فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۳۶۱ تا ۷٬۳۸۰ مورد از کل ۱۱٬۵۴۵ مورد.
گاهشمار زندگی و آثار ناپیل
حوزههای تخصصی:
نگاهی به یادداشت های انتقادی استاد فرزان بر کلیله و دمنه مصحح مینوی
حوزههای تخصصی:
مسافری که به « هیچ» می اندیشد ؛ تحلیل روایی « مسافر» کتاب ششم از هشت کتاب سهراب سپهری
حوزههای تخصصی:
وجه اشتقاق چند لغت فارسی
تشخیص در شعر کمال الدین اسماعیل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله سعی شده است خلاقیت هنری کمال الدین اسماعیل (ف 635 ق) در حوزة تشخیص که یکی از زیباترین عناصر جمال شناسی شعر است، بررسی شود. نخست تشخیص به دو نوع اجمالی و گسترده تقسیم شده و نوع اجمالی آن از جهت محتوا یعنی اسناد صفات و خصایص انسانی به عناصر طبیعی، انتزاعی و اشیاء بررسی شده و از نظر ساختمان نیز به سه صورت تشخیص فشرده، نیمه فشرده و گسترده تقسیم گردیده است و تشخیصهای فشرده این شاعر که حاصل ترکیبهای اضافی (مضاف و مضاف الیه و موصوف و صفت) است به تفصیل مورد بررسی قرار گرفته است. در پایان برای نشان دادن قدرت تصویر سازی و مهارت کمال الدین اسماعیل در ایجاد مضامین متعدد، تصویر نرگس که بن مایه بسیاری از تصاویر شعری اوست، درقالب یک هاله تصویری ترسیم شده است.
اردشیر، موبد موبدان: یک تصحیح در متن بندهش
حوزههای تخصصی:
ساختار گرایی آغازین
منبع:
گلستانه دی ۱۳۸۰ شماره ۳۵
حوزههای تخصصی:
بررسی ساختواژی پسوندی نام آوایی (ـ اَست) در گویشهای خراسان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نگارنده در نوشتار حاضر به بررسی معنا و کاربرد پسوندی نام آوایی در گویشهای خراسانی می پردازد. پسوند آوایی اَست /-ast/ با افزوده شدن به نام آواهایی مانند شُرشُر، تَق تَق، خش خش و … که خود نوعی استمرار آوا را نشان میدهد، معنای ناگهانی بودن و عدم استمرار تولید آن آوا را به آنها می افزاید. برای نمونه در حالی که نام آوای شُرشُر sor - sor/ بیانگر استمرار آوای شر است، صورت شُرّست /Sorrast/ بیانگر آن است که این آوا به یکباره و ناگهانی پدید آمده و استمرار نیافته است. افزون بر نمونه های مربوط به گویشهای خراسانی، نمونه های کاربرد این پسوند در متون قدیم فارسی و برخی گویشهای ایرانی مثل تاجیکی و افغانی نیز در این نوشتار ارائه می گردد.
تاملی در تعریف بلاغت و مراحل تکامل آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مساله بلاغت و زبان آوری و دانش بلاغت دو امر متفاوت از یکدیگر است. بلاغت راپیشینه ای طولانی است، و در زبان عربی سالها پیش از ظهور اسلام شاعران و خطیبان از آن بهره مند بوده و به آن عنایت داشته اند ولی دانش بلاغت پس از اسلام در تمدن اسلامی نشو و نما یافت.در آغاز تعاریفی ابتدایی از بلاغت مطرح گردید و بتدریج همگام با تحول و تطور علم بلاغت، تعاریفی دقیق تر و علمی تر از آن ارائه گردید که با تعاریف نخستین تفاوت داشت. سیر تحول این تعریف ها و تفاوت آنان موضوعی است که این مقاله عهده دار آن است.
تأملی در ساختار روایی و نقش روایتهای افزوده در تاریخ بیهقی
حوزههای تخصصی:
نقد ادبی: گفتگو با گلی ترقی
حوزههای تخصصی:
بلاغت و گفتگوی با متن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله با بیان تفات متن کلاسیک و م درن، موقعیت مخاطب در برابر متن مدن با مخاطب متن کلاسیک مقایسه شده است. با تغییر عوامل حاکم بر آفرینش و قرائت متن، مفهوم بلاغت نیز تغییر می کند. در بلاغت جدید تأویل حاکم است و در بلاغت سنتی شرح و بلاغت گوینده جای خود را به بلاغت خواننده می دهد. ضمن طرح مباحث نظری در این باره شعر فارسی از حیث نسبت خواننده با آن بررسی و نشان داده شده که ادراک شعر عرفانی و شعر نو اصیل فارسی بلاغت خواننده را می طلبد و در کل شعر معاصر فارسی از این دیدگاه به سه دسته تقسیم می شود: 1- شعرهای تک معنایی که گفتگو با آنها برای خوانندگان غالباً ساده است. 2- شعرهای تفسیر پذیر که تنها یک تفسیر دارند. 3-شعرهای تأویل پذیر که ابهام معنایی گشتره ای دارند.