بحث اصلیاین مقاله مربوط به «حروف اضافه و حروف ربط» در زبان فارسیاست و مقوله ایتازه را در زمینه تحول کارکردهایحروف در ادبیات معاصر ایران مطرح میکند. ادب فارسیهمیشه حروف را در بحث دستور زبان مطرح کرده است؛ اما در این مجال تلاش بر آن است که نشان داده شود، ادبیات معاصر، حروف را در حوزه معانیو بیان و بدیع وارد میکند.
عنوان این مقاله، «زبان و کاربردهای باستانگرایانه در اشعار مهدی اخوان ثالث» متخلص به م. امید است. مقاله با مقدمه ای درباره زبان «امید» و تعریفی از باستانگرایی صرفی و نحوی (Archaism) آغاز می شود و با ارایه شواهدی در سه حوزه باستانگرایی های صرفی و نحوی، و کاربرد واژه های کهن، و کلمات و تعبیرات جدید یا کم کاربرد به همراه برخی نقد و نظرها به اتمام می رسد؛ در خصوص شواهد ارایه شده باید گفت که:اولا تمامی اشعار و منظومه های اخوان سطر به سطر و به دفعات مورد مطالعه و مداقه قرار گرفته است.ثانیا جهت اختصار سعی شده است به مهمترین آنها با حداقل مثال ها بسنده گردد.ثالثا شواهد ارایه شده تا حد ممکن از میان آثار مختلف و قالبهای جدید و قدیم باشد.
حروف جاره به لحاظ داشتن وضعیتی خاص در میان حروف، برای ایجاد معانی خود، نیازمند ارتباط با دو لفظ دیگرند. از این پدیده نحویان با عنوان «تعلق حروف جر» تعبیر کرده¬اند. با عنایت به این مناط نیاز نداشتن حروف جری که به صورت زائد، و یا احیاناً در دیگر معانی به کار می¬روند، نیز استعمال غیر حرفی برخی از این حروف، تفسیر می¬گردد. در بیشتر موارد، تعیین متعلق به آسانی صورت می¬گیرد. اما گاه استفاده از حروف جر، در کلام از حالتی غیر معمول برخوردار بوده که در این مورد قرائن عقلی و نقلی و احیاناً سیاق و جز آن، مفسر را برای تعیین متعلق کمک می¬کند. یافتن و تعیین متعلق این حروف در درک صحیح معنا تأثیر گذار است و گاه با تعیین متعلقات گوناگون، عبارت به چند وجه، قرائت می¬شود.
نفثه المصدور، کتابیتاریخی- ادبیاست تالیف محمد زیدرینسوی- منشیسلطان جلال الدین خوارزم شاه - که در نیمه اول قرن هفتم به نثریمصنوع و مزین نگاشته شده است و روان شاد دکتر امیرحسین یزدگردیآن را تصحیح و شرح کرده اند. کنایه (irony) یکیاز صور (شکل) پویایخیال در ادب پارسیاست که دانش مندان علم بیان از دیر زمان تاکنون بدان اقبال نموده اند. در این مقاله، پژوهنده تعریف کنایه را مورد مداقه قرار داده، سپس انواع آن را از نظر قدما بیان نموده و برایهر کدام به ذکر چند مثال بسنده کرده است. آن گاه به بازجست اقسام کنایه به ترتیب بسامد پرداخته است.