یکی از مهم ترین کتاب های تاریخ بشریت که از دیر زمان مورد توجه مردم با فرهنگ های مختلف قرار گرفته، کتاب کلیله و دمنه است. به همین جهت مترجمان مختلف این کتاب «متناسب با فرهنگ و زبان قوم خود» در آن دخل و تصرف هایی کرده اند، یکی از مشهورترین ترجمه های این کتاب، ترجمه نصر اله منشی به زبان فارسی است، برتری های این ترجمه چه از نظر ادبی و چه از نظر انتقال پیام بر دیگر ترجمه ها بر کسی پوشیده نیست. نصراله منشی در این ترجمه مانند دیگر مترجمان برای هر نمایی خود و بهتر جلوه دادن حکایت، در متن عربی آن دخل و تصرف هایی کرده است. بیشتر این تصرف ها باعث غنای متن و گاهی بر طرف کردن کاستی ها و نارسایی ها شده است، اما به ندرت این دخل و تصرف ها موجب لغزش هایی در کار او شده است در این مقاله به طور خلاصه به بعضی از این لغزش ها اشاره می شود.
دیوان امیر معزی را برای بار اول استاد عباس اقبال آشتیانی در سال 1318 شمسی از طرف کتابفروشی اسلامیه در تهران تصحیح و به حلیه طبع آراست و بار دیگر ناصر هیری در سال 1362 از سوی نشر مرزبان این اثر را تصحیح و به چاپ رسانده. البته چاپ ناصر هیری بسیار مغلوط و نامستند و غیر علمی است؛ چرا که مصحح هیچ اشاره ای نکرده است که چه نسخه ای را از چه سالی در دست داشته و یا اینکه نسخه اساس و نسخ بدل را از چه نسخه ای برگزیده است. از قراین می توان استنباط کرد که نسخه ایشان بسیار شبیه به نسخه استاد اقبال بوده و لیکن با غلط ها و تصحیف های فراوان تری چاپ گردیده و بسیار نابسامان و بازاری است. دیوان مصحح استاد اقبال نیز همچنان که مصحح در مقدمه بدان اشاره کرده، بر اساس نسخه های متاخر و مغلوط صورت گرفته است. نگارنده با در دست داشتن دو نسخه متقدم از دیوان این شاعر، بسیاری از اغلاط، تصحیف ها، افتادگی ها و ابهام ها این دیوان را با مطابقت این دو نسخه بر طرف ساخته که برخی از این موارد در این مقاله ذکر گردیده است.
امروزه رویکرد علمی و کارشناسی به مسائل و پدیده های مختلف جای خود را در معارف و علوم بشری به خوبی گشوده و دیری است که این موج مثبت به حوزه ادبیّات و نقد ادبی نیز کشیده شده است. نقد کهن الگویی یکی از شاخه های فرعی نقد روانشناسی است که به خوبی می تواند معیار و ملاک سنجش و بررسی و تحلیل آثار ادبی باشد. در این پژوهش، ابتدا به اختصار به ویژگیها و چندی و چونی یکی از مهم ترین کهن الگوهای شناخته شده، یعنی «مادر مثالی» پرداخته شده و فرآیند شکل گیری و چگونگی تأثیراتش بر انسان معرفی شده و سپس تأثیرات و نمادهای مختلف این کهن الگو در زبان سهراب سپهری به دست داده شده است.
شعر سپید، ساختار ویژه ای دارد. هرچند نظریّه پردازان مکتب ساختارگرایی، در زمینه این گونه از نقد تئوریهای پراکنده ای طرح کرده اند امّا، الگوی کامل و قابل ِاجرایی، در دست نیست؛ لذا مقاله حاضر براین است که ضمن جمع بندی نظریه ها و تطبیق آنها با اسلوب ادب فارسی، به یک الگوی نقدِ عملی ساختاری دست یابد. به این دلیل از دو زاویه ساختار صوری و معنایی به شعر توجه شده است: نخست، ساختار صوری که درآن، قرائنی از قبیل: نما نوا ( واج، کلمات هماهنگ، صدا وسکوت و صداهای محیطی) و نما نوشت (شکل کتابت و علائم کتابت) بررسی می شود؛ دوم ساختار معنایی که دربر گیرنده مفاهیمی از قبیل: نماد، اسطوره، کنایه، استعاره و مجاز است. واز طرف دیگر، در ساختار اندامی ـ کلامی، به استخراج وتحلیلِ تناقضات و تناسبات واژگان پرداخته شده است. در انتهای مقاله نیز با توجه به بررسی این ِعناصر، یک نمونه الگوی نقد ـ به طور عملی ـ و به همراه تأویل معنایی شعر، روی یکی از اشعار شاملو ارائه گردیده است.
مرگ همواره از مهم ترین دغدغه های انسان بوده است؛ اما عرفا به این پدیده به شیوه ای دیگر نگریسته اند و گاه حتی خودخواسته، طالب آن بوده اند.البته مرگ طلبیِ عرفا هرگز به معنی قتل نفس یا بیتوجهی به نعمتِ حیات نبوده است؛ بلکه مرگ از نگاه آنان پنجره ای به وصال معبود است. مولوی در مثنوی کبیر و هم در دیوان شمس، به مسئلة مرگ پرداخته و ویژگیها، ابعاد و آثار آن را بررسی کرده است.در این مقاله، به این مقوله پرداخته شده است.
‹‹پری›› در ادبیات کتبی و شفاهی، موجودی نیکخواه، زیبا و فریبا معرّفی شده است. علیرغم زیبایی و ظرافت میتواند به اهریمن و دیو بدل گردد. دشمن اصلیاش دیوان و جادوان و ساحرانند. شاعران باستان زیبارویان را به «پری» تشبیه کردهاند. عنصری معشوقش را پریزاد ِ پریروی پریچهرة پریپیکر توصیف میکند، و حافظ «حور» و «پری» را در بهشت اسلامی برابر و در کنار هم میبیند. در ادبیات حماسی پریان همراه دیوان و جانوران و پرندگان در شمار لشکر شاهان پیش از تاریخاند. این مقاله به بررسی ویژگیهای پریان در غزلهای مولانا در کلیات شمس میپردازد.