وفاداری به برند از عوامل مهمی است که نقش بسزایی در ایجاد منافع بلندمدت برای شرکت ایفا می کند. مشتریان وفادار با کمال میل حاضرند مبلغ بیشتری را برای کسب مزایا و کیفیت برند مورد علاقه خود بپردازند که این مهم در موفقیت شرکت ها نقش تعیین کننده ای خواهد داشت که به منظور بهبود این روند، می بایست که بر روی عوامل مؤثر بر روی وفاداری مشتریان اطلاعات دقیقی داشت.
در این راستا، هدف از تحقیق حاضر بررسی تأثیر ابعاد برند خدمات و اثربخشی ارتباطات جایگاه برند بر وفاداری مشتریان شرکت بیمه ی سینا بوده است که بدین منظور، ۴۰۰ نفر از مشتریان شرکت بیمه سینا به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و به پرسشنامه تحقیق پاسخ گفتند در پایان نتایج نشان داد که اثربخشی ارتباطات جایگاه برند و ابعاد برند خدمات بر وفاداری مشتریان شرکت بیمه سینا تأثیر دارند. اثربخشی ارتباطات جایگاه برند، شواهد برند و شنیده های برند بر نگرش به برند مشتریان شرکت بیمه سینا تأثیر دارد. شنیده های برند بر شواهد برند مشتریان شرکت بیمه سینا تأثیر دارد. نگرش به برند بر وفاداری مشتریان شرکت بیمه سینا تأثیر دارد. نگرش به برند در تأثیر اثربخشی ارتباطات جایگاه برند بر وفاداری مشتریان شرکت بیمه سینا نقش میانجی دارد. نگرش به برند در تأثیر شواهد برند بر وفاداری مشتریان شرکت بیمه سینا نقش میانجی دارد. نتایج همچنین نشان داد که نگرش به برند در تأثیر شنیده های برند بر وفاداری مشتریان شرکت بیمه سینا نقش میانجی ندارد.
امروزه تاکید سازمان ها بر مشتری گرایی و تلاش برای نهادینه سازی این نوع نگاه در سازمان باعث شکل گیری چهره جدیدی از سازمان ها تحت عنوان سازمان های مشتری گرا شده است. سازمان مشتری گرا سازمانی است که به دنبال حداکثر سازی رضایت مشتریان از طریق ارائه کالاها و خدمات مناسب و بهبود روابط با آنان است. مساله اصلی تحقیق حاضر این است که مشخص نماید برای اینکه شرکت های کارگزاری فعال در بورس اوراق بهادار تهران، چهره ای مشتری گرا از خود به نمایش بگذارند باید بر چه اجزاء و ارکانی تکیه نمایند.در این راستا و جهت پاسخ به مساله یاد شده ، هدف تحقیق حاضر این است تا با بهره گیری از ادبیات تحقیق و رجوع به نظر خبرگان، مدلی را برای ارتقای مشتری گرایی شرکتهای کارگزاری فعال در بورس اوراق بهادار تهران طراحی نماید. برای رسیدن به هدف یاد شده از روش دلفی طی چهار دور استفاده به عمل آمد. نتایج تحقیق نشان داد که شرکت های کارگزاری فعال در بورس اوراق بهادار تهران، برای اینکه بتوانند چهره ای مشتری گرا از خود به نمایش بگذارند، باید بر هفت عامل که عبارتند از: ارزش های ذینفعان، فناوری پیشرفته، ساختار منعطف، نیروی انسانی شایسته، ارزش های اسلامی، اهداف مشخص، و فرهنگ سازمانی حمایت کننده ، تکیه کنند.
فناوری ردیابی حرکات چشم کاربردهای فراوانی دارد از جمله برای شناسایی میزان توجه و اثربخشی تبلیغات تلویزیونی می توان از آن استفاده کرد.
شایسته ی یادآوری است که این فناوری، فراتر از توجه، میزان مشارکت شخص را نیز می سنجد؛ چرا که بررسی رفلکسهای مردمک چشم، اطلاعات ارزشمندی درباره ی فعالیتهای درونی مغز می دهد.
کشورهایی که در آنها رستوران مکدونالد وجود دارد، هرگز وارد منازعه با یکدیگر نشده اند.""
این عبارت را فیلیپ کاتلر، پدر بازاریابی نوین، در کتاب بازاریابی 3 (مارکتینگ تری) به نقل از توماس فریدمن آورده است. عبارت مزبور فوق العاده تأمل برانگیز است اگر چند بار آن را مرور کنیم.
مکدونالد را باید شناخت؛ 32 هزار رستوران در 120 کشور دنیا، با یک میلیون و 600 هزار کارمند، که برای آموزش تنها 250 هزار کارمند، سالانه یک بیلیون دلار سرمایه گذاری میکند، روزانه برای 64 میلیون نفر سرویس میدهد، هفت دانشگاه در جهان تأسیس کرده، رتبهی نخست شرکتهای برتر خدمات غذایی را از آن خود کرده و...
اثر حاضر در پی آن است که با ارائهی الگوی علمی، ویژگیهای این شرکت جهانی را به همراه کاستیهای آن معرفی کند. افزون بر آن، درسهایی از این شرکت پیشتاز جهانی را برای رستورانهای ایرانی عنوان کرده است که میتواند در جای خود برای صاحبان این نوع کسب وکارها افتخارآفرینی کند؛ اگر این درسها در عمل اجرا شود.
رقابت روزافزون در سطح تجاری می تواند به عنوان مکانیزمی اثرگذار در تصمیم مدیران مبنی بر پرداخت سود سهام ایفای نقش کند. در خصوص این ارتباط دو مدل پیامد و جانشینی مطرح شده است. پژوهش حاضر با بررسی نمونه ای شامل 112 سال-طبقه صنعت (در مجموع 126 شرکت) در سالهای 1383 الی 1390 به بررسی ارتباط بین ساختارهای رقابتی بازار و تقسیم سود می پردازد. در این پژوهش ارتباط بین شاخص های رقابتی ( تمرکز صنعت، قابلیت جانشینی محصول، اندازه بازار، موانع ورود به بازار و تعداد شرکتهای فعال) و نسبت سود تقسیمی هر سهم پس از در نظر گرفتن متغیرهای کنترلی (شامل اندازه شرکت، سودآوری، فرصت های رشد، نسبت سودانباشته به کل سرمایه و نسبت بدهی) و با استفاده از روش داده های ترکیبی در قالب پنج فرضیه فرعی آزمون شده است. سپس با استفاده از نمره رقابت که یک معیار ترکیبی برای سنجش رقابت است، به آزمون فرضیه اصلی پرداخته میشود. یافته های پژوهش بیانگر این است که قابلیت جانشینی محصولات و اندازه بازار دارای رابطه مثبت و معنی دار با تقسیم سود می باشد و بین سایر ابعاد رقابت و تقسیم سود ارتباط معناداری مشاهده نشد. فرضیه کلی پژوهش نیز که با استفاده از نمره رقابت آزمون شد، ارتباطی مثبت اما غیر معنادار از لحاظ آماری را نشان داد. از بین متغیرهای کنترلی فقط سودآوری ارتباط معناداری با سیاست تقسیم سود نشان داد.
در این پژوهش،تابع هزینه بانک رفاه همراه با توابع سهم نهاده های تولید بر مبنای اطلاعات مربوط به درآمد و هزینه کل بانک در سراسر کشور در فاصله سالهای 1370 تا 1390 با استفاده از نرم افزار Eviews برآورد گردیده است.به منظور برآورد پارامترهای مربوط به معادلات تقاضای مشتق شده برای نهاده های تولید و محاسبه کشش جانشینی و قیمتی عوامل، فرم تابعی ترانسلوگ برگزیده شده است. در این تحقیق، هزینه بانک رفاه تابعی از قیمت عوامل تولید (نیروی کار، سرمایه فیزیکی، منابع مالی) و نیز سطح محصول ( درآمدهای ناشی از پرداخت تسهیلات و سپرده گذاریها و نیز درآمد ناشی از سایر فعالیتهای بانک) در نظر گرفته شده است.نتایج حاصل از تحقیق، حاکی از این است که عوامل تولید بانک رفاه جانشین هم می باشند. کشش متقاطع سرمایه فیزیکی و نیروی انسانی بیشتر از کشش متقاطع نیروی انسانی و سرمایه فیزیکی است که نشان از تأثیر بیشتر سرمایه در هزینه های بانک دارد.همچنین کشش خودقیمتی نهاده سرمایه نسبت به سایر نهاده ها بیشتر بوده و حاکی از حساسیت بیشتر این نهاده در مقابل تغییر قیمتهای نهاده هاست.طبق نتایج به دست آمده، می توان گفت، بانک رفاه با صرفه های ناشی از مقیاس و با بازدهی فزاینده نسبت به مقیاس مواجه است.