زمین سوخته: زمانی که نویسنده ای واقع گرا و انسان دوست نظیر احمد محمود به مسئله تجاوز عراق به خطه خوزستان به ویژه شهر اهواز، که بستر اکثر حوادث آثار اوست، می پردازد، نمی توان حاصلی جز رمانی برجسته همانند زمین سوخته (1361) انتظار داشت که به زبانی ساده و شیوا و بیانی موشکافانه و بصری به تجسم واقعیات جنگ در سه ماهه اول آن می پردازد. در این اثر نه چندان حجیم اما سرشار از حوادث و شخصیت های گوناگون، نگاه نویسنده (جز در یک مورد) به درون جبهه ها و جنگ های تن به تن معطوف نیست- هر چند شرح گام به گام پیشروی و عقب نشینی دشمن و عملیات تدافعی رزمندگان اسلام با ذکر مکان ها و عده شهدا و اسرا و نیز تخریبات ستون پنجم نمایی کلی از جنگ به خواننده عرضه می دارد- بلکه این تبعات جنگ در ابعاد فردی و اجتماعی است که دغدغه های نویسنده و مضمون رمان را شکل می دهد...
نویسنده در این مقاله مدارا و مهربانی در سخن و اندیشه سعدی را رمز ماندگاری سعدی میداند. به عقیده وی اگر در سخن سعدی خشونت و قساوت بود، او باقی نمیماند، مدارا و مهربانی امری است که به زندگی انسان برای همیشه تاریخ، معنا و جهت میبخشد که این سخن در سراسر آثار سعدی، در غزلها، در گلستان، در بوستان به شکلهای مختلف قابل بررسی است. نکته دومی که وی به آن اشاره میکند و آن را باعث بقای سعدی میداند، توجه سعدی به زیبایی و شادی است.
دشواری و غرابت، صفتی است که از دیرباز دیوان خاقانی بدان موصوف بوده است. بخش قابل توجهی از دشواری های این دیوان، برخاسته از پشتوانه فرهنگی گسترده ای است که شاعر مضامین، تصاویر و تعابیر بدیع و گونه گون را بر بنیان آن استوار ساخته است. طریق غریب خاقانی در سخنوری چنان رقم خورده است که برای دوری جستن از مستعملات، آگاهی های مختلف را با توان هنری خود پیوند می دهد و سخنی پرارج و فاخر می آفریند. استعداد شگرف سخن آرایی و ظرافت خاقانی در به کارگیری این پشتوانه سبب می شود تا سخن او رنگ خشک تعابیر علمی و غیر ادبی را به خود نگیرد. گزاره های پزشکی بخشی از پشتوانه فرهنگی خاقانی است که وی به طور چشم گیری در سخن آرایی از آن بهره گرفته است. طب با وجود پزشکان بزرگی چون زکریای رازی، مجوسی اهوازی، ابوعلی سینا، اسماعیل جرجانی و... در دوران حیات شاعر، پیشرفت قابل توجهی داشت. پرورش و دستگیری های عمو (کافی الدین عمر) و پسرعمو (وحیدالدین) در این باب نیز خاقانی را بی نصیب نگذاشته بود. همچنین محیط ادبی زمان این شاعر پراطلاع می طلبید که وی فردی عالم و دانشور باشد، خصوصاً که رقبا و بلکه خصمان برجسته ای چون ابوالعلاء گنجوی و دیگران را در برابر خود می دید. رسالت این جستار، پژوهش در داروهای حیوانی به عنوان گوشه ای از این گزاره ها است.
محمدبن سلیمان بغدادی ملقب به فضولی شاعر و نویسنده قرن دهم هجری بود. او آثارش را به سه زبان فارسی، ترکی و عربی نوشت. حیاتش در عصری بحرانی و سرزمینی که مورد مناقشه ایران و عثمانی بود سپری شد. از این رو بیش از دو سوم عمرش در تابعیت ایران و کمتر از یک سوم آن در ذیل سلطه عثمانی گذشت. زمان چیرگی عثمانی بر عراق عرب سال 941 هجری یعنی سال حمله سلطان سلیمان عثمانی به بغداد و انتزاع آنجا از حوزه نفوذ مستقیم ایران است. فضولی در قصیده انیس القلب که به سلطان سلیمان عثمانی تقدیم کرده است، محل زیست خود – بغداد – را جزئی از ایران می داند:انیس القلب کردم نام این محبوب و می خواهم/که هر ساعت دهم در بزم اهل فهم جولانش به دست پاکبازان امانت پیشه بسپارم/فرستم سوی دارالعدل روم از ملک ایرانش تذکره نویسان و پژوهشگران در مذهب فضولی اختلاف نظر دارند. برخی او را شیعه افراطی، برخی شیعه معتدل اثنی عشری، برخی سنی حنفی، و برخی اهل طریقت – بکتاشی یا حروفی – می دانند.این اختلاف نظر از عدم صراحت فضولی در بیان مذهبش منشا می گیرد. در هیچ یک از آثار فضولی ذکری از مذهب او نیست. بویژه در کتاب مطلع الاعتقاد فی معرفه المبدا و المعاد که در موضوع کلام است و بنا بر قاعده باید طی آن نویسنده به بیان مذهب و باورهای مذهبی خود پرداخته و به دفاع از آن برخاسته باشد، هیچ ذکری به مذهب او نشده است. نویسنده این سطور سعی کرده است با تحقیق در آثار فضولی افکار مذهبی او را باز شناساند...