موضوع این مقاله «نظربازی» و مصداق آن از دیدگاه سعدی است. چون سعدی شاعری متدین است، بنابراین آنچه می گوید باید رنگ شرعی باید داشته باشد؛ از این رو ابتدا به دیدگاه قرآن مجید و احادیث نبوی در باب نظربازی و نگاه به زیبارویان اشاره ای می شود سپس دیدگاه های مختلف نیز بیان می شود تا خوانندگان دریابند که در خصوص نگاه به زیبارویان از نظر فقهی اختلاف نظر وجود دارد. اما پیش از ورود به بحث اصلی یعنی نظربازی از دیدگاه سعدی لازم است به اختصار به نظربازی در قاموس شعر و شاعری قبل از سعدی هم اشاره شود. پس از این مقدمات، گفته های سعدی در مورد نظربازی و مصادیق آن ذکر شده است، همچنین دلایل و مواردی که سعدی به استناد آن ها نگاه به زیبارویان را جایز شمرده همچون مذهب عشق، صفای نیت و نگاه پاک، مشاهده ی سر صنع الهی، حظ بصر، طبع موزون و پیری مورد بررسی قرار گرفته، و شواهدی از گفتار شیخ اجل ذکر شده است.
از مطالعه آثار جاودانه سعدی برمیآید که این جهانگرد دانشمند و قافله سالار کاروان حکمت و معنی در بوستان بیش از هر شاعر دیگری نام تاجیکان را برده است. این مقاله به این ویژگی در اشعار سعدی توجه کرده و واژه ترک و تاجیک در اشعار سعدی را بررسی نموده است.
این مقاله با هدف تبیین موضوع نظریه اخلاقی کمآزاری در دو بخش سامان یافته است که در بخش نخست نگاهی گذرا به نظریههای اخلاقی متفکران یونان و در بخش دوم نظریههای اخلاقی متفکران ایران زمین مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. و در بخش دوم به بررسی دیدگاه محمد زکریای رازی، نظامی و حافظ در این باره پرداخته شده و در بخش دیگر نیز، نظریه خداوندگار حکمت و ادب، سعدی، پیرامون کمآزاری مورد بحث و بررسی قرار گرفته تا ذیلی باشد بر نظریه این بزرگمرد در پرداختن آرمانشهر در بوستان.
"در این مقاله سعى شده است مضامین مشترک بین آثار سعدى و کتاب قابوسنامه عنصر العمالى استخراج گردد.ضرورت این مقایسه بدان جهت بوده است که معمولا در میان بسیارى از خوانندگان آثار سعدى گمان بر آن بوده و هست که شیخ اجل این مسایل و گفتارها را خود مطرح کرده و به قول وى:
کهن خرقه خویش پیراستن
به از جامه عاریت خواستن
در این مقایسه بخشهایى از مشترکات آثار این دو سخنور بزرگ که از جهت معنایى و در بسیارى موارد لفظى به هم نزدیک بودند، در برابر هم قرار گرفتهاند اما قبل از این کار براى نشان دادن دشوارى کار شمهاى در باب فاصله زمانى مربوط به این دو سخنور و ضمنا هنر بیانى سعدى که مىتواند رد پاى پیش آمد و چند عبارتى از کتاب قابوسنامه با عباراتى مشابه از کتاب دیگرى مربوط به روزگار پیش از عنصر المعالى مقایسه گردید تا به میزان تأثیرپذیرى عنصر المعالى از پیشینیان خود نیز اشارهاى شده باشد.
"
سعدی سخنوری است که در زمینه های گوناگون شاهکاری هنری آفریده است و اگرچه چامه سرا نیست، اما چامه هایش در جایگاه خود استوار و شاعرانه است. او در چامه هایش بر آن است تا فرمانروایان را از خودکامگی و سیاه نامگی برهاند. او می خواهد تا فرمانروایان را بستاید و به بهانه ستایش، آنان را اندرز دهد و راه بنماید. بر این اساس نویسنده کوشیده است تا ضمن بررسی ویژگی های چامه های سعدی، اهداف سعدی را از بیان چامه سرایی و کیفیت آن توضیح دهد.
نگارندگان بر آنند که عاشقانه های غزلی سعدی، سخت متأثّر و مُلهم از تلقّی شعرای عُذریِ عرب و خاصه مجنون، از دلباختگی است؛ و اگر شاخص ترین غزل های فارسی و عربی سعدی را ملاک اظهار رأی قرار دهیم، در مجموع، فضای غالب بر غزل سعدی، فضایی کاملاً متأثّر از عشقِ عفیفِ عُذری است. ابتدا برخی از موارد تأثیرپذیری سعدی از ابیات منسوب به مجنون، در حیطه شکلی و معنایی، نشان داده خواهد شد. خواهیم دید که برخی از ابیات سعدی درباره لیلی و مجنون، مستقیماً متأثّر از اشعار عربی مجنون است؛ نکته ای که تاکنون هیچ یک از شارحان غزلِ سعدی بدان توجّهی نداشته اند. سپس به تعریف و تبیین «حُبّ عُذری»، ویژگی ها و مراحل آن و بازکاوی آن ها در غزل های سعدی خواهیم پرداخت. به عقیده نگارندگان، «حُبّ عُذری» از آبشخورهای اصلی بسیاری از موضوعات و مضامین غزل فارسی، همچون پاک و عفیف بودن عشق، عشق پیش از تولّد، عشق پس از مرگ، وصال در قیامت و… است و شناخت حُبّ عُذری و اشعار عُذریون، درک و دریافت مبانی جمال شناختی و معرفتی سعدی را در غزل، تا حدّ بسیار چشمگیری افزایش می دهد.
آثار سعدی سرشار از تناقض و پارادوکس می باشد. کاربرد این عوامل نه تنها برای روند متن بازدارنده نیست، بلکه موجب روانی و شیوایی آن نیز می شود و بر غنای آن می افزاید. ما این دو عامل خلاق را، با مثالهایی، در بستر متن و در دو سطح متفاوت مورد مطالعه قرار داده ایم: واژگان و مباحث.تناقض و پارادوکس هر یک در بستر متن از مکانیزم های خاصی برخوردارند و نقش خلاق آنها در حیطه واژگان و مباحث به وضوح به چشم می خورد. سعدی این دو عامل را با مهارت تمام به خدمت گرفته است و از حیث شکل و محتوا معنای خاصی به آنها بخشیده است.
سعدی درگلستان به دلایل چندی که اولین و مهم ترین آن همان رواج استفاده از آیات و احادیث در نثر فنی است، به گونه ای متفاوت به استفاده از آیات و احادیث پرداخته است.
حکایت نویسی که خود نوعی داستان با ویژگی هایی مخصوص، خاصه در نثر و کلام سعدی است،گلستان را به صورت نثری با ویژگی های انواع متون داستانی درآورده است. یکی از مهم ترین عناصرکه در واقع از عناصر اصلی تشکیل دهنده ی درام بوده و درحکایات بـه ابعـادگسـترده ای دیده می شود، دیالوگ یا مکالمه است؛ لذا آیات و احادیث، مناسب ترین جایی که می توانند درحکایات آورده شوند در خلال گفتـگوهاسـت که بـه گـونه ای کامـلاً طـبیعی در زبـان سـعدی در میان گفتـگوهــا آورده می شوند و هرگز کلام را از عادی بودن خارج نمی کنند. مکالمه های قرآنی به شکل های مختلف گاه از زبان شخصیت ها و گاه از زبان راوی بیان می شوندکه خود به سه شکل متفاوت در حکایات آمده است. نتیجه ی حاصل به روشنی بیانگر این مطلب است که، میزان کاربرد مکالمه های قرآنی از زبان راوی دارای بسامد بیشتری نسبت به کاربرد آن در مکالمه های دیگر اشخاص بوده است.
از رهگذر ادبیات مقایسه ای، در این پژوهش، تلاش نمودهایم تصاویر و مضامین به کار رفته در غزلیات شریف رضی و سعدی را با هم مقایسه کنیم و تطبیق دهیم. علیرغم اینکه تفاوتهای زیادی در سبک غزل سرایی و نوع نگرش آنها نسبت به مسأله عشق، وجود دارد؛ عناصر و مضامین مشترک فراوانی در غزلیات این دو شاعر دیده میشود که اگر این مسألهی را نه از باب تقلید سعدی که از باب توارد بدانیم؛ باز هم دلایلی چون آشنایی سعدی با زبان عربی و تأثیرپذیری وی از ادیبان نامدار عرب از یک سو و شهرت شریف رضی به عنوان برجستهترین غزل سرای ادب عربی از دیگر سو، احتمال متأثّر شدن سعدی از شریف رضی را فزونی میبخشد. از دیگر نتایج پژوهش مذکور این است که غزل شریف، خشن و یادآور سبک جاهلی است. در مقابل، شعر سعدی به خاطر محیط جذّاب شیراز، زیبا و دلنشین است و در غزل وی علاوه بر تشبیهات زیبا، آرایههایی چون تناسب، تضاد، جناس، ایهام و... از بسامد بالاتری برخوردار است.
یکی از واقع گراترین شعرا و نویسندگان فارسی زبان سعدی است. او در ایده آل ترین اندیشه هایش(در بوستان) نیز جانب واقعیت را رها نمی کند و اصلاً بنای آرزوها را بر واقعیت می گذارد تا تنها خواننده را در اندک زمانی با عالم خیال دل خوش نکرده باشد. سعدی عملی ترین راهها را برای مشکلات بشر پیشنهاد می کند و پیش از آن به طرح موضوع و باز کردن مساله با همهُ جنبه هایش می پردازد و سپس با توجه به امکانات جامعه و تواناییهای موجود در یک انسان به بیان راهکار می پردازد. با اینکه واقع نگریهای سعدی را می توان در تمام آثار او جستجو کرد، ولی گلستان و بوستان جولانگاه اصلی اندیشه های واقع گرایانه سعدی است و موضوع دیرینهُ بخشش و قناعت، فقر و توانگری که در بابهای متعدد این دو اثر به تفصیل از آنها سخن گفته شده، زمینه ای است که در این نوشتار برای ذکر برخی از این اندیشه های کاربردی سعدی انتخاب شده است.
" سعدی دارای شخصیت علمی جامع الاطرافی است که یک وجه از این جامعیت، آگاهی تخصصی وی از جزییات احکام فقهی است. گواه ما بر این واقعیت، حکایت هایی است که دارای پیام ها و آموزه های فقهی هستند و در میان حکایت های متنوع گلستان به رشته نظم و نثر در آمده اند.
سعدی در تنظیم محتوای این حکایت ها همانند عالم آشنای با احکام فقهی ظاهر می شود. وجه تمایز سعدی با فقیهان رسمی و حرفه ای آن است که وی توانسته با بهره گیری از هنر ادبی خویش موضوعات فقهی محض را در قالب نظم و نثری شیرین و جذاب، به مخاطبان عرضه کند.
امر به معروف و نهی از منکر، سرقت، نذر، وقف و صله رحم، موضوعاتی هستند که بررسی آن ها در چارچوب حکایت های گلستان هدف این مقاله را تشکیل می دهد.
سعدی رسالت مخاطره آمیز امر به معروف و نهی از منکر در برابر پادشاهان را از زبان وزیران، پندهای شفقت برانگیز خود، دعای درویشان و طنزهای پارسایان و گاه با معرفی حاکمان دادگر محقق ساخته و درباره سرقت و حد شرعی آن و نیز سرقت اموال وفقی، هم چنین درباره شرایط نذر صحیح، وفای به نذر و نیز درباره صله رحم و قطع آن، با نظم و نثری شیرین و کوتاه سخن گفته است.
"
دو شخصیت انوشیروان و بوزرجمهر از دیرباز در فرهنگ شفاهی و کتبی ایرانیان جای برجسته و متمایزی داشته است. این دو شخصیت که شاید برای اولین بار دقیقترین تفصیل چگونگی ساختن و پرداختنشان در شاهنامه فردوسی شکل گرفته است، عمق ریشهها و وسعت شاخ و برگشان از حدود مسلمات تاریخی فرا رفته و به قلمرو اسطوره و خیال راه یافته است. از ادغام این دو عنصر اسطورهای که یکی مظهر عدل و دیگری مظهر خرد بوده است، فرهنگ سیاسی ایران یکی از دیرپای ترین مسایل جوامع ایرانی، یعنی «عدالت اجتماعی» را مورد تامل و تفسیر قرار داده است. از اهم متون پایهای که در آن داستانهای مربوط به انوشیروان و بوزرجمهر آمده است، گلستان سعدی است. این مقاله به بررسی این دو شخصیت در گلستان سعدی می پردازد.
در این مقاله ضمن برشمردن معنای جدل که از زمانهای باستان شیوة اصلی درس و بحث در مدرسه و سایر محافل عملی بوده و گویا نخستین بار در یونان قدیم مورد استفاده قرار گرفته، به حکایتی از باب چهارم بوستان میپردازد که در آن فقیهی کهن جامه، به محفلی وارد میشود و به جدل میان دیگر فقیهان گوش میسپارد و در نهایت خود با اقتدار علمی، به رفع مشکل برمیآید. نویسنده کوشیده است تا نخست، در باب این جدل و در ادامه به موضوع تواضع و تناسب آن با این حکایت بپردازد. و با نگاهی به حکایت جدال سعدی با مدعی در گلستان ویژگیهای این جَدلهای سعدی را برشمارد.
حکایتهای مندرج در دو اثر گلستان و بوستان سعدی دارای شان اخلاقی است. اصولا توجه به رسوم اخلاقی یکی از خصلتهای عمده فرهنگ ادبی ایران بوده است. شاعران و نویسندگان ایران از همان سدههای اول هجری به موضوعهای اخلاقی و پند و اندرز، کشش خاص داشتهاند و واقعیتها را از چنین خاستگاههایی توصیف کردهاند. آثار سعدی از این لحاظ مستثنا نیست. اما آنچه سرودههای سعدی را در این رهگذر شاخص میکند، جنبههای اجتماعی و دمدنی اخلاق در آثار اوست. این مقاله به این ویژگی آثار سعدی پرداخته و آنها را بررسی میکند.