زبان شناسان بازتحلیل را در مقام یکی از ساز و کارهای مهم تغییر زبانی طبقه بندی کرده اند. بازتحلیل می تواند موجب تغییرات صرفی و نحوی شود. در بعضی از تغییرات صرفی، سخنگویان ساختار تاریخی و اولیه کلمه یا کلماتی را نادیده می گیرند و برای آنها ساختار ثانویه و کاملا متفاوتی قائل می شوند و از این راه، کلمات یا تک واژهای جدیدی پا به عرصه وجود می گذارد. این بازتحلیل و تلقی ثانویه، بیشتر حاصل ناآگاهی، کم سوادی و یا بی دقتی است. به طور معمول، در دستور سنتی، ساخت های حاصل از بازتحلیل را «غلط مشهور»، «اشتقاق عامیانه» و «صورت جعلی» می نامند. ولی شواهد مربوط به زبان فارسی و زبان های دیگر بیانگر آن است که بسیاری از ساخت های بازتحلیل شده، استعمال عام می یابند و به اصطلاح در زبان جا می افتند. ما در این تحقیق به بررسی نقش بازتحلیل در تغییرات صرفی زبان فارسی نو خواهیم پرداخت و با شواهد عینی که بیشتر از کتاب ها و مقالات دارای ماهیت تجویزی و ریشه شناختی استخراج کرده ایم، نشان خواهیم داد که در این زبان، بسیاری از تغییرات صرفی در نتیجه عملکرد بازتحلیل به وجود آمده است. منظور ما از فارسی نو، فارسی دوره اسلامی تاکنون است.
ادبیات تطبیقی از مهم ترین گونه های ادبی است که ما را در یافتن وجوه مشترک اندیشه های بزرگان جهان که از نظر زمانی و مکانی از یکدیگر فاصله دارند، یاری می رساند. میگل د. اونامونو، فیلسوف، شاعر و متکلم اسپانیایی با بر جای گذاشتن اثر مهم و عمیق خود، درد جاودانگی، تاثیر بسیاری بر اندیشمندان پس از خود و به ویژه فلاسفه اگزیستانسیالیست گذاشت. از سویی گزاره های اونامونو در باب ایمان به خدا، شباهت بسیاری به عرفای شرقی دارد و ما را به مقایسه افکار این فیلسوف ژرف اندیش اسپانیایی با این افراد وا می دارد.در مقاله حاضر تلاش شده است تا دیدگاه اونامونو درباره «ایمان» با دیدگاه حافظ شیرازی، شاعر و متفکر قرن هشتم هـ. ق. مقایسه شود و گزاره های هر دو در باب ایمان و عشق به خداوند به محک تطبیق کشیده شود. این شباهت و همسانی را به خوبی می توان با ذکر شواهدی از درد جاودانگی اونامونو و ابیاتی از دیوان حافظ شیرازی نشان داد.چکیده عربی: یعتبر الأدب المقارن من أهم الأشکال الأدبیة التی تساعدنا علی استیعاب الآراء المشترکة لدی مفکری العالم الذین باعد الزمان والمکان بینهم. فقد أثّر میجل دیه أونامونو، الفیلسوف و الشاعر و المتکلم الإسبانی، بعد خلق نتاجه الکبیر “ألم الخلود” تأثیرا عظیما علی المفکرین بعده، سیما الفلاسفة الوجودیین. هذا و إن عقائد اونامونو حول الإیمان بالله تتشابه إلی حد کبیر بعقائد العرفاء الشرقیین ما یجعلنا نقوم بدراسة مقارنة بین هذا الفیلسوف المفکر و العرفاء الشرقیین.ألقی هذا المقال الضوء علی دراسة مقارنة بین نظرة أونامونو و حافظ الشیرازی الشاعر و المفکر الذی عاش فی القرن الثامن إلی «الإیمان» للتمکن من القیام بدراسة مقارنة بین عقائدهما حول الإیمان و الحب الإلهی. و تراءی للباحث أنه من الممکن إبداء التشابهات الموجودة بینهما بعد تقدیم نماذج من «ألم الخلود» و دیوان حافظ الشیرازی.
در مقاله حاضر، با یک نگرش تطبیقی، زمینه های تاریخی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و ادبی در روند شکل گیری شعر حماسی ـ آیینی عاشورایی با زبان ادبی ویژه و مستقل آن، تبیین میشود و انعکاس ارزشهای آیینی (دینی) عاشورا همچون استمرار غدیر و ولایت، تولی و تبری، ظلم ستیزی، عدالت محوری، جهاد و شهادت و تبلیغ و ترویج آرمانهای انسانی و اسلامی و اندیشه های انقلابی تشیع در گستره ادب عربی و فارسی با ارایه نمونه های تامل برانگیز و آموزنده پی گرفته میشود و سرانجام، مقاله با بررسی اغراض شعری، مضامین و ساختار لفظی و معنوی و پیامدهای ارزشی و ادبی آن، پایان می پذیرد.چکیده عربی:یهدف هذا المقال إلی تبیین الأرضیات التاریخیة والسیاسیة والاجتماعیة والثقافیة والأدبیة فی نشأة الشعر الملحمی ـ المذهبی العاشورائی بعد دراسة مقارنة وبقراءة أدبیة خاصة کما یتابع تجلیات المفاهیم المذهبیة العاشورائیة کاستمراریة الغدیر والولایة والتولی والتبرّی والقیام ضد الظلم واتخاذ العدل والجهاد والشهادة وترویج المطامح الإنسانیة والإسلامیة والمفاهیم الثورویة الشیعیة فی الأدبین العربی والفارسی بتقدیم النماذج التعلیمیة الهادفة وأخیرا یدرس الأغراض الشعریة ویتناول هذا الشعر مضمونا وشکلا لیدلّ علی قیمه الفنیة والأدبیة.