نویسنده با رد انگارهاى که آمریکا را جامعهاى فاسد، غیر دینى و بىبند و بار معرفى مىکند، به توصیف وضعیت دینى جامعه آمریکا به عنوان دینىترین جامعه غربى مىپردازد و میان گرایشهاى روزافزون دینى در آمریکا با مقوله سکولاریسم که در این کشور پذیرفته شده است، رابطهاى معنادار مىبیند.
این مقاله در پی آن است که شعار عدالت خواهی را در متن و بطن اعلامیه حقوق بشر و مکتب عاشورا بکاود. به این منظور به بررسی سه محور «مفهوم عدالت»، مبانی و مصادیق عدالت خواهی پرداخته می شود. فرضیه این نوشتار این است که به صرف اینکه بپذیریم عدالت خواهی، پایه و مایه در سرشت آدمیان دارد و همواره به صورت یک آرمان مطلوب و مورد مطالبه انسانها بوده است، باعث نمی شود که ادعا شود عدالت در قلمرو مفهوم، مبانی و مصادیق نیز مورد وفاق همگان بوده است، زیرا از یک سو حداقل تجلی آن اصل فطری، چنین چیزی را نشان نمی دهد. از سوی دیگر اگرچه عدل و حق همواره همراه هم بوده اند، اما تقارن این دو مفهوم به شکلی که در اعلامیه حقوق بشر دیده می شود عمر درازی ندارد. نگاه به ماهیت عدالت و حقوق بشر در اعلامیه غالباً رنگی اعتباری دارد، در حالی که در سنت های دینی و مکتب عاشورا این دو با هم پیوندی ناگسستنی دارند و جدای از واقعیت رنگی ندارند. از همین رو است که عدالت در سنن دینی همواره با شعور انسانی در بعد نظر و با شور و احساس در بعد عمل درهم تنیده اند و همه لایه های وجود آدمی را در نوردیده است.
شرکتکنندگان در این گفتوگو پیرامون جنبش نرمافزاری و منشور آزاداندیشی سخن گفتهاند. به نظر آنان، وضعیت تولید علم در حوزه و دانشگاه چندان مطلوب نیست و ترکیب انضمامی علوم حوزوی و دانشگاهی دردی را دوا نمیکند، بلکه باید به وحدت زیرساختها و مبانی کارکردی علوم رسید. به نظر آقای سبحانی تولید علم میتواند در چارچوبها، نظریهها و گزارهها تحقق یابد و اصل و اساس کار در دو بخش اول است.