در این جستار، ساختار داستان فرود در شاهنامه و عناصر ساختاری تأثیرگذار در آن بررسی و تحلیل می شود. ساختار داستانی ماهیتی دارد که متأثر از عناصر خود، شکلی کنشی و روایی می پذیرد. نویسنده در پرتو این خصوصیات و عناصر ساختاری، چون طرح و نقشه، زاویه دید، کشمکش، بحران، نقطه اوج و گره گشایی، ساختار داستانی را پی می ریزد. به این منظور، ابتدا تعریفی از داستان و ساختار ارائه می گردد و سپس، ضمن بررسی عناصر این ساختار و تعیین مناسبات بین این عناصر به جست وجوی این ویژگی ها در متن داستان فرود پرداخته می شود. بر اساس شواهد ارائه شده، این نتیجه به دست آمد که متن مورد نظر روایی-نمایشی است و در آن عناصر داستانی به خوبی در خدمت پیشبرد داستان به کار گرفته شده است و طرحی مبتنی بر روابط علی آن را از آغاز تا پایان، استحکام و انسجام می بخشد. همچنین، با بررسی داستان دریافته شد که شواهد فراوانی مبتنی بر وجود ساختاری داستانی در این متن وجود دارد و متن از کلیتی پیوسته مبتنی بر شروع از وضعیتی پایدار و تغییر به سوی موقعیت پایداری متفاوت با وضعیت اول پیروی می کند.
تعزیه از مهم ترین گونه های نمایش مذهبی محسوب می شود که علاوه بر احیا، حفظ و اشاعه فرهنگ عاشورایی مهم ترین گونه نمایشی ایران بعد از اسلام نیز به شمار می رود. با توجّه به نقش تأثیرگذار آموزه های عاشورایی در شکل گیری انقلاب اسلامی و نیز اهمّیّت احیا، حفظ و اشاعه فرهنگ عاشورایی، بعد از انقلاب توجّه به تعزیه دوچندان شد. همچنین با شروع جنگ تحمیلی و پیدایش و رواج ادبیّات نمایشی دفاع مقدّس، نمایشنامه نویسان این حوزه کوشیدند با بهره گیری از گونه نمایشی تعزیه بر غنای آثار خویش بیفزایند؛ در واقع بدان جهت که دفاع مقدّس دنباله نهضت حسینی به شمار می رفت، اثرپذیری از تعزیه به عنوان یکی از مهم ترین ابزارهای فرهنگی- هنری در ترویج آموزه های واقعه کربلا در آثار نمایشی این حوزه ناگزیر بود. در این مقاله، شیوه اثرگذاری تعزیه بر ادبیّات نمایشی دفاع مقدّس بررسی و تحلیل شده است. برای تحقّق این هدف، تأثیرپذیری مهم ترین نمایشنامه ها در این زمینه از دو جنبه ساختاری و محتوایی تحلیل گشته و چندی و چونی این اثرپذیری در هریک از دو محور مذکور شرح و بیان شده است.