فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۴۱ تا ۱٬۳۶۰ مورد از کل ۳٬۷۳۳ مورد.
درآمدى تطبیقى بر مدائح نبوى شوقى و بهار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادب مقارن یا ادب تطبیقى در تاریخ ادب فارسى و عربى ریشه اى کهن دارد و در تاریخ معاصر نیز به خصوص درکشورهاى عربى به ویژه مصر آثار قابل اعتنایى در این زمینه به چشم مى خورد و مقایسه دو شاعرى همچون بهار و شوقى ازآن جهت مورد تأکید است که هر دو شاعر از شرایط سیاسى، فرهنگى و مذهبى نسبتأ مشترکى برخوردارند و در یک عصر زندگى مى کنند. از سوى دیگر هر دو متعلق به دو تمدن کهن ایران و مصرند و شعراء درجه یک زمان خویش محسوب مى شوند. هر دو شاعر از عقب ماندگى مسلمانان انتقاد کرده و زبان ا عتراض گشو ده ا ند. مقایسه مدائح نبوى دو شاعر با توجه به موضوعات مشترک همچون معراج، امى بودن، برترى پیامبر (ص) و ترسیم اوضاع مسلمین براى پیامبر (ص)، قابل مقایسه و سنجش است، این مقارنه براساس مدائح نبوى مختلف دیوان هاى هر دو شاعر صورت گرفته است.
مفهوم شناسی تطبیقی استعاره در غرب و بلاغت اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعریف استعاره در بلاغت اسلامی با نظریه های استعاره در غرب شباهت هایی دارد. با این حال، به صرف وجود شباهت نمی توان گفت که همان نظریه سنتی می تواند امروزه نیز کارایی خود را داشته باشد و دیگر نیازی به بازاندیشی در تعریف سنتی و ارائه تعاریف نو نیست. چنین رویکردی قطعاً راه به جایی نخواهد برد و به ایجاد دیدگاهی نو منتج نخواهد شد. نتیجه این گونه تلاش ها محصور کردن استعاره در حوزه بلاغت و لفظ خواهد بود. در غرب استعاره دیگر خاص شعر و ادبیات و ابزاری برای آراستن کلام نیست، بلکه استعاره ها به حوزه اندیشه و شناخت وارد شده و در مرکز تفکر بشری قرار گرفته اند. همچنین استعاره در غرب از چشم اندازهای مختلفی مانند زبان شناسی، فلسفه، روان شناسی و غیره مطالعه و در بسیاری از علوم به کار گرفته شده است. این مقاله بر آن است تا ضمن ارائه سیر تطور تاریخی مفهوم استعاره در بلاغت اسلامی و در غرب، معایب و مزایای بررسی تطبیقی استعاره را نیز بیان کند.
بررسی تطبیقی ساختار ترامتنی نمایشنامه های «لیلی و مجنون» و «مجنون لیلی»(مقاله علمی وزارت علوم)
متن های آستانه ای در پیوند با ادبیات تطبیقی (نمونه مطالعه شده: سعدی نامه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی چگونگی روابط میان یک متن با متن/متن های دیگر از مباحثی است که در حوزه نقد، از جمله ادبیات تطبیقی قرار می گیرد. متن های آستانه ای از بخش های ترامتنیت به حساب می آیند و مناسبات درون و بیرون متن را تبیین می کنند. «متن های آستانه ای» از اصطلاحاتی است که از دل مناظره ها در محافل ادبی فرمالیست ها، ساختارگراها و بینامتنی ها بر آمد و با عنوان پیرامتن (ها) [paratext(s)] نیز شناخته می شود. این متن ها، عامل یا عوامل تأثیرگذار و سازنده بیرون از متن است که باعث ایجاد انگیزه شده، منجر به خلق و شکل گیری اثر می شود؛ مخاطب را به دنیای درون متن دعوت می کند و او را با زوایای پنهان زندگی، محیط، روابط اجتماعی و احوال نویسنده بهتر آشنا می کند؛ در حقیقت، این متون، آستانه هایی است که مخاطب برای ورود به جهان درون متن باید از آن گذر کند. از این رو، توجه به متن های آستانه ای وستانه ایو دو دریافت آن ها می تواند بسیاری از نقاط تاریک و پنهانِ جهان متن را روشن کند و یا پاسخ پرسش ها و ابهاماتی که در مورد اثر، خالق آن و زندگی او وجود دارد بیابد. نگاهی کوتاه به متون ادبی نشان می دهد که بخش هایی از متن، به ویژه در دیباچه ها، وجود دارد که در ساختار متون از بخش های ثابت بوده و همیشه وجود دارد مانند «در توحید باری تعالی»؛ در «نعت پیامبر و اولیا»؛ «سبب تألیف» اثر. در این مقاله ضمن معرفی متن های آستانه ای، با آوردن نمونه هایی، ارتباط این متن های آستانه ای با ادبیات تطبیقی بررسی و نشان داده می شود که عناصر و عوامل بیرون از متن هم در شکل گیری یا به طور کلی در آفرینش اثر ادبی نقش انکار ناپذیر دارند.
خیام و ابوالعلاء
انعکاس بحران هویّت در نمایش نامه های «باغ آلبالو» از چخوف و «لبخند با شکوه آقای گیل» از رادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اصلاح قوانین مالکیت زمین به عنوان بخشی از برنامه نوسازی در ایران و روسیه، رویدادی است که دگرگونی های اجتماعی و سیاسی گسترده ای برای هر دو کشور در پی دارد. آنتوان چخوف با نمایش نامة «باغ آلبالو» و اکبر رادی با نمایش نامة «لبخند باشکوه آقای گیل» اصلاح قوانین مالکیت زمین و زوال طبقة اشراف زمین دار در ایران و روسیه را دستمایه قرار داده و تأثیر آن بر زندگی شخصیت هایی از طبقات مختلف اجتماعی را آشکار کرده اند. این دو نمایش نامه بازتابی از پیامدهای تاریخی برنامة نوسازی از بالا و یا نوسازی آمرانه ای هستند که در عصر پهلوی دوم در ایران و نیکولای دوم در روسیه با شتاب اعمال می شود. به همین دلیل این آثار می توانند به عنوان یکی از منابع برای مطالعة تاریخ تطبیقی ایران و روسیه مورد توجه باشند. هر دو اثر موضعی انتقادی نسبت به برنامة نوسازی دارند. آن ها با خلق شخصیت هایی که دچار بحران هویّت هستند، بُعد تازه و ناگفته ای از پیامدهای نوسازی آمرانه را بازتاب می دهند که در تحلیل های تاریخی مغفول مانده است. بررسی شخصیت های دو اثر این امکان را فراهم می کند که مسئلة بحران هویّت را به مثابه یکی از پیامدهای برنامة نوسازی پیگیری کنیم. این مقاله با بررسی تطبیقی زمینه های تاریخی آثار، تصویری از شرایط بحرانی برآمده از صنعتی سازی، افول کشاورزی و دگرگونی های بنیادین را ترسیم می کند. هدف از این بررسی تطبیقی، طرح این مسئله است که برنامة نوسازی چگونه به دگرگونی وضعیت طبقات اجتماعی می انجامد و بحران هویّت چگونه در دو اثر از ادبیات نمایشی ایران و روسیه، با زمینة تاریخی مشابه بازنمایی شده است.
ادبیات تطبیقی: از «الف» تا «ی»
حوزههای تخصصی:
مولوی و تاگور (تاثیر عرفان اسلامی بر تاگور)
منبع:
شعر بهار ۱۳۸۸ شماره ۶۵
حوزههای تخصصی:
دو چهره در یک آیینه
تحلیل تطبیقی عنصر مکان و شخصیت قهرمان در مقامات عربی و فارسی با تکیه بر مقامات همدانی و حمیدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اثر پیش روی به تحلیل تطبیقی مقامه نویسی در ادبیّات عربی و فارسی و تأثیرپذیری مقامه نویسی فارسی از نوعِ عربی آن اختصاص دارد، به همین منظور، پژوهش حاضر بر آن است میزان کمّی عنصر مکان و نقش کیفی آن را همراه با شخصیّت قهرمان در مقامات همدانی و حمیدی بررسی کند تا: 1. شناختی کامل از محلّ حکایت هر مقامه در دو سطح مکانی کلان و خرد به دست آورد. 2. عملکرد شخصیّت قهرمان و تغییر چهرة او را در پیوند با مکان های رخداد ماجرا تحلیل کند. 3. میزان توانایی و ابتکار دو نویسنده را در چهره سازی از قهرمان با هدف هماهنگی وی با محیط پیرامون و پیشبرد موضوع مقامات بسنجد.
یافته های پژوهش، نشان می دهد که همدانی و حمیدی تلاش کرده اند، تصویرگر زیست محیط، آداب، سنن، تمدّن و فرهنگ قلمرو اسلام باشند. همدانی با طرح معضل گدایی و نیرنگ بازی به دنبال افشای شیوه های طرّاری در ممالک اسلامی است. در مقابل، حمیدی، مقامات خود را تنها به قصد تقلید و معارضه با مقامات همدانی نگاشته است؛ به همین دلیل نتوانسته مانند همدانی از قابلیت های مکان در طرح داستانی مقامات خود بهره ببرد.