رقابتی هاب ها را در شبکه تخصیص تکی مورد بررسی قرار میدهد. دو شرکت (تصمیمگیرندگان) تصمیمات متوالی را برای پیکرهبندی شبکههای هاب خود میگیرند تا سهم بازارشان را به حداکثر برسانند و مشتریان یکی از شرکتها را بر اساس سطح خدمتی (از نظر هزینه، مسافت و غیره) که هر یک از آنها ارائه دادهاند، انتخاب میکنند. مدلهای ریاضی بر اساس تعادل استکلبرگ برای مسائل شرکت اول و دوم (رهبر و پیرو) ارائه و یک الگوریتم حل بر مبنای جستجوی ممنوعه برای مسائل رهبر و پیرو پیشنهاد میشود. برای اعتبارسنجی روش حل و مدلهای ریاضی از مجموعه دادههای استاندارد موجود در ادبیات موضوع استفاده میشود. یافتههای تحقیق لزوم در نظر گرفتن رقابت در مکانیابی هابهای لجستیکی برای شرکتهای حملونقل بهمنظور جذب سهم بیشتر بازارهای بینالمللی حملونقل را نشان میدهند.
امروزه شرکتهای فراملی نقشی کلیدی در عرصه بینالملل ایفا میکنند. با در نظر گرفتن حجم فعالیت، قدرت اقتصادی بالا و ساختار سازمانی خاص، شرکتهای فراملی را میتوان از بازیگران بسیار مهم صحنه اقتصاد نوین دانست. به دلیل اجتنابناپذیری بحث ورود به بازارهای جهانی و پیوستن به سازمان تجارت جهانی، ضروری است شرکتهای ایرانی با قواعد ورود به بازارهای بینالمللی آشنا شوند و قابلیتهای آن را کسب کنند؛ اما اغلب الگوهای مربوط به این زمینه، در کشورهای غربی و با توجه به ویژگیهای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آنها ارائهشدهاند و موفقیت آنها در یک محیط خاص نمیتواند ضامن موفقیتشان برای شرکتهای ایرانی نیز باشد. با توجه به این موضوع، به نظر میرسد مسیر بینالمللی شدن، الگویی چندخطی است و بنابراین در مطالعات تطبیقی، بررسی شرایط خاص هر کشور بسیار حائز اهمیت است. یکی از این شرایط که تأکید بسیاری نیز بر آن شده است، شرایط فرهنگی است. با توجه به مطالب فوق، مقاله حاضر در پی آن است که به بررسی نقش فرهنگ ملی در تجارت بینالملل و مقایسه فرهنگ حاکم بر شرکتهای ایرانی و شرکتهای فراملی بپردازد و برای این منظور از ابعاد فرهنگی هافستد بهره گرفته است. نتایج حاصل بیانگر آن است که از میان چهار بعد فرهنگی موردنظر هافستد، در سه شاخص (فاصله قدرت، فردگرایی و مردگونگی) تفاوت فراوانی بین فرهنگ شرکتهای فراملی وجود دارد و میتوان چنین نتیجه گرفت که عوامل مذکور میتوانند بر حضور شرکتهای ایرانی در بازارهای جهانی، مؤثر باشند.
مشتریان بر اساسی ادراک خود از قیمت، ویژگیهای محصول و سایر عناصر آمیخته بازاریابی تصمیم میگیرند. بنابراین نکته مهم برای تصمیمگیران بازاریابی ادراک مصرفکنندگان از قیمت است و نه قیمت واقعی آنها. ادراک قیمتی مصرفکنندگان تحتتاثیر عوامل مختلفی قرار دارد. از جمله عواملی که در شکلگیری ادراک قیمتی موثر است، عوامل فرهنگی میباشد. در این پژوهش در صدد تبیین فرایند ادراک قیمتی و بررسی متغیرهای اثرگذار بر ادراک قیمت در مشتریان ایرانی هستیم و سپس به مقایسه ادراک قیمتی مصرفکنندگان ایرانی با سایر کشورها پرداخته خواهد شد. پژوهش حاضر از نظر هدف در گروه تحقیقات توسعهای قرار میگیرد. از نظر ماهیت دادهها و سبک تحلیل در گروه تحقیقات کیفی و با مرور سیستماتیک و مصاحبههای عمیق با مشارکتکنندگان دادهها جمعآوری میشود. از منظر روش انجام پژوهش، تحلیلی - توصیفی است و دادههای پژوهش با روش تحلیل محتوی، تحلیل میشوند. برای تحلیل دادهها از نرمافزار مکسکیودا استفاده میگردد. در این پژوهش درمرحله اول با مطالعه سیستماتیک به بررسی عوامل ادراک قیمتی در پیشینه نظری و تجربی در سایر کشورها میپردازیم و در مرحله دوم مصاحبههای انجام شده در ایران از طریق روش تحلیل محتوی تحلیل میشوند و سپس نتایج مقایسه میشوند در این پژوهش بعد از روش فراترکیب و انجام مصاحبه از مشارکتکنندگان ایرانی و تحلیل محتوی مصاحبهها به چارچوبی دست یافتیم که از 6 عامل اقتصادی، اجتماعی، موقعیتی، خدمات؛ عوامل بازاریابی و ویژگی خریدار تشکیل شده است. در نهایت از مجموع 14 تم یا مضمون شناسایی شده، 12 مضمون مربوط به مفاهیم موجود در پیشینهپژوهش بوده و 2 مضمون نیز به عنوان مفاهیم جدید شناسایی شدند. این مضمونها شامل خدمات و توزیعکننده میباشد. تعداد 8 کد در پیشینهپژوهی یافت شد که در مصاحبههای انجام شده تکرار نگشت. این کدها عبارتند از تعصب به کالای داخلی، ارزش ادراک شده، دوام، کارایی، کوپن، چانهزنی حین خرید، سبد محصولات، روش پرداخت.
پیچیدگی رفتارهای انسان از یک سو و تفاوت های ذاتی و اکتسابی انسان ها از نظر علایق، ارزش ها، اولویت ها، تمایلات فردی و تفاوت های دیدگاهی ناشی از سوابق تحصیلی، تجربه های کاری و توانایی های شغلی و تخصصی از سوی دیگر، وجود تعارض و بروز اختلاف در روابط فی مابین افراد در محیط کاری را به امری طبیعی و احیاناً غیرقابل اجتناب مبدل کرده است. در این پژوهش رابطه بین تعارض و عملکرد شغلی یک شرکت بازرگانی مورد بررسی قرار گرفته است. پژوهش حاضر از نوع کاربردی و روش مورد استفاده در آن همبستگی می باشد و از رگرسیون جهت تجزیه وتحلیل داده ها بهره گیری شده است. با توجه به تحلیل انجام شده، فرضیه کلی تحقیق تأیید می گردد بدین معنی که بین تعارض با عملکرد شغلی کارکنان رابطه معنادار وجود دارد، این رابطه به صورت معکوس است و با افزایش تعارض عملکرد شغلی کارکنان کاهش می یابد. با توجه به نتایج حاصله پیشنهاد می گردد مدیران برای مدیریت تعارض و ارتقاء سطح عملکرد شغلی کارکنان در حوزه تحت مدیریت خود، بایستی با ایجاد بستر فرهنگی لازم جهت مشارکت کارکنان، استفاده از نظرات و آراء کارکنان در ارزیابی کار، حمایت از طرح ها و ایده های خلاق و نوآورانه، پیروی از سبک رهبری تفویضی، اعطای امتیازات لازم به کارکنان و بهبود وضعیت ارتباطی میان واحدها، زمینه های کاهش تعارض و افزایش کارایی، اثربخشی و بهبود عملکرد کارکنان را فراهم آورند.
پژوهش حاضر به بررسی رابطه بین اخلاق و مسئولیت اجتماعی در سازمان پرداخته است.آنچه خروجی این تحقیق بود رابطه مند و مکمل بودن این دو متغییر نسبت به هم است.نگرش مسئولیت اجتماعی برای قوت سازمان در پرتو اخلاق است و اخلاق بدون مسئولیت در دامنه سیر قهقهرایی حرکت می کند. همه ی فزضییات مورد پذیرش واقع شدند.نوع تحقیق توصیفی و ماهیت آن کاربردی می باشد. این پژوهش در زمینه آمار توصیفی تحصیلات که شامل دیپلم ،فوق دیپلم،لیسانس،فوق لیسانی و دکترا و جنسیت مرد و زن و سن و سابقه کار را بین 250نفر به عنوان نمونه آماری از 1500نفر انتخاب نموده است.آمار استنباطی از طریق نرم افزار plsصورت پذیرفته است.پرسشنامه این پژوهش شامل 40سوال 5طیف لیگرت بوده است.
امروزه، تقویت صادرات غیرنفتی یکی از اهداف راهبردی کشور است که توجه ویژه به آن، رشد اقتصادی را به همراه دارد. از سوی دیگر یکی از راههای مهم و تاثیرگذار بر افزایش صادرات، بهبود عملکرد صادراتی شرکتهای صادرکننده است. نظر به اهمیت موضوع، در این پژوهش، تأثیر اثربخشی بازاریابی، قابلیتهای بازاریابی و بازارگرایی صادرات بر عملکرد صادراتی مورد بررسی قرار گرفته است. جامعه آماری این پژوهش مدیران و کارشناسان 70 شرکت تولید و صادرات نرمافزار در شهر تهران بودند. با توجه به اینکه جامعه آماری در این پژوهش محدود بود، تعداد 410 پرسشنامه به صورت نمونه در دسترس در جامعه مذبور توزیع شد که از این تعداد براساس جدول کرجسی مورگان، 210 پرسشنامه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و با استفاده از مدل معادلات ساختاری، فرضیهها مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان دهنده آن است که با ارتقا سطح بازارگرایی صادرات در شرکتهای صادرکننده نرم افزار فرهنکی، میتوان بر بهبود اثربخشی بازاریابی، قابلیتهای بازاریابی و عملکرد صادرات تأثیر گذاشت و همچنین با افزایش قابلیتهای بازاریابی میتوان بر افزایش اثزبخشی بازاریابی و عملکرد صادرات تأثیر گذاشت. از دیگر نتایج، تأثیر مثبت اثربخشی بازاریابی بر عملکرد صادرات میباشد.
وابستگی اقتصاد ایران به درآمد نفت و فرآوردههای نفتی یکی از مشکلات اساسی است که همواره در برنامههای توسعه کشور برای رهایی از آن، سیاستها و راهکارهای مختلفی در نظر گرفتهشده است و توسعه صادرات غیرنفتی یکی از این موارد است. آنچه در این میان مهم است بررسی عوامل مؤثر بر صادرات و تعیین متغیرهای مهم و سپس سیاستگذاری مناسب بر اساس نتایج حاصله در جهت تحقق توسعه صادرات کالا و خدمات میباشد. هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی عوامل مؤثر بر افزایش صادرات صنایعدستی و هنری است. جامعه آماری این پژوهش شامل تولیدکنندگان و صادرکنندگان صنایعدستی چهار استان تهران، شیراز، گرگان و سمنان میباشد و حجم نمونه با توجه به فرمول کلاین حداقل 200 نفر در نظر گرفته شد. روش تحقیق از نوع توصیفی- پیمایشی بوده و برای جمعآوری دادهها از روش نمونهگیری در دسترس با استفاده از ابزار پرسشنامه، مشتمل بر 32 گویه استفادهشده است. جهت آزمون دادههای جمعآوریشده، روش مدلسازی معادلات ساختاری با استفاده از نرمافزار اسمارت پی ال اس مورداستفاده قرار گرفت. نتایج پژوهش حاکی از آن است که قابلیت نوآوری محصولات صنایعدستی و استفاده از قابلیت بازاریابی و اصول بازاریابی بر عملکرد صادراتی و همچنین بر ابعاد عملکرد صادراتی تأثیر مثبت دارد و متغیر رقابت ناکارآمد بهعنوان تعدیلگر بین قابلیت بازاریابی و عملکرد صادراتی نقش ایفا میکند.
با افزایش جمعیت و رشد گسترده مصرف در سرتاسر جهان، شبکههای زنجیره تامین به شبکههای بسیار بزرگی تغییر کردهاند و اجزای مربوط به این شبکه های عظیم سبب ایجاد مشکلات جدی زیستمحیطی شدهاند. مدیریت زنجیره تامین پایدار در زمره مفاهیم نوظهور در عرصه تولید و عملیات است. شرکتها باید با بکارگیری زنجیره تامین پایدار نسبت به بهبود عملکرد زیستمحیطی و اجتماعی در کنار عملکرد اقتصادی اهتمام ورزند. مکانیزمهای مختلفی نیاز است تا ضایعات را کاهش دهد یا بتواند از اقلام فاسد شده بهرهبرداری کند. در این میان توجه به لجستیک معکوس و زنجیره تامین حلقه بسته میتواند کمک کننده باشد. این موضوع در زنجیره تامین محصولات کشاورزی کمتر مطرح شدهاست. مقاله حاضر، یک مدل برنامهریزی خطی عدد صحیح چندهدفه و چند دورهای برای بهینهسازی یک شبکه لجستیک یکپارچه مستقیم و معکوس میوه سیب، شامل سه سطح (باغها، مراکز توزیع و مناطق مشتریان داخلی و خارجی) در جریان مستقیم و دو سطح (مراکز کمپوستینگ و بازار کمپوست) در جریان معکوس، توسعه میدهد و حل میکند. به طوری که تمام جنبههای انتشار کربن دی اکسید در کل شبکه زنجیره تامین پیشنهادی را در نظر میگیرد و یک تعادل منصفانه و معقول بین اهداف اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی برقرار مینماید.
با توجه به اهمیت رشد اقتصادی در عصر حاضر، این پژوهش به دنبال مطالعه راه کارهای افزایش رشد اقتصادی ج.ا.ایران از طریق دریا بوده و درصدد است، تأثیرات احیای راه ابریشم دریایی بر رشد اقتصادی ج.ا.ایران را بررسی کند. جاده ابریشم یا راه ابریشم، راهی کاروان رو که از دوران باستان در دو قاره آسیا و اروپا از چین تا مدیترانه مورد بهره برداری تجارتی، زیارتی و سیاحتی بوده است. در این راستا، هدف پژوهش حاضر با توجه به اهمیت و فرصت های فراوان راه ابریشم دریایی برای ج.ا.ایران، به دنبال بررسی و تحلیل تأثیر این راه بر رشد اقتصادی ج.ا.ایران و پاسخ گویی به این سؤال کلیدی است: «چگونه راه ابریشم دریایی می تواند تراز تجاری ج.ا.ایران را مثبت نماید؟ در پاسخ به این سؤال کلیدی این فرضیه مورد آزمون قرارگرفته است که راه ابریشم دریایی از طریق افزایش مناسبات ج.ا.ایران با کشورهای آسیای جنوب غربی و اروپا، وابستگی آن ها را به ج.ا.ایران افزایش داده و موجب مثبت شدن تراز تجاری ج.ا.ایران می شود. روش پژوهش توصیفی – تحلیلی و برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون آماری کای دو استفاده شده است. یافته های پژوهش که بر اساس نظریه گسل های ژئواستراتژیک فعال در جهان (حافظ نیا) صورت گرفته، حاکی از آن است که احیای راه ابریشم دریایی سبب افزایش و تحکیم مناسبات ج.ا.ایران با کشورهای آسیای جنوب غربی و اروپا می شود و وابستگی آن ها را به ایران افزایش داده و همین امر باعث افزایش سطح همکاری های اقتصادی این کشورها با ایران شده و درمجموع مثبت شدن تراز تجاری ایران را در پی خواهد داشت.
امروزه بهبود عملکرد صادراتی کسب و کار ها به عامل بسیار مهمی برای دوام و بقای سازمانها و همچنین رشد اقتصادی کشورها در سطح بین الملل تبدیل شده است. مدیریت منابع انسانی نیز همراستا با این جریان نگاه خود را به رویکرد پایدار توسعه داده است. مدیریت منابع انسانی سبز بهعنوان شاخهای از مدیریت منابع انسانی، موضوعی نوین در رشته مدیریت منابع انسانی استراتژیک است که بر هدف پایداری زیستمحیطی تأکید دارد. این تحقیق از حیث هدف کاربردی، و از حیث روش پیمایشی و با استفاده از الگوی مدل یابی معادله ساختاری است. موردمطالعه این تحقیق تعداد 175 شرکت صادرکننده در شهر مشهد، که طی پنج سال گذشته صادرات داشتهاند، بهعنوان بخشی از گروه سازمانهای صادرکننده بهصورت تصادفی انتخاب گردید. بر اساس یافتهها و نتایج بهدستآمده استراتژی منابع انسانی سبز بر مزیت رقابتی رهبری هزینه و تمایز تأثیر مثبت و معنیداری دارد. این در حالی است که نقش میانجیگری مزیت رقابتی تمایز و رهبری هزینه در رابطه میان استراتژی منابع انسانی سبز و عملکرد صادراتی سازمانها مورد تأیید قرار گرفت.
هدف اصلی این تحقیق تعیین اثر کشور مبدا، ملی گرایی وریسک ادراک شده بر قیمتی که مصرف کنندگان ایرانی تمایل به پرداخت آن برای محصولات با مبدأ متفاوت دارند است. همچنین میزان تمایل به پرداخت را برای کشورهای مختلف (کشورهایی با تصویر مثبت کشور مبداً مانند آلمان و کشورهایی با تصویر منفی کشور مبداء مانند چین) در طبقات کالایی مختلفی از جمله یخچال، کفش ورزشی و لاستیک خودرو برآورد شده است و اثر ملی گرایی و ریسک ادراک شده به عنوان متغیر میانجی نیز سنجیده شده است. این مطالعه از نظر هدف کاربردی، از نظر روش توصیفی- پیمایشی، و از نظر گردآوری داده ها کتابخانه ای- میدانی می باشد. جمع آوری داده ها با پرسش نامه میان پرسنل و مراجعه کنندگان به کتابخانه ملی انجام شده و داده های گردآوری شده از 179 پرسش نامه تجزیه و تحلیل شده است. نتایج حاصل از بررسی داده ها و آزمون فرضیه ها نشان داد، کشور مبداً کالاها بر روی پتانسیل های قیمتی محصولات تاثیر دارد و مصرف کنندگان ایرانی تمایل به پرداخت 20 تا 40 درصد پول بیشتر برای کالاهای ساخت آلمان نسبت به کالاهای ساخت ایران دارند و همچنین 20 تا 40 درصد پول کمتر برای کالاهای ساخت چین نسبت به کالاهای ساخت ایران دارند. این درصد برای کالاهای مختلف بر حسب ریسک های مالی و اجتماعی و سلامتی متفاوت می باشد.
جهانی شدن اقتصاد باعث شده دستیابی به رشد و توسعه اقتصادی مستمر و باثبات با تکیه بر خط مشی های بازرگانی و بازاریابی مبتنی بر بازار داخلی ناممکن شود و افزایش فعالیت های بازاریابی بین المللی به یک ضروری تبدیل شود. اما، موفقیت در بازاریابی بین المللی و رشد صادرات خود نیازمند تقویت عوامل فزاینده کارایی، افزایش بهره وری، کاهش هزینه های تولید و کاهش بهای تمام شده محصولات و تقویت رقابت پذیری آنها در بازارهای جهانی است. در این راستا، تحقیق حاضر به بررسی تأثیر عوامل فزاینده کارایی بر عملکرد بازاریابی بین المللی در 40 کشور منتخب جهان طی دوره 2018-2011 پرداخته است. برای این منظور، مدل تحقیق با رهیافت داده های تابلویی و به روش گشتاورهای تعمیم یافته برآورد گردیده و نتایج نشان داد آموزش عالی و مهارت افزایی، کارایی بازار کالا، کارایی بازار کار، توسعه بازار مالی، آمادگی فنی و اندازه بازار به عنوان عوامل فزاینده کارایی بر عملکرد بازاریابی بین المللی تأثیر مثبت و معناداری دارند. در این بین، ضریب تخمینی کارایی بازار کالا از سایر عوامل بزرگتر و ضریب تخمینی اندازه بازار از سایر عوامل کوچک تر بوده است.