سخن گویان هر زبان، در گفتار روزمره، برای مبادله پیام های گوناگون و افاده معانی، به شیوه های متنوعی متوسل می شوند. بررسی شیوه های استفاده از امکانات حوزه های زبان این واقعیت را نمایان می سازد که سخن گویان همه زبان های به صرفه جویی در گفتار، زمان صرف شده برای آن و صرف حداقل انرژی گرایش دارند که در زبان شناسی به اصل کم کوشی موسوم است. از طرف دیگر، اهمیت سرعت در قرن حاضر و نیاز به ارائه حداکثر اطلاعات با استفاده از حداقل داده های زبانی ایجاب می کند که اهل زبان از صورت های هم سان احتراز کنند. جنسن (1991)، به نقل از کیپارسکی، اصل اجتباب از هم معنایی را مطرح می سازد. به موجب این اصل، هیچ قاعده واژه سازی نمی تواند واژه ای هم معنی با یکی از واژه های موجود زبان تولید کند. اما، با مطالعه زبان فارسی، در می یابیم که برای ساختن واژه های دارای معنای منفی یا متضاد بیش از یک نوع پیشوند نفی در اختیار فارسی زبانان است که به پایه افزوده می شود تا واژه ای نو بسازد و این از اصل کم کوشی و اقتصاد به دور است. از این رو، در این مقاله، در حوزه صرف به مطالعه یکی از اجزای ساختاری موسوم به پیشوند می پردازیم و از بین تمام انواع آن نیز فقط یک نوع، یعنی پیشوند نفی، بررسی خواهد شد. تلاش خواهیم کرد تا، ضمن بررسی انواع پیشوندهای نفی در زبان فارسی، روشن سازیم که چرا برای مدلولی واحد چند وند متفاوت به کار می رود و آیا کاربرد این پیشوندها با هم تفاوت دارد و اگر چنین است هر کدام چه نقشی بر عهده دارند و، بر این اساس، آیا می توان آنها را دسته بندی کرد و بافت و کاربرد هر یک را مشخص ساخت. به این منظور، تک تک وندهای نفی در زبان فارسی معرفی و بافت کاربرد آنها مشخص می گردد...
اهداف این پژوهش بررسی ویژگی های سبکی منظومه شکار و تحلیل و نقد آن می باشد. به عنوان شیوه پژوهش، در این مقاله از معیارهای شناخته شده در سبک شناسی، بیان، بدیع، نقد ادبی و داستان نویسی، در جهت تحلیل سبک شناختی و نقد اثر مذکور استفاده شده است. نتایج پژوهش از قرار ذیل می باشد: 1) ویژگی های سبکی این منظومه عبارتند از: زبان رمزی(symbolic) اشارات و دلالتهای ضمنی فراوان؛ توصیف؛ ایجاز، زبان ساده، به کار بودن از جنبه های نحوی، معنایی و واژگان روز، همراه با حداقلی از باستان گرایی(archaism) در واژگان، استفاده فراوان از تشبیه و محسوس بودن مشبه به در تشبیه ها، استفاده فراوان از شخصیت بخشی و صنایع لفظی بدیع، به ویژه واج آرایی (alliteration) و جناس، و در مقابل، کم اعتنایی به کنایه و صنایع معنوی بدیع 2) این منظومه با توجه به رمزی بودن و درونمایه فلسفی، تا حدی ادامه شیوه منظومه سرایی نیما یوشیج شمرده می شود، اما به دلیل استفاده از نمادها و ویژگی های بلاغی بر گرفته از سنت شعر فارسی، گرایش بیشتر به وضوح معنا (در قیاس با نیما) و قالب نیمه سنتی منظومه، اخوان ثالث شیوه ای متفاوت با روش نیما یوشیج اختیار کرده است و آن تلفیق سنت و نوگرایی است.
تصویر یکی از اساسی ترین و پرکاربردترین اصطلاحات در نقد ادبی است. این مقاله به ماهیت تصویر در ادبیات پرداخته است. مفهوم لغوی آن در زبان انگلیسی و معادل فارسی آن را بیان کرده، آنگاه به بررسی چند تعریف مشهور از ایماژ پرداخته است. سپس تصویر را به تصویر واژگانی و تصویر خیال تقسیم کرده و پس از تعریف و تبیین هر کدام، تصویرپردازی در سطح و تصویر اعماق را از هم متمایز کرده و به مساله تحول تصویر در تاریخ ادبیات پرداخته و نشان داده است که همراه با تغییر افق جمال شناسی و نگرشهای فکری- اجتماعی در هر دوره، تصویر نیز دستخوش تحول شده و بلاغت سنتی نتوانسته خود را با تحول تصویر همراه سازد و ابزار تجزیه و تحلیل تصویرهای نمادگرا و مدرن را فراهم کند.