آنچه در فرهنگ های فارسی به فارسی در باب ارکان لغت می توان یافت به شرح زیر است: - عنوان یا لغت یا مدخل یا ماده و ترتیب الفبایی آن؛ - تلفظ یا ضبط؛ - هویت دستوری و تاریخی؛ - معنی یا معانی و ماخذ آن؛ - شواهد و ماخذ آنها؛ - اصطلاحات، تداول عامه و امثال؛ - ترکیب ها و معانی و شواهد و ماخذ آنها. با توجه به آنچه مولف فرهنگ نظام در مقدمه کتاب خود (ص 41) آورده، ارکان لغت به طور خلاصه می توان به شرح زیر برشمرد: لفظ؛ هویت دستوری؛ تعلق زبانی؛ اشکال (مخفف یا مبدل)؛ معنی یا معانی؛ شواهد؛ ترکیب ها. در این مقاله، از ارکان مذکور فقط ترتیب الفبایی، تلفظ، شکل کلمه، و چگونگی درج ترکیب ها در چند فرهنگ مهم تر فارسی به فارسی بررسی و تا حدی مقایسه خواهد شد. این گزارش عمدتا جنبه توصیفی دارد، و در آن، روش های گوناگونی که فرهنگ نویسان اختیار کرده اند بررسی شده است.
فرهنگ نویسی درکشورهای مختلف سابقه ای طولانی دارد ، و در کشور ما نیز از جایگاه ویژه ای برخوردار است . محققین شروع تاریخ فرهنگ نگاری توسط ایرانیان را از اوایل قرن 9 میلادی می دانند که در مقایسه با کشورهای اروپایی از سابقه طولانی آن حکایت می کند . فرانسویها از قرن 16 ، انگلیسیها از قرن 17 و روسها از قرن 18 بدین امر همت گمارده اند . هدف این پژوهش مقایسه اجمالی فرهنگهای به چاپ رسیده و پر کاربرد دو زبانه روسی به فارسی و فارسی به روسی و ارائه قابلیتها و ویژگی های یک فرهنگ خوب می باشد .
در مقاله حاضر ، لغت و اصطلاح ، رابطه آن دو و عوامل پیدایش اصطلاحات ، مورد بحث قرار گرفته ، آنگاه ضمن مقایسه فرهنگ با فرهنگنامه و برابرنامه ، به پیشینه هر یک اشاره شده است و طبقه بندی گونه های مختلف فرهنگها مورد ارزیابی قرار گرفته و در پایان ، ویژگیهایی که یک فرهنگ تخصصی از نظر اطلاع رسانی باید دارا باشد ، ارائه گردیده است .