فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۲۱ تا ۹۴۰ مورد از کل ۲٬۳۶۸ مورد.
کارکرد سیاسی و اجتماعی دیوانگان دانا بر پایه حکایات مثنوی های عطار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در قرن های دوم و سوم هجری قمری، در جوامع اسلامی شخصیت هایی ظهور کردند که به سبب آمیختگی عقل و جنون در گفتار و کردارشان، بعدها «عقلاءالمجانین» یا «دیوانگان دانا» لقب گرفتند. دیوانگیِ عرفیِ عقلای مجانین سبب شده بود تا ایشان از آزادیِ منحصربه-فردی برخوردار باشند؛ نوعی آزادیِ درونی و بیرونی که اجازه می داد از مفاهیم مسلط یا مقدّس روزگار خود عبور کنند و دیدگاهی تازه و انتقادی درمورد شیوه معمولِ ارتباط «انسان با خدا»، «انسان با جامعه» و «انسان با نهادِ قدرت» ارائه کنند. این پژوهش رویکرد عقلای مجانین در تعامل با جامعه و مواجهه با نهاد قدرت را، برپایه حکایات عطار نیشابوری بررسی و تحلیل می کند و به موارد زیر می پردازد: گونه شناسی عقلای مجانین و تبیین کارکرد جنون به عنوان پناهگاه اندیشمندان؛ تحلیل کارکردهای سیاسی و اجتماعی دیوانگان دانا برپایه آراء باختین؛ و نمودنِ شباهت های کارکردی عقلای مجانین در فرهنگ اسلامی (مثنوی های عطار) و سایر فرهنگ ها، ازجمله در مسیحیت (آراء اِراسموس).
یادداشت های ادبی
نقد اسطوره شناختی ژرفا، بر بنیاد کهن نمونة مادینه روان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کهن نمونه ها، با تصویرهای کهن نمونه ای مانند کوه و اعداد و درون مایه های کهن نمونه ای چونان آفرینش و مرگ همسان نیست و به گمان نهان پژوه سوئیسی، کارل گوستاو یونگ، کهن نمونه ها، سازندة نمایه ها و درون مایه های کهن نمونه ای است. پنج کهن نمونة «خود»، «سایه»، «نرینه روان (= آنیموس)»، «مادینه روان (= آنیما)» و «نقاب» از کهن نمونه های برجسته و بُنیادین یونگ است که کارکرد آنها در دبستان نقد اسطوره شناختی ژرفا برای گزارش و رمزگشایی اسطوره و حماسه های اسطوره ای، بُنیادین و بی بَدیل می نماید. در کتاب های نقد ادبی، این کهن نمونه ها در زیر دبستان های نقد اسطوره شناختی و روان شناختی می آید و در اندازة تعریف، پایان می یابد و هیچ گونه تحلیل و کارکردی از آنها در نقدهای اسطوره شناختی به دست داده نمی شود. ما، در این جُستار برای نخستین بار یکی از این کهن نمونه ها، نامزد به مادینه روان را می گزاریم و کارکرد آن را در حماسه های اسطوره ای، فرارویِ منتقدان ادبی می نهیم و به رمزگشایی های نوی در حماسه های اسطوره ای، چونان شاهنامه دست می¬یابیم.
در پایان، آنچه بایستة گفت می نماید آنست که گزارش و تحلیل ما از کهن نمونة مادینه¬روان، بی پیشینه و نوآیین است.
بررسی حجابهای عرفانی از دیدگاه ابوعبداللّه نفّری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شناسایی حجاب های سلوک و راه های گذر از آنها، از مباحث مهم عرفان عملی است که عارفان در سیر و سلوک، بسیار به آن توجه داشته اند. حجاب های عرفانی از موضوعات اساسی مدّنظر ابوعبدالله نفّری، عارف شیعی قرن چهارم است؛ در آیات قرآن کریم و روایات امامان نیز در این باره نکاتی مطرح شده است. نفّری در المواقف و المخاطبات، ضمن تمرکز بر حجاب و انواع آن، دیدگاه های ویژه ای را بیان می کند که برخی از آنها برای نخستین بار مطرح می شود.
در این مقاله با تمرکز بر المواقف و المخاطبات و جستجو در دیگر متون عرفانی، ضمن بیان نظریه های متقدمین صوفیه و عرفا، دیدگاه های نفّری دربارة انواع حجاب و مهم ترین آنها، علل ایجاد کنندة آنها و درنهایت رفع حجاب، بررسی می شود. این مقاله با توجه به نگارش و سبک متفاوت نفّری نسبت به سایر عرفای مسلمان، جایگاه حجاب های سلوک را از دیدگاه او تبیین می کند. او مفاهیم و تقسیم بندی های متفاوتی در این باره مطرح کرده است؛ برخی از این حجاب ها ابداع اوست؛ نفّری به بعضی از حجاب ها اولویت و اهمیت بیشتری می دهد و ازآراء رایج در این باره نیز بهره می برد. در مقالة حاضر با توضیح و تشریح متن نمادین و دشوار المواقف و المخاطبات، دیدگاه های نفّری دربارة حجاب های عرفانی تبیین می شود.
تأملات مرگ اندیشانه در آثار سنایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله تحلیل جامع تأمّلات مرگ اندیشانه در آثار سنایی است. مرگ، یکی از اندیشه های کلان و مهمّ در آثار سنایی است و او به پدیده مرگ از زاویه ها و چشم اندازهای گوناگون نگریسته و آن را به شیواترین و نغزترین بیان تصویر نموده است. این چشم اندازهای متنوّع را می توان حاصل ساحت های اندیشگی(حکیمانه، زاهدانه و عارفانه) و نیز نوعی نسبی نگری هستی شناسانه سنایی قلمداد کرد که نشان می دهد او در هر سه ساحت وجودی، تجربه و تأمّلات شگرف و نغزی دارد.
یک قضیه بیش نیست
منشأ تصوف از کجاست؟
بهره برداری از عناصر پرکاربرد اسطوره ای شاهان و پهلوانان ایران باستان در شعر شاعران برجستة مشروطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از ویژگی های شعر دورة مشروطه، بهره برداری شاعران از عناصر اسطوره ای است. شاعران با اشاره به نام و وقایع زندگی شاهان و پهلوانان ایران باستان، کوشیده اند مخاطبان خویش را به تحرک وادارند. هر چند شاعران برجستة عصر مشروطیت کمابیش به این امر توجه داشته اند، اما شیوة برخورد آنها با عناصر اسطوره ای یکسان نیست. در این میان، شاعرانی چون ادیب الممالک و بهار با برداشتی کلاسیک گونه و معتدل در معرفی اساطیر ایرانی و استفاده از آنها برای آگاهی مردم از شرایط نابسامان دورة مشروطه، کوشیده و شعرایی چون عارف قزوینی، نسیم شمال و میرزاده عشقی بنا بر اقتضای اجتماع دوران خود به صورت افراطی اساطیر را وسیلة بیان مسائل وطنی و اوضاع آشفتة عصر خویش قرار داده اند. برخی مضامین اسطوره ای در شعر این دوره صورت کلیشه ای دارد و پیوند معناداری با جریانات سیاسی ـ اجتماعی عصر مشروطه ندارد.