فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۴۱ تا ۱٬۴۶۰ مورد از کل ۳٬۷۳۳ مورد.
ادبیات تطبیقی و مقوله فرهنگ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادبیّات تطبیقی برخلاف تصوّر برخی از مخاطبان عام - و حتّی برخی از پژوهشگران این حوزه - فقط به بیان جنبه های تأثیر و تأثّر و مقایسه های نقدی محتوایی و ساختاری و... نمی پردازد، بلکه ماهیّت و ذات این دانشِ پویا «بینافرهنگی» است؛ در حقیقت، رابطه ادبیّات تطبیقی و فرهنگ، رابطه ای «دیالکتیک» و دوسویه است که این رابطه، بیشتر در چارچوب «پژوهش های میان رشته ای» و «مطالعات فرهنگی» تجلّی می یابد. افزون بر این، ادبیّات تطبیقی، ضمن بررسی «گفتمان های فرهنگی» حاکم بر جامعه، راهی برای شناخت «هویّت فرهنگیِ» ملّت ها، فصلی تازه در «روابط و تعاملات فرهنگی»، ابزاری برای «تکامل فرهنگ انسانی» و آغازی برای حضور سودمندانه در صحنه «فرهنگ جهانی» و احترام به «تعدّد و تکثّر فرهنگی» به شمار می آید؛ امّا آنچه ادبیّات تطبیقی و مطالعات فرهنگی مرتبط با آن را در معرض تهدید جدّی قرار می دهد، مسأله «خودبرتربینی فرهنگی و غرب محوری» آن است. این موضوع که به «نقد پسااستعماری» نیز معروف است، نه تنها موجب «شناخت و غنای فرهنگی متقابل» نمی شود، بلکه از ابزارهای گسترش «ناسیونالیسم و امپریالیسم فرهنگی» نیز به شمار
می آید. این جستار، چرایی و چگونگی رابطه ادبیّات تطبیقی را در این دو رویکرد متفاوت فرهنگی؛ یعنی گسترش «تعاملات فرهنگی» و مسأله «استعمار فرهنگی» بررسی می نماید.
شاهنامه فردوسی در آیینه شعر ادیب پیشاوری
حوزههای تخصصی:
به دیده ادیب پیشاوری هیچ یک از شاعران بزرگ این دیار، با همه عظمتی که دارند، در میدان سخن، همتا و هماورد استاد توس نیستند. از آن گروه، فقط دو سخنور بزرگ شیراز سعدی و حافظ توانسته اند گوی سبقت از دیگران بربایند و توسن تیزپای را تا به نزدیک تک سوار توس برسانند. این ارادت ادیب به فردوسی باعث شده است که بر کمتر شعری از ادیب پرتوی از ابیات شاهنامه نتافته باشد. لطف این اشعار را کسانی به حد کمال می فهمند و می چشند که با مضامین شاهنامه به خوبی آشنا باشند. در این مقاله به بررسی میزان تأثیرپذیری ادیب از شعر فردوسی پرداخته ایم.
مطالعة تطبیقی عاشقانه های ابراهیم ناجی و حسین منزوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ابراهیم ناجی، شاعر سرشناس معاصر مصر و حسین منزوی، پدر غزل معاصر ایران، از جمله شاعرانی هستند که با جادوی عشق، آثار جاودانی بر تارک ادبیّات حک نموده و پیوسته از عشق، درد، تنهایی و احساسات صادقانة خود سروده اند. پژوهش حاضر بر آن است عاشقانه های این دو شاعر معاصر را با رویکرد تطبیقی بررسی نماید و به ماهیت عشق و چگونگی بازتاب آن، در کنار مفاهیمی همچون دین، وصال، انتظار، زن، خیال، عفّت، رهایی، طبیعت، غربت، مردم و... دست یابد و نشان دهد که ابراهیم ناجی و حسین منزوی چگونه توانسته اند با استفاده از عنصر عشق، لطیف ترین و زلال ترین افکار و اندیشه های خود را به نمایش گذاشته، عشق زمینی را مقدّمه ای برای رسیدن به عشق الهی و سیر در راه کمال و رستگاری قرار دهند و کمال بخش ترین و متعالی ترین مفاهیم انسانی و اخلاقی را از رهگذر عاشقانه های خود به روح و جان انسان ها هدیه دهند. با مقایسه و مطالعة اشعار دو شاعر، مفاهیم مشترک بسیاری در آن ها به چشم می خورد؛ امّا آنچه در این میان، درخور توجّه بوده و دو شاعر را از هم ممتاز می سازد، این است که برخلاف منزوی که بیشتر در مقام عظمت روح و جان محبوب،
سخن سرایی می کند، توجّه ناجی به خویشتن و بیان حالات و سوز و گدازهای درونی معطوف است.
A Comparative Study of Robinson Jeffer''s Poetry and Persian Mystical Poetry(مقاله علمی وزارت علوم)
بررسی تطبیقی دو قصه کهن
جامی «فراز» یا «فرود»
شناخت ایران در ادبیات فرانسه از آغاز تا اوایل قرن هیجدهم میلادی
حوزههای تخصصی:
فرخی و اساطیر شاهنامه
دغدغه های سیاسی در شعر بدر شاکر سیاب و مهدی اخوان ثالث
حوزههای تخصصی:
اصطلاح «نوستالژی» یا همان «غم غربت» و «دلتنگی» در دوره ی معاصر و به دلیل رویدادهای سیاسی و اجتماعی، رنگی دیگر به خود گرفته است. سیّاب و اخوان ثالث، به دلیل مواجه شدن با ناکامی های سیاسی مشترک، نوعی دلتنگی سیاسی در سروده های آن دو سایه افکنده است؛ و ناامیدی سیاسی، از بن مایه های اصلی شعر این دو سراینده به حساب می آید. استفاده از نمادهای طبیعی و اسطوره ها، از ابزارهای دو شاعر در ترسیم نوستالژی سیاسی است. آن دو اسطوره را از فضای اسطوره ای خود خارج نموده و به عنوان نمادی تأثیرگذار در صحنه ی سیاسی و اجتماعی، از آن بهره گیرند. پناه بردن به آرمانشهر، از دیگر ابزارهای دو شاعر برای کاستن از دغدغه های سیاسی خویش است. افزون بر آن، احساس شکست و نومیدی سیاسی در شعر اخوان، نمود بارزتری نسبت به شعر سیّاب دارد؛ اما در نهایت، هر دو شاعر، نگاهی امیدوارانه به فردایی بهتر و روشن تر دارند.
نخستین تماس با شکسپیر
خوانش پسااستعماری شخصیت های نمایش نامه ی ماه عسل، اثر غلامحسین ساعدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعات پسااستعماری از جمله پژوهش های میان رشته ای است که در برخی از آثار ادبی نمود پررنگی داشته است .این نظریه به تقابل بنیان های فکری شرق فرودست با غرب فرادست می پردازد و می کوشد گفتمان حاصل این تقابل را میان استعمار و مستعمره نشان دهد،حال آنکه نمایش نامه ماه عسل ،اثرغلامحسین ساعدی از آثار برجسته ادبیات نمایشی ایران است که نویسنده در آن به شیوه ای نمادین به بررسی جلوه های استعمار در شکل نوین آن پرداخته است .در این پژوهش، شخصیت های نمایش نامه ی ماه عسل این نویسنده بر مبنای نظریه ی پسااستعماری تحلیل گردیدند و حاصل کار، گواه چینش و پردازش درست و هوشمندانه و به جای شخصیت هاو قدرت و توان آنان در بیان ایده ی مرکزی نویسنده یعنی سیاست های استعماری است. ساعدی در آفرینش نظام پسااستعماری درقالب ادبی زمینه های سلطه گری استعماررا در اشکال گوناگونش نمایان ساخته وهمچنین افزون بر آن چه در نظریه ی پسااستعماری مطرح گردیده، به جزییات ظریف تر و دقیق تری در گفتمان استعمارگر و استعمارشده پرداخته، که به حوزه ی کلان تر علوم سیاسی، اجتماعی و مردم شناسی بازمی گردد؛از جمله، آسیب شناسی مستعمرات و نقش و جایگاه خود مستعمرات یا دولت مردان آن ها در رقم خوردن سرنوشت تیره و تار آنان را می توان مثال زد که از طریق ضعف های داخلی یا در سیاست خارجی امکان می یابد.