توسعه صادرات بهویژه صادرات کالاهای صنعتی یکی از شاخصهای رشد و توسعهیافتگی یک کشور است. ازاینرو، هدف اصلی این تحقیق شناسایی عوامل مؤثر بر صادرات کارآفرینانه بنگاههای صادراتی صنایع غذایی با توجه به ویژگیهای صادرکنندگان نمونه و درک چیستی و چگونگی مؤلفههای مؤثر بر این مفهوم از دیدگاه قابلیتهای پویا است. بدین منظور از روش کتابخانهای و پژوهش کیفی (تحلیل محتوا) برای ارائه مدل در مرحله اول تحقیق استفاده گردید. مدل بهدستآمده موردبررسی به روش کمی قرار گرفت و بر اساس مدل پرسشنامهای تنظیم شد. جامعه آماری در این تحقیق نیز شرکتهای کوچک و متوسط در صنعت مواد غذایی است و روش نمونهگیری قضاوتی هدفمند هست. از کل پرسشنامههای ارسالشده برای نمونه آماری 210 نفری تعداد 193 پرسشنامه جهت تحلیل مناسب تشخیص داده شد. محقق با این تعداد پرسشنامه کار تحلیل را آغاز نمود و مدل معادلات ساختاری را اجرا کرد و برای این منظور از نرمافزار Smart Pls استفاده شد. نتایج نشان داد که 4 بعد از 5 بعد قابلیت شناسایی و تصرف فرصتها بر قابلیت پیکربندی مؤثر است و محیط کلان دارای تأثیر منفی بر قابلیت پیکربندی است. همچنین محیط خرد دارای ویژگی تعدیلگری در رابطه بین دو متغیر است. از طرف دیگر قابلیت پیکربندی بر صادرات کارآفرینانه مؤثر است.
از آنجاکه امروزه بدلیل نبود زمینهجها و بسترهای لازم برای جذب و اشتغال فارغ التحصیلان دانشگاهی و عدم توانایی آنها در خلق فرصتها و ایجاد زمینه کار برای خویش، مشکل کاریابی و کارآفرینی به مسئله مهمی برای فارغ التحصیلان دانشگاهی تبدیل شده و می تواند به شکل گیری بحرانها و آسیبهای اجتماعی متعددی بشود که بررسی بیشتری را می طلبد. یکی از راهکارهای مناسب و مطمئن برای حل این مسئله توانمندکردن آنها به مهارت کارآفرینی در طول تحصیلات دانشگاهی است که این توانایی می تواند جلوی بوجود آمدن بسیاری از چالشها و مسائل را بگیرد اما بدلیل وجود برخی مسائل وآسیبها در برنامه درسی رشته های تحصیلی دانشگاهها و مراکز آموزش عالی، دانشجویان مهارتهای لازم را در این زمینه کسب نمی کنند با آگاهی به اهمیت این موضوع در مسیر اشتغال فارغ التحصیلان دانشگاهی در این مقاله سعی شده به صورت موردی توانایی برنامهجدرسی رشته های دانشگاهی در کارآفرین نمودن دانشجویان از دیدگاه اساتید و دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد بناب آسیب شناسی گردد و نتیجه ای که از تجزیه وتحلیل دادهای تحقیقق بر آمد مبین این حقیقت بود که برنامه درسی کارآفرینی از کیفیت مطلوبی برخوردار نیست و توانایی تربیت کارآفرینان خلاق، مبتکر و توانا را ندارد و در ادامه با استناد به مبانی علمی موجود در این زمینه الگوی برنامه درسی کارآفرینی را برای دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی پیشنهاد می گردد.
با توجه به نقش صادرات در اهداف اقتصادی و اجتماعی کشور و همچنین، رقابت در بازارهای بین المللی، لزوم توجه به کسب وکارهای فعال در صادرات بیش از پیش مهم است. این نوع کسب وکارها برای بقای خود در بازار، در مقابل رقبای بزرگ تر می توانند از طریق نوآوری بر اندازه غیراقتصادی خود غلبه کنند. بنابراین این پژوهش درصدد بررسی تأثیر عوامل مؤثر بر صادرات نوآورانه و تأثیر آن بر عملکرد صادراتی صورت پذیرفته است. جامعه آماری این تحقیق، شرکت های صادراتی صنعت مواد غذایی است. داده های تحقیق از طریق پرسشنامه در میان 200 شرکت فعال که در حوزه بین الملل این صنعت فعالیت دارند، از طریق کانال های ارتباطی مجازی گردآوری گردید و حدود 103 شرکت به عنوان نمونه براساس فرمول کوکران و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده، به گویه های پرسشنامه پاسخ دادند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه الکترونیکی متشکل از 47 سوال استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار spss و روش حداقل مربعات جزئی و نرم افزار اسمارت پی.ال.اس. تجزیه و تحلیل شدند. بررسی نتایج این تحقیق نشان داد که عوامل تمرکززدایی با ضریب 597/2، بازارگرایی صادرات با ضریب 228/3، تبادل اطلاعات با ضریب 310/4 و رقابت پذیری با ضریب 877/2 بر صادرات نوآورانه تأثیر مثبت و معنی داری دارند؛ و رسمی سازی با ضریب 313/0 و پویایی بازار با ضریب 896/0 بر صادرات نوآورانه تأثیر مثبت و معناداری ندارند. همچنین، نتایج نشان دهنده نقش میانجی صادرات نوآورانه با ضریب 025/13 در تأثیر تمرکززدایی، بازارگرایی صادرات، تبادل اطلاعات و رقابت پذیری بر عملکرد صادراتی می باشد.
از آنجایی که جهان زادها برای آینده کسب وکار اهمیت زیادی دارند و با توجه به اینکه یافته های تحقیقات پیشین پراکنده می باشد، نیاز به توسعه مدل های مفهومی یکپارچه و چارچوب های نظری جامع وجود دارد. همچنین، ضرورت بررسی کلی پژوهش درباره جهان زادها در کارهای پژوهشی قبلی ذکر شده است. این مشکلات در ادبیات جهان زاد و نیاز به توسعه چارچوب جامع، انگیزه اصلی برای انجام این پژوهش مروری است. در نتیجه، هدف از این مقاله، یکپارچه سازی و تجمیع تمام مطالعات تجربی در جهان در رابطه با عوامل کلیدی موفقیت بنگاه های جهان زاد در یک چارچوب جامع است. بنابراین، با استفاده از روش مرور سیستماتیک با طی مراحل شناسایی سؤالات پژوهش، شناسایی معیارهای شمول و حذف، جستجو با استفاده از کلمات کلیدی مرتبط و استخراج و ترکیب داده ها، یافته های 85 مطالعه تجربی (فقط مطالعاتی که در مورد موفقیت اولیه جهان زادها بودند) را خلاصه و در یک چارچوب مفهومی جامع ترکیب کردیم. بر اساس چارچوب توسعه یافته، فرصت های آتی برای پژوهش، کاربردهای نظری و عملی و نیز شکاف های نظری و زمینه ای پیشنهاد می گردد.
در این مقاله ابتدا مباحث پایه ای ایده و خلاقیت و نوآوری و تغییر و پس از آن رویکردهای جدید سازمان های نوآور مورد بررسی قرارگرفته است. ایده یک نوع نوآوری یا سبک جدیدی از نحوه مصرف یا اجرای یک خدمت یا فعالیت می باشد که با خود سهولت در انجام کارهای مربوطه را دارد. خلاقیت اشاره به آوردن چیزی جدید به مرحله ی وجود دارد، درحالی که نوآوری دلالت بر آوردن چیزی جدید به مرحله ی استفاده دارد. نوآوری ایده ها، فرآیندها، محصولات یا رویه هایی را که جدید است معرفی می کند. نوآوری به معنی استفاده از دانش جدید برای ارائه یک کالا یا خدمات جدید است که مورد درخواست مشتریان می باشد. ضمناً اگرچه واژه خلاقیت با نوآوری و نیز با تغییر به طور مترادف استفاده می شود اما غالب محققان معتقدند که این اصطلاحات باید به طور جدا مدنظر قرار گیرند، چرا که دارای معانی و تعاریف جداگانه ای هستند. در ادامه مقاله پیشنهادهایی برای سازمان های نوآور مطرح شده است.
هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر مدیریت دانش، نوآوری مدیریت و قابلیت های پویا با تبیین نقش میانجی مزیت رقابتی پایدار بر عملکرد شرکت ها می باشد. این ﭘﮋوﻫﺶ از لحاظ هدف کاربردی و ماهیتی توصیفی-پیمایشی دارد. جامعه آماری پژوهش شرکت های صادراتی استان تهران است. حجم نمونه با نرم افزار جی-پاور نسخه 1,3، تعداد 244 نفر تعیین شد. ابزار اندازه گیری پژوهش پرسشنامه استاندارد با طیف پنج گزینه ای لیکرت و شامل 25 گویه بود. 198 پرسشنامه با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده به صورت آنلاین گردآوری شد (نرخ بازگشت 81%). تجزیه و تحلیل ها داده ها در بخش آمار توصیفی و آمار استنباطی به ترتیب با نرم افزارهای SPSS نسخه26 و Smart PLS نسخه3 صورت پذیرفت. روایی و پایایی پرسشنامه تأیید شد. همچنین تمامی فرضیه های پژوهش به استثنای نقش میانجی گری مزیت رقابتی پایدار در رابطه بین نوآوری مدیریت و عملکرد شرکت در سطح اطمینان 99% تأیید شدند. این مطالعه برای اولین بار تأثیر نوآوری مدیریت در خلق مزیت رقابتی پایدار را بررسی نمود. لذا مطالعه حاضر به عنوان گامی هر چند کوچک با پوشش شکاف تحقیقاتی به توسعه ادبیات مدیریت کمک می نماید. ایجاد و به کارگیری همزمان مدیریت دانش، نوآوری مدیریت و قابلیت های پویا با خلق مزیت رقابتی پایدار، زمینه لازم برای بهبود عملکرد شرکت های صادراتی را فراهم می آورد و می تواند به مدیران و سیاستگذاران در درک نحوه بهبود عملکرد شرکت ها در محیط های پویا کمک نماید.